روحالله اسلامی در گفتوگو با ایسنا در تشریح ریشههای ناآرامیهای اخیر، اظهار کرد: پیرو صحبت اخیر رئیسجمهور مبنی بر ریشهیابی مسائل کشور در دانشگاهها، در اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد جلساتی را با اساتید برای بررسی دلایل شکلگیری حوادث دی ماه امسال و راههای جلوگیری از تکرار آن برگزار کردیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم که در اختیار ذینفعان قرار خواهد گرفت.
وی با اشاره به کاهش فواصل زمانی ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی در ایران، بیان کرد: قبلا ناآرامیها هر ۱۰ یا ۱۵ سال یکبار اتفاق میافتاد، بعد به هر پنج تا هفت سال یک بار کاهش پیدا کرد و در حال حاضر هر سال یا هر دو سال یک بار، شاهد شکلگیری ناآرامی در داخل کشور هستیم؛ خصوصا که امسال، سطح خشونت و میزان تخریب نیز بسیار بالا بود و شعارهای تند و رادیکال نیز بیشتر مطرح میشد. فضا به سمت شبکههای خشم و امید حرکت کرد و جانهای بیگناه بسیاری گرفته شد. حجم خشم و عصبانیت و خشونت و تندی بالا بود که لازم است این پدیده به لحاظ علمی بررسی شود.
رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تعریف انواع بیثباتی در علوم سیاسی، افزود: آشنایی با این تعاریف بسیار مهم است، زیرا بر این اساس، بیثباتیهای سیاسی در کشور را نامگذاری میکنیم و از آنها روایتهایی را میسازیم که این روایت، دارای بار حقوقی، سیاسی و امنیتی است و بسته به عنوانی که به بیثباتیهای صورتگرفته نسبت میدهیم، راهکارها و سیاستگذاریها نیز تفاوت میکند.
اسلامی ادامه داد: نخستین سطح بیثباتی ایجادشده، ناآرامی است. یعنی صرفا یک اختلال محدود و پراکنده در نظم عمومی که فاقد ایدئولوژی و رهبری مشخص است و بار حقوقی، انتظامی، سیاسی و امنیتی پایینی دارد. مدیریت کوتاهمدت ناآرامیها، به وسیله کنترل انتظامی انجام میشود و مدیریت بلندمدت نیز از طریق پیشگیری اجتماعی و اجرای سیاستهای رفاهی انجام میشود. بنابراین ناآرامیها عمدتا خنثی و قابل حل اند و مسئله سیاسی خاصی محسوب نمیشوند.
وی با بیان اینکه اعتراض، مرتبه بعدی بیثباتی سیاسی و اجتماعی است، اظهار کرد: اعتراض یعنی کنش جمعی آگاهانه برای بیان نارضایتی مشخص که طبق قوانین بسیاری از کشورها، به رسمیت شناخته میشود. اعتراضات دارای بار سیاسی متوسط و بار امنیتی پایین است. برای مدیریت کوتاهمدت، باید مسیر انجام اعتراضات قانونی و گفتوگومحور را تسهیل کرد و برای مدیریت بلندمدت نیز باید تلاش شود تا اعتراضات در قالب احزاب و اصناف و به شکلی مشارکتمحور در انتخابات، انجام شود.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه شورش، مرتبه سوم بیثباتی سیاسی و اجتماعی است، گفت: شورشها، کنشهای خشونتآمیز و خودجوشاند که گاهی با تخریب همراه میشوند. شورشها دارای بار حقوقی جرمانگارانه هستند و بار سیاسی متوسط و بار امنیتی بالا دارند. برای مدیریت کوتاهمدت شورشها، به مداخلات قهری اما محدود نیاز است و برای مدیریت بلندمدت نیز به بازسازی اعتماد اجتماعی نیاز داریم، زیرا شورش از پیامدهای شکست سیاستگذاریهاست و وقتی پدیدههایی مانند انتخابات کارکرد خود را از دست میدهند و مردم نمیتوانند مطالبات خود را از مسیری درست مطرح کنند، شورشها شکل میگیرد.
