به گزارش ایسنا، به نقل از Times Higher Education، گزارشهای منتشرشده از سوی اعضای هیئت علمی خارجی حاکی از آن است که آنان با مجموعهای از موانع ساختاری و فرهنگی مواجهاند؛ موانعی که نهتنها مسیر پیشرفت شغلی را محدود میکند، بلکه احساس تعلق و امنیت حرفهای را نیز از بین میبرد. نابرابری در پرداخت حقوق، قراردادهای موقت، مسیرهای مبهم ارتقا و نظامهای ارزیابی غیرشفاف، از جمله مشکلاتی است که بارها تکرار شده است.
یکی از مفاهیم کلیدی در این تجربهها، «فرهنگ درونگروهی» است. به گفتهی اولگا فدورنکو، استاد انسانشناسی دانشگاه ملی سئول، اطلاعات مهم اغلب بهصورت غیررسمی و از طریق شبکههای قدیمی منتقل میشود.
او در این باره میگوید: «اطلاعات در شبکههای غیررسمی فارغالتحصیلان میچرخد و کارکنان بینالمللی را با حجم زیادی از ندانستههای ناشناخته روبهرو میکند؛ چیزهایی که حتی نمیدانیم باید دربارهشان سئال کنیم».
از منظر ساختاری، تفاوت در نوع قراردادها نقش مهمی در این نابرابری دارد. بسیاری از استادان خارجی، خارج از مسیر تثبیت شغلی یا با قراردادهای کوتاهمدت استخدام میشوند و از مزایای نظام پرداخت مبتنی بر سن، که برای استادان کرهای رایج است، بهرهمند نیستند. این وضعیت، آنها را در جایگاه «کارکنان غیررسمی» قرار میدهد؛ جایگاهی که قدرت چانهزنی و امنیت شغلی محدودی دارد.
بعد فرهنگی ماجرا نیز کمتر از دیگر ساختارها تعیینکننده نیست. انتظار برای تسلط کامل به زبان کرهای، حتی در موقعیتهایی که استاد بهطور مشخص برای تدریس و انتشار به زبان انگلیسی استخدام شده، نمونهای از این چالشهاست.
نکته قابلتامل این است که بسیاری از این استادان، تجربهی خود را نه لزوما نتیجهی تبعیض عمدی، بلکه حاصل یک سیستم بسته و خودبازتولیدکننده میدانند؛ سیستمی که بدون اصلاحات جدی، بهطور طبیعی «غریبهها» را در حاشیه نگه میدارد.
بر همین اساس، بسیاری از کارشناسان این سئوال را مطرح میکنند که آیا بینالمللیسازی صرفا به معنای افزایش آمار دانشجویان و استادان خارجی است، یا مستلزم بازنگری عمیق در فرهنگ سازمانی و ساختارهای تصمیمگیری دانشگاهها؟ تجربه اعضای هیات علمی خارجی در کره جنوبی نشان میدهد که بدون اصلاحات واقعی، بینالمللیسازی ممکن است بیش از آنکه یک تحول عمیق باشد، به یک ویترین پرزرقوبرق محدود بماند؛ ویترینی که پشت آن، احساس طرد و بیعدالتی پنهان شده است.
انتهای پیام


نظرات