به گزارش ایسنا، نارسایی قلبی یکی از شایعترین بیماریهای قلبیعروقی است که به دلیل اختلال در ساختار یا عملکرد قلب ایجاد میشود و باعث کاهش توان پمپاژ خون در بدن میگردد. این وضعیت معمولاً با علائمی مانند تنگی نفس، ورم اندامها و خستگی مداوم همراه است و میتواند کیفیت زندگی فرد را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. در ایران نیز نارسایی قلبی از علل مهم ناتوانی و مرگومیر به شمار میرود و پیشبینی میشود با افزایش سن جمعیت، شیوع آن در سالهای آینده بیشتر شود. از سوی دیگر، ماهیت مزمن این بیماری سبب میشود بیماران برای مدت طولانی نیازمند مراقبت، درمان و پیگیری باشند؛ موضوعی که هزینههای درمانی بالایی را به نظام سلامت و خانوادهها تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، خودمراقبتی بیماران نقش کلیدی در کنترل بیماری و پیشگیری از تشدید علائم دارد. خودمراقبتی به مجموعه رفتارهایی گفته میشود که بیمار با آگاهی و مهارت شخصی خود انجام میدهد؛ مانند مصرف منظم دارو، رعایت رژیم غذایی مناسب، توجه به علائم هشداردهنده و پایبندی به توصیههای درمانی. با این حال، مطالعات نشان میدهند بسیاری از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در انجام این رفتارها موفق نیستند و دستکم نیمی از آنان به درمانهای توصیهشده پایبندی کافی ندارند. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، «خودکارآمدی» است؛ یعنی میزان اعتماد فرد به توانایی خود برای انجام اقدامات لازم. هرچه خودکارآمدی بیشتر باشد، احتمال انجام صحیح خودمراقبتی نیز افزایش مییابد و همین موضوع ضرورت توجه به راهکارهای تقویت آن را برجسته میکند.
عظیم عزیزی به همراه چهار نفر از همکاران خود از گروه پرستاری داخلی و جراحی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی همدان، در همین راستا پژوهشی را در زمینه آموزش بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر یک روش آموزشی نوین، به بررسی تأثیر آموزش مجازی مبتنی بر همتا پرداخته است؛ روشی که در آن بیماران از آموزش و تجربه افرادی استفاده میکنند که شرایطی مشابه خودشان داشتهاند.
این پژوهش بهصورت یک کارآزمایی بالینی دوگروهی انجام شد و ۷۴ بیمار مبتلا به نارسایی قلبی در آن شرکت داشتند. بیماران بهطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه کنترل که آموزشهای معمول و رایج را دریافت کرد و گروهی که تحت آموزش مجازی همتامحور قرار گرفت. برای جمعآوری دادهها، پرسشنامههایی درباره ویژگیهای فردی، میزان خودمراقبتی و خودکارآمدی قلبی بیماران استفاده شد. این پرسشنامهها قبل از شروع آموزش و یک ماه پس از پایان آن تکمیل شدند. آموزش گروه همتا به مدت یک ماه و از طریق فضای مجازی انجام شد و شامل هشت جلسه آموزشی کوتاه بود که به شکل ویدئو توسط فرد همتا تهیه شده بود. درنهایت دادهها با روشهای آماری متداول تحلیل شدند تا تغییرات ایجادشده بهطور دقیق بررسی گردند.
نتایج بهدستآمده نشان دادند پیش از شروع مداخله، تفاوت قابل توجهی بین دو گروه از نظر ویژگیهای فردی، میزان خودمراقبتی و خودکارآمدی قلبی وجود نداشت. این موضوع بیانگر آن است که دو گروه در نقطه شروع شرایطی مشابه داشتند. اما پس از پایان دوره آموزشی، وضعیت تغییر کرد و بیماران گروهی که آموزش مجازی همتامحور دریافت کرده بودند، بهبود قابل توجهی در خودکارآمدی قلبی و رفتارهای خودمراقبتی نشان دادند. این تفاوت در مقایسه با گروه کنترل از نظر آماری معنادار بود و نشان میداد نوع آموزش ارائهشده نقش مؤثری در این بهبود داشته است.
بر اساس نتیجهگیری پژوهشگران، آموزش مجازی همتامحور میتواند بهطور مؤثری خودکارآمدی و خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی را ارتقا دهد. این روش بهویژه در شرایطی که امکان آموزش حضوری وجود ندارد، میتواند بهعنوان یک جایگزین مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
همچنین، پژوهش فوق که نتایج آن در «مجله مراقبت پرستاری و مامایی ابنسینا» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی همدان منتشر شدهاند، نشان میدهد این نوع آموزش میتواند در کنار آموزشهای حضوری، نقش مکمل داشته باشد و اثربخشی آنها را افزایش دهد؛ موضوعی که برای برنامهریزی خدمات مراقبتی اهمیت زیادی دارد.
بر اساس این یافتهها، یکی از دلایل موفقیت آموزش همتامحور، استفاده از تجربه افرادی است که خود با بیماری زندگی کردهاند. این موضوع حس همدلی و درک متقابل را در بیماران تقویت میکند و باعث میشود توصیهها واقعیتر و قابلقبولتر به نظر برسند. همچنین، آموزش مجازی به بیماران اجازه میدهد در زمان و مکان دلخواه خود به محتوای آموزشی دسترسی داشته باشند؛ امری که میتواند استرس را کاهش داده و تمرکز بر یادگیری را افزایش دهد. استفاده از ویدئوهای ساده و قابل فهم نیز به درک بهتر مفاهیم و به خاطر سپردن آنها کمک کرده است.
از سوی دیگر، این پژوهش نشان میدهد که چنین روشهایی میتوانند در عمل به پرستاران و مدیران نظام سلامت کمک کنند تا برنامههای آموزشی مؤثرتری برای بیماران مزمن طراحی کنند.
فراهم کردن بستر آموزش مجازی همتامحور میتواند تعامل بیماران با نظام مراقبتی را افزایش دهد و آنها را به مشارکت فعالتر در درمان تشویق کند. البته پژوهشگران تأکید کردهاند که لازم است در مطالعات آینده، این روش با سایر شیوههای آموزشی مقایسه شود تا مزایا و محدودیتهای هر کدام بهصورت دقیقتری مشخص گردد.
انتهای پیام


نظرات