به گزارش ایسنا، «توماس ال. فریدمن» ستوننویس روزنامه «نیویورکتایمز» در مطلبی به بررسی جنگ ایران پرداخته و نگرانیهایی را درباره نبود یک راهبرد سیاسی روشن در پس این کارزار نظامی مطرح کرده است. این مقاله اشاره میکند که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، با وجود گستردگی عملیات نظامی، به نظر میرسد برنامه منسجمی برای پایان دادن به این جنگ ندارد.
به گفته فریدمن، اکنون بیش از یک هفته از آغاز جنگی که توسط «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا و «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی آغاز شده، گذشته است و به نظر میرسد تحول سیاسی در ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی است که طراحان جنگ تصور کردهاند.
در این گزارش آمده است که درهمتنیدگی نهادی بالا در دستگاه حاکمیتی ایران این احتمال را مطرح میکند که حذف این ساختار به بیثباتی گسترده منجر شود. این مقاله احتمال میدهد که در کوتاهمدت، جایگزین نظام سیاسی کنونی ایران نه یک نظام به اصطلاح دموکراتیک بلکه نوعی بینظمی گسترده باشد.
فریدمن با اشاره به انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی، اذعان میکند که این انتخاب یعنی ساختار سیاسی ایران حتی در شرایط جنگ نیز توان بازتولید خود را دارد.
در ادامه مقاله آمده است که این جنگ بدون یک هدف نهایی مشخص آغاز شده است. فریدمن مینویسد ترامپ و نتانیاهو ممکن است به برخی موفقیتهای نظامی دست یافته باشند، اما به نظر نمیرسد برنامه روشنی برای مرحله پس از این موفقیتها ارائه کرده باشند.
مقاله همچنین این احتمال را مطرح میکند که نتانیاهو به یک راهبرد درگیری نظامی طولانیمدت مشابه رویکرد رژیم صهیونیستی در قبال غزه تمایل داشته باشد. در این رابطه از «آموس هرئیل» تحلیلگر نظامی روزنامه هاآرتص نقل شده است که حفظ تنش نظامی دائمی میتواند به تقویت هویت نظامیگرایانه یک دولت کمک کند و همزمان به رهبران سیاسی امکان دهد موقعیت خود را در قدرت حفظ کنند.
در مورد ترامپ نیز مقاله اشاره میکند که مواضع او درباره آینده ایران متناقض بوده است. به نوشته فریدمن، ترامپ در مقاطع مختلف از تغییر نظام سیاسی سخن گفته، سپس از آن فاصله گرفته، گاهی از مذاکره صحبت کرده و در مواقعی نیز خواستار «تسلیم بیقید و شرط» شده است.
در این میان، «حسین ابیش» تحلیلگر غرب آسیا راهبرد آمریکا را چنین خلاصه کرده است: آمریکا و رژیم صهیونیستی زیرساختها را بمباران و نابود میکنند و سپس انتظار دارند ایرانیان نوعی تغییر سیاسی ایجاد کنند که اهداف جنگی آمریکا را تحقق بخشد، بدون آنکه سازوکار مشخصی برای این تحول تعریف شده باشد.
مقاله همچنین نسبت به پیامدهای انسانی و زیستمحیطی ادامه جنگ هشدار میدهد. فریدمن اشاره میکند که حمله به زیرساختهایی مانند تأسیسات نمکزدایی آب میتواند به کمبود شدید آب منجر شود. در مقاله به نمونهای اشاره شده که در آن یک تأسیسات نمکزدایی در ایران هدف قرار گرفته و پس از آن ایران نیز تأسیسات مشابهی را در بحرین هدف قرار داده است.
برای نشان دادن تأثیر جنگ بر زندگی مردم، مقاله از یک کارآفرین دیجیتال در تهران نقل میکند که نگران نابودی نهادهایی مانند ایستگاههای پلیس است و میگوید در چنین شرایطی حتی حفظ نظم عمومی نیز دشوار خواهد شد.
انتهای پیام

