• دوشنبه / ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۲:۳۱
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1404122513030

آیا جنگ‌ها، آخرین میخ بر تابوت طبیعت خواهند بود؟

آیا جنگ‌ها، آخرین میخ بر تابوت طبیعت خواهند بود؟

ایسنا/خراسان رضوی در دنیای امروز، جنگ و درگیری‌های نظامی نه تنها جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازند، بلکه تأثیرات مخربی بر طبیعت و سرمایه‌های ارزشمند زیستی به جای می‌گذارند.

 این تأثیرات می‌توانند پیامدهای بلندمدت و جبران‌ناپذیری برای تنوع زیستی یک منطقه داشته باشند. ایران، به عنوان یکی از کشورهای دارای غنای زیستی بالا در جهان، از این قاعده مستثنی نیست و تجاوزات نظامی می‌تواند تهدید جدی برای این میراث طبیعی محسوب شود.

یک فعال محیط‌زیست، با تأکید بر ابعاد زیست‌محیطی درگیری‌های نظامی و هشدار برای تنوع زیستی کشور، خواستار توجه جدی مراجع ملی و بین‌المللی به این مسئله شده است.

ریحانه گلدوی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه شهرهای خراسان رضوی به لحاظ تنوع گونه‌های جانوری و محیط زیستی از جایگاه ویژه‌ای در کشور برخوردار هستند، افزود: جنگ، در سطوح مختلف خود، از درگیری‌های محدود گرفته تا منازعات گسترده، تأثیرات مخربی بر سه سطح اصلی تنوع زیستی شامل سطح ژنتیکی، سطح گونه‌ای و سطح اکوسیستمی برجای می‌گذارد.

وی خاطرنشان کرد: درگیری‌های نظامی می‌توانند منجر به انقراض محلی جمعیت‌های کوچک و ایزوله شوند. این امر کاهش تنوع ژنتیکی را در پی دارد که خود توانایی سازگاری گونه‌ها با تغییرات محیطی آینده را کاهش می‌دهد و پراکندگی ژن‌ها مختل شده و اکوسیستم‌ها شکننده‌تر می‌شوند.

این فعال محیط‌زیست با بیان اینکه نابودی زیستگاه‌ها، مستقیم‌ترین و بارزترین تأثیر جنگ بر گونه‌هاست، افزود: بمباران‌ها، آتش‌سوزی‌ها، ایجاد موانع فیزیکی و آلودگی‌های ناشی از مواد منفجره و تجهیزات نظامی، منجر به نابودی کامل زیستگاه‌های گونه‌های مختلف می‌شود.

وی اظهار کرد: گونه‌های در معرض خطر یا گونه‌های با پراکندگی محدود، بیش‌ترین آسیب‌پذیری را دارند و در معرض انقراض قرار می‌گیرند. همچنین، صداهای شدید و مستمر انفجارها می‌تواند باعث فرار حیوانات از زیستگاه‌های خود، اختلال در روند تولیدمثل و تغذیه آن‌ها شود.

وی گفت: جنگ‌ها همچنین می‌توانند ساختار و عملکرد اکوسیستم‌ها را به طور اساسی تغییر دهند. از بین رفتن پوشش گیاهی، تخریب خاک، آلودگی منابع آب و هوا و تغییر الگوهای طبیعی، اکوسیستم‌ها را از حالت تعادل خارج کرده و موجب نابودی زنجیره‌های غذایی و روابط همزیستی بین موجودات زنده می‌شود. این تخریب‌ها می‌تواند منجر به تغییرات اقلیمی محلی، بیابان‌زایی و از دست رفتن خدمات اکوسیستمی حیاتی مانند تصفیه آب، حاصلخیزی خاک و کنترل سیلاب شود.

آیا جنگ‌ها، آخرین میخ بر تابوت طبیعت خواهند بود؟

این فعال محیط‌زیست با بیان اینکه ایران در تنوع زیستی از جایگاه ویژه‌ای در دنیا برخوردار است، تصریح کرد: تجاوزات نظامی می‌تواند پیامدهای ویرانگری برای این سرمایه ارزشمند به همراه داشته باشد.

 گلدوی، با ابراز نگرانی‌ از وضعیت موجود، بر ابعاد این تهدید در ایران تمرکز کرد و گفت: به عنوان مثال گستردگی و اهمیت اکولوژیکی زاگرس تا بدانجاست که ۷۱ منطقه از ۳۲۴ منطقه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور، در محدوده این ناحیه رویشی قرار دارند. علاوه بر این، سه ذخیره‌گاه زیست کره جهانی که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌اند - شامل ارژن و پریشان، تنگ صیاد و دنا - همگی در قلب این ناحیه ارزشمند واقع شده‌اند. این مناطق، نه تنها برای ایران، بلکه برای کل کره زمین، ذخایر ژنتیکی و اکولوژیکی بی‌بدیلی محسوب می‌شوند.

