به گزارش ایسنا، این شئ نا آشنا با سرعت بسیار بالایی حرکت میکرد و به نظر میرسید که هنگام پرواز در هوا میچرخد. کمی نگذشت که خلبانان متوجه شدند که تعداد زیادی از آنها وجود دارد و شروع به اظهار نظر در مورد چیزی که میدیدند، کردند. خلبانان با حیرت میگفتند: خیلی زیادن! خدای من! به اون نگاه کن! اون چیه؟ داره پرواز میکنه!
خلبانان برای ماهها تقریبا هر روز شاهد اشیاء مشابهی بودند که هواپیماهای معمولی نبودند اما پرواز میکردند. آنها موتور قابل مشاهدهای نداشتند و به نظر نمیرسید دودی از آنها خارج شود. علاوه بر این روی در ارتفاع بیش از 9 کیلومتری پرواز میکردند و ناگهان بدون آن که بر سطح دریا دیده شوند در آسمان ظاهر میشدند و با سرعتی مافوق صوت حرکت میکردند.
خلبانهای آمریکا را نمیتوان شیاد یا عاشقان یوفو دانست، آنها بسیار آموزش دیده هستند و تازه کار نیز نبودند. کی از خلبانها به نام ستوان رایان گریوز که خلبان F/A-18 سوپر هورنت بود 10 سال را در نیروی دریایی خدمت کرده بود. او و دیگران میدانستند که هواپیماهای معمولی چه ظاهری دارند و البته میدانستند تحت فشار چگونه خونسردی خود را حفظ کنند.
عموم مردم تنها چهار سال بعد از مشاهده آنها مطلع شدند. آن زمان بود که نیویورک تایمز مقالهای در مورد آنها منتشر کرد. این مقاله آنلاین شامل ویدئویی فاش شده بود که توسط دوربینهای هواپیماهای نیروی دریایی ضبط شده بود. در آوریل ۲۰۲۰، نیروی دریایی ایالات متحده واقعی بودن این ویدئوها را تایید کرد و سپس آنها را رسما منتشر کرد.
در سالهای اخیر، این منابع و دیگر منابع بسیار معتبر، گزارشهایی مبنی بر مشاهده یوفوها یا اشیاء پرنده ناشناس دادهاند. اکنون به آنها پدیدههای هوایی ناشناخته یا UAP گفته میشود. اما هر اسمی که روی آنها بگذارید، دولت ایالات متحده مدتی است که این اشیاء مرموز را جدی گرفته است و دانشمندان زیادی را برای بررسی آنچه در پس آنهاست البته در سکوت، استخدام کرده است.
ما هنوز نمیدانیم خلبانان و دیگران چه دیدهاند. اما آنچه باعث ایجاد علاقه علمی جدید و رو به رشد به آنها شده است را در ادامه خواهیم خواند.
نخستین گزارشها از حضور یوفوها
گزارش خلبانان نظامی از مشاهده یوفوها ممکن است جدید باشد. با این حال، عموم مردم دهههاست که گزارش مشاهده یوفو میدهند. این گزارشها از تابستان ۱۹۴۷ آغاز شد.
در روز ۱۴ ژوئن همان سال، مک برازل بقایای عجیبی را در مزرعهاش پیدا کرد. زمین او در حومه رازول، نیومکزیکو واقع شده است. او فکر کرد که این بقایا ممکن است از یک بادبادک آمده باشد. با این حال، او نتوانست تکههای لاستیک، فویل، کاغذ و نوارهای چوبی را به چیزی شبیه به بادبادک تبدیل کند.
برازل آنچه را که پیدا کرده بود به کلانتر محلی گفت. مزرعه در نزدیکی پایگاه هوایی ارتش رازول (RAAF)، یک پایگاه نظامی، قرار داشت. بنابراین کلانتر این موضوع را به ارتش گزارش داد.

افسران نیروی هوایی برای بررسی به مزرعه رفتند. آنها نیز نتوانستند لاشه هواپیما را شناسایی کنند. روز بعد، پایگاه ارتش بیانیهای مطبوعاتی صادر کرد و گفت که ارتش بقایای یک بشقاب پرنده را پیدا کرده است.
روزنامه محلی حتی تیتر زد: نیروی هوایی یک بشقاب پرنده را در مزرعهای در رازول ضبط کرد. چند روز بعد، ارتش داستان خود را تغییر داد. آنها گفتند که بقایای یک بالن هواشناسی را پیدا کردهاند. اما برای فرونشاندن هیجان در مورد بشقاب پرندهها خیلی دیر شده بود. تب بشقاب پرندهها کشور را فرا گرفته بود و از آن زمان، این تب هرگز فرو ننشسته است.
