به گزارش ایسنا، حامد علی اکبرزاده، رئیس سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاددانشگاهی امروز در نشست نقد و بررسی کتاب «چیرهدستی سازمانی» که در سالن شهید صبوری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی برگزار شد، با بیان اینکه پایه اصلی این کتاب برگرفته از یک کار پژوهشی و رساله دکتری است، گفت: پیش از این نیز ارائههایی از این پژوهش ارائه شده و مورد استفاده قرار گرفته است.
وی در ادامه به دو نگاه موجود درباره ماهیت و مأموریت جهاددانشگاهی اشاره کرد و توضیح داد: یک نگاه، جهاددانشگاهی را سازمانی فناور میداند که برای دستیابی به اهداف خود نیازمند نیروهای متخصص، متعهد و باکیفیت است. نگاه دیگر، جهاددانشگاهی را سازمانی انسانساز میبیند که محوریت آن نیروی انسانی است و بر این اساس، پرورش نیروی متخصص و متعهد خود به تولید فناوریهای سخت و نرم منجر میشود.
رئیس سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاددانشگاهی همچنین با اشاره به عنوان کتاب «چیرهدستی سازمانی» اظهار کرد: جهاددانشگاهی در بسیاری از حوزههای علم، فرهنگ و فناوری سازمانی چیرهدست به شمار میآید، اما یکی از چالشهای جدی آن در سالهای اخیر، موضوع چابکی سازمانی است که نیازمند توجه و کار پژوهشی بیشتر است.
وی تأکید کرد: استخراج و تبیین الگوهای مدیریتی موفق در دورههای گذشته میتواند به عنوان تجربهای ارزشمند در اختیار مدیران قرار گیرد و آثاری از این دست، علاوه بر کارکرد درونسازمانی، برای مخاطبان بیرونی نیز قابل استفاده است؛ چراکه بخشی از دانش مدیریتی انباشتهشده در جهاددانشگاهی را بازتاب میدهد.
پاسخی نظری به مأموریت دوگانه جهاد دانشگاهی
در ادامه این نشست، محمدرضا پورعابدی یکی از مؤلفان کتاب «چیرهدستی سازمانی» با اشاره به اینکه هر پدیدهای داستانی دارد، درباره شکلگیری ایده این کتاب گفت: پس از سالها مسئولیت اجرایی در جهاددانشگاهی، دغدغه اصلی من این بود که آیا آرمانها، اهداف و مأموریتهای مندرج در اساسنامه این نهاد، پشتوانه نظری و تئوریک مشخصی دارند یا خیر و اگر دارند، چگونه میتوان آنها را در قالبی منسجم تبیین و بومیسازی کرد.
پورعابدی با ترسیم فضای کلان محیطی، تغییر را اصل ثابت دنیای امروز دانست و افزود: سرعت تحولات علمی و فناورانه بهگونهای است که دانش و مهارتها بهسرعت دچار استهلاک میشوند و سازمانها ناگزیرند خود را با این شتاب هماهنگ کنند.
وی در ادامه با طرح این سوال که چرا برخی شرکتها قرنها دوام میآورند؛ اما برخی دیگر پس از چند سال از صحنه حذف میشوند، برای تبیین این موضوع به نمونههایی از شرکتهای بزرگ جهانی اشاره کرد و گفت: از جمله Kodak که با وجود پیشگامی در فناوری دوربین دیجیتال، به دلیل ناتوانی در انطباق با تغییرات بازار افول کرد؛ Nokia که زمانی سهم عمدهای از بازار تلفن همراه را در اختیار داشت؛ اما با ظهور تلفنهای هوشمند جایگاه خود را از دست داد و نیز شرکتهایی مانند Yahoo و Xerox که با وجود نوآوریهای اولیه، در بهرهبرداری راهبردی از ظرفیتهای خود با چالش مواجه شدند.
وی با تفکیک سازمانها به دو دسته «اکتشافی» (متمرکز بر پژوهش و نوآوری) و «بهرهبردار» (متمرکز بر تولید و تجاریسازی) اظهار کرد: سازمانهای پژوهشمحور معمولاً در معرض «تله شکست» قرار دارند، زیرا بخش زیادی از ایدهها هرگز به بازار نمیرسد؛ در مقابل، سازمانهای بهرهبردار ممکن است دچار «تله موفقیت» شوند و به دلیل اتکای بیش از حد به دستاوردهای گذشته، از تحولات آینده غافل بمانند.
این مولف با اشاره به استفاده از استعارهها در ادبیات مدیریت، مفهوم «دوسو توانی سازمانی» را مطرح کرد و گفت: همانگونه که برخی افراد توانایی استفاده همزمان از هر دو دست را دارند، سازمانها نیز باید بتوانند همزمان در دو حوزه اکتشاف و بهرهبرداری فعال باشند؛ یعنی در عین انجام پژوهش و نوآوری، سازوکار مؤثری برای تجاریسازی و خلق ارزش از نتایج آن داشته باشند.
