• دوشنبه / ۶ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۰:۴۵
  • دسته‌بندی: یزد
  • کد خبر: 1404110602799
  • خبرنگار : 50463

/یادداشت/

آسمان هنوز با ما حرف می‌زند

آسمان هنوز با ما حرف می‌زند

ایسنا/یزد شاید بد نباشد امروز، کمی آهسته‌تر زندگی کنیم. پنجره‌ها را باز کنیم. بگذاریم بوی خاک باران‌خورده وارد خانه شود. به خودمان اجازه بدهیم حال‌مان کمی بهتر شود، بدون عذاب وجدان. امید، همیشه از مسیرهای بزرگ نمی‌آید؛ گاهی آرام، از آسمان می‌بارد.

مسعود زارع، فعال اجتماعی استان یزد طی یادداشتی نوشت: این روزها، حال جامعه شبیه همان دیوارهای خشتی قدیمی‌ست؛ ایستاده اما ترک‌خورده. اخبار، بی‌وقفه روی اعصاب راه می‌روند؛ از گرانی و نااطمینانی تا نگرانی از فردا. درست وسط همین شلوغی ذهن و دل، آسمان تصمیم گرفت آرام و بی‌هیاهو، حرفش را بزند. نه با فریاد، نه با طوفان؛ با دانه‌های ریز باران و سپیدی آرام برف.

صبح که پنجره را باز می‌کنی، شهر انگار مکث کرده است. صدای معمول بوق و عجله کمتر شنیده می‌شود. مردم آهسته‌تر راه می‌روند. نگاه‌ها بیشتر به آسمان است تا صفحه گوشی. این مکث، اتفاق کوچکی نیست. جامعه‌ای که مدام در وضعیت «بقا» ست، به همین مکث‌ها زنده می‌ماند.

باران و برف این روزهای یزد و سایر نقاط کشور، بیش از آن‌که یک پدیده جوی باشد، یک تجربه جمعی است. تجربه‌ای که بدون دستورالعمل، بدون بودجه و بدون بخشنامه، حالِ روانی شهر را کمی ترمیم می‌کند. در ادبیات علوم اجتماعی، چنین لحظه‌هایی را «وقفه‌های ترمیمی» می‌نامند؛ رخدادهایی ساده که به جامعه یادآوری می‌کنند هنوز می‌شود نفس کشید.

یزد را همیشه با صبوری می‌شناسند؛ شهری که قرن‌ها تمرین کرده چگونه با کم‌آبی، با گرما و با سختی کنار بیاید، بی‌آن‌که صدایش بلند شود. مردمانش یاد گرفته‌اند کم بخواهند، زیاد تحمل کنند و از دل محدودیت، زندگی بیرون بکشند. در چنین سرزمینی، باران فقط آب نیست؛ پیام است. نشانه‌ای است از این‌که هنوز چیزی در این جغرافیای تشنه زنده است.

امروز در بازار، صحبت‌ها برای دقایقی از قیمت‌ها فاصله می‌گیرد و به خاطره برف‌های قدیم می‌رسد. در محله‌ها، بچه‌ها چیزی برای ذوق‌زدگی پیدا کرده‌اند. حتی بزرگ‌ترها، همان‌هایی که همیشه نگران‌اند، ناخودآگاه لبخند می‌زنند. این تغییرِ موضوعِ گفتگو، کوچک به نظر می‌رسد اما از نظر اجتماعی، بسیار معنادار است.

امید اجتماعی، متغیری است که معمولاً دیده نمی‌شود، اما نبودش همه‌چیز را فلج می‌کند. هیچ برنامه اقتصادی، هیچ پروژه عمرانی و هیچ تصمیم مدیریتی، بدون حداقلی از امید و اعتماد، به مقصد نمی‌رسد. جامعه‌ای که امیدش فرسوده شود، حتی منابعش هم به چشمش نمی‌آید.

باران به ما یادآوری می‌کند که مردم هنوز به نشانه‌های امید واکنش دارند. هنوز می‌شود حال جمعی را بهتر کرد؛ نه فقط با تصمیم‌های بزرگ، که با توجه به کیفیت زندگی، به سلامت روان، به نیاز انسان برای دیدن زیبایی.

تاب‌آوری، فقط در گزارش‌ها و آمارها ساخته نمی‌شود. تاب‌آوری در همین لحظه‌ها شکل می‌گیرد؛ وقتی مادری با وجود سرما، بچه‌اش را می‌برد زیر باران. وقتی پدری تصمیم می‌گیرد چند دقیقه دیرتر سر کار برسد اما ذوق کودکانه را از دست ندهد. وقتی یک شهر، برای ساعتی، از نگرانی فاصله می‌گیرد.

شاید بد نباشد امروز، کمی آهسته‌تر زندگی کنیم. پنجره‌ها را باز کنیم. بگذاریم بوی خاک باران‌خورده وارد خانه شود. به خودمان اجازه بدهیم حال‌مان کمی بهتر شود، بدون عذاب وجدان. امید، همیشه از مسیرهای بزرگ نمی‌آید؛ گاهی آرام، از آسمان می‌بارد.

این برف و باران، ماندگار نیست؛ اما پیامی که می‌آورد، می‌تواند ماندگار باشد. پیامش ساده است: حتی در کویر، حتی بعد از روزهای خشک و سخت، آسمان می‌تواند دوباره ببارد؛ اگر چشم دیدنش را داشته باشیم.

اتنهای پیام 


 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha