• یکشنبه / ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۸:۳۱
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404121710317

بحران امروز ایران؛ مخاطره‌آمیز یا نویدبخش؟

بحران امروز ایران؛ مخاطره‌آمیز یا نویدبخش؟

ایسنا/خراسان رضوی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفت: امروز در ایران در شرایط بحرانی هستیم. جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و از بین رفتن برخی ارکان و استوانه‌های نظم سیاسی، همگی نشانه‌های این وضعیت هستند. اما پرسش کلیدی اینجا است که این بحران مخاطره‌آمیز است یا نویدبخش؟

محمدرضا قائمی‌نیک ۱۷ اسفند، در سلسله نشست‌های واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان با موضوع «فرصت‌های بحران در برانگیختگی جامعه ایران»، اظهار کرد: باید نگاه‌مان را به بحران فراتر از یک تهدید ساده ببریم. بحران زمانی رخ می‌دهد که پارادایم حاکم، دیگر امکان پاسخگویی به مسائل و وضعیت‌های موجود را ندارد. در واقع، بحران نقطه‌ای است که در آن انگاره‌ها و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در حال تبدیل شدن به وضعیتی دیگر هستند. بر همین اساس، بحران با «تغییر اجتماعی» گره خورده است.

وی افزود: زندگی روزمره و عادت‌واره‌های ما همواره تمایل به ثبات دارند، اما وقتی نیروهای مختلف اجتماعی و تاریخی به هم برخورد می‌کنند، وضعیت از حالت عادت خارج شده و به نقطه بحرانی می‌رسد. در این میان، بحران برای کسانی که تابِ تغییر را ندارند، معنایی منفی و برای کسانی که ثمره تغییر را می‌جویند، معنایی مثبت و تحول‌آفرین پیدا می‌کند.

قائمی‌نیک ادامه داد: بحران زمانی مخاطره‌آمیز و تخریبی می‌شود که نیروهای اجتماعی نتوانند به انسجام برسند و جامعه دچار فروپاشی شود. اما اگر بحران بتواند در حین وقوع، «انسجام اجتماعی» تولید کند، ما با یک «بحران مولد» روبرو هستیم. بحران‌های مولد، نه‌تنها باعث پاشیدگی نمی‌شوند، بلکه نیروهای جدیدی را برای نظم آینده بسیج می‌کنند.

وی با تحلیل تحولات اخیر، افزود: جامعه ایران در آستانه بحران‌هایی قرار داشت که می‌توانست هر نظامی را به فروپاشی بکشاند. ما حتی در دوره‌ای دچار «فقدان سیاسی» در سطوح عالی شدیم و رأس نظام را در شرایط بحرانی از دست دادیم؛ وضعیتی که طبق الگوهای جامعه‌شناختی باید به فروپاشی کلی منجر می‌شد. اما شواهد عینی نشان می‌دهد که جامعه ایرانی در «کف میدان» به یک انسجام اجتماعی غیرقابل پیش‌بینی دست یافت.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، بیان کرد: تجربه این انسجام در اوج بحران، نشان‌دهنده یک ویژگی منحصربه‌فرد در هویت ایرانی است. این انسجام، نقطه بحرانی را به یک فرصت تاریخی تبدیل کرده است که جامعه بتواند از دل تهدید، معنای جدیدی برای بقا و استمرار خود خلق کند. 

زایش نظم جدید منطقه‌ای بر پایه نیروی اجتماعی 

قائمی‌نیک به پیامدهای بین‌المللی این انسجام اشاره کرد و گفت: اگر انسجام اجتماعی حفظ و مستمر شود، ما شاهد تحولات جدی در منطقه خواهیم بود. نکته مهم اینجا است که قدرت ایران در این نظم جدید، صرفاً از حیث تخریب رادارها یا مراکز اقتصادی و سیاسی دشمن نیست، بلکه قدرت اصلی در «نیروی اجتماعی» است که در پس این شرایط شکل گرفته است. تجربه این انسجام در اوج بحران، نشان‌دهنده یک ویژگی منحصربه‌فرد در هویت ایرانی است. این انسجام، نقطه بحرانی را به یک فرصت تاریخی تبدیل کرده است، که جامعه بتواند از دل تهدید، معنای جدیدی برای بقا و استمرار خود خلق کند.

وی تصریح کرد: ما در لحظه‌ای هستیم که جرقه‌های اولیه تغییر انگاره‌ها را می‌بینیم. این تحول که از داخل مساجد و کانون‌های مذهبی ایران آغاز شده است، به کل کشورهای منطقه سرایت خواهد کرد. نظم آینده، نظمی پیچیده خواهد بود که در آن گسست‌های طبقاتی بازتعریف شده و نیروی اجتماعی ایران، جایگاه جدیدی را در معادلات جهانی رقم خواهد زد.

دشمن به دنبال تبدیل تفاوت‌های اجتماعی به گسست‌های تمدنی است

در ادامه رئیس روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، اظهار کرد: تجربه ایران نشان می‌دهد که با وجود چهار دهه قرار گرفتن در «وضعیت استثنایی» از جنگ تحمیلی تا ترور دانشمندان و جنگ‌های سایبری، نه‌تنها فروپاشی رخ نداده، بلکه مکانیزم‌های تولید قدرت بازتعریف شده‌اند. وضعیت استثنایی در ایران از یک مفهوم انتزاعی به یک حالت وجودی در عمق جامعه تبدیل شده است.

محمدجواد استادی استراتژی دشمن در جنگ نرم را تبدیل «تفاوت‌ها» به «گسست‌ها» دانست و افزود: گسست معرفتی و روانی، تحریف روایت‌های تاریخی و ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به آینده، گسست جنسیتی مانند وقایع سال ۱۴۰۱ و شعار «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطف پروژه گسست جنسیتی بود که تلاش داشت با کشاندن چالش‌ها به فضای شهری، زنان را در مقابل حاکمیت قرار دهد.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی، بیان کرد: گسست نسلی و طبقاتی، فاصله انداختن میان آرمان‌های انقلاب و نسل جوان و ایجاد شکاف اقتصادی عمیق از طریق تحریم‌های هوشمند، گسست دیجیتال، بهره‌گیری از عدم عدالت الگوریتمی در پلتفرم‌ها برای جهت‌دهی به افکار عمومی ازجمله این گسست‌ها است.

فرهنگ شهادت، دیانت عملی در برابر روایت‌های غربی 

استادی با تأکید بر لزوم بازنگری در مفهوم فرهنگ شهادت، خاطرنشان کرد: غرب سعی می‌کند این فرهنگ را به «مرگ‌طلبی» ترجمه کند، اما شهادت در ایرانِ پس از جنگ، به مثابه یک «دیانت عملی» و محرک همبستگی عمل کرده است. این فرهنگ یک سرمایه عظیم است که می‌تواند گسست‌های معرفتی را ترمیم کند، مشروط بر اینکه به روایت‌های ساده‌انگارانه تقلیل نیابد.

وی با تأکید بر نقش بی‌بدیل زنان در شرایط بحرانی، افزود: نقش زنان در ایران از مدل‌های خنثی فاصله دارد، آن‌ها همواره «میانجی» بوده‌اند. از حضور به‌عنوان پرستار و پشتیبان در جبهه‌های جنگ تا حمایت از همسران و صبر در دوران بحران، همگی نشان‌دهنده یک پارادایم فعال است. امروز نیز زنان در تولید محتوا و انتقال فرهنگ شهادت از نسلی به نسل دیگر در کانون خانواده، نقشی کلیدی و راهبردی ایفا می‌کنند.

مدیر کلان‌پروژه مکتب هنر رضوی با اشاره به تغییر پارادایم همبستگی از فضای فیزیکی به فضای دیجیتال، بیان کرد: امروز پشت جبهه از سنگرها و مساجد به عرصه‌ روایت‌سازی، هشتگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتقل شده است. ایرانیان خارج از کشور نیز با تولید محتوای انتقادی و اشتراک‌گذاری شبکه‌های همبستگی، ظرفیت بزرگی برای بسیج افکار عمومی جهانی ایجاد کرده‌اند.

جامعه ایران ظرفیت بالایی برای خودتنظیمی دارد

استادی با تأکید بر اینکه جامعه ایران ظرفیت بالایی برای خودتنظیمی دارد، ادامه داد: تجلی آن در گروه‌های جهادی و مناسکی چون اربعین و یادواره شهدا دیده می‌شود. با این حال، باید مراقب بود که همبستگی به گسست تبدیل نشود. هرگونه ایجاد شکاف میان روایت‌های رسمی و تجربه زیسته مردم، به این انسجام آسیب می‌زند. ما با یک نسل جوان خلاق و بیداری وجدانی جهانی روبرو هستیم که بزرگترین فرصت ما برای تولید همبستگی مدرن است.

وی با اشاره به استراتژی‌های نوین برای تضعیف انسجام ملی، خاطرنشان کرد: ما با یک زنجیره از گسست‌ها روبه‌روییم. نخست، گسست اجتماعی اقتصادی که از طریق تحریم‌های هوشمند با هدف ایجاد شکاف طبقاتی عمیق و تبدیل نارضایتی معیشتی به اعتراض سیاسی طراحی شده است. لایه بعدی، گسست دیجیتال است؛ جایی که پلتفرم‌های بین‌المللی به جای بی‌طرفی، به عرصه نبرد تبدیل شده‌اند. در این فضا، پلتفرم‌ها با استفاده از عدم «عدالت الگوریتمی»، تمامی امکانات خود را برای جهت‌دهی به روایت‌ها بسیج می‌کنند.

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با اشاره به حوادث سال‌های اخیر، افزود: در جریان برخی ناآرامی‌ها، پلتفرم‌های دیجیتال فضایی پارادوکسیکال ایجاد کردند که در آن جریان‌های فمینیستی سعی داشتند، مقاومت زنان را در تقابل با ناسیونالیسم قرار دهند.

استادی با اشاره به ظرفیت بالای جامعه ایران برای بازسازی خود، بیان کرد: فعال شدن شبکه‌های خودجوش مردمی و گروه‌های جهادی که بر پایه اعتماد و ارزش‌های مشترک شکل می‌گیرند، نشان‌دهنده قدرت خودتنظیمی جامعه است. این شبکه‌ها در ایام بحران، کارکردهای رسمی را جایگزین می‌کنند و این فرایندی است که دولت آن را ایجاد نمی‌کند، بلکه از بطن جامعه می‌جوشد.

دشمن در «تسخیر خیابان» شکست خورد و به «ترور اراده‌ها» روی آورد

در ادامه، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرای مشهد، با اشاره به اینکه مدل همبستگی در ایران با الگوهای کلاسیک غربی متفاوت است، اظهار کرد: یکی از نکات کلیدی در جامعه‌شناسی ایران این است که انسجام ملی صرفاً در لحظات نظم و امنیت پایدار نیست. شواهد نشان می‌دهد دقیقاً در زمانی که امنیت مورد تهدید و تخریب قرار می‌گیرد، مردم منسجم‌تر می‌شوند. ما این الگو را در «جنگ دوازده روزه» دیدیم و امروز شاهدیم که مردم یک قدم از آن دوران هم جلوتر آمده‌اند.

ابوالفضل اقبالی افزود: جامعه ایران از مرحله اتحاد عبور کرده و به مرحله «میدان‌داری» رسیده است. امروز مردم فعالانه میدان را در دست گرفته‌اند و در بسیاری از موارد، کنش‌گری آن‌ها حتی از انتظار مسئولان و رهبران نیز فراتر رفته است.

عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرای مشهد با تحلیل واکنش مردم به شهادت فرماندهان بزرگ مقاومت، تصریح کرد: دشمن تصور می‌کرد با حذف فیزیکی رهبران، مردم به خیابان می‌آیند که پایان کار را اعلام کنند، اما در کسری از ساعت، واکنشی از جامعه صادر شد، که با هیچ منطقِ مادی قابل توضیح نیست. پیام مردم این بود که اکنون وقت سوگ و ناامیدی نیست، بلکه وقت حفظ ایده و نظامی است که رهبری ترسیم کرده است.

اقبالی خاطرنشان کرد: این استواری و انتقال سریع از فضای عاطفی به فضای مجاهدانه، نقشه دشمن را در «جنگ اراده‌ها» نقش‌برآب کرد. میراث انقلاب، همین «ایمان مجاهدانه» است که باعث شد بلافاصله خیابان‌ها به جای اعتراض، به کانون حمایت و ایستادگی تبدیل شوند.

شکست استراتژی «تسخیر خیابان» و روی آوردن به «بمباران روایت‌ها»

وی با تبیین تغییر تاکتیک دشمن، افزود: واقعیت میدان به نفع دشمن نیست. هدف اصلی دشمن این نبود که صرفاً با نیروی هوایی بجنگد، آن‌ها می‌خواستند با استفاده از فشار نظامی، مردم را به خیابان بکشانند که از داخل به نظام ضربه بزنند. وقتی این فضای خیابانی محقق نشد، دشمن به «روایت‌سازی» برای لرزاندن اراده‌ها روی آورد. امروز نیز، دشمن با پرواز دادن «پرنده مرگ» و تهدید به بمباران شهرهای بزرگ، به دنبال متزلزل کردن اراده مردم است. آن‌ها می‌خواهند ترس را حاکم کنند که مردم از میدان‌داری عقب‌نشینی کنند. اینجا دقیقاً نقطه‌ای است که نبرد از ساحت نظامی به ساحت رسانه‌ای و روانی منتقل می‌شود.  

عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا مشهد، وظیفه نخبگان و اهالی رسانه را در این برهه، «روایت واقعیت‌های میدان» دانست و بیان کرد: نخبگان باید به جامعه بگویند که امروز اکثر پایگاه‌های نظامی دشمن در منطقه غیرعملیاتی شده و توان جنگیدن آن‌ها به شدت آسیب دیده است. خلیج فارس از حضور نظامی دشمن پاکسازی شده، تنگه هرمز در کنترل کامل است و شبکه راداری منطقه در برابر موشک‌های ما کور شده است.

اقبالی تصریح کرد: در جنگی که بیش از ۱۰ کشور در یک سو و ایران در سوی دیگر ایستاده است، تنها چیزی که پیروزی نهایی را تضمین می‌کند، پایداری اراده‌ها است. نخبگان باید با تشدید روایت‌های پیروزی، این اراده را تقویت کنند تا ثمره نهایی این مجاهدت‌ها، اخراج کامل آمریکا از منطقه و تثبیت اقتدار ملی باشد.

انتهای پیام