علیرضا باوندیان در گفتوگو با ایسنا با اشاره به وجود دیدگاههای متنوع در تعریف معماری اسلامی، اظهار کرد: به اعتقاد برخی، معماری اسلامی در اصل همان معماری ساسانی است که با تمدن ایرانشهری درآمیخته است. تمدن ایرانشهری مقولهای متفاوت از تمدن ایران بهعنوان یک کالبد سرزمینی است؛ ایرانشهر را میتوان روح ایران دانست، بیآنکه به جنبههای صرفاً جغرافیایی و سرزمینی آن آغشته باشد. آنچه دارای ارزش است، پیوند میان این دو ساحت کالبد و روح تمدنی است.
وی ادامه داد: برخی معتقدند معماری ساسانی در امتداد تاریخی خود، شمایل، روح و کالبدی نو یافته و تحت عنوان معماری اسلامی شناخته شده است. در مقابل، گروهی دیگر باور دارند که معماری اسلامی مستقیماً توسط دین، پیشبینی و پیشنهاد شده و اساساً از مقوله اسلام سخن میگوید.
عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی توس با اشاره به اینکه گروهی معماری اسلامی را حاصل پیام، سیره نبوی و بهرهمندی از برکت محمدیه میدانند، یادآور شد: عدهای نیز بر این باورند که معماری اسلامی نتیجه تقرب تاریخی معمار مسلمان به حقیقتی فراگیر است؛ حقیقتی که حکم آن بر اشیا، اشخاص و امور این عالم جاری است. بر این اساس، سخن گفتن از معماری اسلامی در واقع سخن گفتن از معماری مسلمانان است.

آنجا که شعر از «چگونه دیدن» میگوید
باوندیان افزود: در این میان، گروهی با استناد به شعر «به صحرا بنگرم صحرا ته وینم/ به دریا بنگرم دریا ته وینم» بر این باورند که معماری اسلامی مبتنی بر نمادهایی است که انسان را به «ویدن» یعنی دیدن ژرف و باطنی فرا میخواند، نه صرفاً دیدنِ پدیدهها. «ویدن» به معنای ادراک باطنی، در زبانهای هندی، اروپایی و سپس انگلیسی وارد شده و به واژه Vision تبدیل شده است و واژه Visual نیز از همین ریشه ساخته شده است.
وی با بیان اینکه برخی دیگر پیشنهاد میکنند که بهجای «معماری اسلامی» از اصطلاح «معماری اسلام» استفاده شود، توضیح داد: به اعتقاد این گروه، معماری اسلام مستقیماً به فرمایشات حضرت محمد(ص) رجوع دارد. از این منظر، معماری زمانی شایسته عنوان «معماری اسلام» است که محتوای آن با مرجعیت نبوی، ملازم، جمع و جذب شده باشد.
این پژوهشگر و دانشآموخته کارشناسی ارشد معماری اسلامی با اشاره به اینکه بیحیایی معماری امروز ما از بیحیاطی آن است، تصریح کرد: اگر بنای معماری امروز ما فاقد حیات است، به این معناست که حیاط از آن حذف شده است. حذف حیاط به معنای حذف پویش حجاب نیز هست. بر این اساس، این گروه معتقدند در کنار توجه به دیدن، باید به پدیدارها و نه صرفاً پدیدهها توجه شود. این تقرب میتواند خود گونه ای تفضل فضایی هم تلقی شود و باعث شود تا معماران ما بیش و پیش از توجه صرف به فضا، به انسان هم توجه کنند.
معماری اسلامی باید فرایند محور باشد
باوندیان افزود: معماری اسلامی بیش از آنکه معطوف به پروژه باشد، متوجه فرایند است؛ یعنی قبل از توجه به برآیند، به فرآیند میاندیشد. با استناد به مصرع «شب آبستن است ای برادر به روز»، تأکید میشود که شب و روز در تقابل با یکدیگر نیستند بلکه یکی زاینده و دیگری زاییده است و روز از دل شب بیرون میآید، جاری و ساری میشود و برپهنه پویایِ تعاملاتِ انسانی نقش می بندد.
وی با بیان اینکه در برابر این دیدگاهها، گروهی اساساً معماری اسلامی را چیزی جز معماری سنتی نمیدانند، گفت: از نظر آنان، سنت به معنای چیزی است که از آن زمانی گذشته باشد؛ بنابراین معماری اسلامی بهسبب قدمت تاریخیاش در زمره سنت بشری قرار میگیرد. در تبیین معنای عمیقتر سنت، بیان میشود که سنت به معنای قواعد و قوانین حضرت حقتعالی است و هر آنچه معطوف به سنت الهی باشد، در حوزه سنت قرار میگیرد. بنابراین معماری اسلامی بخشی از معماری سنتی محسوب میشود.

عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی توس در بیان سایر دیدگاهها، تشریح کرد: دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد که معماری اسلامی را معادل معماری الهی میدانند؛ معماری که جلوههای آن را میتوان در اسلام، مسیحیت و دیگر ادیان الهی مشاهده کرد. در مقابل، گروهی معماری اسلامی را مبتنی بر فرهنگ اسلامی و نه خود اسلام میدانند. فرهنگ اسلامی حاصل برداشت افراد از اسلام است و معمار در مقام خویش باید رویکردی مبتنی بر فرهنگ اسلامی اتخاذ کند و البته فرهنگ اسلامی به معنی اسلام نیست.
در حوزه معماری اسلامی باید بیطرفانه قضاوت کرد
باوندیان خاطر نشان کرد: در نهایت این پرسش مطرح میشود که کدامیک از این باورها و جلوهها درباره معماری اسلامی صحیح است و اساساً باید از کدام منظر درباره آن سخن گفت؟ شاید تا بهحال به این موضوع دقت نکرده باشید اما هر مشکل و مسئلهای به ما میگوید که چیزی در حال حاضر به درستی کار نمیکند و باید راه جدیدی برای حل آن مسئله پیدا کنیم. از این رو، بهتر است تلاش کنیم تا بهطور بیطرفانه و بدون هیچ قضاوتی با مسائل در حوزه معماری اسلامی روبرو شویم و مهارتهای نرمِ مرتبط با حلکردن مسائل معماری را تقویت کنیم.
وی با تأکید بر ضرورت تعریف معماری اسلامی از منظری حقیقی، بیان کرد: عنصر معماری با حقیقت انسان پیوندی عمیق دارد و هیچ عنصری به اندازه معماری با انسان ارتباط وسیع و وثیق برقرار نکرده است؛ علاوه بر این، معماری پیش و بیش از هر چیز با فضا سروکار دارد و معماران را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: آنها که برای فضا و آنان که برای انسان طراحی میکنند. مشکل معماری بیهویت شهری امروز از آنجا ناشی میشود که بسیاری از معماران، دغدغه انسان ندارند و ابتدا برای انسان طراحی نمیکنند.