وی گفت: نکته نگران‌ کننده این است که ناحیه زاگرس، پیش از وقوع هرگونه درگیری نظامی، خود تحت فشارهای فزاینده ناشی از تغییر اقلیم، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع و سایر عوامل انسانی قرار داشته است. ادامه یافتن جنگ و بعضاً بمباران‌های گسترده در این منطقه، می‌تواند اکوسیستم ارزشمند زاگرس را تا مرز فروپاشی کامل پیش ببرد.

این فعال محیط‌زیست تخریب پوشش گیاهی، فرسایش شدید خاک، از بین رفتن منابع آب و زیستگاه حیوانات، پیامدهای قطعی چنین درگیری‌هایی دانست و افزود: همچنین آتش‌سوزی‌ها نه تنها پوشش گیاهی ارزشمند را از بین می‌برند، بلکه جانوران ساکن در این مناطق را نیز به کام مرگ می‌کشانند یا مجبور به مهاجرت اجباری می‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: انفجار مهمات نظامی، از جمله بمب‌ها و موشک‌های حاوی مواد شیمیایی، می‌تواند منجر به آلودگی شدید خاک، آب و هوا شود. این آلودگی‌ها علاوه بر اثرات مخرب مستقیم بر حیات وحش و پوشش گیاهی، می‌توانند وارد زنجیره غذایی شده و سلامت انسان‌ها را نیز به طور جدی به خطر اندازند. به عنوان مثال، آلودگی هوای تهران در پی حمله به مراکز ذخیره سوخت، مصداق روشنی از دست‌کاری محیط‌زیست برای اهداف نظامی است که تأثیرات زیان‌باری بر سلامت عمومی و اکوسیستم شهری داشته است.

بر اساس پروتکل الحاقی به کنوانسیون ژنو مصوب سال ۱۹۷۷، حفاظت از محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی در زمان جنگ باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین، ماده ۵۵ پروتکل الحاقی کنوانسیون ژنو به صراحت، تخریب شدید محیط‌های طبیعی را ممنوع کرده است. علاوه بر این، کنوانسیون منع استفاده نظامی یا خصمانه از دست‌کاری محیط‌زیست (ENMOD) مصوب سال ۱۹۷۶ نیز، اقداماتی نظیر آلودگی شدید هوا را که به منظور نظامی انجام می‌شود، ممنوع می‌داند؛ اما متأسفانه، آنچه در عمل شاهد هستیم، نقض آشکار این پروتکل‌ها و کنوانسیون‌ها و تخریب گسترده طبیعت ایران است.

بی‌عملی سکوت مجامع بین‌المللی

در حالی که جهان همچنان درگیر پیامدهای تلخ منازعات مسلحانه است، زمزمه‌های ناامیدی از گوشه و کنار جامعه محیط‌زیست ایران بلند می‌شود.

آیا جنگ‌ها، آخرین میخ بر تابوت طبیعت خواهند بود؟

یک کارشناس برجسته محیط‌زیست، هشدار داد: این بی‌عملی سکوت مجامع بین‌المللی، بیش از هر زمان دیگری، موجودیت تنوع زیستی ایران را در معرض نابودی قرار داده است.

جواد یوسفی افزود: آنها به جای آنکه در خط مقدم حفاظت از حیات بایستند، تنها به ارسال نامه‌های اداری و درخواست گزارش بسنده می‌کنند. این نهادهای بین‌المللی، در اوج بحران، به جای اقدام، صرفاً تماشاگر صحنه دردناک انقراض گونه‌ها می‌شوند و گویی سکوت مرگبارشان، چراغ سبزی برای نابودی بیشتر است.

این فعال محیط‌زیست که مطالعاتی در خصوص حفاظت از اکوسیستم‌های شکننده ایران داشته، معتقد است: تأثیرات جنگ بر تنوع زیستی، اغلب به طور کامل نادیده گرفته می‌شود و در سایه پیامدهای انسانی و سیاسی منازعات، به فراموشی سپرده می‌شود.

وی در ادامه به تشریح ابعاد علمی و راهکارهای عملی برای مقابله با این بحران پرداخت و گفت: جنگ، صرفاً ویرانی زیرساخت‌ها و تلفات انسانی نیست؛ بلکه یک سلاح بیولوژیکی قدرتمند است که تنوع زیستی را در ابعاد وسیع و با اثرات طولانی‌مدت از بین می‌برد.

این کارشناس محیط‌زیست توضیح داد: بمباران‌ها و حتی تخریب صرف زیرساخت‌ها، منجر به آلودگی گسترده خاک، آب و هوا می‌شود. این آلودگی‌ها به سرعت در زنجیره غذایی وارد شده و اثرات مخربی بر سلامت و بقای گونه‌های مختلف، از میکروارگانیسم‌ها تا پستانداران بزرگ، می‌گذارند.
ما شاهد انقراض تدریجی گونه‌های اندمیک و منحصر به فرد هستیم که برخی از آنها حتی قبل از شناسایی کامل، در معرض خطر نابودی قرار گرفته‌اند. برای مثال، آلودگی ناشی از مین‌ها و بقایای انفجاری در مناطقی مانند کردستان و مناطق مرزی، نه تنها حیات وحش را تهدید می‌کند، بلکه دسترسی انسان به زمین‌های کشاورزی و منابع طبیعی را نیز برای دهه‌ها غیرممکن می‌سازد. این یک نسل‌کشی زیست‌محیطی خاموش است که ابعاد آن نیازمند تحقیقات علمی گسترده و فوری است.

