«سید رسول موسوی» دیپلمات پیشین ایران، در یادداشتی برای ایسنا نوشت: اگر بخواهیم شرایط کلی نظام بینالملل را در شرایط حاضر مفهومبندی کنیم، شاید بتوانیم دوره کنونی نظام بینالملل را دوره «آشفتگی» بنامیم. آشفتگی در سراسر جهان حاکم شده و عدم قطعیت، قانون حاکم بر تمام تحولات بینالمللی است. تاریخ دنیا به یاد ندارد که قدرتی همچون آمریکا اینچنین تمام اصول و ارزشهای حقوق بینالملل را نابود کرده و همه معیارهای حقوقی را به سخره گرفته باشد.
سخنان اخیر «امانوئل ماکرون»، رئیسجمهور فرانسه، که خود او هم در از بین بردن اصول و قواعد آمره حقوق بینالملل نقش اساسی داشته و به تحکیم پایههای دوره آشفتگی کنونی کمک کرده است، شایان توجه میباشد. ماکرون در سخنرانی خود در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفت: امروز زمان صلح و ثبات نیست؛ جهان وارد بیثباتی و نابسامانی شده است. صلح و ثبات قابلیت پیشبینیپذیری ندارد و چند دهه آینده، زمان بیثباتی و نابسامانی است.
وی در سخنان خود تأکید کرد: از منظر اقتصادی، وضعیت خودکامگی در برابر دموکراسی و خشونت، بیشتر از جنگ در سال ۲۰۲۴ دستکاری شدهاند یا متوقف نشدهاند و درگیریها به امری عادی تبدیل شدهاند. فضای دیجیتال، اطلاعات دیجیتال، تجارت سایبری و غیره، جهانی بدون قوانین بینالملل را شکل داده است؛ تنها قانونی که به نظر میرسد اهمیت دارد، قانون قدرتمندترینهاست.
وی در ادامه گفت: جاهطلبیهای امپریالیستی دوباره در حال بازگشت است؛ واضحترین نمونهها علیه اوکراین است که ماه آینده وارد چهارمین سال خود میشود. درگیریها همچنان در خاورمیانه و سراسر آفریقا ادامه دارد.
ماکرون در پایان سخنان خود اظهار داشت: ما در حال نابود کردن ساختاری هستیم که بدون حکمرانی جمعی، همکاری به رقابت بیپایان تبدیل میشود.
شورای امنیت کارایی خود را از دست داده است
سخنان ماکرون فقط نشانهای از فضای عمومی حاکم بر تفکر شرکتکنندگان در اجلاس داووس است که او بر زبان رانده است. آنچه ماکرون گفته، نه فقط در اروپا، بلکه در سراسر مناطق جهان حاکم شده است.
کاری که آمریکا در ونزوئلا کرد، تحقیر تمام آمریکای لاتین بود. ترامپ با این کار خود به وضوح به همه سران آمریکای لاتین اعلام کرد که دکترین مونروئه تنها قاعده حاکم بر آمریکای جنوبی است و هیچیک از کشورهای آمریکای لاتین نمیتوانند سخن از استقلال و حاکمیت ملی بیرون از چارچوب دکترین مونروئه بزنند.
بنابر اعتراف «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل دیگر کارایی خود را از دست داده است. وقتی شورای امنیت که وظیفه اصلی آن صیانت از صلح و امنیت جهانی است، کارایی خود را از دست داده باشد، کشورها برای حفظ صلح و امنیت خود هیچ چارهای ندارند جز آنکه به قدرت و توان ملی خود و در صورت امکان به ائتلافهای منطقهای تکیه کنند.
تهدید ترکیه، تهدید ایران است
کشور ما هم به جهت تاریخی و ژئوپلیتیکی گذرگاه تحولات بزرگ سیاستهای جهانی است. باید بدون از دست دادن زمان، بیش از پیش به افزایش ظرفیتهای دفاعی کشور پرداخته و سیاست خارجی کشور بیش از گذشته بر سیاست همسایگی متمرکز شود.
وقتی در گزارشهای خبری درباره ائتلاف رژیم صهیونیستی با یونان علیه ترکیه میخوانیم که وزیر دفاع یونان، پس از دیدار با وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اعلام میکند یونان و اسرائیل در سیستمهای رهگیری پهپادها، پهپادهای بدون سرنشین و شناورهای بدون سرنشین و همچنین در دفاع سایبری همکاری خواهند کرد، نباید از کنار این خبر به راحتی عبور کنیم و باید آگاه باشیم که در دوره آشفتگی، تهدید ترکیه تهدید ماست.
اگر تحولات سوریه را رصد کنیم و به فرار صدها زندانی داعشی از زندانهای تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه توجه کنیم، باید بدانیم که داعش اولین تهدید علیه عراق است و تهدید عراق، تهدید همسایه، تهدید ما خواهد بود.
نقش افغانستان در امنیت منطقهای چندین برابر کشورهای فرامنطقهای است
امروز هنر بزرگ دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران این است که بیش از پیش بر منجمدسازی اختلافات با همسایگان بلافصل متمرکز شود و حل و فصل اختلافات منجمد شده را به آینده واگذار کند و بر صلح و امنیت دستهجمعی منطقهای تأکید نماید.
در امنیت دستهجمعی منطقهای، هر کشور اهمیتی خاص خود و نقش تعیینکنندهای دارد. باید بدانیم که امروز نقش افغانستان در امنیت منطقهای چندین برابر کشورهای فرامنطقهای است. لازم است دیپلماسی جمهوری اسلامی از گرفتاریهای گفتمانی خود در ارتباط با گسترش همکاریها با افغانستان رهایی یابد و بهطور جدی، با وجود تمام موانع موجود، در حل و فصل اختلافات موجود بین پاکستان و افغانستان فعال شده و دورنمای امنیت در قلب آسیا (ایران، پاکستان، افغانستان) را ترسیم کند.
فعال شدن در حوزه خزر و عبور از موانع گسترش همکاریهای بین کشورهای خزر، ظرفیتسازی دیگری برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شمار میآید. این موضوع را با علم به مشکلات موجود میگویم؛ زیرا معتقدم کاربرد دیپلماسی فقط برای یافتن منفذی برای مدیریت شرایط با آمریکا نیست، بلکه زیبایی هنر دیپلماسی در مدیریت بهینه ظرفیتهای منطقهای است.
انتهای پیام


نظرات