• دوشنبه / ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۰:۵۳
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404122512933

طعم بهشتی یک افطار دسته‌جمعی در شعاع گنبد طلا امام رضا(ع)

طعم بهشتی یک افطار دسته‌جمعی در شعاع گنبد طلا امام رضا(ع)

ایسنا/خراسان رضوی رمضان در حرم امام رضا (ع) طعم دیگری دارد، انگار عقربه‌های ساعت هم با طمأنینه بیشتری حرکت می‌کنند که زائر را برای لحظه وصال آماده کنند. با نزدیک شدن به غروب، صحن‌های سپید حرم زیر نور طلایی گنبد، لبریز از انتظار می‌شوند و عطر خوش چای از سمت «چایخانه‌های حضرت» در فضا می‌پیچد، همان‌جا که خادمان با لبخندی که ریشه در عشق دارد،با استکان‌های کمر باریک چای را میان مشتاقان توزیع می‌کنند.

وقتی صدای ملکوتی اذان در گلدسته‌ها می‌پیچد و نقاره‌خانه نوای ملکوت سر می‌دهد، حسی میان بغض و لبخند تمام جانم را می‌گیرد، حسی که می‌گوید این‌جا خانه‌ پدری است و ما همه مهمان سفره کرامت رضوی هستیم. در کنار «سقاخانه اسماعیل‌طلا»، صف‌های طولانی و منظم زائران برای گرفتن افطاری ساده اما پربرکت حضرت، جلوه‌ای از همدلی و برابری است، جایی که پیر و جوان، دارا و ندار، دوشادوش هم در انتظارِ رزقی هستند که از دستان پرمهر امام مهربانی‌ها می‌رسد.

تماشای زائرانی که با لهجه‌های مختلف، دعای افطار را زیر لب زمزمه می‌کنند و آبی که از سقاخانه به نیت شفا برمی‌دارند، قلب هر بیننده‌ای را جلا می‌دهد. برای من، ایستادن در میان این همه شور و حال، حسی از آرامش محض و تعلق خاطر است، گویی تمام خستگی‌های یک روز روزه‌داری، با اولین جرعه چای حضرتی و تماشای کبوترانی که دور گنبد طواف می‌کنند، از تنم به در می‌رود.

این افطاری، تنها یک وعده غذا نیست، بلکه ضیافتی از نور و ایمان است که در آن، تک‌تک ما در اقیانوس بی‌کران مهربانی رضا (ع) غرق می‌شویم و بار دیگر باور می‌کنیم که هیچ‌کس از این درگاه دست خالی برنمی‌گردد. عقربه‌های ساعت به اذان مغرب نزدیک می‌شوند و خنکای نسیم بهاری مشهد، عطر گلاب صحن‌ها را میان صفوف به هم پیوسته زائران پخش می‌کند. این‌جا، حرم مطهر رضوی، ثانیه‌ها رنگ دیگری دارند. خادمان با شال‌های سبز و لبخندی که خستگی روزه را از تن می‌زدایند، سفره‌های طویل افطاری را با نظمی شگفت‌انگیز پهن می‌کنند. صدای تلاوت قرآن از گلدسته‌ها بلند است و چشم‌ها خیره به گنبد طلایی است که در نورپردازی شبانه، چون خورشیدی در دل تاریکی می‌درخشد. لحظه افطار در حرم، لحظه تلاقی «عطش بندگی» و «سیری معرفت» است.

در ادامه، پای صحبت زائران و مجاورانی نشستیم که بر سر این خوان پربرکت مهمان بودند. مریم اکبری ۴۲ ساله، زائری که از اصفهان به مشهد آمده است، اظهار می‌کند: من زائر هستم و از اصفهان آمدم. افطار در حرم اصلاً قابل توصیف نیست، انگار آدم مستقیم سر سفره خود امام رضا نشسته است. این تجربه حال معنوی‌ام را چنان دگرگون کرده‌ است که تمام خستگی سفر و روزه‌داری را فراموش کرده‌ام. وقتی می‌بینم همه از هر شهر و زبانی کنار هم نشسته‌اند، حس می‌کنم چقدر ما مسلمان‌ها به هم نزدیکیم و این سفره نماد واقعی یکی شدن ما است. سعی می‌کنم در این سفر، هر شب برای افطار خودم را به این‌جا برسانم، چراکه این حس ناب را هیچ‌ کجای دیگر پیدا نمی‌کنم.

