مسجد جامع سنگان نه فقط پناهگاهی برای نمازگزاران که آیینهای برای روح ایرانی است؛ بنایی که با هر خشت و قوس خود از روزگاری کهن سخن میگوید، از ایمان مردمانی که ایمان را با هنر درآمیختند و از معمارانی که راز پایداری را در نظم و آجر جستند.
سالهاست صدای گذر کاروانها، باد کویر و اذانهای پیدرپی از میان ایوانهای بلند آن عبور کردهاند، اما هنوز هر صبح که خورشید بر جرزهای آجریاش میتابد، مسجد جوان میشود؛ گویی قرنها ایستادگی او نه نشانه فرسودگی که دلیلی بر زنده بودن است. همین پایداری است که پژوهشگران و دوستداران میراث فرهنگی را بار دیگر به سوی سنگان کشانده تا داستان ماندگاریاش را از نو بازگویند.
یک کارشناس مرمت و احیاء بناهای تاریخی با اشاره به پیشینه و ارزش فرهنگی مسجد جامع سنگان، این بنای کهن را آینهای از پیوستگی اندیشه و هنر ایرانی دانست که قرنها در برابر طبیعت، زلزله و فراموشی ایستاده است.
علیرضا یاوری، کارشناس مرمت بناهای تاریخی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد؛ مسجد جامع سنگان نه صرفاً مکانی برای نیایش که سندی زنده از چگونگی شکلگیری تفکر معماری در شرق ایران است؛ نمونهای از دانایی مهندسان و معمارانی که بناهایی را ساختهاند که تا امروز از آزمون قرون و زلزلهها سربلند بیرون آمدهاند.
مسجد جامع سنگان همچنان پابرجاست
وی در توضیح اهمیت تاریخی مسجد سنگان خواف گفت: هر بنای تاریخی حافظهای جمعی است؛ داستانی از زیست مردم در زمان خود. همان طور که کاخهای تخت جمشید شکوه شاهان را بازتاب میدهند و آرامگاه فردوسی نگهبان زبان پارسی است، مسجد جامع سنگان نیز روایتگر دوام ایمان، ذوق و خرد مردمان خراسان است. این مسجد به زمان خوارزمشاهیان بازمیگردد و بیش از ۷.۵ قرن قدمت دارد. امروز هم با وجود همه تغییرات و حوادث، همچنان همچون قلبی تپنده در بافت قدیمی شهر میتپد.
یاوری در خصوص شرایط جغرافیایی و مقاومت بنا اضافه کرد: در طول تاریخ، خواف و نواحی پیرامون آن بارها در معرض زمینلرزههای شدید بودهاند. بر اساس پژوهشهای زمینساختی و کتاب «تاریخ زمینلرزههای ایران»، این منطقه در سالهای ۱۴۶، ۴۵۸، ۷۳۷، ۹۵۶، ۱۰۲۶، ۱۰۲۸ و ۱۳۰۲ هجری قمری لرزیده است.

وی افزود: برجستهترین این رویدادها زلزله سال ۷۳۷ قمری بوده که مرکز آن شهر تاریخی جیزد بین رشتخوار و سلامه قرار داشته. همان زلزله بخشهای وسیعی از شرق خراسان را ویران کرد، اما مسجد جامع سنگان با وجود نزدیکی به کانون زمینلرزه، پابرجا ماند. البته این دوام اتفاقی نیست؛ حاصل علم و تجربه معمارانی است که راز پایداری را در وزن، تقارن و استحکام آجر یافته بودند.
این کارشناس بناهای تاریخی ادامه داد: انتخاب شکل دوایوانی برای این مسجد، یکی از ویژگیهای شاخص معماری خراسانی است؛ طرحی که بعدها در بسیاری از مساجد ایران تکامل یافت. مسجد جامع سنگان در محلهای قدیمی از شهر واقع شده که «کوچه آب» نام دارد.
یاوری توضیح داد: در گذشته جریان طبیعی آب قناتها از دل این محله عبور میکرده و ساخت مسجد در این محل به دلیل دسترسی آسان به آب، انتخابی حساب شده بوده است. از آنجا که مسجد هم محل عبادت و هم گاهی پناهگاه جمعی مردم بوده، نزدیکی به آب و زمین مستحکم، اهمیت فراوانی داشته است.
