محمدجواد استادی در گفتوگو با ایسنا با تبیین چیستی «مکتب هنر رضوی»، اظهار کرد: مکتب هنر رضوی بر این پیشفرض استوار است که زیارت را نباید صرفاً بهعنوان یک آیین یا مناسک مذهبی فهم کرد، بلکه زیارت یک تجربه وجودی، فرهنگی و اجتماعی است که با ساحتهای معنا، اخلاق، هویت و سبک زندگی انسان معاصر پیوند خورده است. از این منظر، هنر نه در حاشیه زیارت، بلکه در متن تجربه زیارت قرار میگیرد و به زبان اصلی انتقال این تجربه تبدیل میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که برای بازخوانی مفهوم زیارت از چه رشتههای هنری استفاده میشود، اظهار کرد: وقتی زیارت بهعنوان یک تجربه جامع انسانی و تمدنی درک شود، طبیعی است که دامنه هنرهای درگیر در آن نیز گسترده باشد. مکتب هنر رضوی از معماری و هنرهای وابسته به فضا آغاز میکند و تا هنرهای نوین مانند سینما و رسانههای تصویری، هنرهای تجسمی همچون گرافیک و خوشنویسی، موسیقی، ادبیات، طراحی صنعتی و هنرهای دیجیتال امتداد مییابد که هر یک از این حوزهها ظرفیت خاصی برای بازنمایی و انتقال بخشی از تجربه زیارت دارند.
هنر، امکان «تجربه زیارت» را برای مخاطب فراهم میکند
مدیر کلان پروژه مکتب هنر رضوی وجه مشترک همه این رشتهها را تمرکز بر «سیر درونی دریافت معنا در ظاهر» دانست و افزود: زیارت حرکتی از بیرون به درون است، حرکتی که انسان را از شتابزدگی، پراکندگی و مصرفزدگی زندگی روزمره به سکون، تأمل و تمرکز میرساند. هنر در مکتب رضوی، بازتابدهنده همین سیر درونی است. در این رویکرد، هنر صرفاً روایتگر زیارت نیست، بلکه امکان «تجربه زیارت» را برای مخاطب، حتی برای کسانی که امکان حضور فیزیکی در حرم مطهر رضوی را ندارند، فراهم میکند. این تجربه، تجربهای حسی، عاطفی و معنامحور است.
استادی با اشاره به جلوههای هنری حرم مطهر رضوی، بهعنوان نمونههای عینی این رویکرد، اظهار کرد: در فضای حرم، هیچ نقش، رنگ یا فرمی را نمیتوان یافت که صرفاً تزیینی و فاقد معنا باشد. همه عناصر هنری در خدمت شکلگیری تجربه زیارت قرار گرفتهاند و هر کدام حامل لایهای از معنا، هدایت درونی و تربیت معنوی زائر هستند.
وی هنر آینهکاری را نمونهای شاخص در این زمینه دانست و گفت: آینهکاری در حرم مطهر رضوی صرفاً یک آرایه بصری نیست، بلکه تجسم یک دستگاه معرفتی عمیق است. آینهکاری، نسبت «وحدت و کثرت» را بهصورت بصری بازنمایی میکند. هزاران قطعه مستقل و شکسته، در کنار یکدیگر نوری واحد را باز میتابانند و همین نور، فضا را به ساحتی قدسی تبدیل میکند.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی ادامه داد: زائر در این فضا، با وجود کثرت صداها، حرکتها و چهرهها، در نهایت به نقطه مرکزی زیارت میرسد. در این آینهها، انسان خود را در هزاران تصویر میبیند، اما همزمان با مواجهه با امام، به تمرکز درونی دست مییابد. گویی «من پراکنده» انسان معاصر، در آینه زیارت به «خود واحد» بازمیگردد. بازخوانی یا خلق هنری چنین تجربهای، بدون اتکا به متون عرفانی، فلسفه اسلامی و الهیات زیارت، ممکن نیست. تجربه شخصی زیارت نقطه آغاز است، اما هنر رضوی بر پیوند این تجربه با پژوهش نظری و معرفتی تأکید دارد.
وی در پاسخ به این پرسش که زبان هنر چه تفاوتی با روشهای سنتی در انتقال مفاهیم زیارت دارد، تصریح کرد: روشهای سنتی مانند کتاب و سخنرانی، زیارت را توصیف یا تبیین میکنند، اما هنر، زیارت را «قابل تجربه» میسازد. زبان هنر زبانی پیشامفهومی، چندلایه، غیرخطابی، عاطفی و مبتنی بر تخیل است. هنر میتواند سکوت زیارت، انتظار، اشک، تردید، امید و بازگشت را بدون قرار گرفتن در قالب توصیه یا خطابه اخلاقی، به مخاطب منتقل کند که این ویژگی بهویژه برای نسل جدید اهمیت مضاعف دارد.
مدیر کلان پروژه مکتب هنر رضوی درباره جهانیسازی هنر رضوی گفت: جهانی شدن هنر رضوی به معنای رقیقسازی یا بومیزدایی از هویت آن نیست. هنر رضوی در بنیاد خود جهانی و فراگیر است. مفاهیمی مانند نسبت انسان معاصر با امر قدسی، پیوند اخلاق، زیبایی و معنویت، نگاه کرامتمحور به انسان و مقاومت نرم در برابر مصرفزدگی و ابتذال فرهنگی، مفاهیمی جهانفهم هستند.
استادی افزود: برای معرفی جهانی هنر رضوی، به زنجیرهای کامل نیاز داریم، از تولید آثار حرفهای با استانداردهای بینالمللی گرفته تا تربیت هنرمندان و پژوهشگرانی که هم با سنت دینی آشنا باشند و هم زبان جهانی هنر را بدانند. آثار باید نهتنها ترجمه زبانی، بلکه ترجمه مفهومی شوند و در موزهها، جشنوارهها، نمایشگاهها و دانشگاههای معتبر جهان حضور فعال داشته باشند.
وی یکی از چالشهای جدی این مسیر را کلیشهسازی هنر دینی و ضعف روایت بینافرهنگی مؤثر دانست و گفت: هنر دینی هنری عمیق، جدی و پیشرو است و نباید با نگاه سطحی به آن پرداخته شود. ضعف روایت و نداشتن زبان بینافرهنگی مؤثر نیز از دیگر چالشهای این حوزه است.
محصولات فرهنگی زمانی اثرگذارند که در زندگی روزمره انسان معاصر حضور داشته باشند
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به مفهوم «اصلاح مصرف فرهنگی» تأکید کرد: شیوه تأمین نیازهای فرهنگی، سبک زندگی را شکل میدهد. اگر بهدنبال سبک زندگی دینی هستیم، باید مصرف فرهنگی ما آگاهانه، انتخابمحور و معنابنیاد باشد. هنر رضوی میتواند در اصلاح این شیوه مصرف نقشی اساسی ایفا کند.
استادی اضافه کرد: محصولات فرهنگی زمانی اثرگذارند که زیستپذیر باشند و در زندگی روزمره انسان معاصر حضور داشته باشند. تولید آثار هنری با کیفیت فنی، صداقت و ارتباط واقعی با زیست مخاطب، بسیار مؤثرتر از توصیههای مستقیم است. اصلاح مصرف فرهنگی فرآیندی تدریجی، اما بنیادین است و بدون هنر، عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
انتهای پیام


نظرات