دولت شفاف عمل میکند
بشقاب پرندهها واقعی هستند. شکی در این نیست. این اصطلاح به سادگی به این معنی است که یک شئ ناشناخته در آسمان دیده میشود و در هوا حرکت میکند. اگر چیزی را در آسمان ببینید که نتوانید آن را شناسایی کنید، طبق تعریف، آن یک بشقاب پرنده است. اما وقتی مردم میپرسند که آیا بشقاب پرندهها واقعی هستند، معمولا منظورشان این است: آیا موجودات فضایی از ما بازدید میکنند؟ و علم قطعا هنوز هیچ پاسخی برای آن ندارد.
بعد از رازول، مردم شروع به گزارش تعداد زیادی یوفو کردند. برخی از شاهدان ادعاهای عجیبی مطرح کردند که نمیتوانستند از آنها پشتیبانی کنند. ممکن بود کسی بگوید که با یک موجود فضایی روبرو شده است. برخی حتی ادعا کردند که توسط موجودات فضایی ربوده شدهاند. اما هرگز هیچ مدرک فیزیکی برای تایید چنین اظهاراتی وجود نداشت.
خیلی زود تئوریهای توطئه شروع به پخش شدن کردند. مردم میگفتند که شنیدهاند یک سفینه فضایی بیگانه در رازول سقوط کرده است. آنها شایعاتی را منتشر میکردند مبنی بر اینکه دولت اجساد بیگانگانی را که در این تصادف جان باخته بودند، پنهان کرده است. ظاهرا این اجساد در یک تاسیسات مخفی در نوادا معروف به منطقه ۵۱ نگهداری میشدند. این داستانها اگرچه خندهدار، پخش شدند.
دولت هم کمک چندانی نکرد. خودش رازهایی داشت که هیچ ربطی به موجودات فضایی نداشت. سرانجام دولت پذیرفت که چیزی را پنهان کرده بوده است اما آن چیز «آدمفضاییهای سبز کوچولو» نبودند.

یک گزارش از سوی نیروی هوایی آمریکا در سال ۱۹۹۵ تلاش کرد به داستان موجودات فضایی پنهانشده پایان دهد. در این گزارش آمده بود که بقایایی که در مزرعه «برازِل» فرود آمده بودند، در واقع بالن هواشناسی نبودهاند.
آنها بخشی از پروژه موگول (Project Mogul) بودند که یک برنامه فوقمحرمانه برای توسعه بالنهایی است که بتوانند پرتاب شوند و آزمایش موشکهای شوروی را شناسایی و ردیابی کنند.
نیروی هوایی همچنین توضیح داد که «اجساد موجودات فضایی» که برخی مدعی دیدن آنها شده بودند، در واقع مانکنهای آزمایش تصادف بودهاند که برای آزمایش صندلیهای پرتاب شونده در هواپیماهای آزمایشی استفاده میشدند.
با این حال، شفافسازی درباره حادثه رازول (Roswell) به تئوریهای توطئه پایان نداد. روایتهای عجیب و غریب همچنان ادامه یافت و دولت نیز برای سالها توضیح بیشتری درباره بشقابپرندهها ارائه نکرد.
اما زمانی که گزارش مربوط به مشاهدات خلبانان نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، دولت شروع به صحبت کردن صریحتر و بازتر درباره یوفوها کرد.
جلسات استماع کنگره و گزارشهای دولتی
در سال ۲۰۲۱، دولت آمریکا یک گزارش کوتاه منتشر کرد. این گزارش هیچ مدرکی دال بر وجود موجودات فضایی را ارائه نمیکرد. با این حال، تایید کرد که از سال ۲۰۰۴ تاکنون موارد زیادی از مشاهده پدیدههای هوایی ناشناس (UAP) ثبت شدهاند که همچنان توضیحناپذیر باقی ماندهاند.
البته این موضوع لزوما به معنای آن نیست که این پدیدهها ساخته یا هدایتشده توسط موجودات فضایی بودهاند. در گزارش آمده است که احتمالا چندین توضیح مختلف برای آنها وجود دارد: برخی ممکن است پرندگان باشند، برخی دیگر زبالههای معلق مانند بادکنکهای رهاشده در جشنها، برخی میتوانند مربوط به پروژههای محرمانه نظامی باشند و برخی نیز شاید فناوریهای جدید توسعهیافته توسط کشورهای دیگر باشند. احتمال آخر باعث نگرانی بسیاری از اعضای کنگره و ارتش شد.

