به گزارش ایسنا، آنگونه که متخصصان میگویند، بررسی ساختار شهرهای تاریخی در وضعیت موجود آنها همواره یکی از راههای دستیابی به بنیاد و ساختار اولیه آنها به منظور بازسازی و یا انجام مداخلات ساختاری در سیما و کالبد شهر پس از وقوع بحرانها است. در این میان، جنگ به عنوان یکی از بدترین بحرانهای جهانی همواره اثرات مخرب زیادی را به جای میگذارد که بازگشت به شرایط قبل از آن نسبت به دیگر بحرانهای طبیعی، بسیار زمانبر و سختتر است. شاید بتوان گفت مستندسازی تمام فرآیندهای شهرسازی قبل از وقوع فاجعه یکی از بهترین اقدامات به منظور بازگشت به ساختار مورفولوژیک یا ریختشناسانه شهر پس از فاجعه است.
اما به گفته محققان از آنجا که این فرایند هیچگاه بهطور پیوسته و کامل انجام نمیشود، بهترین روش برای بازگشت به ساختار مورفولوژیک شهر پس از بحران، مطالعه ریخت شهر بر اساس زبان معماری و خطوط راهنمای شهری است. چراکه بر اساس مطالعات علمی انجامشده در شهرهای مختلفی مثل شیراز و دزفول، شهرهایی که منطبق بر خطوط گسترش شهری توسعه یافتهاند در درجه بالاتری از پایداری قرار دارند. درمقابل ساختارهایی که بدون توجه به مورفولوژی شهری پس از جنگ ایجاد شدهاند به اهداف مورد نظر در طرح دست نیافتهاند و در آنها بناهای مسکونی پاسخگوی نیاز ساکنان نبوده و در انطباق با خواستهها، تغییرات زیادی توسط ساکنین در آنها انجام شده است. بر این اساس لازم است هرگونه ساخت و ساز پس از بحران بر اساس مورفولوژی شهری و با توجه به زبان معماری انجام شود.
در رابطه با این موضوع، فرزانه نحاس فرمانیه، پژوهشگر گروه معماری و ساخت دانشگاه ساپینزای رم و یک همکار هم دانشگاهی با همراهی محققی از دانشگاه حکیم سبزواری اقدام به انجام یک مطالعه جالب کردهاند که در آن، تأثیر جنگ بر ریخت شهرهای تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است.
در این پژوهش که با محوریت شهر دزفول در استان خوزستان انجام شده است، محققان برای دستیابی به یک مدل منطقی در بازسازی شهرهای تاریخی پس از جنگ، مورفولوژی شهر فوق را در سالهای قبل و بعد از جنگ مورد بررسی قرار دادهاند.
بر اساس نتایج این تحقیق، ساختار کالبدی و اجتماعی فرهنگی شهر دزفول پس از بازسازیهای انجام شده از سال ۱۳۶۰ به بعد به شدت تغییر کرده است.
به گفته نحاس فرمانیه و همکارانش، «پروتکل پیشنهادی ما نحوه بازسازی شهر دزفول پس از جنگ را مشخص میکند. بر این اساس ۶۵ درصد از ساخت و سازها خارج از ساختار ریختشناسی شهر، ۲۵ درصد به مورفولوژی شهری نزدیک و تنها ۱۰ درصد از ساخت و سازهای بعد از جنگ با مورفولوژی هماهنگی دارند.
آنها در توضیح مدل پیشنهادی خود میگویند: «اولین گام در این خصوص، خواندن و درک خط زمانی محدودهای است که به عنوان شهر یا مجموعهای از شهرها میدانیم. بررسی تاریخی فرایند شکلگیری هسته اولیه شهر و ساختار مورفولوژیک آن و پارامترهایی که در مکانیابی و استقرار شهر مؤثر بودهاند، در این مرحله بسیار مهم بوده و نقشی اساسی دارد. وقایع تاریخی اعم از جنگها و تصرفات و تغییرات اقلیمی که باعث گردیدهاند ساختار شهر دستخوش تغییر و دگرگونی شوند از دیگر مواردی هستند که بررسی آنها در گام اول بسیار مهم است».
طبق این مدل، گام دوم شامل پروسه خواندن و درک روابطی است که ما بین مردمانی شکل گرفته است که محیط پیرامون را بر اساس عادات رسوم، باورها و اعتقادات خود شکل دادهاند. عواملی که باعث شدهاند تضادها و تعاملات میان مردمان به ایجاد خط و مرزهایی منجر شود که محدودههای مشخصی را با مورفولوژی مشخص و ویژهای بهوجود آورند. تضادهای قومی، باورهای فرهنگی و تفاوت های شغلی، همگی محله ها و حتی بخشهایی را در شهرها ایجاد کردهاند که نیاز است با توجه به موقعیت قرارگیری و همسایگیها مورد توجه و بررسی مورفولوژیک قرار گیرند.
نحاس فرمانیه و همکارانش میافزایند، «گام سوم در این فرایند، خواندن و درک بافت تاریخی تفسیر و برهم نهادن دادههای به دست آمده از گام اول و دوم است که منجر به تدوین اطلاعات نهایی به منظور استفاده در گام چهارم یعنی طراحی در فضای بعد از جنگ در شهرها است».
بر اساس یافتههای این پژوهش که در نشریه «تجلی هنر در معماری و شهرسازی» وابسته به انتشارت رشد فرهنگ منتشر شدهاند، انتخاب رویکرد مناسب به منظور اقدام به ایجاد ساختارهای جدید و یا تکمیل ساختارهای باقی مانده از جنگ در بافت تاریخی تضمین کننده موفقیت با شکست طرح در پاسخگویی به نیازهای بیان شده در اصول اجرایی آن خواهد بود.
محققان در انتها اشاره کردهاند «تجربه نشان داده است آنچه با روحیه مردمان سازگار نباشد، محکوم به شکست و نابودی است و این صرفاً شامل موضوعات غیر ملموس نمیشود. ساختارهای معماری نیز اینچنیناند!».
انتهای پیام