زهرا مقدسی، ۳۵ ساله، مجاور از مشهد می‌گوید: برای ما مشهدی‌ها افطار حرم یعنی تجدید قوا برای ادامه سال، آرامشی که این‌جا می‌گیریم تا مدت‌ها در زندگی‌مان جاری است. این نوع افطاری دادن باعث می‌شود که آدم‌ها احساس کنند عضوی از یک خانواده بزرگ هستند و خودخواهی‌ها جای خودش را به همدلی می‌دهد. من و خانواده‌ام نذر داریم که حداقل ده شب از ماه رمضان را حتماً افطار در حرم باشیم، حتی اگر شده با یک لیوان آب و خرما، تا از برکات این صحن و سرا جا نمانیم.

مریم رمضانی، ۵۰ ساله، زائری که از تبریز مهمان امام رضا(ع) است، تصریح می‌کند: حال معنوی من در این مکان به اوج خود می‌رسد، وقتی صدای اذان در صحن می‌پیچد، حس می‌کنم سبک شده‌ام. این سفره‌های ساده ولی باصفا ثابت می‌کند که زیر سایه امام رضا (ع)، همه با هم برابرند و همین باعث می‌شود کینه‌ها از دل برود و جای آن را مهربانی بگیرد. در این چند روزی که مشهد هستم، هر روز برنامه‌ام این است که قبل از اذان در صحن باشم، افطار حرم برای من یعنی تبرک شدنِ تمام زندگی‌ام در یک سال آینده. افطار در حرم برای من یعنی رها شدن از تعلقات دنیا، وقتی این‌جا روزه‌ام را باز می‌کنم، انگار در بهشت هستم. این سفره‌ها نقش بزرگی در همدلی دارند، پیر و جوان، ثروتمند و کارگر کنار هم می‌نشینند و این یعنی همان برابری که اسلام می‌گوید. من به خاطر برکتی که این کار دارد، سعی می‌کنم تمام شب‌های جمعه ماه رمضان را حتماً در حرم افطار کنم و در کنار دیگر برادران دینی‌ام باشم، چراکه این حضور، روح انسان را صیقل می‌دهد.

رضا پناهی، ۲۸ ساله، زائر از تهران اظهار می‌کند: افطار در حرم برای من، مانند یک شوک مثبت معنوی است، فاصله قلبم با خدا را این‌جا خیلی نزدیک‌تر حس می‌کنم. وقتی می‌بینی غریبه‌ها چطور با مهربانی خرما و نان به هم تعارف می‌کنند، می‌فهمی که این امام چقدر قدرت دارد که دل‌ها را به هم گره بزند. من در این سفرِ سه روزه، هر سه شب را به حرم آمدم و اگر باز هم فرصت شود، محال است لذت افطار در این فضا را با جای دیگری عوض کنم.

‌نازنین‌زهرا رضوی، ۹ ساله که امسال برای اولین بار روزه می‌گیرد، بیان می‌کند: امسال اولین سالی است که همه‌ی روزه‌هایم را کامل می‌گیرم. افطار در حرم برایم مثل یک جایزه‌ خیلی بزرگ است، وقتی گنبد طلا را می‌بینم و دعا می‌کنم، حس می‌کنم فرشته‌ها صدایم را زودتر می‌شنوند. به نظرم این افطاری‌های حرم باعث می‌شود بچه‌ها با هم دوست شوند و یاد بگیریم که باید همیشه هوای همدیگر را داشته باشیم. من از پدر و مادرم خواستم که حتماً هفته‌ای یک بار مرا بیاورند حرم که هم نماز بخوانم و هم کنار بقیه‌ی دخترهایی که مثل من روزه هستند افطار کنم.

انتهای پیام