حسین مسرت در گفتوگو با ایسنا، یکی از چهرههای شهیر استان یزد را پَشوتَن جیدوسابایی مارکِر(مارکار) از نیکاندیشان نامور و کارآفرینان برجسته استان با تباری زرتشتی خواند و گفت: وی با کارهای نیک خود نقشی پررنگ در گسترش و شکوفایی آموزش و پرورش و فرهنگ ایران و زندگیسازی و آیندهسازی انسانهای بزرگ با جایگاههایی برتر بهویژه در یزد داشت چرا که او همواره به ایران و آبادانی آن میاندیشید و یادگارهای با ارزشی از خود به جای گذاشت.
وی با بیان این که پشوتن هیجدهم آبان ۱۲۵۰ در شهر بمبئی هند زاده شد، پدرش دوسابائی و مادرش بائیدین بانودخت دینشاه شراف بود، افزود: پشوتن آموزشهای نخستین را در آموزشگاه اَلفِنستون بمبئی گذراند و سپس در مکتب کارآموزی آموزشهای دفتری را نزد اف. آی. دینشاه سلیسیتر از خویشان نزدیک خود فراگرفت و پس از پشت سر نهادن تحصیلات رایج آن روزگار به بازرگانی روی آورد و برپایۀ کاردانی، شناخت و هوشمندی، سرمایهی انبوهی را اندوخت که بیشتر آن را در کارهای نیک در ایران و هند صرف کرد.
مسرت با اشاره به آشنایی مارکار به زبانهای هندی، گجراتی، انگلیسی و فارسی، گفت: او به ویژه در زمینۀ زبان و فرهنگ فارسی چیرگی خوبی را به دست آورد و چنان شیفته و دلبسته این زبان نیاکانی شده بود که آثار ادبی مانند گلستان سعدی و بسیاری از سرودههای حماسی شاهنامه فردوسی را از بر کرده بود و با بهره گیری از ادبیّات اندرزگونه زبان فارسی، پیوسته بر زبانش این سه مصرع پندآموز و درسآموز روان بود و کوشش میکرد آویزه گوشش بوده و در زندگی خود به کار بندد؛ «به جای نهادن، چه سنگ و چه زر؟ / جورِ استاد به ز مهرِ پدر / ز دانش، دلِ پیر، بُرنا بود».
وی ادامه داد: مارکار در همین راستا نیز با توجه به اطلاع از روزگار نابسامان و سخت زندگی، فشارهای اجتماعی و تهیدستی زرتشتیان یزد و روستاهای آن به ویژه در زمینه آموزش نوباوگان و رشد بیسوادی در میان آنان، دست به کار شد و با همکاری برخی دیگر از نیکاندیشان پارسی هند مانند دینشاه جیجیبائی ایرانی سُلیسیتُر از ادیبان و دانشمندان و رئیس انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی که یزدتبار بود، سرهرمزجی عدن والا رئیس انجمن ایران لیگ بمبئی و برخی زرتشتیان ایرانی و یزدی مانند ارباب رستم گیو و ارباب کیخسرو شاهرخ از نمایندگان زرتشتیان در مجلس شورای ملی و حتی برخی نیکوکاران مسلمان یزدی مانند غلامرضا مرشد، سید ابولقاسم روهنی، حسین گلشن بدین منظور گامهای موثری برداشت.
وی به برخی از فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و نیکوکاری مارکار اشاره و تصریح کرد: مارکار در ۲۸ آذر ۱۲۹۶با وجود فعالیت «انجمن هیئت خیریه بهبود زرتشتیان ایران» در هند، «انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی» را نیز برای پیشبرد آماج نیکاندیشانۀ خویش به ویژه برای یاری رساندن به زرتشتیان ایرانی و پیشبرد آموزش و سواد آنان بنیان نهاد که البته این انجمن بعدها یعنی در نوزدهم آبان ۱۳۳۹ در ایران نیز به ثبت رسید و شعبه آن در دبیرستان مارکار یزد تعیین شد.

