سهشنبه سیزدهمبهمن ماه ۱۳۴۹ هجری شمسی برابر با پنجم ذیالحجه ۱۳۹۰ هجری قمری مطابق با دوم فوریه ۱۹۷۱، معاهده تالابهای مهم بینالمللی به ویژه تالابهای زیستگاه پرندگان آبزی در شهر رامسر با ۱۸ کشور عضور به ثبت رسید و آغاز بکار کرد که با نام کنوانسیون رامسر شناخته میشود و اکنون ۱۷۲ کشور عضو این معاهده بینالمللی هستند.
بر اساس تعریف کنوانسیون رامسر، تالاب به محدودهای از مردابها، باتلاقها، آبگیرها، دریاچهها و سواحل کمعمق گفته میشود که بهصورت دائمی یا فصلی با آب پوشیده شدهاند. مطابق آمار سایت رامسر (www.ramsar.org) کشور ایران با ۲۷ تالاب رسمی ثبت شده مجموعا یک میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار مساحت تالابی دارد. همچنین مطابق آمار این سایت، در دنیا ۲۵۲۴ تالاب وجوددارد که مساحت آنها رقمی معادل ۲۵۳ میلیون و ۱۳۲ هزار و ۴۵۵ هکتار است.
تالابها مطابق تعریف سایت بینالمللی تالابها www.worldwetlandsday.org به مناطقی از زمین اطلاق میشود که به طور دائم یا فصلی از آب اشباع یا غرقاب میشوند. براین اساس، این مناطق شامل سه دستۀ تالابهای داخلی (باتلاقها، دریاچهها، رودخانهها، دشتهای سیلابی، توربزارها و مردابها) تالابهای ساحلی (باتلاقهای آب شور، مصب رودخانهها، جنگلهای حرا، تالابها و صخرههای مرجانی) تالابهای مصنوعی (استخرهای پرورش ماهی، شالیزارها و نمکزارها) است.
تالابها برای بقای انسان حیاتی بوده و از جمله پربارترین محیطهای جهان هستند؛ گهوارههای تنوع زیستی که آب و بهرهوری را فراهم میکنند و گونههای بیشماری از گیاهان و جانوران برای بقا به آن وابستهاند. تالابها به دلیل مزایا یا «خدمات اکوسیستمی» بیشماری که برای بشریت فراهم میکنند، از تأمین آب شیرین، مواد غذایی و مصالح ساختمانی و تنوع زیستی گرفته تا کنترل سیل، تغذیه آبهای زیرزمینی و کاهش تغییرات اقلیمی، ضروری هستند.
بر این اساس، روز جهانی تالابها در سال ۲۰۲۶، با شعار «تالابها و دانش سنتی: تجلیل از میراث فرهنگی» بر نقش دانش سنتی در پایداری تالابها و حفظ هویت فرهنگی تمرکز دارد. این موضوع تالابها را نه فقط سیستمهای اکولوژیکی، بلکه بهعنوان مناظر فرهنگی نیز در نظر میگیرد و مشخص میکند که قرنهاست مردم برای غذا، آب و ارتباط خود با زمین به تالابها وابسته بودهاند.