مردم سنگان با عشق و آگاهی نسبت به این بنا رفتار میکنند
صحن مسجد مستطیل شکل است و حدود ۱۴ متر و ۶۰ سانتیمتر طول و ۱۱ متر و ۵۰ سانتیمتر عرض دارد. ایوان اصلی مسجد یا ایوان قبله چهار متر و ۳۳ سانتیمتر دهانه و حدود هشت متر ارتفاع دارد.
تناسبات این فضا کاملاً حساب شده است؛ معماران با آگاهی از مسیر خورشید و زاویه بازتاب صدا، اندازه قوسها و طاقها را تنظیم کردهاند. نتیجه، فضایی است که در آن نور و صوت هر دو تقدس یافتهاند؛ طلوع آفتاب بر خطوط آجر میتابد و صدای مؤذن در حیاط طنین میاندازد، گویی معماران میخواستهاند زمان و مکان را در لحظهای از عبادت متوقف کنند.
این کارشناس مرمت و احیای بناهای تاریخی افزود: این مسجد در بیستم مهرماه ۱۳۷۶ با شماره ثبت ۱۹۲۶ در فهرست آثار ملی ایران جای گرفت. ثبت ملی، سنگ نخست حفاظت از میراث فرهنگی است، اما تداوم حیات یک بنا به مشارکت مردمی و پیوند واقعی میان میراث فرهنگی، دانشگاهیان و شهروندان بستگی دارد.
وی اظهار کرد: خوشبختانه مردم سنگان با عشق و آگاهی نسبت به این بنا رفتار میکنند. هر بار که بحث مرمت یا نظافت یا جلوگیری از تخریب پیش میآید، اهالی خود پیشقدم میشوند. این حس تعلق همان چیزی است که بسیاری از شهرهای بزرگ از آن محروماند.
یاوری افزود: یکی از ویژگیهای درخشان مسجد، آجرکاریهای تزئینی آن است. همه بخشهای بنا، از جرزها گرفته تا طاقنماها و ایوانها، روزگاری با آجرهای تراش خورده و طرحدار پوشیده بوده است. با وجود فرسایش زمان، هنوز بخشی از آن شکوه درخشان باقی است.

وی خاطرنشان کرد: در گذشته پایههای ایوان قبله با آجرهای مشبک و نگینهای فیروزهای آراسته بود. وقتی نور خورشید از لابهلای آنها بر کف میتابید، انعکاس آبیرنگی در صحن پدید میآمد که در ذهن هر بیننده اثری روحانی مینشاند.
این کارشناس مرمت و احیای بناهای تاریخی گفت: در دورانهای مختلف مرمت، تغییراتی در چینش آجرها ایجاد شده است. در دورههای متأخر برخی قطعات تزیینی از جای اصلی خود جدا شده و به نقاط دیگر منتقل شدهاند. حتی تکههایی از کتیبههای آجری منسوب به مسجد گنبد سنگان که خود از بناهای سلجوقی است به مرور به طاقهای ایوان قبله افزوده شده است.
زیباییشناسی نقوش به کار رفته در آجرکاری مسجد
یاوری این پدیده را هرچند از نظر حفظ اصالت تاریخی چالشبرانگیز دانست، اما در عین حال آن را نشانه پیوند زمانی میان نسلهای مختلف مرمتگران ایرانی تفسیر کرد؛ همین تلفیق ناخواسته نشان میدهد که چگونه میراث ما، مانند زبانی زنده، پیوسته بازتفسیر میشود.
وی در ادامه به زیباییشناسی نقوش به کار رفته در آجرکاری مسجد پرداخت و گفت: در طرحهای این بنا، تنوعی چشمنواز از نقوش هندسی دیده میشود؛ لوزیها، نیمدایرهها، برگها و گلهای انتزاعی که از فاصله دور نمایی شبیه توری ظریف از آجر پدید میآورند.