این پژوهشگر فرهنگ و تاریخی یزد، از اقدامات سودمند انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی را گردآوری سرمایه و بنیان درمانگاه و داروخانه رایگان در یزد و نیز بنیان نهادن پرورشگاه یتیمان به مارکار هر دو در سال ۱۳۰۱ خواند و گفت: مارکار در آغاز از سوی اعضای انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی بهعنوان سفیر این انجمن در ایران برگزیده و سرپرست رسیدگی به کارهای زرتشتیان ایرانی شد. سپس بر پایه دانش، هوش و پشتکار خود در سال ۱۳۰۴، نایب رئیس انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی و سپس در نیمه آبان ۱۳۱۷پس از درگذشت دینشاه ایرانی سلیسیتر به ریاست آن انجمن برگزیده شد و سپس تقریباً همه سرمایه خود را به انجمن نامبرده سپرد.
وی با بیان این عمده اقدامات این نیک اندیش پارسی در ایران متمرکز بر یزد به عنوان مرکز زرتشتینشینان ایران در آن زمان بود، افزود: بنیان پرورشگاه پسرانه مارکار در فروردین ۱۳۰۱ به پیشنهاد تنی چند از خویشان و نیکوکاران هندی برای اسکان و آموزش کودکان بیپناه و بیسرپرست زرتشتی یزد و روستاهای آن از اقدامات فرهنگی او بود که البته این ساختمان بعدها به دلیل تعطیلی، تغییر کاربری داده شد و به پذیرشگاه مارکار تبدیل شد و اکنون که بخشی از پردیس دانش مارکار به شمار میآید.
مسرت با اشاره به تبدیل زیرزمین و آشپزخانه این پرورشگاه به «موزهٔ تاریخ و فرهنگ زرتشتیان» از نوروز ۱۳۹۴، ادامه داد: ساخت دبستانهای دخترانه و پسرانه مارکار در ۱۳۰۶، ساخت دبیرستانهای دخترانه مارکار در برزن خلفخانعلی در سال ۱۳۱۲، ساخت کتابخانه دبیرستان مارکار یزد در سال ۱۳۱۲، ساخت و گشایش هنرستان صنعتی جهانگیری (کارگرخانۀ جهانگیری) در سال ۱۳۰۴ مشتمل بر چند کارگاه هنرآموزیِ دوزندگی، درودگری، قالی بافی، جوراب بافی، پارچه بافی، ترمه بافی، کش بافی، ظریف کاری و غیره، نظارت و سرپرستی دبستانهای پسرانه در روستاهای زرتشتینشین چم، زین آباد، شیرین باباخندان تفت، علی آباد، نصرت آباد و دبستانهای دخترانه در بزرنها و روستاهای اله آباد، خرمشاه، خیرآباد، قاسم آباد، کوچه بیوک، مرواریدی باباخندان تفت، از دیگر این اقدامات نیکوکارانه بوده است.
این محقق و نویسنده یزدی در ادامه یادآور شد: مجموعه مارکار که اکنون با نام «پردیس دانش مارکار یزد» شناخته می شود، در میدان مارکار این شهر واقع شده و از سال ۱۳۷۷ با شماره ۲۱۴۶ در فهرست آثار ملّی ایران به ثبت رسیده است.
وی به برخی از اقدامات پشتون مارکار در حوزه آبادانی و عمرانی یزد نیز اشاره و از مهمترین آنها را ساخت نخستین برج ساعت یزد به نام حماسه سرای بزرگ ایران به نام گاهنمای فردوسی به بلندای ۱۸ متر درست روبه روی آموزشگاههای مارکار یزد در سال ۱۳۱۳ ذکر کرد.

به گفتهی نویسنده کتاب یزد یادگار تاریخ، این برج که دارای ساعتی چهارصفحهای است، زیباترین یادگار بر جای مانده از مارکار محسوب میشود که در دید و شنید همگان به ویژه دانشآموزان برای وقتشناسی است و لازم به ذکر است که این ساعت هنوز هم بعد از ۹۰ سال زیر نظر انجمن زرتشیان یزد یکسره کار می کند و هنوز هم برای هزینههای کنونی آنها از سرمایه وقف زندهیاد مارکار بهره برده میشود.
وی به ساخت آبانبار، پایاب و گرمابه، بخشش زمین بوستان مارکار (پارک بزرگ شهر کنونی)، ساخت دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی مارکار در دانشگاه یزد، ساخت همایشگاه مارکار در تهران، همیاری در خرید، آبادسازی و زیباسازی زمینهای شهرک زرتشتی نشین «تهران پارس» و البته ساخت ورزشگاه مارکار در ناحیۀ مژگان بمبئی و ساخت تالار مارکار در آموزشگاه ماندوی بمبئی. ، به عنوان دیگر این اقدامات اشاره کرد.
مسرت اقدامات اجتماعی و خدماتی مارکار را در ایران و هندوستان فراوان نام برد و گفت: وی در بسیاری از انجمن ها و گروهای نیکوکاری داوطلبانه حضور داشت و بر پایه کوشا و پویا بودن و نیز احترام و اعتماد همگانی، مسئولیت های مهمّی بدو سپرده میشد.
وی به سخنان محمّدعلی وزیری در مورد مارکار اشاره و نقل کرد؛ «او عاشق ایران و یزد و یزدی فارغ از کیش و بینش بود لذا بناهای خیری گذارد. تصمیمات مهمّ اقتصادی نیز داشت تا یزد را به صدر شهرها از لحاظ آبادانی و رفاه از راه توسعه صنعت تجارت با سرمایه و دانش پارسیان هند ببرد که به دلایلی منصرف یا رنجیده خاطر شد. »
مسرت خاطرنشان کرد: سرانجام مارکار در ۱۸ مهر ۱۳۴۴ در سن ۹۴ سالگی در شهر بمبئی درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد ولی با کارهای نیکوکارانه و تمام وقت خود تا پایان عمر مانند بخشش همه دارایی خود به انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی، نامی ماندگار و جاویدان از خود در تاریخ فرهنگ و آموزش ایران به ویژه نزد زرتشتیان و مسلمانان یزد بر جای نهاد. چنان که یک بار در هند از او پرسیده بودند: با این که سرمایه و ثروت شما زیاد است و می توانید از خودرو و رانندۀ شخصی بهره ببرید، چرا سوار اتوبوس شهری و قطار درجه سه میشوید؟ در پاسخ گفته بود: «من اگر یک روپیه به دست بیاورم باید صرف خرید قلم و کاغذ برای آموزش و پرورش و دانش و فرهنگ فرزندان ایران شود.»
انتهای پیام


نظرات