وی با اشاره به مطالعات اخیر در مورد تأثیرات بلندمدت آلودگی‌های نفتی و شیمیایی در مناطق درگیر در جنگ‌ها، بر ضرورت پایش علمی دقیق در ایران تأکید کرد و افزود: ما نیازمند یک برنامه جامع ملی برای ارزیابی خسارات زیست‌محیطی ناشی از هرگونه درگیری بالقوه یا حوادث مشابه هستیم. این شامل نمونه‌برداری منظم از خاک و آب، تحلیل DNA گونه‌های در معرض خطر و مدل‌سازی اثرات آلودگی بر اکوسیستم‌های حساس مانند تالاب‌ها، جنگل‌ها و مناطق کویری است. بدون داده‌های علمی دقیق، هرگونه تلاشی برای حفاظت یا احیا، صرفاً آب در هاون کوبیدن خواهد بود.

این کارشناس محیط‌زیست، ضمن برشمردن راهکارهای عملی، بر ضرورت رویکردی چندوجهی و هماهنگ تأکید و تصریح کرد: مهم‌ترین گام، ارتقاء سطح آگاهی عمومی در مورد ابعاد زیست‌محیطی جنگ است. این مسئله باید به اندازه پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ، جدی گرفته شود.

وی تأکید کرد: رسانه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها باید در این زمینه نقش فعال‌تری ایفا کنند تا جامعه با تبعات ویرانگر جنگ بر طبیعت، آشنا شود. ما باید این درک را ایجاد کنیم که تخریب محیط‌زیست، در نهایت به نابودی خود انسان منجر خواهد شد.

یوسفی افزود: دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی باید با همکاری سازمان حفاظت محیط‌زیست، شبکه‌ای از رصدخانه‌های زیست‌محیطی در مناطق حساس ایجاد کنند. این تحقیقات باید نه تنها میزان خسارات را ارزیابی کند، بلکه به شناسایی گونه‌های در معرض انقراض و تدوین برنامه‌های حفاظتی برای آنها نیز کمک کند.

وی با اعلام اینکه ما نمی‌توانیم انفعال نهادهای بین‌المللی را بپذیریم، گفت: جامعه مدنی، سازمان‌های مردم نهاد و حتی دولت‌ها باید با همکاری یکدیگر، فشارهای دیپلماتیک و رسانه‌ای فزاینده‌ای را بر این مجامع وارد کنند. این فشارها باید بر لزوم پایبندی آنها به تعهدات زیست‌محیطی در زمان جنگ تأکید کند و خواستار تشکیل کارگروه‌های ویژه برای رسیدگی به بحران‌های زیست‌محیطی ناشی از منازعات باشد.

این فعال محیط‌زیست افزود: ما نیاز داریم که سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای مرتبط، به جای موضع‌گیری منفعلانه، نقش فعال‌تری در نظارت، هشدار و حتی مداخله برای حفاظت از محیط‌زیست در مناطق جنگ‌زده ایفا کنند.

وی ادامه داد: پس از پایان هرگونه درگیری، تمرکز باید بر بازسازی و احیاء اکوسیستم‌های آسیب‌دیده باشد. این امر نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و سرمایه‌گذاری قابل توجه است. احیاء پوشش گیاهی، پاکسازی آلودگی‌ها، بازسازی زیستگاه‌های طبیعی و کمک به بازگشت گونه‌های مهاجر، از جمله اقدامات ضروری در این مرحله است. این فرآیند باید با مشارکت جوامع محلی و با تکیه بر دانش بومی و علمی انجام شود.

اگر جامعه جهانی و سیاست‌گذاران داخلی، نسبت به این تهدیدات زیست‌محیطی بی‌تفاوت باقی بمانند، نه تنها تنوع زیستی ایران، بلکه حیات کره زمین با چالش‌های جبران‌ناپذیری روبرو خواهد شد. زمان، برای اقدام، بسیار اندک است و سکوت امروز، فریادهای انقراض فردا خواهد بود.

تهدید تنوع زیستی ایران در پی تجاوزات نظامی، واقعیتی تلخ و نگران ‌کننده است که نیازمند توجه فوری و اقدام قاطع مسئولان و جامعه بین‌المللی است.

سکوت و انفعال در قبال این تخریب‌ها، نه تنها سرمایه‌های طبیعی ارزشمند ایران را به نابودی می‌کشاند، بلکه پیامدهای زیست‌محیطی جبران‌ناپذیری برای نسل‌های آینده به همراه خواهد داشت. لذا، افزایش آگاهی، تقویت تحقیقات، فشار بر مجامع بین‌المللی و تدوین برنامه‌های جامع بازسازی، گام‌های اساسی در جهت حفاظت از این میراث گران‌بها در شرایط بحرانی خواهد بود.

انتهای پیام