به گزارش ایسنا، روزنامه آمریکایی در مقالهای تصریح میکند اظهارات مکرر «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا درباره تصاحب گرینلند دیگر نباید صرفاً بهعنوان تاکتیکهای مذاکرهای تلقی شود، بلکه باید آن را موضعی جدی و ریشهدار دانست که میتواند منافع راهبردی ایالات متحده را بهشدت تضعیف کند. بهگفته این مقاله، ترامپ بهطور علنی احتمال استفاده از زور را رد نکرده و همین امر نشان میدهد تمایل او به گرینلند فراتر از شعار و لفاظی بوده و به مسیری بالقوه در سیاستگذاری با پیامدهای گسترده تبدیل شده است.
روزنامه آمریکایی «نیویورکتایمز» مینویسد که رهبران اروپایی نیز این تهدیدها را با همان میزان جدیت دنبال میکنند و این تصور که اروپا بهسادگی تصاحب گرینلند از سوی آمریکا را بپذیرد و سپس از آن عبور کند، اشتباه است. در همین راستا، مقاله به اظهارات اخیر رئیسجمهور فرانسه اشاره میکند که اعلام کرده کشورش در برابر هرگونه تعرض به حاکمیت گرینلند در کنار دانمارک خواهد ایستاد و از استقرار نیروهای اروپایی در این جزیره حمایت میکند. بهگفته مقاله، این مواضع نشاندهنده عزم فزاینده اروپا برای دفاع از اصول بنیادین حاکمیت ملی و حقوق بینالملل است.
نیویورکتایمز تأکید میکند محتملترین پیامد هرگونه رویارویی بر سر گرینلند، حتی بدون ورود به بدترین سناریوها، فاجعهبار خواهد بود. این مقاله هشدار نخستوزیر دانمارک را یادآوری میکند که گفته است حمله به گرینلند بهمعنای پایان ناتو خواهد بود. بهنوشته مقاله، فروپاشی ناتو ایالات متحده را از شبکهای بیبدیل از متحدان محروم میکند، شکافهایی برای بهرهبرداری دشمنان مشترک ایجاد خواهد کرد و اعتبار اخلاقی این ائتلاف را که دههها به تقویت نفوذ نرم آمریکا کمک کرده، از میان میبرد. به باور مقاله، چنین وضعیتی آمریکا را امنتر نمیکند، بلکه آن را ضعیفتر و منزویتر خواهد ساخت.
این مقاله تصریح میکند گرینلند برای اروپا مسئلهای حاشیهای نیست. تهدید علیه این سرزمین، مستقیماً به هسته مفهوم اروپا، حاکمیت، اعتماد و احترام به حقوق بینالملل لطمه میزند. بهگزارش نیویورکتایمز، رهبران اروپایی بر موضعی واحد تأکید کردهاند: سرنوشت گرینلند تنها باید بهدست دانمارک و مردم گرینلند تعیین شود و نه هیچ طرف دیگری. مقاله خاطرنشان میکند بحرانی که اکنون در حال شکلگیری است، هم واقعی است و هم کاملاً غیرضروری و قابل اجتناب؛ امری که آن را بیش از پیش گیجکننده میسازد.
نیویورکتایمز در عین حال اشاره میکند ترامپ میتواند بهطور معتبر مدعی تقویت ناتو در برخی زمینهها باشد. هرچند روش او بحثبرانگیز بوده، اما نتایج ملموسی به همراه داشته است. بهنوشته مقاله، ترامپ موفق شد متحدان آمریکا را به تعهدی در زمینه هزینههای دفاعی وادار کند که فراتر از انتظارات پیشین بود. پس از بیش از یک دهه تلاش برای رسیدن به معیار ۲ درصد، اعضای ناتو اکنون متعهد شدهاند تا سال ۲۰۳۵ هزینههای دفاعی خود را به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند و کشورهای مهم اروپایی، از جمله آلمان، گامهایی جدی در این مسیر برداشتهاند.
این مقاله میافزاید تقویت توان نظامی اروپا به آمریکا امکان میدهد بر اولویتهای راهبردی دیگر، بهویژه در نیمکره غربی و منطقه هند-اقیانوسیه، تمرکز کند. از این منظر، ناتو بهواسطه فشارهای ترامپ در مسیر تقویت نظامی قرار گرفته است. با این حال، مقاله با لحنی متناقض مینویسد که بقای ناتو نیز اکنون بیش از هر زمان دیگری بهدلیل اقدامات خود ترامپ در معرض خطر قرار دارد.
نیویورکتایمز تصریح میکند تهدید به الحاق سرزمینی متعلق به یکی از اعضای ناتو، بنیان این ائتلاف را از اساس تضعیف میکند. ناتو، بهگفته مقاله، صرفاً یک پیمان نظامی نیست، بلکه جامعهای از دموکراسیهای لیبرال است که بر پایه اعتماد و فرهنگ سیاسی مشترک شکل گرفته است. اعضای این ائتلاف یکدیگر را تهدید نمیکنند، بلکه از طریق مشورت، مذاکره و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات پیش میروند. این فرهنگ سیاسی مشترک، بهنوشته مقاله، بزرگترین دارایی راهبردی ناتو و وجه تمایز آن از ائتلافهایی است که با اجبار و تهدید حفظ میشوند.
رسانه آمریکایی هشدار میدهد اگر متحدان نسبت به احترام به حاکمیتشان از سوی شرکای خود دچار تردید شوند، اعتبار دفاع جمعی نیز بهشدت تضعیف خواهد شد. این مقاله پرسشی کلیدی مطرح میکند: اگر اعضای ناتو از تهدیدهای درونی بیم داشته باشند، چرا دشمنان باید باور کنند که این ائتلاف در برابر تهدیدهای خارجی متحد خواهد ماند؟ از این منظر، مسئله اصلی نه گرینلند، بلکه آینده روابط فراآتلانتیکی است.
نیویورکتایمز در ادامه مینویسد ترامپ تلویحاً گفته است ممکن است ناچار شود میان گرینلند و ناتو یکی را انتخاب کند؛ گزارهای که برای اروپاییها عمیقاً نگرانکننده و برای آمریکاییهایی که به ناتو اهمیت میدهند، به همان اندازه خطرناک است. این مقاله در عین اذعان به نگرانیهای واقعی درباره امنیت قطب شمال و افزایش فعالیتهای روسیه و چین در این منطقه، تأکید میکند چنین چالشهایی نه توجیه اقدام یکجانبه، بلکه دلیلی قویتر برای همکاری در چارچوب ناتو هستند.
در جمعبندی، نیویورکتایمز خاطرنشان میکند ناتو از پیش چارچوب مناسبی برای مواجهه با امنیت قطب شمال از طریق هماهنگی، مشورت و مشروعیت جمعی فراهم کرده است. مقاله یادآور میشود تنها باری که ماده ۵ ناتو فعال شد، پس از حملات ۱۱ سپتامبر و برای دفاع از خود آمریکا بود. بهگفته مقاله، منافع جهانی ایالات متحده نه با تضعیف، بلکه با اتحادهای قدرتمند تقویت میشود. نیویورکتایمز نتیجه میگیرد مسئله گرینلند لزوماً نباید به گسست منجر شود و اگر خردمندانه مدیریت شود، میتواند بار دیگر بر نقاط قوت پایدار ناتو تأکید کند؛ چراکه هنوز برای غلبه گفتوگو بر تقابل دیر نشده است.
انتهای پیام