شاپور زردموی؛ عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه بیرجند امروز دوشنبه ۲۹ دی در این نشست گفت: جهان همواره متحول بوده و هیچگاه ایستا نبوده است؛ با این وجود، در دوران معاصر، سرعت تغییرات به شدت افزایش یافته است. این شتاب در تحولات که در مقایسه با ادوار گذشته کاملاً محسوس بوده، نویدبخش پیشرفت است اما همزمان باعث هراس و نگرانی در افراد نیز میشود.
وی با بیان اینکه پیدایش علم جامعهشناسی نیز تا حدی واکنشی به این هراس از سرعت تغییرات بود، تصریح کرد: در گذشته، برخی اندیشمندان تلاش میکردند جامعه را به شرایط گذشته بازگردانده تا احساس امنیت کنند، اما در نهایت پذیرفته شد که جامعه به عقب بازنگشته و باید متناسب با زمان پیش رفت که یکی از نمادهای این تغییرات سریع، تغییر چرخه مصرف کالاها و کوتاه شدن فواصل زمانی و مکانی است.
زردموی با بیان اینکه از جامدیت به سیالیت در این جهان پرشتاب، بحث فرهنگ و هویت ایرانی اهمیت دوچندان مییابد، تصریح کرد: والدین و سیاستگذاران اغلب در برابر تغییرات رفتاری نسل جدید که سریعتر با تحولات هماهنگ میشوند، موضعگیری میکنند.
وی با بیان اینکه هویت پاسخ به پرسش «من کیستم؟» است که در سطح فردی و جمعی مطرح میشود، افزود: در گذشته، منابع هویتبخش مانند دین، قومیت، تاریخ و زبان، هویتهای جامد و یکپارچهای میساختند که برای سالهای متمادی ثابت میماند، اما امروزه هویتها به هویتهای سیال تبدیل شدهاند. پاسخ افراد به پرسش هویت دائماً در حال تغییر بوده و دیگر آن یکپارچگی گذشته را نمیبینیم؛ به طوری که یک فرد ممکن است رفتارهایی متناقض از خود نشان دهد و این تناقض را از نظر خودش طبیعی بداند.
وی یادآور شد: در حال حاضر، پروژه هویت هرگز بسته نمیشود و همواره در معرض بازاندیشی بوده و افراد دائماً در حال بازتعریف خود هستند؛ همچنین منابع سنتی هویتبخش مانند دین و قومیت تا حدی تضعیف شدهاند.
زردموی با بیان اینکه اگرچه دین و قومیت هنوز وجود دارند، اما نفوذ آنها به عنوان منبع اصلی هویت کاهش یافته، اظهار کرد: در مقابل، هویت ایرانی همچنان به عنوان یک منبع قوی هویتبخش جمعی باقی مانده و افراد به پیشینه تاریخی خود مراجعه میکنند.
وی با بیان اینکه علاوه بر این، هویت از حالت اکتسابی به حالت انتخابی تغییر یافته و این امر در لایههای مختلف اجتماعی مشهود است، تصریح کرد: در حوزه انسجام اجتماعی و تقابل یکپارچگی سیستمی و اجتماعی برای درک بهتر وضعیت جامعه، میتوان از نظریات جامعهشناسانی مانند دورکیم استفاده کرد؛ براین اساس دو نوع همبستگی وجود دارد که شامل همبستگی مکانیکی مبتنی بر شباهتها و همبستگی ارگانیک مبتنی بر تقسیم کار و تفاوتهاست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه تاریخ ایران نشان میدهد که همواره تقابلی بین این دو نوع یکپارچگی وجود داشته است، افزود: در دورههایی از تاریخ، یکپارچگی سیستمی ضعیف و یکپارچگی اجتماعی قوی بود که منجر به انقلاب مشروطه شد. در دوره پهلوی نیز نوساناتی بین این دو دیده میشد و در جمهوری اسلامی نیز تا سال ۱۳۵۶ یکپارچگی سیستمی قوی بود، اما پس از آن یکپارچگی اجتماعی رو به افزایش گذاشت که تقابل این دو نوع یکپارچگی میتواند زمینهساز بازسازی هویتهای جمعی شود.
