دکتر محسن حیدریدستنائی در گفتوگو با ایسنا، اظهارکرد: آثار باستانی برای ملتها و گروههای قومی، ارزشهای نمادین دارند، زیرا نمایانگر تاریخ و هویت مشترک و همچنین هنجارهای فرهنگی و معنوی گذشتگان هستند.
او بیان کرد: در واقع میراث فرهنگی شامل آداب و رسوم، مکانها، رفتارها، ارزشها و چشمانداز هستند که از منابع ملموس و ناملموس تشکیل شدهاند. در مناطق مختلف جهان، مکانهای تاریخی- فرهنگی محرکهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هستند که مانند یک محیط پایدار و پویا در نظر گرفته میشوند و یک منبع ارزشمند گردشگری در سراسر جهان است که از نظر اقتصادی توریستی مدرن، منافع مالی قابلتوجهی هم برای منطقه و هم برای اقتصاد محلی به همراه دارد. علاوه بر اینها، آثار تاریخی فرهنگی تعاملات اجتماعی ـ فرهنگی گذشته، الگوهای سکونتگاهی، روابط انسان و محیطزیست و استراتژیهای کاهش خطر را نیز ارائه میدهند.
«جنگ و آثار باستانی»
استاد گروه باستانشناسی دانشکده شوش و فوقدکترای باستانشناسی گرایش گفت: پیش از تاریخآثار باستانی، منابع فرهنگی اندک و تجدید ناپذیری هستند که همیشه در معرض تخریب یا تهدیدهای نیروهای انسانی و محیطی قرار دارند. در دهۀ کنونی، تهدید یا تخریب آثار باستانی با مقیاسهایی که پیشتر اصلاً دیده نشده است، با شدت بیشتری در جریان است که شامل عوامل انسانی و محیطی هستند. یکی از این عوامل انسانی، جنگها و نبردهایی هستند که میان ملتها و کشورها اتفاق میافتند. شهرهایی که در طول جنگها مورد هدف قرار میگیرند، دارای بناهای تاریخی - فرهنگی، ساختارهای معماری، موزهها، محوطه و تپههای باستانی، گالریها، کتابخانهها، آرشیو و دیگر آثار هستند که در بمباران آسیب میبینند و یا بهطور کامل تخریب میشوند.
او عنوان کرد: این آثار معمولاً در بمباران یا آثار باستانی بهطور مستقیم مورد هدف قرار میگیرند که آسیب آن بسیار جدی است و باعث نابودی آن میشود. در بیشتر مواقع نیز موج انفجار باعث تخریب و وارد شدن آسیبهایی بر آثار باستانی مخصوصاً بناها و بافتهای تاریخی میگردد. این اثرات موج انفجار بر روی بناهای تاریخی به شدت و فاصله انفجار(فشار و افت آن با فاصله)، جنس و نوع مواد سازنده آثار باستانی(سنگی، آجری، گِلی و ...)، شکل ظاهری بنا (طاقها، ستونها، نوع تزیینات، ورودیها و پنجرهها) و تکرار موجهای و بازتاب آنها از سطوح اطراف بستگی دارد. با این حال، آثار تاریخی نهتنها از انفجار مستقیم، بلکه از فشار موج انفجار و لرزش ثانویه یا متعدد زمین آسیب میبینند.
حیدریدستنائی افزود: در مطالعات آزمایشگاهی بریتانیا در سال ۲۰۱۷ برای مقاومسازی موزهها و کلیساهای تاریخی، آزمایشهایی بر روی سنگآهک و ماسهسنگ انجام شد و نشان داد که انفجار کوچک باعث فشار ۲۰ کیلو پاسکال (مثلاً ۵–۱۰ کیلوگرم TNT در فاصله تقریبی ۱۰۰–۱۵۰ متری)، ترکهای سطحی در سنگ و آجرهای بناهای تاریخی ایجاد میکند و انفجار متوسط با فشار ۳۰ کیلو پاسکال (۲۰ کیلوگرم TNT در فاصله ۱۰۰ متری)، باعث ریزش تزیینات گچی یا خرد شدن بندهای ملاط، شکست و ترکخوردگی در قوسهای بناها میشود.