پورعابدی تأکید کرد: دغدغه اصلی در جهاد دانشگاهی این است که این نهاد بتواند بهصورت همزمان پژوهش، فناوری و نوآوری را پیش ببرد و از نتایج آن نیز بهرهبرداری کند؛ موضوعی که به باور او نیازمند چارچوب نظری منسجم و الگوی مدیریتی مشخص است.
این مولف گفت: مأموریتهای جهاددانشگاهی در پژوهش کاربردی، توسعه فناوری تا مرحله نیمهصنعتی و فروش و بهرهبرداری از فناوری، به نوعی شکلگیری نهادی چیرهدست را هدفگذاری کرده است.
وی مدل ارائه شده در کتاب را مبتنی بر دادهها و تجربههای عملی دانست و مقوله محوری آن را «مهندسی پژوهش و بهرهبرداری فناورانه با هوشمندی متعهدانه» معرفی کرد.
در ادامه این نشست، علی غفاری، دیگر مؤلف کتاب، سیر داستانی کتاب و بخشهای عملی آن را شرح داد و گفت: کتاب چیره دستی سازمانی با تشریح «دوسو توانی سازمانی» آغاز میشود، ساختارها و مولفههای مرتبط با آن را توضیح میدهد و به تدریج به بحث بهرهبرداری، گرایش کارآفرینانه و ایدهپروری درون سازمانی میرسد.
غفاری با ذکر مثالهایی از کارخانهها و کارکنان بخش پژوهش و خط تولید، به چالشهای اختلاف حقوق و انگیزهها در سازمانها اشاره کرد و مفهوم «هوشمندی متعهد» را برای حل این پارادوکسها معرفی کرد.
وی افزود: برخی شرکتها مثل گوگل با اجرای قانون «بیست درصد زمان» توانستهاند یک سازمان دو سو توان و چیرهدست ایجاد کنند، یعنی کارکنان بخشی از وقت خود را صرف ایدهپردازی و نوآوری کنند. این رویکرد سبب شد گوگل بتواند در شرایط بحرانهایی مانند شیوع کووید-۱۹ و رقابت با اوپنایآی، استراتژیهای نوآوری خود را حفظ کند و به موفقیت برسد.
غفاری همچنین به نمونههایی از بنگاههای اجتماعی و آموزشی در کشورهای دیگر اشاره کرد و تأکید کرد که ایجاد سازمانهای دو سو توان در نهادهای غیر دولتی و عمومی، تنها از طریق فرهنگ نوآوری فراگیر و نه صرفاً جداسازی ساختارها، ممکن است.
کتاب «چیرهدستی سازمانی»؛ نوآوری مفهومی با پشتوانه علمی قوی
در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر هاشمی عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی با اشاره به اهمیت مسئله «موفقیت امروز و تداوم موفقیت در آینده» گفت: این دغدغه فقط یک پرسش فردی نیست، بلکه مسئلهای اساسی برای سازمانها و حتی کشورهاست و کتاب چیرهدستی سازمانی دقیقاً به همین پرسش بنیادین پاسخ میدهد.
وی با بیان اینکه کتاب به دوگانههای کلیدی مدیریت میپردازد، افزود: دوگانههایی مانند بهرهبرداری و اکتشاف، کوتاهمدت و بلندمدت، پژوهش و تجاریسازی، ثبات و تحول، نوآوری تدریجی و نوآوری رادیکال، نظم و انعطاف و همچنین «تله موفقیت» و «تله شکست» از محورهای اصلی کتاب هستند.
به گفته وی، نکته مهم این است که این دوگانهها متضاد خیر و شر نیستند، بلکه هر دو در شرایط مختلف برای سازمان ضروریاند و هنر مدیریت، ایجاد توازن میان آنهاست.
هاشمی با اشاره به رویکرد علمی کتاب تصریح کرد: نویسندگان با تکیه بر مفهوم «دوسوتوانی سازمانی»، تلاش کردهاند نشان دهند چگونه میتوان این دوگانهها را بهگونهای مدیریت کرد که در خدمت اهداف سازمان قرار گیرند و در نهایت، با معرفی مفهوم «چیرهدستی سازمانی»، یک گام فراتر از ادبیات کلاسیک مدیریت برداشتهاند.
وی «چیرهدستی سازمانی» را نوآوری مفهومی مهم کتاب دانست و گفت: این مفهوم از طریق «هوشمندی متعهدانه» مدیران شکل میگیرد و زمانی محقق میشود که رهبران سازمان بتوانند تضادهای فرهنگی و ساختاری ناشی از نوآوری، کنترل، کارآفرینی و بهرهبرداری را بهدرستی مدیریت کنند.
