به گزارش ایسنا، در شصت و دومین کنفرانس امنیتی مونیخ بحثها دوباره و دوباره حول یک نگرانی مشترک بود و آن هم اینکه چگونه میتوان نظم بینالمللی را که اغلب شکننده به نظر میرسد، تثبیت کرد.
در این راستا، درخواست چین برای ثبات، چندجانبهگرایی و همکاری عملی، بخشی از جستجوی کامل برای یافتن مسیر را شکل داده است. نظم بینالمللی تحت فشار مشهودی قرار دارد طوری که اغلب قوانین به چالش کشیده میشوند و یکجانبهگرایی در حال افزایش است.
گزارش امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ با عنوان «در حال نابودی»، این روند را برجسته کرد و جهانی از «سیاستهای توپ تخریب» را توصیف میکند، جایی که آمریکا به عنوان یک عامل بیثباتکننده اصلی که قوانین بینالمللی تثبیتشده را تضعیف و در آن عمل میکند.
این نگرانیها در کنفرانس مونیخ بارها شنیده شد. «ولفگانگ ایشینگر» رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ خاطرنشان کرد که روابط فراآتلانتیک در یک نقطه عطف حیاتی قرار دارد. همچنین «فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان عنوان کرد که دیگر نمیتوان این مسائل را بدیهی دانست همه اینها که نشاندهنده شکاف در روابط اروپا با واشنگتن است.
با این حال، ناآرامی بسیار فراتر از اتحاد آتلانتیک، گسترش یافته است. در شرایطی که یکجانبهگرایی و سیاست قدرتمحوری در حال پیشروی هستند، پایههای صلح و رفاه جهانی با ناامنی روزافزونی روبهرو شدهاند. در این دوره پرهیاهو، نیاز جهانی به ثبات و پیشبینیپذیری هرگز تا این حد ضروری نبوده است.
در این زمینه، ثبات و عملگرایی چین به خوبی نمایان شده است. در «نشست چین» که روز شنبه برگزار شد، «وانگ یی» وزیر امور خارجه این کشور، چهار اولویت کلیدی را مطرح کرد: احیای نظام سازمان ملل متحد، ترویج همکاری و مشارکت همه کشورها، حفظ چندجانبهگرایی و نیز توقف درگیریها و ترویج صلح.
رویکرد چین، آنگونه که در مونیخ تبیین شد، به معنای نادیده گرفتن رقابت یا اختلافنظرها نیست. بلکه بر گفتوگو به جای قطع ارتباط و هماهنگی به جای تقابل تاکید دارد.
احیای نظام سازمان ملل متحد نشاندهنده این درک حیاتی است که چالشهای جهانی، از تغییرات اقلیمی گرفته تا بهداشت عمومی و نوسانات مالی، صرفا از طریق بلوکهای انحصاری قابل حل نیستند.
تأکید بر توقف درگیریها و ترویج صلح همچنین نشان دهنده یک الگوی گستردهتر است. درسالهای اخیر، چین متعهد به ایفای نقش به عنوان حامی راهحلهای سیاسی، در کانونهای بحران از خاورمیانه تا اوکراین بوده است و استدلال میکند که امنیت پایدار نمیتواند بر پایه محاسبات حاصلجمعصفر بنا شود.
به همان اندازه تأکید بر همکاری و چندجانبهگرایی به عنوان یک نیروی تثبیتکننده قابل توجه است. مشکلات پیش روی نظام بینالمللی امروز نه به خود سازمان ملل، بلکه به برخی کشورها مربوط میشود که اختلافات را تشدید میکنند، به دنبال تقابل بلوکی هستند و به طرز فکر جنگ سرد پایبندند. همچنین اعتماد را از بین میبرند و همکاری را تضعیف میکنند. حفظ چندجانبهگرایی مستلزم جستجوی زمینههای مشترک در عین احترام به تفاوتها است، چرا که تنوع باید الهامبخش گفتگو و همکاری برد-برد باشد نه اختلاف.
وانگ یی با اشاره به ایده کنفوسیوسی که «همانطور که بزرگان با یکدیگر رفتار میکنند، میتوان هماهنگی بدون یکنواختی داشت» بر این اصل اساسی تأکید کرد که همزیستی نیازی به انطباق و پیروی ندارد و همکاری میتواند فارغ از تفاوتها ادامه یابد.
این پیام با بسیاری از افرادی که در جهانی فاقد قطعیتهای روشن دستوپنجه نرم میکنند، همصدا شد. در محیطی که با چندپارگی تعریف میشود، جذابیت موضوع هماهنگی بدون انطباق و پیروی، نه در شعار بلکه در کاربرد عملی آن نهفته است.
نگرانیها در نشست امنیتی مونیخ بازتابدهنده نظم جهانی ازهمگسیخته است. در این زمینه، تعهد چین به ثبات چیزی فراتر از اطمینانبخشی است؛ این تعهد، عامل قابل اعتمادی برای همکاری بینالمللی و معیاری برای پیشبینیپذیری به شمار میرود.
انتهای پیام


نظرات