احسان اسدی در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به اینکه به نظر شما مهمترین عوامل اقتصادی موثر بر جهش بیسابقه نرخ ارز و تداوم تورم در ماههای اخیر چیست و چه سهمی از این وضعیت به سیاستهای داخلی و چه بخشی به متغیرهای بیرونی باز میگردد، گفت: مهمترین متغیری که بر روی نرخ ارز اثر میگذارد رشد نقدینگی است، یعنی همان چیزی که اصطلاحا چاپ پول میگویند.
وی، مهمترین دلیل رشد نرخ ارز را رشد نقدینگی دانست و افزود: این رشد نقدینگی در ایران از دو محل ایجاد میشود؛ یکی در بخش کسری بودجه دولت و دیگری به دلیل ناترازی و بیانضباطی سیستم بانکی و پولی کشور. بخش قابل توجهی از کسری بودجه دولت به دلیل نبود درآمدهای کافی نفتی است که بخش اعظم آن به مسئله تحریمها بازمیگردد.
اسدی ادامه داد: کسری بودجهای که برای دولت ایجاد میشود یک بخشی از محل نبود درآمد و بخش دیگری از بابت هزینههای مازادی است که بازده اقتصادی در اقتصاد ایران ندارند و این مسائل باعث کسری بودجه دولت میشود و این کسری بودجه روی رشد نقدینگی اثر میگذارد.
عضو هیئت علمی وابسته دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان، دلیل دیگر رشد نرخ ارز را سیستم پولی و نظام بانکداری کشور دانست و افزود: ناترازی و بی انضباطی شبکه بانکی منجر به اضافه برداشت و رشد بدهی بانکها به بانک مرکزی میشود و این باعث خلق پول و افزایش نرخ رشد نقدینگی میشود و در نتیجه ایجاد تورم میکند و به واسطه تورم، نرخ ارز هم بالا میرود.
وی بیان کرد: مثال این قضیه بانک آینده است البته برخی بانکهای خصوصی دیگر هم خیلی اوضاع بهتری ندارند و عمدتاً در کشورمان بانکهایی داریم که با مشکلات زیادی مواجه هستند که منجر به رشد اضافه برداشتها و ناترازی سیستم بانکی کشور و همچنین خلق پول و در نتیجه افزایش نرخ ارز میشوند. میتوان گفت یک دلیل رشد نرخ ارز بیشتر بیارزش شدن پول ماست که به واسطه چاپ پول رخ میدهد و به این بی ارزش شدن پول در قبال کالا و خدمات، تورم میگویند که منجر به رشد نرخ ارز به عنوان نماینده کالاهای خارجی میشود.
اسدی تصریح کرد: در پاسخ به اینکه آیا نقدینگی و چاپ پول به صورت صد درصد رشد نرخ ارز را توضیح میدهد، باید بگوییم خیر، بخش قابل توجهی از آن، اینگونه است ولی بر اساس محاسباتی که وجود دارد میتوان گفت انتظارات، نااطمینانیها و بیثباتیهایی که جامعه نسبت به آینده میبیند، میتواند بخشی از دلایل رشد نرخ ارز باشد.
این دکترای اقتصاد معتقد است: مادامی که تحریم باشیم و نتوانیم خوب نفت بفروشیم و در نتیجه کسری بودجه در بخش عمومی دولت ماندگار باشد و سیستم بانکی و پولی فشل همراه با ناترازی و رشد بدهی بانکها به بانک مرکزی وجود داشته و با دنیا تنش بالایی داشته باشیم و نااطمینانی نسبت به آینده وجود داشته باشد، با رشد نرخ ارز با نمایندگی دلار مواجه خواهیم بود و اگر افتهایی هم برای نرخ ارز رخ دهد، به صورت مقطعی خواهد بود.
وی در خصوص ارائه راهکارهایی برای رفع این مشکلات گفت: راهکار این قضیه بخشی خارجی است یعنی باید بتوانیم به هر ترتیب با دنیا ارتباط برقرار کرده و نفت بفروشیم و از محل فروش درآمدهای نفتی بتوانیم بخشی از کسری بودجه خود را جبران کنیم و این قضیه هم ادامهدار باشد. اگر چنین اقدامی انجام دهیم شاید بتوانیم مقداری ضرب و شدت انفجار آثار بد رشد نرخ ارز را از طریق صرفهجویی در منابع ارزی، یکسانسازی تخصیص ارز یا ندادن ارز با قیمت پایین به افرادی که رانت ارزی ایجاد میکنند (این مسئله خود موجب افزایش تقاضای ارز میشود)، کنترل کنیم اما اینها راهکارهای بلندمدتی نیستند.
اسدی در تبیین راهکارهای بلندمدت بیان کرد: باید حتماً قواعد، مقررات و استانداردهای کمیته بازل به صورت کامل رعایت شود و بانکها باید سرمایه لازم داشته باشند و کارکرد بانکداری در سطح استاندارد جهانی باشد تا جلوی رشد نقدینگی از محل بدهی بانکها گرفته شود.