او افزود: مفهوم فضا، اصلی ترین عنصر معماری و مهمترین عامل در طراحی معماری است. ما در میان فضاهای بسته یا باز حرکت و فعالیت میکنیم. با یکدیگر و اشیای پیرامون خود رابطه برقرار میکنیم و زیباییهای زندگی، لطافت نسیم، گرمای خورشید، جوانه زدن درخت و لطافت بازی کودک را در آن تجربه میکنیم. به همین دلیل، فضای معماری، هم به لحاظ احساسی و هم از جنبه زیبایی با کیفیات فوق عجین میشود. فضا ذاتا شکل خاصی ندارد و با وجود عناصر مادی و رابطه متقابل آنها با ما و با یکدیگر، تعریف شده و معنا مییابد. همچنین فضا در معماری دارای دو ویژگی اساسی قابلیت فراگیری و تکرارشوندگی است.
معماری اسلامی، توجهی ویژه به روح سکونت دارد
این دانشآموخته دکتری پژوهش هنر با طرح این پرسش که چرا نمیتوانیم در معماری امروز ساکن شویم، افزود: در معماری معاصر، وزانتِ منزلگرایی، پررنگ و از آن طرف وجاهت ِسکونتگری، کمرنگ شده است. مسکن جایی است که در آن سکونت شکل بگیرد و سکونت به معنای بریدن از دغدغههای نازل است. یکی از اهداف معماری الهی، توجه به روحِ سکونتِ انسان است. معماری امروز به دلیل کمرنگ شدن این معنا، حالت اسکانِ مقطعی به خود گرفته است.
باوندیان خاطرنشان کرد: بدون شک، معماری اسلامی یک نگرش و نظام فکری است. «معمار همان است که از عشق بنا ساخت/ باقی همه طراحی غفلت بود و هندسه درد/ معمار نه تنها به فضا فیضِ بیان داد/ بلکه به بیان، فیض فضا نیز عطا کرد». مشکل اساسی معماری امروز آن است که گروهی تنها بر مباحث نظری و آن گروه دیگرصرفاً بر جنبههای کاربردی و کالبدی تأکید دارند؛ حال آنکه هر دو باید توأمان مدنظر قرار گیرد. معمار باید در کنار ایده به ثمره نهایی و آرمانی نیز بیندیشد. معماری با انتخاب ایده و پردازش آن به نتیجه نهایی میرسد. فاصله میان ایدهها و ایدهآلها تنها یک کانسپت است.

زیبایی در معماری اسلامی به گونههای متنوع، تجلی مییابد
وی با بیان اینکه زیباییشناسی رایج در معماری امروز، در واقع قشنگیشناسی است، اظهار کرد: این در حالی است که زیبایی اساسا تعریفی ژرفتر دارد. زیبایی عبارت است از «وجود به شرط قوت». وجود دارای منبع، مراتب و مدارج است و زیبایی نیز میتواند در مراتب و گونههای مختلف تجلی یابد.
این عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی توس، خاطرنشان کرد: از این منظر، زیبایی در هنر اسلامی وصف پدیدارهاست؛ خداوند، خاستگاه زیبایی است. یعنی خداوند هم زیبایی مطلق است و هم مطلقِ زیبایی است. انسان نمیتواند از چیزی که هم جمال مطلق است و هم مطلق جمال دور شود. بر این اساس، معماری اسلامی بر سه اصل تأکید دارد: آفرینش مستمر زیبایی، پاسداشت و احترام به آن.
باوندیان با اشاره به اینکه در بررسی فلسفی زیبایی، دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است، عنوان کرد: فردریش هربارت، زیبایی را فاقد وجود مستقل میداند؛ در مقابل، برخی زیبایی را امری عینی و موجود در جهان میدانند. گروهی دیگر زیبایی را وابسته به ادراک بیننده میدانند. «سهروردی» زیبایی را دارای دو قطب درون ذات و برون ذات میداند و «شیخ بهایی»، زیبایی را حاصل تناسب میان شریعت، طریقت و حقیقت معرفی میکند. تمام موجودات عاشق زیباییاند و تمنایِ تشبه به اوست که آنان را به دنبال زیبایی میکشاند و در برِ زیبا می نشاند.
وی خاطر نشان کرد: معماری، کنشی انسانی است که در مرزهای توانایی انسان به ظهور میرسد و بیانگر درک فطری انسان از تجلیات زیبایی است. زیبایی یعنی وجود همراه با قدرت که این خود با توازن میان اجزا ملازمت دارد. معماری نتیجه عشق همزمان و همزبانِ انسان به عملکرد و زیبایی است. هنرمند آفریننده زیبایی نیست، زیرا زیبایی مطلق در ذات حضرت حق تعالی نهفته است و معمار، واسطه ظهور و تجلی آن زیبایی در عالم کالبد و فضاست.
انتهای پیام


نظرات