خارگ قلب صادرات نفت ایران است، شریان اقتصادی که زندگی یک ملت و توازن انرژی خاورمیانه به آن گره خورده است.
از اوایل دهه ۱۳۵۰، سه خط لوله عظیم نفت خام از مناطق نفتخیز اهواز، گچساران و بهرگان به خارگ کشیده شد. اولین اسکله صادراتی (آذرپاد) در سال ۱۳۵۲ و پایانهی جدید «T-jetty» در ۱۳۵۶ افتتاح شد. از آن زمان تا امروز بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران از همین جزیره بارگیری میشود. رقمی که هنوز هم طبق آمار رسمی شرکت ملی نفت در دوران تحریم تغییر چندانی نکرده اما در پشت این آرامش نفتی، تاریخی از آتش نهفته است.
خارگ در هشت سال دفاع خاموش نشد
با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، خارگ خیلی زود به فهرست نخستین اهداف هوایی رژیم صدام درآمد. تنها در ۶ ماه نخست جنگ، بیش از ۴۰ حمله هوایی به این جزیره انجام شد. بر اساس آمار رسمی وزارت نفت و بنیاد حفظ آثار، تا پایان جنگ رقم کل حملات به بیش از ۲۸۰۰ نوبت رسید.
عراق در سال ۱۳۶۶ عملیات موسوم به «جنگ نفتکشها» را آغاز کرد و خارگ به یکی از پرتلفاتترین نقاط غیرنظامی جهان بدل شد اما حتی در اوج حملات، پمپها از کار نیفتادند و این جزیره کوچک، به نماد اراده ملی بدل شد.
در همان سالها، نفتکشهای خارجی از هلند، یونان و کره جنوبی با خطر حمله مستقیم به اسکلهها نزدیک میشدند. مهندسان و کارگران ایرانی در زیر باران بمب، صدور نفت را تداوم بخشیدند. بهطوری که در سال ۱۳۶۴، میزان صادرات از خارگ هرگز به صفر نرسید.
در ۱۳۶۵، خبرنگار رویترز نوشت: “با وجود بمبارانهای مداوم عراق، جزیره خارگ ایران همچنان به ارسال نفتکشها به خلیج فارس ادامه میدهد. این جزیره نمادی از مقاومت اقتصادی ایران است.”
خارگ، جزیرهای در سایه آسمان پرتنش
چهار دهه پس از پایان جنگ، خارگ بار دیگر در کانون گفتوگوهای امنیتی منطقه قرار گرفته است. از پاییز ۱۴۰۳، با تشدید تنشها میان آمریکا و محور مقاومت و درگیر شدن مستقیم اسرائیل در بحران غزه، تحلیلها درباره احتمال حمله محدود یا سایبری به زیرساختهای انرژی ایران افزایش یافت.
در دی ۱۴۰۴ نیز، منابع امنیتی ایران از رصد چند تلاش نفوذ پهپادی ناموفق در شمال خلیج فارس خبر دادند. هرچند هیچکدام به هدف نرسیدند، اما پیام روشنی داشتند. خارگ همچنان نقطهای از حساسیت ژئوپلیتیکی است.
هدفی آسان اما تهدیدی پرهزینه
از منظر نظامی، خارگ «هدف آسان» توصیف میشود زیرا موقعیت جغرافیایی آن جدا از خشکی است و تخریب زیرساختهایش میتواند بهسرعت جریان صادرات نفت ایران را مختل کند. اما در عین حال «هدف پرخطر» است، چون برای ایران خط قرمز حیاتی بهشمار میآید.
دو سامانه دفاعی پیشرفته اکنون جزیره را پوشش میدهند.
به گفته منابع داخلی، منطقه بین خارگ تا بوشهر تحت پوشش راداری ترکیبی ارتش و سپاه است. این آرایش دفاعی میتواند هر تحرک هوایی یا دریایی را در چند دقیقه شناسایی کند.
در همین حال، پایگاههای آمریکا در بحرین، قطر و امارات در سال گذشته شاهد تقویت تجهیزات بودهاند. وزارت دفاع آمریکا در دی ۱۴۰۴ مستقر شدن ناوگان هواپیمابر «USS Eisenhower» در خلیج عمان را تایید کرد.