هزینههای مازاد دولت باید کاسته شود
وی با بیان اینکه در رابطه با بودجه دولت نیز باید هزینههای مازاد کاسته و بودجه جاهایی که بازدهی اقتصادی ندارد، کم شود یا مردم نهاد شوند و به صورت مردم نهاد تأمین مالی شوند، گفت: برای افزایش درآمدهای دولت باید به سمت فروش نفت و بازگشت نرخ ارز برویم که برای این موضوع هم نیاز به سرمایهگذاری داریم اما مقداری روی این موضوع ضعیف هستیم و هم اینکه بازارهای جدیدی شناسایی کنیم که این نیاز به دیپلماسی اقتصادی دارد یعنی از محل سیاست این موضوع میتواند حل شود ولی به طور کلی برای جلوگیری از یک ابر تورم و تحمل یک تورم شاید بتوان تا حدی از طریق صرفهجویی در منابع ارزی کشور مقداری جلوی تشدید شرایط فعلی را گرفت.
عضو هیئت علمی وابسته دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در پاسخ به اینکه نظام بانکی کشور تا چه اندازه توانسته است نقش خود را در کنترل نقدینگی، هدایت منابع به سمت تولید و جلوگیری از تشدید تورم ایفا کند و ضعفهای اصلی این نظام را در شرایط فعلی چه میدانید، گفت: نظام بانکی بسیار ضعیف عمل کرده و این مسئله مقداری ریشهای است به این مفهوم که از روز اول نظارت کافی یا استانداردهای محکمی در نظام بانکداری کشورمان وجود نداشته است تا پروانه یک بانک صادر شود.
وی ادامه داد: در شرایط فعلی نظارت لازم بر وامدهی بانکهای کشورمان وجود ندارد و بسیاری از اوقات افرادی که ویژهخوار هستند و رانت دارند میتوانند به راحتی به منابع ارزان قیمت نظام بانکداری دسترسی پیدا کنند و این منابع ارزان را به بانک دیگر میبرند و با نرخ بالاتر سپرده کرده و سود کسب میکنند یا به بازار ارز و طلا میبرند و در آنجا تنش و تقاضا ایجاد میکنند. همچنین بازگشت درست و حسابی برای تسهیلات اخذ شده وجود ندارد و در نتیجه نظام بانکی به مشکل برمیخورد و نقدینگی و بدهی وامگیرنده امحا نمیشود و به همین دلیل نقدینگی رشد میکند و این مصیبتها بر سر کشورمان میآید.
اسدی با تأکید بر اینکه برای این موضوع باید یک بانک مرکزی مقتدر وجود داشته باشد، گفت: حاکمیت باید رودربایستی را کنار گذاشته و خیلی محکم بایستد برای اینکه بانکها استانداردهای بینالمللی بانکداری را رعایت کنند. از طرف دیگر نباید بر اساس مبانی اقتصاد، کل جامعه مشکلات یکی دو بانک را تحمل کنند. کسی که در یک بانک سپردهگذاری میکند، باید در ریسکهای آن بانک شریک باشد. وقتی یک بانک به مشکل بر میخورد بقیه جامعه نباید تاوان مدیریت بد یک بانک را پس بدهند و برای اینکه یک بانک بدهی خود را بدهد و اصطلاحا نخواهد از جیب بقیه جامعه زیان آن پرداخت شود، باید برای آن بانک اعلام ورشکستگی کنند و حسابرسی برای آن کرده و بدهیهای آن را پرداخت کرده و آنچه دارایی میماند بین سهامداران بانک تقسیم شود.
بخش زیادی از تورم به دلیل سیستم بانکداری غلط است
این دکترای اقتصاد یادآور شد: متأسفانه در ایران، سالیان سال است که بار بانکهای با مشکلات فراوان را به دوش میکشیم؛ در صورتی که بخش قابل توجهی از تورمی که ایجاد میشود، به دلیل سیستم بانکداری غلط است و مردم ایران دارند تاوان سپردهگذاران و سهامداران یکسری از بانکها را میدهند.
وی با بیان اینکه افراد نباید ریسک کنند و سپرده خود را در بانکی که مشکل دارد، بگذارند و اگر چنین کاری کردند، باید خودشان عواقب این کار را بپذیرند، افزود: متأسفانه با توجه به اینکه بانکها مطمئن هستند و خیالشان راحت است که هیچگاه ورشکسته نمیشوند و کسی با آنان کاری ندارند، بی انضباطی انجام میدهند و سپردههای با نرخ بالا میگیرند و وامهای ارزان به ویژهخوارها و رانتخوارها میدهند و آنها هم وامها را در جهت طلا و دلار و یا در بانکهای دیگر سپردهگذاری میکنند، در نتیجه بانک به سپردهگذار بدهکار میشود و ندارد که سپرده آنان را پس دهد لذا از بانک مرکزی برداشت میکند و نتیجه آن تورم میشود. راهکار این است که رودربایستی کنار گذاشته شود و بانکی که مشکل دارد، منحل شود و کسی که در آن بانک سپرده دارد باید خودش عواقب سپردهگذاری خود را بچشد نه اینکه بقیه جامعه بخواهند تاوان آن را دهند.
انتهای پیام


نظرات