بهار سال بعد، در ماه مه سال ۲۰۲۲، کنگره آمریکا یک جلسه استماع عمومی درباره یوفوها برگزار کرد. مقامهای ارشد نظامی در این جلسه شهادت دادند و اعلام کردند که از زمان انتشار گزارش در سال ۲۰۲۱، ۴۰۰ مورد مشاهده توضیح داده نشده دیگر گزارش شده است. با این حال، آنها تاکید کردند که هیچیک از این موارد نشانهای از منشا فرازمینی نداشته است.
اسکات بری در این جلسه استماع شهادت داد. او که در آن زمان معاون مدیر اطلاعات نیروی دریایی آمریکا بود، توضیح داد چرا دولت درباره این مشاهدات اطلاعات زیادی منتشر نمیکند. او گفت: ما نمیخواهیم دشمنان بالقوه نظامی دقیقا بدانند که ما قادر به دیدن چه چیزهایی هستیم. بری اکنون در حوزه اطلاعاتی ناتو، ائتلاف نظامی بینالمللی، فعالیت میکند.
سپس در ماه ژوئیه سال ۲۰۲۲، پنتاگون نهادی به نام دفتر حل و فصل ناهنجاریهای چندحوزهای AARO ایجاد کرد؛ وظیفه این نهاد بررسی و تحقیق درباره یوفوهاست. البته دولت دیگر از واژه «یوفو» استفاده نمیکند. اصطلاح رسمی اکنون پدیدههای هوایی ناشناس UAP است. در واقع، این تغییر نام، تلاشی بود برای کاهش بار منفی و انگ اجتماعی که سالها با مطالعه یوفوها همراه بوده است. در حال حاضر، ارتش میخواهد بداند آیا این اشیای ناشناس تهدیدی امنیتی محسوب میشوند یا خیر. اما علم سوالی سادهتر دارد: اینها دقیقا چه هستند؟
دانشمندان وارد عمل میشوند
دلایل خوبی وجود دارد که فکر کنیم احتمالا در جهان تنها نیستیم. زمین حدود ۴٫۵ میلیارد سال قدمت دارد و قدیمیترین نشانههای حیات روی زمین به ۳٫۵ یا حتی چهار میلیارد سال پیش بازمیگردد. این را ست شوستاک توضیح میدهد؛ اخترفیزیکدانی که اخترشناس ارشد موسسه جستوجوی هوش فرازمینی (SETI) است. حیات روی زمین نسبتا سریع شکل گرفت. به گفته شوستاک، این موضوع نشان میدهد که آغاز حیات کار دشواری نبوده است و اگر حیات روی زمین بهسرعت آغاز شده، احتمالا میتوانسته در بسیاری از نقاط دیگر کیهان نیز شکل بگیرد و چنین نقاطی کم نیستند.
فقط در کهکشان راه شیری، حدود یک تریلیون سیاره وجود دارد و این فقط کهکشان ماست. شوستاک میگوید ممکن است در کل جهان بیش از یک تریلیون سیاره قابل سکونت وجود داشته باشد. او میافزاید: پس بله، فرصت برای شکلگیری حیات بسیار زیاد است. اما این موضوع همچنان به این معنا نیست که موجودات فضایی به زمین سر زدهاند.
جولیا دِمارینِس یک اخترزیستشناس است که بررسی میکند حیات چگونه ممکن است روی سیارات دیگر تکامل یابد. او در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی کار میکند و پیشتر یکی از پژوهشگران رصدی موسسه جستوجوی هوش فرازمینی بوده است. پژوهشگران موسسه جستوجوی هوش فرازمینی به دنبال نشانههای حیات در نقاط دیگر جهان هستند؛ آنها یوفوها را مطالعه نمیکنند و در واقع، دانشمندان بسیار کمی به این موضوع میپردازند.

تا همین اواخر، به گفته جولیا دِمارینِس، بیشتر دانشمندان مطالعهی یوفوها را شبهعلم میدانستند. بنابراین تعجبی ندارد که دانشمندانی که به پدیدههای ناشناس هوایی (UAP) علاقه داشتند، بهندرت درباره آن صحبت میکردند. آنها نمیخواستند دیگر دانشمندان فکر کنند دیوانه یا غیرعلمی هستند. اما این وضعیت در حال تغییر است.