به گزارش ایسنا، تالابها از کهنترین و در عین حال شکنندهترین زیستبومهای زمیناند که نه کاملاً خشکیاند و نه تماماً آب. مرزهایی زنده که حیات در آنها به تعادل رسیده است. تالابها را میتوان به عنوان سلولهای سیستم ایمنی زمین تصور کرد. وقتی تالاب زنده است، اقتصاد محلی نفس میکشد. صیادی، دامداری سنتی، کشاورزی پیرامونی و گردشگری بهصورت پایدار جریان دارند. پرندگان مهاجر میآیند، آب تصفیه میشود، گردوغبار مهار میشود و اقلیم منطقه متعادل میماند. تالاب زنده، سپری طبیعی در برابر سیلابهاست، فیلتر آلودگیهای آب است، و پناهگاه تنوع زیستی. اما وقتی تالاب میمیرد، مرگ فقط در آب اتفاق نمیافتد. خشکی تالاب یعنی فقر، بیکاری، مهاجرت اجباری، افزایش بیماریهای تنفسی، طوفانهای گردوغبار و ریزگرد.
این موارد بخشی از کارکرد و نقش مؤثر تالابها در حیات انسانی است که آنها را به منابع باارزش در کره خاکی بدل کرده است. در کنار موارد گفته شده تالابها میتوانند از منظر اقتصادی نیز درآمدزا باشند.
بر اساس اعلام سایت بینالمللی تالابها، هر هکتار تالاب ساحلی، سالیانه ۸۴ هزار دلار هر هکتار تالاب غیرساحلی، سالانه حدود ۵۰ هزار دلار درآمد ایجاد میکند که با احتساب یک میلیون و ۴۰۰ هزار تالاب کشور این رقم به طور میانگین حدود یکصد میلیارد دلار میتواند درآمدزایی برای کشور داشته باشد. البته به این موارد میتوان اشتغالزایی با تنوع شغلی را نیز اضافه کرد.
احمدرضا لاهیجانزاده ۷ بهمنماه ۱۴۰۳ در حاشیه بازدید از تالاب هورالعظیم در جمع خبرنگاران اظهار کرد: بر اساس مطالعات انجام شده، ارزشگذاری تالابها تا ۸۰ هزار دلار در هکتار در سال تعیین شده است. بر اساس مطالعهای که چند سال پیش در خصوص تالاب هورالعظیم انجام شده، برای این تالاب ۱۴ هزار دلار در هکتار در سال ارزشگذاری شده است. البته این مطالعه بخشی از شاخصها و خدمات تالاب را محاسبه کرده بود و اگر بخش دیگر آن محاسبه میشد، عدد بالاتر بود.
اما وضعیت تالابها در ایران را میشود بهعنوان یک روند تدریجی و فرسایشی روایت کرد؛ روندی که از دهههای گذشته آغاز شده و امروز به نقطهای بحرانی رسیده است. ایران کشوری نیمهخشک و کمبارش است و تالابها در این اقلیم همواره نقش تنظیمکننده چرخه آب و حیات را داشتهاند.
تا چند دهه پیش، بسیاری از تالابهای بزرگ کشور به واسطه رودخانههای دائمی، سیلابهای فصلی و دانش بومی بهرهبرداری از آب، زنده و پویا بودند و معیشت هزاران خانوار بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به آنها وابسته بود اما طی چند دهه اخیر الگوی توسعه در ایران به تدریج بر مهار حداکثری آب استوار شد و سیاستهای سدسازی گسترده، انتقال آب بینحوضهای، توسعه کشاورزی پرمصرف و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، حقآبه طبیعی تالابها را قطع یا به شدت کاهش داد. تالابهایی که حیاتشان به تداوم جریان آب وابسته بود، ابتدا فصلی شدند، سپس کوچکتر و در نهایت به پهنههای خشک و ترکخورده تبدیل شدند. همزمان با کاهش بارندگیها، فشارهای ثانویه نیز تشدید شد؛ ورود فاضلابهای شهری و صنعتی، پسابهای کشاورزی آلوده و تغییر کاربری اراضی پیرامونی. تالابها بهجای آنکه بهعنوان یک اکوسیستم زنده مدیریت شوند، به مخزن تخلیه مشکلات تبدیل شدند.
نتیجه این رویکردها به افت شدید تنوع زیستی، نابودی زیستگاه پرندگان مهاجر و آغاز چرخهای از ریزگردها، بیماریهای تنفسی و فروپاشی معیشت محلی منجر شد. امروز تالابهای ایران در وضعیتهای متفاوتی قرار دارند؛ برخی هنوز با حداقلهای حیاتی زندهاند، برخی در آستانه مرگاند و برخی دیگر عملاً از نقشه زیست محیطی کشور حذف شدهاند. آنچه آینده این تالابها را تعیین میکند، نه صرفاً میزان بارش، بلکه بازنگری در حکمرانی آب، بازگرداندن حقآبههای طبیعی و پذیرش این واقعیت است که تالابها هزینهی اضافی توسعه نیستند، بلکه شرط بقای آناند. مگر میتوان بدون نظارت و حفاظت از حوزههای آبریز و رعایت اصول آبخیزداری و آبخوانداری در کشور انتظار پایداری تالابها را داشت.

چالرز جی کربز (Charles J. Krebs) مؤلف کتاب بومشناسی و روشهای آمارگیری و سرشماری حیاتوحش و شیوههای حفاظت در پایان کتابش مینویسد: تا زمانی که در زمینه حفظ محیط زیست، «ما» و «آنها» وجود دارد نمیتوان حفاظت موفقی را انتظار داشت؛ به عنوان مثال در مناطق حفاظت شده گفته میشود ما محیطبانان و آن شکارچیان و یا در تالاب میگوییم ما طرفداران حفظ تالاب و آنهایی که حقابه تالاب را تامین نمیکنند. باید سد ما و آنها شکسته شود و به صورت هماهنگ و یکدل و یکپارچه کار حفاظت انجام گیرد.
به گزارش ایسنا، تمرکز روز جهانی تالابها در سال ۲۰۲۶، چارچوبی برای تامل ارائه میدهد که بهویژه به بخش آب مرتبط است، زیرا نیاز به بازنگری در مدیریت این اکوسیستمها را از دیدگاهی یکپارچهتر مطرح میکند، دیدگاهی که نه فقط ارزشهای اکولوژیکی و اقتصادی، بلکه سیستمهای دانشی را که از نظر تاریخی در حفاظت از آنها نقش داشتهاند، نیز در نظر میگیرد.
پایداری تالابها و خود چرخه هیدرولوژیکی تا حد زیادی به توانایی ترکیب دانش علمی، مدیریت فنی و دانش سنتی بستگی دارد. در زمینهای که با تغییرات اقلیمی و فشار فزاینده بر منابع آب مشخص میشود، تالابها نقش خود را بهعنوان زیرساختهای طبیعی استراتژیک تثبیت میکنند. کنوانسیون «رامسر» تاکید دارد که تخریب آنها ظرفیت تنظیم چرخه آب را کاهش و آسیبپذیری جامعه را افزایش میدهد همچنین امنیت آب را در میانمدت و بلندمدت تضعیف میکند. از این منظر، دانش سنتی بُعدی مکمل به مدیریت مدرن آب اضافه میکند. بدون جایگزینی رویکردهای فنی یا علمی، اطلاعات محلی را فراهم میکند که بهویژه برای مدیریت تطبیقی تالابها ارزشمند است.
به نوشته سایت اسمارت واترلند مگزین، روز جهانی تالابها در سال ۲۰۲۶، راهحلهای بستهای را پیشنهاد نمیکند، بلکه دعوتی برای گسترش چارچوبی است که در آن تصمیمگیریها صورت میگیرد. برای بخش آب، این به معنای به رسمیت شناختن این است که پایداری تالابها و خود چرخه هیدرولوژیکی تا حد زیادی به توانایی ترکیب دانش علمی، مدیریت فنی و دانش سنتی در بستری از همکاری و مسوولیت مشترک بستگی دارد.
انتهای پیام


نظرات