این استاد دانشگاه بیان کرد: انسجام در منافع مادی، بخش مهمی از پیوند اجتماعی بوده و اگر تقسیم کار در جامعه صورت گیرد اما توزیع منافع و ثروت عادلانه نباشد، ریشههای عینی انسجام از بین میرود.
وی با بیان اینکه در جهان امروز که تغییرات شتابان است، هویتها نیز سیال بوده و مدام در حال بازاندیشی و بازسازی هستند، اظهار کرد: بخش مهمی از این هویت به فرهنگ برمیگردد که تنها شامل ادبیات و هنر نیست، بلکه شامل فرهنگ عینی و نحوه زندگی روزمره افراد است که برای حفظ انسجام اجتماعی، توجه به بعد عینی و تامین منافع مادی شهروندان به اندازه باورهای مشترک حیاتی بوده و تقابل بین یکپارچگی سیستمی و اجتماعی و نحوه مدیریت منافع مادی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری هویتهای جمعی و ثبات جامعه دارد.
نگاهی به گفتمان رسمی جامعه کنونی
پیمان زنگنه؛ عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند نیز در این نشست اظهار کرد: مسئله فرهنگ و هویت، بهویژه هویت ایرانی، یکی از محورهای اصلی گفتمان رسمی جامعه کنونی ماست و بسیاری از مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ریشه در ابعاد فرهنگی و هویتی دارند و تا زمانی که در مخزن هویتی خود چارهجویی نکنیم، حل بسیاری از معضلات و تعیین موضع صحیح نسبت به جهان پیرامون دشوار خواهد بود. بنابراین، توجه به هویت به عنوان یک زیرساخت مهم، امری ضروری است.
وی افزود: تعریف و ابعاد هویت هویت که در لغتنامهها معادل تشخص، شخصیت و ذات حقیقی آمده است، پیوندی وثیق با جغرافیا و محل زیست دارد و شرایط زیستی هر سرزمین، ادبیات، فرهنگ و رسوم خاصی را شکل میدهد که در بلندمدت به هویتسازی کمک میکنند. جغرافیا و تاریخ در شکلگیری هویت مؤثرند، اما از سوی دیگر، ادبیات و مفاهیم فرهنگی نیز جریانساز بوده و در گذر زمان تاریخ را میسازند.
وی ادامه داد: واژه ایران برخلاف بسیاری از مفاهیم جغرافیایی، صرفاً یک مکان نیست؛ بلکه یک مفهوم است. ایران یک چتر بزرگ برای تمامی اقوام و مذاهب است و پناهگاه همه ما در بحرانهای تاریخی از جنگهای باستانی تا معاصر بوده است.
وی افزود: ایران به عنوان یک کلاننشانه، در خود دارای نظام نشانگانی خاصی است که وحدت در کثرت را ایجاد میکند و تمام اقوام ایرانی ریشههای عمیقی در این سرزمین دارند و ایران برای همه از سایر مفاهیم مهمتر است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: اسلامیت که مفهوم برابری و عدالت اجتماعی را شامل میشود، میتواند در کنار آزادیِ مدرن، جهان زیبایی بسازد و سنت که مفاهیمی چون اعتدال و جوانمردی بسازد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما در جهان کرخت مدرن امروز میتوانیم با تکیه بر عرفان، زیباییشناسی ایرانی-اسلامی و عناصر تمدنی خود، حرفی برای گفتن داشته باشیم، یادآور شد: هویت ما یک امر ثابت نیست، بلکه رودخانهای در حال تحول بوده اگر بتوانیم با نگاهی تمدنی و با انتخاب عناصر پویا از هویت ایرانی- اسلامی، تعادل را برقرار کنیم، میتوانیم زیستی خوب داشته باشیم که این رویکرد باید به دستور کار فرهنگی ما تبدیل شود تا به رشد معقول دست یابیم.
انتهای پیام


نظرات