او گفت: مشابه این مطالعات توسط یونسکو در عراق و سوریه انجام شده و علاوه بر این در ایتالیا، ژاپن و ایالات متحده نیز مطالعاتی با هدف تدوین دستورالعمل حفاظت فیزیکی برای موزهها و بناهای تاریخی در برابر فشار موج و انفجار انجام گرفته است.
استاد گروه باستانشناسی دانشکده شوش ادامه داد: در مطالعاتی که در سوریه انجام گرفته است، مشخص شد در انفجارهایی که با شعاع ۳۰۰–۵۰۰ متری از قلعۀ حلب رخ داده است، فشار موج حدود ۱۰–۲۰کیلو پاسکال تخمین زده شده که موجب تخریب گنبد مرکزی و پوستههای آجری شده است. مطالعات انفجارهایی (احتمالاً ناشی از مهمات یا عملیات عمرانی) در نزدیکی مدائن در عراق توسط یونسکو با همکاری مؤسسهی مهندسی سازه بغداد در سال ۲۰۲۰ ، بر روی اثرات موج انفجار بر بنای مدائن مشخص کرده که هر چند انفجار در فاصله ۶۰۰ متری مستقیم به بنا برخورد نکردهاست، اما موج فشاری که در هوا حرکت کرده و سپس بازتاب یافته، به دلیل شکل هندسی خاص طاق (قوس عظیم)، در مقاطعی از درون بنا متمرکز شده و باعث ریزش موضعی بخشی از قوس شده است.
او بیان کرد: امروزه این مورد بهعنوان یکی از مثالهای واقعی “آسیب غیرمستقیم موج انفجار بر میراث معماری -تاریخی” در گزارشهای بینالمللی ذکر میشود. در ایران پژوهشی که با هدف تأثیر انفجار و ارتعاشات ناشی از عملیات نظامی بر آثار تاریخی انجام نشده است، اما پژوهشهای پراکنده و اندکی در مورد لرزهنگاری از معدنکاری یا تونلسازی توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در اطراف «تخت جمشید و پاسارگاد» و نیز گروه سازه دانشکده عمران دانشگاه تهران در مورد اثر بار انفجار بر سازههای آجری سنتی ایرانی و طرح مشترک دانشگاه صنعتی اصفهان و سازمان محیطزیست در مورد اثر انفجارهای معدنی اطراف آثار صنعتی مثل «برج آتشگاه و سی سختیها» انجام گرفته است.
حیدریدستنائی بیان کرد: در کل نتایج این پژوهشها مشخص میکند که حتی فشارهای پایینتر از ۵ کیلو پاسکال(از انفجارهای عمرانی در چند صد متر فاصله) میتوانند آسیب تدریجی و تجمعی به آثار سنگی و آجری وارد کنند.
«نقش یونسکو در حفظ آثار فرهنگی ملتها در طول جنگ»
او عنوان کرد: میراث فرهنگی بهعنوان دارایی همه بشریت، بر تنوع فرهنگی جهان و پیوندی بین نسلهای بشری گواهی میدهد؛ بنابراین حفظ آثار میراث فرهنگی در هر زمانی و مکانی بهویژه در زمان جنگ یا درگیریهای مسلحانه که خطر آسیب، تخریب یا ربوده شدن آنها توسط دشمن وجود دارد، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در دوران جنگ و منازعات، میراث فرهنگی اغلب قربانی تخریبهای ناخواسته یا هدفمند میشوند.
فوقدکترای باستانشناسی، گرایش پیش از تاریخ گفت: نوع هدفمند با هدف زدودن هویت فرهنگی و حافظه جمعی ملتها صورت میگیرد، مانند نابودی شهر تاریخی «پالمیرا و تخریب بوداهای بامیان»، نشاندهنده ابعاد مادی و هویتی این تهدیدات است. در این زمان، نقش سازمانهای بینالمللی با کارکردهای حقوقی، فنی، آموزشی و دیپلماتیک بسیار حیاتی است.
او افزود: گسترش جنگ موجب شده حفاظت از میراث فرهنگی به چالشی جدی برای جامعه جهانی تبدیل شود و این نهادها بهعنوان گروههای فرا ملی و بیطرف، مسئولیت حفاظت، بازسازی و حمایت حقوقی از میراث فرهنگی را بر عهده بگیرند.