به تعبیر برخی رسانهها، خارگ همان نقطهای است که هر قدرتی بخواهد با ایران بازی کند، باید قدم اول را آنجا بگذارد و همین، آن را خطرناک میکند.
نفت به مثابه سلاح ژئوپلیتیک
در اقتصاد سیاسی جهان، خارگ فقط یک جزیره نیست؛ گرهای در شبکه جهانی انرژی است. بر اساس دادههای موسسه «Statista» و «OPEC Annual Bulletin ۲۰۲۴»، ایران حدود ۲.۹ میلیون بشکه نفت خام در روز تولید میکند که بین ۱ تا ۱.۴ میلیون بشکه از مسیر خارگ صادر میشود.
در زمان بحرانها، هر تهدید در اطراف خارگ میتواند قیمت جهانی نفت را ۳ تا ۵ دلار در هر بشکه افزایش دهد. پدیدهای که در ژانویه ۲۰۲۰، پس از حمله پهپادی به پایگاه عینالاسد نیز رخ داد.
در تحلیل رویترز بهتاریخ نوامبر ۲۰۲۴ آمده است: “جزیره خارگ با وجود تحریمها، همچنان قلب تپنده صادرات ایران است. هرگونه اختلال در آن میتواند بلافاصله بازارهای جهانی نفت را متزلزل کند.”
جهان میداند که صدای موتور پمپهای خارگ هنوز در قیمت بنزین لسآنجلس و اوزاکا پژواک دارد.
خارگ در حافظه ملی، جزیرهای که لبخند زد
خارگ، در حافظه ایرانیان، فقط یک پایانه نفتی نیست. همانند خرمشهر و آبادان، روایت زندگی زیر آتش را در خود دارد. اما صدایش آرامتر بود.
کارگرانی که زیر بمباران کار میکردند، شب را در پناهگاههای کوچک میگذرانند و صبح دوباره در میان بوی نفت و دود برمیگشتند. نویسنده جنگی «سید مسعود آذرباد» در یادداشتهایش نوشته است: «خارگ بیشتر شبیه گلولهای بود از فولاد و ایمان. هیچکس فریاد نمیزد، فقط میرفتند و کار میکردند.»
در فروردین ۱۳۶۱، امام خمینی (ره) در دیدار با کارکنان خارگ گفت: «خارگ برای من مثل قلبی است که اگر بایستد، بدن میمیرد.» این جمله، در گذر سالها، از شعار به حقیقت بدل شد.
زندگی امروز، سکوت محتاطانه
اهالی خارگ امروز در سایه خاطرات و تهدیدات زندگی میکنند. جمعیت دائم جزیره حدود هشت هزار نفر است اما هر روز نزدیک به دو هزار نفر از بوشهر و گناوه برای کار صنعتی به آنجا میآیند. پروازها محدود اما منظماند، و کشتیهای تدارکاتی روزانه رفتوآمد میکنند.
در بازار محلی، کنار مغازههای قدیمی با دیوارهای ترمیمشده از دوران جنگ، همیشه بوی نفت در هواست. هنگامی که صدای جت از فراز دریا میآید، بعضی از قدیمیها ناخودآگاه مکث میکنند. یکی از ساکنان ۷۵ ساله در مصاحبهای با ایسنا گفت: «ما که زیر بمباران عراق ماندیم، از صدای ناو آمریکا نمیترسیم؛ خارگ نفس ایران است، باید بماند.»
صدای زندگی در میان نفت و آتش
از دههی پنجاه تا امروز، خارگ سه نسل دیده است؛ نسل کارگران جنگ، نسل بازسازان و نسل امروزِ مراقبان.
اما جزیره هرگز خاموش نشده است. اگر صدام، بمب انداخت و نتوانست صادرات ایران را متوقف کند، امروز هم هیچ تهدیدی نمیتواند جریان حیات ملی را ببندد. خارگ، همان قلبی است که همچنان میتپد. نه فقط در شبکه لولههای نفت، بلکه در حافظه و غرور ایرانی و شاید جهان دوباره باید به آن گوش بسپارد، چون در میان تمام صدای جنگها، هنوز صدای زندگی از خارگ میآید.
انتهای پیام