اسلامی با بیان اینکه جنبش، مرتبه بعدی بیثباتی سیاسی و اجتماعی است، اضافه کرد: جنبشها کنشهای پایدار و هویتمند اند که به لحاظ بار حقوقی، در منطقه خاکستری قرار دارند؛ بار سیاسی آنها بالا و بار امنیتیشان متوسط است. در کوتاهمدت، باید جنبشها را مدیریت سیاسی کرد و در بلندمدت نیز برای حل آنها، نیاز به اصلاحات نهادی است.
وی با بیان اینکه مرتبه بعدی بیثباتی سیاسی و اجتماعی، انقلاب است، اظهار کرد: انقلاب یعنی دگرگونی بنیادین و فروپاشی نظامهای سیاسی که دارای بار بالای حقوقی، سیاسی و امنیتی است. مدیریت کوتاهمدت انقلاب تقریبا ناممکن است و در بلندمدت نیز فضای انقلابی باید به فضای تثبیت برسد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه مرتبه بعدی بیثباتی سیاسی و اجتماعی، جنگهای داخلی است، افزود: جنگ داخلی به معنای درگیری مسلحانه و سازماندهیشده در داخل است که بار حقوقی و سیاسی بسیار بالایی دارد و میتواند منجر به نسلکشی، آوارگی و فروپاشی نظام سیاسی شود. مدیریت کوتاهمدت جنگ داخلی، از راههای نظامی ممکن است و برای مدیریت بلندمدت آن نیز باید به سمت آشتی ملی و دولتسازی حرکت کرد.
اسلامی با بیان اینکه نهایتا آخرین مرتبه بیثباتی سیاسی و اجتماعی، شکلگیری اقدامات تروریستی است، اظهار کرد: اقدامات تروریستی یعنی خشونت هدفمند علیه غیرنظامیان که بار حقوقی بسیار شدیدی دارد و یک جرم بینالمللی محسوب میشود. بار امنیتی و سیاسی اقدامات تروریستی نیز حداکثری است. مدیریت کوتاهمدت اقدامات تروریستی، به وسیله مقابلههای امنیتی و اطلاعاتی انجام میشود و مدیریت بلندمدت آن نیز نیازمند خشکاندن منابع فیزیکی و ایدئولوژیکی شبکه تروریستی است.
وی با بیان اینکه روزهای نخست حوادث اخیر ایران، از جنس ناآرامی و اعتراض بود، اضافه کرد: بر همین اساس، هم رهبری و هم رئیسجمهور این اعتراضات را به رسمیت شناختند؛ جلسات تشکیل و مطالبات بازار و تجار و فعالان اقتصادی شنیده شد. اما از جایی به بعد، هم به لحاظ مدل کنشگری اجتماعی جامعه و هم به لحاظ شکلگیری هستههای تروریستی در کشور، تغییراتی شکل گرفت و همین باعث شد شبکههای معاند خارجی، نام «انقلاب ملی» را بر این رویداد قرار دهند. در داخل کشور نیز ادراک حاکمیت این بود که بیثباتی شکلگرفته، حتی از شورش هم فراتر رفته و در حال تبدیل شدن به جنگ داخلی و اقدامات تروریستی است. شبکههای خارجی ایراناینترنشنال و بیبیسی و فراخوانهای فرقهای و قومیتی، اعتراض مردمی را انقلاب جلوه دادند و جهتدهی خشونت طلبانه کردند.
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: وقتی چنین ادراکی از سمت حاکمیت شکل میگیرد، باید اولا اقدامات پیشگیرانه از جمله شناسایی هستههای تروریستی انجام شود و ثانیا مقامات ردهبالای کشور، شرایط و وضعیت استثنا را برای مردم توضیح دهند و به آنان بگویند که اکنون کشور با خطرات امنیتی بالایی مواجه است و لذا وقت انجام اعتراض نیست. این گفتوگو باید به صورت شفاف با مردم انجام شود، نه اینکه تنها به اطلاعرسانی پیامکی یا صحبتهای یک مجری در تلویزیون اکتفا کنیم.