وی با اشاره به رشد قابل توجه مطالعات جهانی در حوزه دوسوتوانی و چیرهدستی سازمانی، تأکید کرد: کتاب چیرهدستی سازمانی از پشتوانه علمی و منابع معتبر برخوردار است و از این جهت میتواند هم بهعنوان یک کتاب درسی دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد و هم برای مدیران اجرایی، بهویژه مدیران جهاد دانشگاهی، کاربرد عملی داشته باشد.
هاشمی در بخش نقد ساختاری کتاب گفت: تمرکز گسترده کتاب بر مبانی دوسوتوانی، اگرچه از نظر علمی قابل دفاع است، اما باعث شده بحث «چیرهدستی سازمانی» که عنوان اصلی کتاب است، در بخشهای پایانی و با فاصله نسبتاً زیادی مطرح شود.
وی تأکید کرد: با وجود این ملاحظات ساختاری، کتاب چیرهدستی سازمانی مسیری منسجم از ادبیات کلاسیک مدیریت تا یک نوآوری نظری جدید را طی میکند و میتواند مبنای فکری و عملی ارزشمندی برای پژوهشگران، دانشجویان و مدیران علاقهمند به آیندهنگری و نوآوری سازمانی باشد.
از انسجام درونی تا امکان تحقق در بستر جهاد دانشگاهی
در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر قبادی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تقدیر از تلاش مشترک مؤلفان در تبدیل دو رساله دکتری به یک اثر منسجم، این همکاری علمی را اقدامی کمنظیر و ارزشمند در فضای دانشگاهی کشور دانست و تأکید کرد که نفس همافزایی پژوهشی، یکی از نقاط قوت کتاب به شمار میرود.
وی نخستین محور نقد خود را «منطق و انسجام درونی کتاب» عنوان کرد و گفت: بهرغم غنای علمی اثر، پیوند منطقی میان برخی فصلها بهویژه فصلهای اول، دوم و هفتم برای خواننده بهطور کامل شفاف نیست و در مواردی همپوشانی و تکرار مفهومی میان این بخشها دیده میشود. به گفته او، جابهجایی برخی جداول و مثالها نیز باعث شده خواننده در تشخیص سیر منطقی مباحث با دشواری مواجه شود.
قبادی به عدم تعادل حجمی فصلها نیز اشاره کرد و افزود: برخی فصلها بسیار مفصل و طولانی و برخی دیگر کوتاهتر از حد انتظارند و این عدم توازن میتواند با ادغام یا بازآرایی مثالها و پیشرانهای مفهومی، به ساختاری متعادلتر تبدیل شود.
وی پیشنهاد کرد پیشرانهای دوسوتوانی مانند نوآوری استراتژیک و جهتگیری کارآفرینانه، در قالب فصلهای محدودتر و منسجمتر ارائه شوند.
وی در بخش دوم نقد خود، به «ایده محوری کتاب» پرداخت و تصریح کرد: این پرسش جدی مطرح است که آیا «چیرهدستی سازمانی» با افزودن مفهوم «هوشمندی متعهدانه»، ادامه و تکامل نظریه دوسوتوانی سازمانی محسوب میشود یا مفهومی مستقل و متمایز است. به اعتقاد وی، این موضوع نیازمند دفاع نظری پررنگتر و گفتوگوی علمی گستردهتری میان صاحبنظران حوزه مدیریت است.
قبادی در ادامه، امکان کاربردپذیری مدل چیرهدستی سازمانی در جهاد دانشگاهی را محل تأمل دانست و گفت: جهاد دانشگاهی نهادی چندمأموریتی است و تقلیل مسیر آینده آن به یک الگوی مدیریتی خاص، هرچند جذاب و کارآمد به نظر برسد، ممکن است همه ابعاد مأموریتی این نهاد را پوشش ندهد. به گفته او، لازم است این مدل در کنار سایر نگاهها و الگوهای تحلیلی بررسی شود.
این مولف با طرح یک نقد بنیادینتر، به شکاف میان «نظریههای مدیریتی» و «واقعیتهای اجرایی» اشاره کرد و افزود: حتی اگر مدل چیرهدستی سازمانی از نظر نظری درست و قابل توصیه باشد، تحقق آن نیازمند بسترهای نهادی، فرهنگی و سیاستی مناسب است.
قبادی با استفاده از تمثیل «ماشین، راننده و جاده»، تأکید کرد که سازمانهای مدرن تنها با مدیران توانمند و مدلهای پیشرفته شکل نمیگیرند، بلکه به زیرساختهای کلان، قواعد پایدار و اقلیم نهادی مناسب نیز نیاز دارند.