این کارشناس مرمت و احیای بناهای تاریخی تصریح کرد: در مقایسه با بناهای پرزرق و برقتر غرب ایران، این مسجد جلوهای مینیمال و در عین حال روحانی دارد. استفاده محدود از رنگ بیشتر در طیفهای آجری و فیروزهای نشانه دیدگاه عرفانی معماران خراسان است.

وی همچنین به جنبه سازهای بنا اشاره و اظهار کرد: راز ماندگاری آن در مصالح هوشمندانه نهفته است؛ آجرهایی که در ساخت مسجد به کار رفته از خاک محلی و کورههای دستساز ساخته شدهاند و مقاومت بالایی در برابر گرما و زلزله دارند. ملات استفاده شده ترکیبی سنتی از آهک، خاکستر و برخی مواد دیگر بوده؛ مادهای که پس از خشک شدن به صخرهای سخت تبدیل میشود. مقایسه ضخامت دیوارها با دهانه قوسها نشان میدهد طراحان دقیقاً به اصول ایستایی آشنا بودهاند؛ اصولی که امروزه در مهندسی مدرن دوباره کشف میشوند.
یاوری تأکید کرد: مرمت علمی چنین بناهایی نیازمند ظرافت و درک فلسفه ساخت است، نه صرفاً بازسازی ظاهری. اگر صرفاً بخواهیم بنا را تازه و تمیز کنیم بیآنکه روح معماریاش را بشناسیم، در واقع اصالت آن را از میان بردهایم. هر ترک روی آجر و هر شکستگی در گچ، بخشی از تاریخ است. باید میان حفاظت و بازسازی مرز قائل شد؛ مرمت یعنی حفظ حیات بنا نه بازگرداندن آن به گذشتهای ساختگی.
مسجد جامع سنگان کلاس درسی زنده است
وی در ادامه از چشمپوشی بر اهمیت فرهنگی این گونه بناها ابراز نگرانی کرد و گفت: متأسفانه در بسیاری از شهرها، میراث تاریخی فقط در قامت جاذبه گردشگری دیده میشود، در حالی که نقش واقعی آنها فراتر از اقتصاد گردشگری است. مسجد جامع سنگان در حقیقت کلاس درسی زنده است؛ مکانی که از آن میتوان فهمید چگونه معماران ایرانی میان مهندسی و ایمان پیوندی ناگسستنی ایجاد کردند. هر دانشجوی معماری باید به جای ورق زدن کتاب، یک روز بر زمین این صحن بنشیند و زوایای نور و قوسها را با چشم بسنجد.
این کارشناس معماری افزود: حفاظت از چنین میراثی بدون حضور مردم ممکن نیست. مردم سنگان نه فقط میراثدار بلکه نگهبان معنوی این مسجداند. تا زمانی که اذان در ایوان آن طنین میافکند و کودکان در صحن آن بازی میکنند، مسجد زنده است. بناها زمانی میمیرند که از حافظه مردم حذف شوند.
وی بیان کرد: هر بار که به مسجد جامع سنگان میروم و در صحن میایستم، حس میکنم این آجرها هنوز نفس میکشند. رد انگشتان معمارانی که هفت قرن پیش هر خشت را بر جای گذاشتند، هنوز بر دیوارها حس میشود. این مسجد فقط بنایی از آجر و ملات نیست، بلکه روح یک شهر است؛ گواهی بر این حقیقت که ایمان، هنر و دانش اگر در کنار هم قرار گیرند، میتوانند بر زمان چیره شوند.
مسجد جامع سنگان اکنون، با وجود گذر سالها و تغییر چهرهی شهر، همچنان جلوهای استوار دارد. سقفها و ایوانهایش در سکوت کویر، صدای باد و مؤذن را در هم میآمیزند و در هنگامه غروب، نور طلایی بر آجرهای کهن مینشیند. شاید همین تصویر کافی باشد تا بفهمیم چرا سنگان نه فقط نشانه تاریخ، بلکه یادآور پیوند دیرینه مردم این خاک با ایمان و دانش است؛ پیوندی که باید آن را شناخت، پاس داشت و به نسل بعد سپرد.
انتهای پیام


نظرات