حیدریدستنائی بیان کرد: نقش «یونسکو» عمدتاً بر اساس کنوانسیونها و معاهدات بینالمللی است که مسئولیت اجرای آنها را بر عهده دارد. حفاظت از میراث فرهنگی امری حیاتی است که تحت نظارت سازمان ملل آغاز شد و پس از سال ۱۹۴۵ به یونسکو واگذار شد. یونسکو مسئول اجرای کنوانسیونها و معاهدات بینالمللی است که شامل تدوین و اجرای معاهدات بینالمللی(مانند کنوانسیون لاهه)، دیپلماسی (از طریق دیپلماسی، طرفهای درگیر را به احترام به قوانین بینالمللی و حفاظت از میراث فرهنگی تشویق میکند)، آموزش و آگاهیبخشی، نظارت(در مناطق درگیر جنگ نظارت میکند با گزارشها به جامعه جهانی و فشار دیپلماتیک تخریبهای آثار باستانی را توقف میسازد)، فعالیتهای میدانی(انتقال آثار ارزشمند به مکانهای امن، استحکامبخشی سازهها، یا ارائه کمکهای فنی و مالی) میشود.
او گفت: میزان اثربخشی فعالیتهای یونسکو به همکاری سیاسی دولتها، و حمایت جامعه بینالملل و طرفهای درگیر جنگ بستگی دارد. مثلاً در جنگ میان روسیه و اکراین یونسکو با اقداماتی همچون اضافه کردن «موزۀ هنر اودسا» به فهرست میراث جهانی، نشاندار کردن اموال فرهنگی اوکراین با سپر آبی، افزایش تعداد کارکنان موزهها، ارسال تجهیزات ایمنی برای آنها، دیجیتالی کردن نزدیک به ۱۰۰۰ اثر هنری در آرشیو ایالت اودسا، تعمیر موزه هنرهای زیبا اودسا و موزه هنرهای مدرن اودسا در راستای حمایت از اموال فرهنگی اوکراین گام¬هایی را برداشته است.
فوقدکترای باستانشناسی، گرایش پیش از تاریخ خاطر نشان کرد: علاوه بر یونسکو، کمیته بینالمللی سپر آبی (Blue Shield) در سال ۱۹۹۶ با مشارکت چهار نهاد بینالمللی شورای بینالمللی موزهها(ICOM)، شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی(ICOMOS) شورای بینالمللی آرشیوها(ICA)، فدراسیون بینالمللی انجمنها و مؤسسات کتابخانهای(IFLA) تشکیل شد تا اموال و میراث فرهنگی را در بحرانها، جنگها و مناقشات بین گروههای مسلح نظامی و شبه نظامی از معرض تهدید، تخریب و انتقال نجات دهد.
او ادامه داد: متأسفانه، در بسیاری از موارد، آثار فرهنگی به طور عمدی یا غیرعمدی در جنگها تخریب میشوند و یونسکو تنها میتواند با ورود از طریق کانالهای دیپلماسی خسارات وارده به آثار باستانی را به حداقل برساند و از تکرار آنها در آینده جلوگیری کند. در مورد مفاد کنوانسیون لاهه در ۱۴ می ۱۹۵۴ مربوط به حفاظت از اموال و مواریث فرهنگی در صورت درگیری مسلحانه و اجرای پروتکل و مقررات آن است. ماده ۵۶ کنوانسیون لاهه هرگونه خسارت وارده به مکانهای عبادی، مؤسسات خیریه و آثار تاریخی- فرهنگی را ممنوع میکند.
حیدریدستنائی گفت: پروتکلهای الحاقی به کنوانسیون چهارم ژنو در سال ۱۹۷۷، یعنی ماده ۵۳ پروتکل اول و ۱۶ پروتکل دوم کمیسیون، هر گونه اقدامات مخربی را که بر علیه هر مکان تاریخی، آثار هنری یا مکانهای عبادت معنوی باشد را ممنوع کرده است. با این وجود، کارآمدی این نهادها بدون همکاری نزدیک دولتها، جامعه و ارتقای آگاهی به عموم مردم محدود و ناکافی خواهد بود. امروزه در اکثر کشورهای جهان، حفاظت از میراث فرهنگی، فراتر از یک وظیفه تخصصی، به مسئولیتی انسانی و جهانی تبدیل شده است که تنها از طریق مشارکت گسترده و هماهنگی میان دولتها، نهادهای بینالمللی، مردم و گروههای مختلف تحقق مییابد.
