این اثر در ۱۱ فصل شامل؛ «سلامت روانی»، «بهداشت روان»، «نظریات سلامت روان»، «رفاه عاطفی»، «انعطاف پذیری روانی»، «رضایت از زندگی»، «تعادل شناختی»، «عوامل موثر بر سلامت روان»، «راهکارهای مداخلهای روانشناختی»، «سبک زندگی و سلامت روان» و «ورزش و سلامت روان» تألیف شده است.
برشی از اثر
در بخشی از این کتاب آمده است:
موج اولیه تحقیقات در روانشناسی ورزشی بیشتر بر بهبود عملکرد از طریق تکنیکهایی مانند تصویر سازی ذهنی و هدفگذاری متمرکز بود و کمتر به جنبههای بالینی و سلامتی میپرداخت. اما به تدریج تراژدیهای عمومی و خودافشایی ورزشکاران بزرگ در مورد کشمکشهای روانی خود، توجه جهانی را به این موضوع جلب کرد. برای مثال اعتراف ستارهای مانند مایکل فلپس (شناگر) به اضطراب و افسردگی، نقش مهمی در شکستن داغ ننگ مرتبط با سلامت روان ایفا کرد. (برسلین و همکاران، ۲۰۱۷)
از منظر آکادمیک، تحول اساسی با به رسمیت شناختن این واقعیت رخ داد که ورزشکاران در معرض عوامل استرسزای منحصر به فردی (مانند فشار رقابت، خطر مصدومیت، بازنشستگی زودهنگام و زندگی تحت توجه رسانهای) قرار دارند که آنها را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلالات روانی مانند اضطراب عملکرد، اختلالات خوردن، افسردگی و فرسودگی قرار میدهد (گورسینسکی و همکاران، ۲۰۱۷) مطالعاتی مانند تحقیق گسترده رندل و همکاران به طور مستند نشان دادند که شیوع اضطراب و افسردگی در جمعیت ورزشکاران قابل مقایسه با جمعیت عمومی است و گاهی حتی بیشتر است.
امروزه، رویکرد به سلامت روان در ورزش به سمت یک پارادایم جامع و پیشگیرانه حرکت کرده است که دیگر تنها درمان نیست، بلکه ارتقای تابآوری، ذهنآگاهی، رفاه، کلی ورزشکار را در بر میگیرد (شینکه ۲۰۱۸). نهادهای مهمی مانند کمیته بین المللی المپیک (IOC) با انتشار بیانیههای اجماعی در مورد سلامت روان ورزشکاران (ریردون و همکاران، ۲۰۱۹)، استانداردهای مراقبت و مداخله را تعریف کرده و تاکید دارند که سلامت روانی یک پایه ضروری برای عملکرد بهینه و زندگی سالم ورزشی است.
انتهای پیام


نظرات