یک کارشناس در حوزه مخاطرات و مدیریت بحران، نادیده گرفته شدن ساختاری و فرهنگی نقش همسایگان به عنوان خط مقدم ایمنی را یکی از نقاط ضعف جدی در بحرانها دانست و افزود: این موضوع حلقه مفقوده تابآوری شهری است.
مجید رضاپور در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه نادیده گرفته شدن شبکه انسانی همسایگی بزرگترین سرمایه هر جامعه شهری در زمان وقوع سوانح است، خاطرنشان کرد: این شبکه نه تنها یک پشتیبان، بلکه نخستین خط دفاعی است که توانایی آن در ساعات ابتدایی فاجعه، تعیین کننده تفاوت میان یک حادثه قابل مدیریت و یک بحران فاجعهبار است.
وی با تشریح مفهوم حیاتی زمان طلایی، بیان کرد: ما اغلب امدادرسانی را با رسیدن اولین ماشین آتشنشانی یا آمبولانس تعریف میکنیم؛ اما در بحرانهایی با مقیاس بزرگ، مانند جنگ یا زلزلههای بالای ۶ ریشتر، زیرساختهای حمل و نقل مختل، بزرگراهها مسدود و ارتباطات تلفنی مختل و مسیرهای اصلی مسدود میشوند.
این کارشناس مخاطرات و مدیریت بحران گفت: در چنین شرایطی، هرگونه انتظار برای امداد متمرکز در یک بازه زمانی ۳۰ دقیقهای تا چند ساعته، یک ریسک بزرگ برای از دست رفتن جان انسانهاست. این بازه، عرصهای است که علم آن را زمان طلاییِ نجات مینامد و تنها یاریگران این صحنه، همسایگان هستند.
وی با اشاره به اینکه کمکهای اولیه توسط همسایه، نه آموزشهای تخصصی، بلکه اقداماتی ساده اما حیاتی است، افزود: رفع انسداد مسیر، خروج یک فرد زیر آوار سبک با استفاده از نیروی دست، بستن یک شیر گاز در خانه همسایه برای جلوگیری از انفجار ثانویه و...این اقدامات نه تنها جانها را نجات میدهد، بلکه با مهار حوادث ثانویه، حجم عملیات امداد رسمی را به طرز چشمگیری کاهش میدهد.
تضاد میان سبک زندگی مدرن و نیازهای بحران
رضاپور به تضاد میان سبک زندگی مدرن و نیازهای بحران اشاره و اظهار کرد: متأسفانه، زندگی آپارتمانی، تمرکز بر حریم خصوصی بیش از حد و کاهش تعاملات روزمره باعث شده است که بسیاری از ما حتی نام کوچک همسایگان طبقات بالا یا پایین خود را ندانیم. این انزوا، عمق آسیبپذیری ما را در برابر بلایا افزایش میدهد.
وی بیان کرد: در فرهنگ گذشته، همسایگی یک تعهد اجتماعی بود؛ امروز این تعهد به یک حق دسترسی تقلیل یافته است. در بحران، ما نیازمند این هستیم که بدانیم چه کسی در خانه کناری ما تنها زندگی میکند، چه کسی نیازمند اکسیژن است و چه کسی مهارت اولیه کمکهای تنفسی (CPR) را بلد است.
این کارشناس مخاطرات و مدیریت بحران تأکید کرد: راهکار، صرفاً آموزش عمومی نیست، بلکه تخصیص وظیفه مشخص در زمان آرامش است. سازمانهای امدادی باید به جای تمرکز صرف بر آموزش عمومی، با همکاری شهرداریها و شوراهای محلی، به سمت تدوین و اجرای پروتکلهای عملیاتی همسایگی حرکت کنند.
وی با بیان اینکه این پروتکلها باید شامل گروهبندی مهارتی، ایجاد نقاط ذخیرهسازی مشترک و مسیرهای تخلیه و ارتباطات ثانویه باشد، تصریح کرد: شناسایی افراد دارای مهارتهایی مانند پزشکی، برقکاری، نجاری، یا توانایی رانندگی با وسایل سنگین در هر مجموعه ساختمانی برای زمان بحران به عنوان نیروهای واکنش اولیه محلی ضروری است.
رضاپور بیان کرد: همچنین تعیین مکانی در مجاورت ساختمانها برای ذخیره اقلام ضروری اولیه مانند کیتهای بقا، آب بستهبندی شده و تجهیزات روشنایی کوچک بسیار حائز اهمیت است. این ذخایر باید قابلیت دسترسی سریع و بدون نیاز به مجوزهای طولانی را داشته باشند.
وی با اشاره به اینکه تدوین نقشههای فرار که مسیرهای اصلی ممکن است مسدود باشند را باید در نظر گرفت و بر نقاط تجمع ایمن در مجاورت همان محله تمرکز کرد، افزود: علاوه بر این، استفاده از سیستمهای ارتباطی غیرالکترونیکی مانند چراغهای سیگنال دهی یا پلاکارد برای انتقال پیامهای کوتاه میان همسایگان در صورت قطع کامل شبکه مخابراتی ضروری است.
مدیریت رویدادهای ثانویه و زنجیرهای
این کارشناس مخاطرات با بیان اینکه در زمان وقوع حوادث نیروی امداد اولویت خود را بر نجات افراد زنده میگذارد، تصریح کرد: در این میان، همسایگان آموزش دیده میتوانند، از تبدیل یک خسارت کوچک به خسارتهای بزرگتر بزرگ جلوگیری کنند. این کار نیازمند مسئولیتپذیری داوطلبانه است که باید از طریق فرهنگسازی نهادینه شود، نه از طریق اجبار قانونی.
وی در ادامه بر جنبههای اخلاقی تأکید و تصریح کرد: برخی ممکن است بپرسند که چرا باید جان خودم و خانوادهام را برای کمکی که شاید نتیجهاش تضمین شده نیست، به خطر بیندازم؟ باید گفت که امنیت شما مستقیماً به امنیت همسایهتان وابسته است. اگر محله شما به طور کامل آسیب ببیند، امدادرسانی به شما نیز با تأخیر بیشتری انجام خواهد شد؛ بنابراین، سرمایهگذاری در امنیت همسایه، سرمایهگذاری بر روی امنیت پایدار خود است.
رضاپور تصریح کرد: گرچه دولتها باید زیرساختها را تأمین کنند، اما این شهروندان هستند که باید این زیرساختها را در لحظه بحران به کار گیرند. آموزش باید از مرحله تو چه خواهی کرد؟ به مرحله ما با هم چه خواهیم کرد؟ تغییر یابد. این تغییر نگرش، تنها راه تضمین بقا در برابر حوادث غیرمترقبه در شهرها به خصوص شهرهای بزرگ است.
انتهای پیام

