علیرضا درخشان در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه هنگامی که در زبان مردم از طب سنتی صحبت میشود، مفهومی متفاوت با معنای رسمی آن مطرح است، اظهار کرد: مردم معمولا طب سنتی را با درمانهای بومی و تجربی نیز مخلوط میکنند، در حالی که بسیاری از آنها ارتباطی با طب سنتی ایرانی ندارند. درمانهای تجربی که بدون پایه علمی و بدون انطباق با منابع رسمی طب ایرانی شکل گرفتهاند، در گفت وگوهای روزمره بهاشتباه جزو طب سنتی محسوب میشوند.
وی ادامه داد: برای نمونه ممکن است فردی پمادی داشته باشد که مدعی است زخم سالک را درمان میکند. این میتواند واقعی یا شارلاتانگری باشد. در هر صورت، این نوع درمانها لزوما ربطی به طب سنتی علمی ندارند؛ بلکه یک درمان بومی و تجربی هستند که ممکن است درست یا غلط باشند. این موارد جزء گنجینههای فرهنگی کشورها محسوب و گردآوری میشوند و بهعنوان ایده پژوهشی ارزشمند هستند؛ اما طب سنتی ایرانی همچون طب چینی و هندی یک سیستم علمی و ساختارمند دارد و شامل فرآیند تشخیص و درمان مشخص است.
این پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی با اشاره به اینکه طب رایج یک سیستم پزشکی درمانی است و هر روشی که خارج از آن قرار بگیرد و وارد طب رایج نشده باشد، در دسته طب مکمل قرار میگیرد، افزود: طب مکمل انواع و اقسام مختلفی از جمله طبهای سنتی، هومیوپاتی، نچروپاتی، انواع ماساژهای درمانی، کایروپراکتیک و مدیتیشن دارد. طب سنتی ایرانی نیز بخشی از طب مکمل جهانی محسوب میشود، اما در ایران «طب سنتی کشور» به حساب میآید.
درخشان با بیان اینکه در طب ایرانی چند دههزار منبع مکتوب وجود دارد، گفت: نگاه ما به این منابع بهگونهای نیست که گمان کنیم از صفر تا صد آنچه در این کتابها آمده، لزوما صحیح و قابل اجراست. این منابع مکتوب که بسیار گستردهاند و بخشی از آنها نیز متاسفانه در طول تاریخ از دست رفته است، پایه شکلگیری تفکر طب ایرانی را تشکیل میدهند. ما تفکر و منطق طب ایرانی را از دل همین منابع استخراج میکنیم تا دریابیم در این مکتب چگونه اندیشیده میشود.
عضو هیئت علمی دانشکده طب مکمل و طب ایرانی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه تعیین الگوی بیماری در طب ایرانی روش خاص خود را دارد، تصریح کرد: این روش از دل کتب معتبر استخراج میشود و سپس با دیدگاه پزشکی مبتنی بر شواهد و استانداردهای علمی روز، مورد تحلیل، نقد و فیلتر قرار میگیرد.
درخشان با اشاره به اینکه وحدت رویه در حوزه افرادی که علمی کار میکنند، وجود دارد، گفت: تفاوت در شیوههای طبابت وجود دارد، حتی در حوزه نظرات درمانی که امری طبیعی است. هرچه طب ایرانی به سمت استانداردسازی پیش میرود، وحدت رویه نیز بیشتر میشود.

طب ایرانی جزو طبهای فردمحور است
این پزشک و متخصص طب سنتی ایرانی با اشاره به اینکه طب ایرانی جزو طبهای فردمحور است، اظهار کرد: فردمحوری که در طب مدرن که بر پایه ژنتیک است، با فردمحوری در حوزه طب مکمل و طب ایرانی تفاوتهایی دارد. از دیدگاه شیوه طبابت، طب ایرانی فردمحور است؛ یعنی به بیمار نگاه میکند نه به بیماری. در این شیوه، سبک زندگی فرد، اجزا و مولفههای سبک زندگی و الگوی بیماری پررنگ میشود.
درخشان با اشاره به اینکه مزیتهای طب ایرانی مبتنی بر اصلاح سبک زندگی است و درصد قابلتوجهی از توصیههای درمانی طب ایرانی بر پایه توصیههای سبک زندگی هستند، خاطرنشان کرد: در ۶ محور اعم از آبوهوا، تغذیه، فعالیت فیزیکی و حرکت، خواب و بیداری، حالتهای روحی و روانی و مدیریت دفع بدن سبک زندگی هر بیمار حتی فرد سالم بررسی میشود. هر فردی که به ما مراجعه میکند، معمولا افراد سالمی هستند که برای حفظ سلامتی مراجعه میکنند که این اتفاق یک پدیده مثبت است.
وی درباره گرایش مردم به طبهای مکمل، گفت: طبق آمار حوزه جهانی،گرایش مردم به طب مکمل که شامل طب ایرانی نیز میشود، از سال ۲۰۰۲ تا کنون بهطور قطعی در حال افزایش است. در مورد ایران، آمار دقیقی که قابل استناد باشد نداریم؛ اما در ظاهر جامعه، تمایل به طب سنتی در حال افزایش است. آمارهای پراکنده در حوزه بیماریهای خاص داریم؛ مثلا طبق مطالعات پراکنده در بیماری اماس، بیش از ۹۰ درصد بیماران در کنار درمانهای طب نوین از درمانهای مکمل استفاده میکنند.
درخشان درباره طب یکپارچه، ادامه داد: در خصوص کارآزمایی بالینی، منشاء طب مکملهای کشورهای دیگر از جمله هندی، چینی و طب ایرانی جزیی از پزشکی رایج شناخته میشود و هر پزشکی در هر تخصصی میتواند اینها را تجویز کند. بحث طب یکپارچه دیدگاه سازمان جهانی بهداشت است که طبهای سنتی در قالب طب یکپارچه بیان شوند.
انتهای پیام


نظرات