او در پایان خاطرنشان کرد: کتاب چیرهدستی سازمانی با طرح یک ایده جدی و قابل مناقشه، زمینه گفتوگوی علمی درونسازمانی و بینرشتهای را فراهم کرده و ارزش آن، علاوه بر محتوای نظری، در برانگیختن همین گفتوگوها و مواجهه صریح ایدهها با یکدیگر است.
تأکید بر بسترهای نهادی، فرهنگی و منابع انسانی
در بخش پایانی نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر مجدالدین با نگاهی تحلیلی، به بررسی ابعاد مفهومی، نهادی و اجرایی الگوی ارائهشده در کتاب پرداخت و بر ضرورت توجه به زمینههای فراتر از سازمان تأکید کرد.
وی با اشاره به سطوح مختلف نظامهای اثرگذار بر سازمانها گفت: هیچ نظام صنعتی یا سازمانی بهصورت مستقل عمل نمیکند، بلکه در دل نظام اقتصادی، سیاسی و در نهایت فرهنگی یک جامعه معنا پیدا میکند.
به گفته وی، اگرچه در کتاب به «فرهنگ» اشاره شده، اما گاه این مفهوم از معنای کلان باورها و ارزشها، به «فرهنگ سازمانی» تقلیل یافته و این موضوع نیازمند شفافسازی مفهومی بیشتری است.
مجدالدین با تأکید بر اینکه «چیرهدستی سازمانی یک کلید یا نسخه آماده نیست»، تصریح کرد: نمیتوان انتظار داشت با ارائه یک مدل، سازمانها بهطور خودکار به چیرهدستی برسند؛ این مفهوم بیش از آنکه یک راهحل ساده باشد، حاصل تعامل پیچیده ساختار، فرهنگ، رهبری و محیط نهادی است.
وی با اشاره به تجربه تاریخی نهادهای برخاسته از انقلاب اسلامی، جهاد دانشگاهی را در زمره نهادهایی دانست که نشانههایی از چیرهدستی را در بقا، توسعه و اثرگذاری اجتماعی خود نشان دادهاند و افزود: تداوم حیات و گسترش برخی نهادها در مقایسه با نهادهایی که ادغام یا حذف شدهاند، خود میتواند شاخصی از چیرهدستی سازمانی تلقی شود.
وی «نیروی انسانی متخصص و متعهد» را یکی از عوامل کلیدی چیرهدستی جهاد دانشگاهی برشمرد، اما در عین حال هشدار داد: حفظ این تعهد ارزشی و فرهنگی یک فرایند دائمی است و اگر مؤلفههایی مانند باورهای دینی، روحیه جهادی و سرمایه فرهنگی تضعیف شود، سازمان نیز بهتدریج مزیت چیرهدستی خود را از دست خواهد داد.
مجدالدین در نقد ساختاری کتاب گفت: تمرکز اصلی کتاب در مقدمه و بخشهای ابتدایی بر «دوسوتوانی سازمانی» است، اما در فصلهای پایانی، تمرکز بهطور خاص بر جهاد دانشگاهی معطوف میشود. به اعتقاد او، لازم بود از ابتدا تصریح شود که این کتاب، یک مطالعه موردی عمیق بر جهاد دانشگاهی است تا انتظار خواننده بهدرستی مدیریت شود.
وی همچنین با تأکید بر نقش پیروان و کارکنان در تحقق چیرهدستی سازمانی خاطرنشان کرد: رهبر یا مدیر چیرهدست بدون نیروی انسانی چیرهدست معنا ندارد و انتظار میرود کتاب بهصورت مبسوطتری به ویژگیها، فرایند جذب، آموزش، نگهداشت و توسعه منابع انسانی متناسب با سازمانهای چیرهدست بپردازد.
مجدالدین ضمن تقدیر از اصالت و بومیبودن اثر، کتاب چیرهدستی سازمانی را تلاشی ارزشمند در فاصله گرفتن از الگوهای صرفاً ترجمهای دانست و تأکید کرد: قوت اصلی کتاب در طرح یک ایده بومی و گشودن باب گفتوگوی علمی درباره امکان تحقق چیرهدستی در سازمانهای ایرانی، بهویژه جهاد دانشگاهی است.
در پایان نشست، جمعبندی شد که کتاب «چیرهدستی سازمانی» حاصل سالها پژوهش و تجربه عملی مؤلفان است و با وجود پیچیدگیهای مدلسازی در علوم انسانی، چارچوبی کاربردی برای سازمانهای علمی و فناورانه ارائه میدهد و میتواند به مدیران و پژوهشگران در مسیر توسعه نوآوری و بهرهبرداری همزمان کمک کند.
انتهای پیام


نظرات