در ماه ژوئن سال ۲۰۲۲، ناسا گروهی از کارشناسان علمی را گرد هم آورد. ماموریت آنها این بود: بررسی اینکه ناسا چگونه میتواند به مطالعه پدیدههای ناشناس هوایی کمک کند.
بیل نلسون، مدیر اسبق ناسا، اینطور توضیح داد: ناسا به دنبال ناشناختهها در هوا و فضا میگردد. این در خون ماست. او در یک رویداد خبری گفت یکی از هدفهای این گروه جدید این است که گفتوگو درباره پدیدههای ناشناس هوایی را از هیجانزدگی به سمت علم سوق دهد.
این گروه چند توصیه مشخص ارائه داد. برای مثال گفت ناسا باید از انبوه دادههای فضایی خود برای مطالعه پدیدههای ناشناس هوایی استفاده کند و با دیگر نهادهای دولتی برای بررسی گزارشهای مشاهده همکاری داشته باشد. این گروه همچنین تاکید کرد که تمام مطالعات مربوط به پدیدههای ناشناس هوایی باید بر شواهد و دادهها متمرکز بمانند.
آوی لوب با این دیدگاه موافق بود و میخواست کمک کند. لوب اخترفیزیکدانی در دانشگاه هاروارد در کمبریجِ ماساچوست است. او میگوید: مطالعه این پدیدهها وظیفه دانشمندان است.
در سال ۲۰۲۱، لوب پروژه گالیله را راهاندازی کرد تا پدیدههای ناشناس هوایی را بهصورت علمی بررسی کند. این پروژه داستانها یا روایتهای شخصی درباره پدیدههای ناشناس هوایی را جمعآوری نمیکند و به مشاهدههای اتفاقی تکیه ندارد. در عوض، با استفاده از تلسکوپها در یک رصدخانه در هاروارد، آسمان را بهطور پیوسته پایش میکند.
لوب توضیح میدهد: ما در اصل از آسمان فیلم میگیریم. سپس هوش مصنوعی به تحلیل دادهها کمک میکند. دو رصدخانه دیگر نیز در دست ساخت هستند و لوب امیدوار است در نهایت ۱۰ رصدخانه راهاندازی شود. هماکنون بیش از ۱۰۰ دانشمند در این پروژه مشارکت دارند.
لوب میگوید این کار با آنچه دفتر حل و فصل ناهنجاریهای چندحوزهای انجام میدهد، متفاوت است: وظیفه آنها حفاظت از امنیت ملی است. کار من کشف این است که جهان چگونه کار میکند.
لوب و گروهش تنها گروه فعال در این زمینه نیستند. به گفته گرگ اِگیگیَن، مشارکت ناسا همهچیز را تغییر داد. او تاریخدان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در یونیورسیتی پارک است. اِگیگیَن میگوید ورود ناسا به این حوزه، پیامی روشن برای دانشمندان بود: صحبت علنی درباره پدیدههای ناشناس هوایی اشکالی ندارد. این کار به دانشمندان اجازه داد درباره ایدههایی گفتوگو کنند که پیشتر تابو محسوب میشدند.
رازهای بیشتر
اکنون که علم وارد میدان شده است، چه چیزهایی میتوانیم درباره پدیدههای ناشناس هوایی و شاید حتی حیات فرازمینی بفهمیم؟ یکی از احتمالها این است که علم بتواند پدیدههایی را که پیشتر غیر قابل توضیح بودند، توضیح دهد.
جولیا دمارینز میگوید پدیدههای ناشناس هوایی ممکن است از برخی شرایط غیرمعمول جوی نشأت بگیرند. برای مثال، فضاپیماهایی که در حوالی غروب آفتاب از زمین پرتاب میشوند، میتوانند جلوههای عجیبی ایجاد کنند. او توضیح میدهد وقتی خورشید در حال غروب است، گازهایی که از فضاپیما خارج میشوند، فقط نوری را بازتاب میدهند که به لایههای بالایی جو میرسد. علاوه بر این، به گفته او، این گازها برای مدت طولانی بازتابنده باقی میمانند. بنابراین همهچیز غیرقابلتوضیح به نظر میرسد.

یا ممکن است پدیدههای ناشناس هوایی نتیجه بازتاب نور از ماهوارههای مخابراتی باشند. این توضیحی است که آوی لوب میدهد. البته این امکان هم وجود دارد که این پدیدهها نه فناوری موجودات یک سیاره دیگر، بلکه فناوری کشوری دیگر در همین سیاره باشند.
