• سه‌شنبه / ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۳:۴۱
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1404121207188

وداع عاشقانه با امام خوبی‌ها

وداع عاشقانه با امام خوبی‌ها

ایسنا/اصفهان مسیر عاشقی است میادین اصلی شهر، مسیری منتهی به معشوق، معشوقی که دور است، نیست، اما روزی همین میدان‌ها و خیابان‌های شهر سیل عاشقانش را دور هم جمع کرد و برای آن‌ها در گوشه میدان امام سخن‌ها گفت؛ درس‌ها داد، از شجاعت، ایستادگی و مردانگی.

همه آمده‌اند با پای پیاده و قلب‌هایی مضطر، بر سر زنان، طی طریق کردند این راه را، عشاقی که خبر به‌شهادت‌رسیدن پیر فرزانه خود را شنیده و بیرق‌ها را افراشته‌اند. گویی تمام دنیا هیئت شده است صدای حسین، حسین تمام مسیرها را پرکرده است. عکس‌های سید و سرورشان در دست، پیر و جوان کودک‌ونوجوان زن و مرد با حزن و اندوه دورهم جمع شده‌اند.

وداع با امام خوبی‌ها

 جان ناقابل فدای انتقام خون رهبر

احمد صرافان، جانبازی که با ویلچر خود را به میدان اصلی شهر رسانده سهشنبه دوازدهم اسفند در این تجمع به ایسنا می‌گوید: آمدم تا بار دیگر بگویم، اگر بازهم تیر و ترکش به جسمم بخورد فدای انقلاب اسلامی و کشورم. آمدم بگویم؛ آقاجان شفیع من باش در دنیای دیگر.

وی می‌افزاید: از سحر روز گذشته که خبر را شنیدم راه به احوالم نیست تا خودم را به یک نحوی به تهران برسانم، اما متأسفانه در جنگ با دشمنان غاصب هستیم و رفتن برای من دشوار است.

این جانباز جنگ تحمیلی بیان می‌کند: چند سال پیش افتخار دیدار رهبر عزیزم را داشتم، روز بسیار عجیبی بود هنوز هم چهره روحانی و بوی عطرشان را حس می‌کنم‌، ایشان مردی بااقتدار و باصلابت بود و این اقتدارش خار چشم دشمنانش شد.

صرافان ادامه می‌دهد: با تمام وجودم از همه مسئولان و نیروهای مسلح می‌خواهم که نگذارند خون آقاجانم پایمال شود. فقط انتقام می‌تواند قلب آتش‌گرفته ما را آرام کند.

وداع با امام خوبی‌ها

 ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم

جمیله کریمی، بانویی از روستای جندق نیز اظهار می‌کند: از وقتی که خبر را شنیدم تعلل نکردم با زبان روزه راه افتادم تا کمی از اشک و غمم را در کنار مردم دیگر در این مکان خالی کنم.

وی می‌افزاید: ما مردم کوفه نبودیم، اما کم از آن‌ها هم نبودیم‌، بارها دل آقایمان خون شد و ما تنهایش گذاشتیم او مظلوم بود و در مظلومیت رفت؛ آقاجان حلال‌مان کن.

این بانوی جندقی بیان می‌کند: آمدم تا با تمام وجودم فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهم و از تک تک مسئولان درخواست انتقام کنم و بگویم ما ملت امام حسینیم و به گفته شهید والاقدر حاج‌قاسم سلیمانی، ما ملت شهادتیم و از جنگ هراسی نداریم.

وداع با امام خوبی‌ها

 امام خامنه‌ای، امام خوبی‌ها بود

مهدیه شاه‌کرمی، کودک ده‌ساله‌ با گریه می‌گوید: من آقا را خیلی دوست داشتم. هیچ‌وقت از نزدیک ایشان را ندیدم، اما یک سخنرانی از آقا دیدم با بچه‌ها خیلی مهربان بودند.

وی می‌افزاید: آقا خیلی مهربان بود، هرکس به دیدارش می‌رفت یک یادگاری از ایشان می‌گرفت، من هم دلم می‌خواست یک انگشتر یا چفیه به من هم می‌دادند.

این کودک ده‌ساله بیان می‌کند: دیروز سحر که پاشدیم سحری بخوریم، رادیو خبر را اعلام کرد و خانواده‌ام همه با گریه و بغض راهی میدان شدیم، ای‌کاش می‌شد برویم تهران برای تشییع آقا، اما حالا که این امکان نیست هر شب جمع می‌شویم در میدان و عزاداری می‌کنیم.

وداع با امام خوبی‌ها

جان فدای آرمان‌های والای انقلاب

شایان رحمانی، ۱۷ ساله و عضو بسیج دانش‌آموزی اظهار می‌کند: ثبت‌نام کرده بودم برای روز دانش‌آموز به ملاقات آقا برویم که متأسفانه اسم من در قرعه‌کشی در نیامد و تا همیشه این حسرت به دلم باقی ماند.

وی با بغض و غم می‌افزاید: همیشه بدشانس بودم چه می‌شد، اگر اسم من درآمده بود و موفق شده بودم آقا را از نزدیک ببینم؟ شاید اگر ایشان را دیده بودم امروز از رفتنشان این‌قدر نمی‌سوختم.

این نوجوان بسیجی بیان می‌کند: حاضرم از هر راه و مسیری تفنگ به دست بگیرم و جلوی ترامپ و نتانیاهوی ملعون بایستم و بگویم، من یک نفر از میلیون‌ها نفر بسیجی عاشق کشور و رهبرمان بودم که حاضرم جانم را فدای آرمان‌های امام راحل و خاک کشور و رهبر شهیدم کنم و انتقام آقا را بگیرم.

تا لحظه انتقام، آرام و قراری نیست

امیر امین‌الرعایا، کارمند بازنشسته ۶۲ساله اظهار می‌کند: تمام جانم به فدایت آقاجان کاش کر می‌شدم و نمی‌شنیدم این خبر را، کاش کور بودم و نمی‌دیدم این روز را، سر من، اصلاً تمام جانم فدایت ای رهبر مظلومم.

وی می‌افزاید: از سحر روز گذشته تا حالا با شنیدن این خبر تلخ مانند دیوانه‌ها شده‌ام، دستم کوتاه است. دلم می‌خواهد فریاد بزنم مشت بر دهان دشمنان آقا بزنم، دوست دارم برای تشییع، خودم را به تهران برسانم.

این کارمند بازنشسته بیان می‌کند: رهبر و پیشوای ما را با مظلومیت و با زبان روزه به شهادت رساندند، اما تا انتقام خون سرور و مولایمان را نگیریم آرام نمی‌نشینیم.

«در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، شرط اول، قدم آن است که عاشق باشی». ما عاشق رهبر و وطن و آرمان‌های انقلاب‌مان هستیم و تا آخرین قطره خونمان پای آن می‌ایستیم.

وداع با امام خوبی‌ها

به گزارش ایسنا، صدای قدم‌ها می‌آید، صدای سایش کفش‌ها، صدای ناله و اشک‌ها، خیابان‌ها و جاده‌های عشق امروز شاهد دویدن مردمی است که در راه رسیدن به وصال عاشق و معشوق، همچو بیداران بیدل در این راه میان خاک و خون جانشان را برای مولایشان فدا کردند. تمام میدان‌ها و خیابان‌های اصلی شهر پرشده از نام زیبایش این شور و عشق، زلزله آتشین، شوق زیارتی بود که حسرت آن تا ابد بر دل‌ها باقی ماند.

گزارش از شهرزاد فلاحیان 

انتهای پیام