او عنوان کرد: بنابراین باید هماهنگی بین نهادها و گروههای مختلف افزایش یابد، ظرفیتهای فنی در بخشهای مختلف میراث فرهنگی تقویت شود و مستندسازی دیجیتال میراث فرهنگی پیش از وقوع جنگها و حتی بحرانها شکل گیرد. میراث فرهنگی تنها یک دارایی مادی نیست، بلکه حافظه تاریخی و بنیان هویت ملی و بشری است.
«آسیب به برخی از آثار فرهنگی در تهران و اصفهان»
فوقدکترای باستانشناسی، گرایش پیش از تاریخ گفت: خوشبختانه در ایرانِ عزیز، متخصصان مرمتگر بسیار ماهر و علمی داریم. موج انفجار حتی در سطح در سطوح بسیار ضعیف، هر چند در ظاهر آسیبهای سطحی ایجاد میکند، ساختارهای درونی و تعادل ایستایی بناهای تاریخی را تهدید مینماید. ترکهای ریز، میتوانند پیشدرآمد فروپاشی و تخریب یک بنا در آینده باشند. بسیاری از تزیینات بناها مانند آیینهکاری، گچبریها، کاشیکاریها، آجرکاری، مقرنسها، کادربندیها و غیره که با دقت بسیار بر روی بناهای تاریخی کار شدهاند، در برابر ارتعاشات شدید ناشی از انفجارها و لرزشهای ناگهانی بسیار آسیبپذیر هستند. نمونۀ این تخریبات را در آسیب دیدن بخشی از کاشیهای ایوانهای «مسجد جامع عباسی اصفهان» در پی موج انفجار ناشی از حملات رژیم صهیونیستی در حوالی میدان نقشجهان دیدیم.
او همچنین بیان کرد: تا آنجا که اطلاع دارم مرمت این آسیبها نیز به عوامل مختلفی نظیر میزان آسیب، نوع آسیب، تخصص و نیروی انسانی، زمان و بودجه و عوامل دیگری بستگی دارد. بالطبع، اگر میزان آسیب جزئی باشد با استفاده از تکنیکهای بهروز مرمت بنا، میتوان این بخشها را بازسازی کرد و وضعیت اثر را به وضعیت قابل قبولی رساند. اما اگر بنا یا اثر معماری آسیبهای شدید یا بهطور کامل تخریب شده باشد، بازسازی آن به شرایط اولیۀ بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. در این شرایط، مرمت بیشتر به معنای «بازسازی یا احیا» خواهد بود. در بازسازی، ممکن است تلاش شود تا از مصالح اصلی استفاده شود یا حداقل طرح و الگوی بنای اصلی رعایت گردد. در برخی موارد «یونسکو» نیز میتواند ورود کند و کارشناسانی را برای ارزیابی میزان آسیب و تعیین اولویتهای مرمت اعزام کند. علاوه بر اینها میتواند کمکهای فنی، آموزشی و مالی برای اجرای پروژههای مرمتی فراهم کند و یا کارشناسان و متخصصان بینالمللی برای همکاری در جهت مرمت بناها و حتی اشیا معرفی نماید. در موارد خاص نیز حتی میتواند کمکهای مالی را نیز فراهم نماید.
« بررسی وضعیت آثار شهر شوش»
این استاد دانشگاه گفت: طبیعتاً، به این سرعت و فوری نمیتوان جواب قطعی دربارۀ میزان خسارات وارده به آثار شهر شوش داد. با اینکه بمباران در شهر شوش به مانند دزفول و اندیمشک نبوده، اما نیاز به بررسی دقیق و کارشناسی توسط متخصصان امر دارد. باید کارشناسان، در فرصت مناسب ورود کنند و ببینند که آیا آثار و بناهای تاریخی استان خسارتی دیدهاند یا نه. در برخی مواقع برای برآورد میزان اولیۀ خسارات، شاید پایش اولیه و فوری انجام شود، اما بررسی دقیق و کارشناسی، قطعاً نیاز به زمان طولانی دارد. به هر حال، به نظر میرسد میزان خسارت وارد شده به آثار تاریخی و باستانی در شهرستانهای دزفول و اندیمشک به سبب بمباران و موج انفجار، نسبت به شوش باید ببشتر باشد.
انتهای پیام