آیا ممکن است پدیدههای ناشناس هوایی واقعا سفینههای فضایی بیگانگان باشند؟
گرت گراف، تاریخدان و نویسنده است. او کتابی در سال ۲۰۲۴ با عنوان یوفو؛ پشتپرده تلاش دولت آمریکا برای کشف حیات فرازمینی، از زمین تا آنسوی کیهان نوشته است. او هنگام پژوهش برای این کتاب متوجه نکتهای شد که به گفتهاش مردم اغلب هنگام فکر کردن به بیگانگان و پدیدههای ناشناس هوایی آن را اشتباه میفهمند. ما انتظار داریم نخستین تماس با حیات فرازمینی شبیه فیلمها باشد. اما در دنیای واقعی، به گفته او، ممکن است اصلا اینقدر واضح نباشد.
به گفته گراف، نخستین برخورد ما با بیگانگان ممکن است دیدار با خود آنها نباشد. ممکن است بقایای فناوری آنها را پیدا کنیم.
برای مثال، شاید تکهای زباله فضایی پیدا کنیم که منشأ آن زمین نباشد. گراف این وضعیت را با دیدن یک کیسه پلاستیکی خالی که در حیاط کیهانی ما در حال حرکت است، مقایسه میکند. ما به آن نگاه میکنیم و فکر میکنیم: این از فروشگاه نزدیک خانه ما نیامده. ما میدانیم که منشأ آن زمین نیست، اما نخواهیم دانست دقیقا از کجا آمده است.
آیا وقتی حیات فرازمینی را ببینیم، آن را خواهیم شناخت؟
یکی از دلایلی که ممکن است خود بیگانگان را نبینیم، این است که شاید دیگر وجود نداشته باشند. در سال ۱۹۶۱، ستارهشناس فرانک دریک روشی برای برآورد تعداد تمدنهای فرازمینی که ممکن است در حال پخش سیگنال باشند، ارائه داد. این روش معادله دریک نام دارد. این معادله چندین عامل را در نظر میگیرد؛ از جمله نرخ شکلگیری ستارگان و تعداد سیارههایی که محیطی مناسب برای پشتیبانی از حیات دارند.
ما انتظار داریم نخستین تماس با حیات فرازمینی شبیه فیلمها باشد. اما در دنیای واقعی، ممکن است اصلا اینقدر واضح نباشد.
اما به گفته دمارینز، آخرین عامل در معادله دریک بسیار جالب است. این عامل با حرف «L» نشان داده میشود. این حرف نشاندهنده مدت زمانی است که تمدنهای فناورانه نشانههایی از وجود خود تولید میکنند. این نشانهها میتوانند امواج رادیویی، آلودگیهای صنعتی یا حتی نور شهرها باشند.
دمارینز اشاره میکند که تمدن ما فقط کمی بیش از ۱۰۰ سال است که از نظر فناوری پیشرفته محسوب میشود؛ آن هم در جهانی که نزدیک به ۱۴ میلیارد سال قدمت دارد. منظور او این است که ممکن است زمانبندیها با هم همپوشانی نداشته باشند. ممکن است تمدنهای بسیار زیادی مانند ما در گذشته وجود داشته باشند و در آینده نیز بهوجود بیایند. اما به گفته او، احتمال اینکه تمدن ما و آنها دقیقا در یک زمان وجود داشته باشند، چندان زیاد نیست.
ارتباط با موجودات فرازمینی یک بازی عددی است
با این حال، ست شوستاک فکر میکند مدت زیادی طول نخواهد کشید تا ما حیات فرازمینی یا دستکم شواهدی از وجود آن را پیدا کنیم. او میگوید: حدود ۱۰ هزار نسل از هوموساپینس وجود داشته است و کسانی که این مقاله را میخوانند، احتمالا عضو نخستین نسلی هستند که درمییابد در فضای بیرونی، حیات وجود دارد.
شاید روزی بفهمیم این اشیای ناشناس چه بودهاند؛ یا شاید هرگز نفهمیم. اما آنچه اهمیت دارد، جرات پرسیدن این سؤال است: آیا درباره پدیدههای ناشناس هوایی شواهدی وجود دارد که نشان دهد حیات فرازمینی در حال بازدید از زمین است؟ در حال حاضر تنها یک پاسخ وجود دارد: علم هنوز هم در حال بررسی آن است.
انتهای پیام