این تحلیلگر مسائل سیاسی افزود: گزارههای ارتباطی و پیام هشدار در ناآرامی، بیثباتی، اعتراض، شورش و... متفاوت است؛ به این معنا که نهاد، مجری، پیام و شیوه انتقال پیام در هر کدام از رویدادهای بالا فرق میکند. پیام، نهاد، مجری و اقدامات در موارد اعتراض با شورش یا انقلاب با جنگ داخلی تفاوت دارد که اگر به بار حقوقی و امنیتی و همین طور اقدامات هر کدام دقت نشود، هدف صیانت نفس و مال و سایر کارویژههای حکمرانی رعایت نخواهد شد.
اسلامی با بیان اینکه همچنین حاکمیت باید توجه داشته باشد که از اجرای برنامههای بزرگ در مواقع بحرانی بپرهیزد، اظهار کرد: ما در سال جاری، بحرانهایی از جمله جنگ ۱۲ روزه، بیکاری چندصد هزار نفر از مردم و افزایش نرخ تورم و قیمت طلا و ارز را داشتیم. وقتی در چنین شرایطی دولت میخواهد حتی یک طرح اقتصادی خیلی عالی را هم اجرا کند، باید ابتدا مردم را برای آن توجیه کند. متاسفانه طرح حذف ارز ترجیحی به صورت ناگهانی اجرا شد و لذا مشکلاتی را ایجاد کرد.
وی با تاکید بر اینکه همچنین مطالبات مردم باید در قالب احزاب و اصناف دستهبندی شود، بیان کرد: به علاوه، حاکمیت باید مشارکت مردم در انتخابات را نیز بسیار جدی بگیرد. اگر مردم بتوانند از طریق انتخابات مطالبات خود را محقق کنند، دیگر کار به خیابان و جنبش نمیرسد. فضای شورشی اغلب در زمانهایی ایجاد میشود که مجراهای رسمی مطالبهگری، مسدود شده و مشارکت در انتخابات کاهش یافته است.
رئیس اندیشکده دانشگاه فردوسی مشهد با تاکید اینکه سیاستگذاریها باید متناسب با نیازهای نسل جدید انجام شود، اضافه کرد: برای قشر سنتی، نهادهایی مانند مسجد، فرهنگسراها و... وجود دارد، اما هنوز محلهایی برای گفتوگو با شهروندان جوان و مدرن نداریم. جامعه مانند یک دیگ در حال جوش، پر از تنش و درگیری است. اماکنی مانند کافهها، ورزشگاهها و دیگر اماکن جمعی به عنوان سوپاپ این دیگ عمل میکنند، زیرا کارکردشان مانند یک تخلیهگاه اجتماعی است. لذا تعداد این سوپاپها در جامعه را باید افزایش دهیم.
اسلامی با تاکید بر اینکه مهمترین وظیفه حاکمیت، صیانت از جان مردم است، ادامه داد: حفظ اموال، کشور و حکومت، در جایگاههای بعدی اهمیت قرار دارد. قطعا باید تندترین برخوردها با تروریستها صورت گیرد، اما در قبال معترضین باید به گونهای رفتار شود که کمترین آسیب را بینند و تجمع مورد سوءاستفاده قرار نگیرد. همچنین باید با آگاهیبخشی به مردم، مانع از شکلگیری روایتهای تند و رادیکال از اعتراضات مرسوم اجتماعی شویم.
وی با بیان اینکه کمهزینهترین راه، جامعهپذیری سیاسی احزاب، اصناف و نهادهای مدنی است، تاکید کرد: در احزاب شهروندان مشارکت و آزادی مثبت را آموزش خواهند دید. بهترین سازوکار شنیده شدن مطالبات شهروندان، انتخابات است. این رویهها باعث طراحی و اجرای سیاست در جامعه خواهد شد. آمریکا و اسرائیل و گروهکهای قومی و فرقههای تروریستی برای ایران خواب آشفتهای دیدهاند، لذا حتما باید از کشور و ملت خود دفاع کنیم. شهادت انسانهای شریف و شهروندان عزیز و نیروهای مدافع ایران را تسلیت میگویم و امیدوارم با تصمیمات درست، از تکرار چنین حوادث تلخی جلوگیری شود. راهحل همیشگی صبر، آرامش، رواداری و دعوت به اعتدال است و باید از هر گونه اقدام قطبیسازی و تخاصمی و خودتخریبی دوری کرد. کشورمان روزهای سختی را سپری میکند و باید برای بهبود اوضاع تلاش کرد.
انتهای پیام


نظرات