به گزارش ایسنا، میدل ایست مانیتور در مقالهای به بررسی پیامدهای احتمالی مداخله نظامی ایالات متحده در ایران پرداخته و استدلال کرده است که واشنگتن در درک جامعه، هویت و ساختار حکمرانی ایران دچار خطای بنیادین شده است.
نشریه انگلیسی در این مطلب اشاره کرده است که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا در دومین دوره ریاستجمهوری خود همچنان با همان سوءبرداشت راهبردی پیشین مواجه است؛ یعنی ناتوانی در فهم پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و تمدنی ایران. این محاسبه اشتباه آمریکا را به آستانه یکی از خطرناکترین تصمیمات سیاست خارجی خود، یعنی تمایل به تقابل نظامی با ایران رسانده است.
رسانه انگلیسی همچنین مطرح کرده است که تحولات اخیر، از جمله مداخله ایالات متحده در ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور این کشور، نوعی اعتماد به نفس خطرناک در واشنگتن ایجاد کرده است؛ اما این رسانه تأکید میکند که تعمیم نسخههای لیبی، عراق یا ونزوئلا به ایران یک خطای راهبردی جدی خواهد بود، زیرا ایران با این کشورها قابل مقایسه نیست و تلاش برای تحمیل چنین الگوهایی بر تهران میتواند آیندهای متلاطم و بیثبات برای منطقه رقم بزند.
یکی از محورهای اصلی مقاله، «ملیگرایی پایدار» در ایران است. میدلایست مانیتور تأکید کرده است که ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، وارث یک امپراتوری عظیم تاریخی است و نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب یک «دولت ـ ملت» توضیح داد، بلکه باید آن را یک «دولت تمدنی» دانست. بر اساس این گزارش، در حافظه تاریخی ایرانیان که سرشار از تجربه تهاجمهای خارجی است، حس عمیقی از ناامنی و حساسیت ایجاد شده است. از اینرو، هرگونه بمباران یا اشغال خارجی نهتنها با استقبال روبهرو نخواهد شد، بلکه به بسیج سریع جامعه زیر پرچم ملی منجر میشود.
در این زمینه، مقاله به نقل قولی از «مارک لینچ» در نشریه «فارین پالیسی» اشاره کرده است که میگوید ایرانیان در هنگام بمباران توسط آمریکا یا رژیم صهیونیستی، تمایل به «همگرایی زیر پرچم» دارند. این مقاله تأکید میکند نارضایتیهای داخلی ایران نباید غرب را به این تصور اشتباه دچار کند که پس از تغییر حکومت در ایران، ملت ایرانی از رهبران دستنشانده استقبال خواهند کرد!
میدلایست مانیتور سپس به موضوع «تابآوری نهادی» ایران پرداخته و ضمن مقایسه این کشور با عراقِ صدام حسین و لیبیِ معمر قذافی، نوشته است در آن کشورها ساختار قدرت حول یک یا چند چهره و یک نهاد اصلی متمرکز بود و با حذف آنها، ساختار دولت فروپاشید. اما در ایران، ساختار حکمرانی بهصورت شبکهای و درهمتنیده سازمان یافته و بر همپوشانی نهادها تکیه دارد، نه بر یک فرد. این ساختار در شرایط تحریم و فشار امنیتی تکامل یافته و در برابر شوکهای نظامی مقطعی یا حتی گسترده، دچار فروپاشی زنجیرهای نخواهد شد.
«سر سایمون گس» عضو اندیشکده «مؤسسه خدمات متحد سلطنتی» گفته است حتی حملات گسترده نیز ممکن است به «قطع سر» لازم برای تغییر حکومت منجر نشود. رسانه انگلیسی نیز یادآور میشود که در جنگ ۱۲ روزه و پس از ترور فرماندهان نظامی ایران، جانشینان آنها بهسرعت منصوب شدند و نشانهای از اختلال گسترده مشاهده نشد؛ امری که نشاندهنده پایداری ساختاری نظام حاکم بر ایران است.
میدلایست مانیتور در ادامه به جغرافیای ایران اشاره کرده و وسعت، تنوع اقلیمی و موقعیت راهبردی آن را یادآور میشود؛ از جمله دسترسی به تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان. در این گزارش همچنین تأکید شده است که رشتهکوههای شمالی و غربی ایران، به همراه توسعه گسترده تأسیسات زیرزمینی و زیرساختهای موشکی، مزیتهای دفاعی قابل توجهی ایجاد کردهاند که هرگونه کارزار هوایی را پیچیده و پرهزینه میکند.
این گزارش همچنین به «فقدان چشمانداز یا راهبرد خروج» در واشنگتن پرداخته است. مداخلات آمریکا در عراق، افغانستان، لیبی و ونزوئلا با اهداف کوتاهمدت مشخص آغاز شدند، اما در بلندمدت به بحرانهای فرسایشی تبدیل شدند. بنابراین، پرسش این است که اگر آن جنگها با وجود داشتن اهداف روشن به بنبست انجامیدند، سرنوشت مداخله در ایران چیست که از اساس فاقد یک طرح منسجم است؟
در همین راستا، اندیشکده «شورای آتلانتیک» نیز اذعان کرده است که دولت آمریکا با وجود لحن تند و لفاظیهای تهدیدآمیز، برنامه منسجمی برای تغییر حکومت در تهران ندارد و توان عملیاتی معناداری هم برای مهندسی تحول سیاسی در یک ساختار کنترلشده در اختیار ندارد.
انتهای پیام


نظرات