بسیاری بر سفره نوروز «دیوان اشعار حافظ» را هم می گذارند و بلافاصله بعد از تحویل سال تفالی به حافظ می زنند که سروده است؛ ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی/ از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
در «تاریخ طبری» آمده است؛ پیروزی فریدون بر ضحاک مصادف بود با روز اول مهر که بعدا به مهرگان شهرت یافت و هر سال ایرانیان جشن و سرور برپا میکردند. در زمان ملکشاه سلجوقی برای اینکه روز دقیق نوروز تعیین و سال هجری شمسی به جای سال هجری قمری به اجرا گذاشته شود، وی حکیم عمر خیام ریاضیدان برجسته ایرانی و چند منجم مشهور را مامور تهیه تقویم کرد. این تقویم که به «تقویم جلالی» شهرت دارد، روز اول فروردین را به عنوان نوروز تعیین کرد و در سرتاسر امپراتوری ملکشاه سلجوقی حیجون تا مدیترانه به اجرا گذاشته شد و تا امروز ادامه دارد.
ابوریحان بیرونی در «التفهیم» می نویسد: «از رسمهای پارسیان نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین ماه، و زین جهت روز نو نام کردند، زیرا که پیشانی سال نو است».
بیرونی در «آثارالباقیه» می نویسد: «و نخستین کسی که این رسم را نهاد، هرمزد شجاع پسر شاپور پسر اردشیر بابکان است.» هم او، آئین این روز را هم چنین یادآور می شود: «آیین پادشاهان ساسان در پنج روز اول فروردین (نوروز عامه) چنین بود که: شاه به روز اول نوروز ابتدا میکرد و عامه را از جلوس خویش برای ایشان و احسان بدیشان میآگاهانید. در روز دوم برای کسانی که از عامه رفیعتر بودند، یعنی دهگانان و اهل آتشکدهها، جلوس میکرد. در روز سوم از برای اسواران و موبدان بزرگ و در روز چهارم برای افراد خاندان و نزدیکان و خاصان خود، در روز پنجم برای پسر و نزدیکان خویش و به هر یک از اینان در خور مرتبت اکرام و انعام مینمود، چون روز ششم فرا میرسید از ادای حقوق مردم فارغ می شد و از این پس، نوروز از آن خود او بود و دیگر کس جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت، به نزد او نمیتوانست برود.
پروفسور «الیزابت مری بویس»، استاد کرسی مطالعات زرتشتی دانشگاه لندن، در دانشنامه ایرانیکا در مقاله ای با عنوان «نوروز در دوره پیش از اسلام» مینویسد: «قدیمیترین متن بیچون و چرای تاریخ ساسانیان که دارای جنبهای از نوروز است، اظهارنظری از مانی پیامبر است که در سال ۲۴۴ پس از میلاد یا قبل از آن بیان شده است. او بیان داشته است که در تقویم ایرانی پنج روز وجود دارد که به عنوان «پنجگاه» (یک نوع از اندرزگاه) قلمداد میشود. پس از مدتی نه چندان طولانی بیرونی اینگونه مینویسد که گفته میشود «هرمزد بن شاهپور» یعنی هرمزد اول، این دو نوروز (نوروز کوچکتر و نوروز بزرگ) را به هم پیوند داد و تمام روزهای میان این دو نوروز را روز جشن نامید. بنابراین تمام این روزها به طور رسمی تبدیل به روزهای مقدسی شدند که تنها میبایست کارهای ضروری را در این روزها انجام داد.
در دانشنامه ایرانیکا، مقاله دیگری است با عنوان «نوروز در تقویم ایرانی» نوشته «پروفسور سیمون کریستوفورتی»، استاد تاریخ مذاهب در دانشگاه ونیز ایتالیا. در این مقاله می خوانیم: «روز هرمز ماه فروردین اولین روز سال نو در تقویم ایرانی است. در حال حاضر این روز با روز اعتدال ربیعی (روزی که در آن خورشید وارد درجه اول برج حمل میشود) مصادف است. این ورود خورشید به درجه اول برج حمل با جایگاه نوروز در دیگر تقویمها (برای مثال در تقویم مالی عثمانی یا در تقویم نصرانی) و همچنین با نام روزهای سال نو در دیگر تقویم مانند نیریز در مصر و نیروز در آندلس که نشئت گرفته از نوروز پارسی هستند ارتباطی ندارد، چون این تقویمها غالبا با منشأها و همتاهای پارسی خود متفاوت هستند.
عبدالله مستوفی (۱۲۵۷ - ۱۳۲۹) یکی از رجال قاجار بهعنوان مستوفی در دربار خدمت می کرد و کتابی در سه جلد با عنوان «شرح زندگانی من» یا «تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجار» دارد.
بخشی از این کتاب به اهمیت و آداب و رسوم نوروز در دوره قاجار می پردازد. زمانی که هنوز سفرهای نوروزی باب نبود و دید و بازدید پایه اصلی جشن های نوروزی بود.
از ملل زنده و مرده عالم فقط نیاکان ما بودهاند که به این نکته طبیعی خلقت برخورده، نوروز را که واقعا روز نو و تازگی زندگی مخلوقات جاندار و بیجان زمین است، عید ملی خود قرار دادهاند. بیجهت نیست که مرور ازمنه و دهور و تغییرات سیاسی و مذهبی و اجتماعی که در نزد سایر ملل عیدهای سابق را از بین برده و اعیاد جدیدی به جای آن برقرار کرده، در عید ملی ما نتوانسته است تغییری بدهد و تاریخ جهان از عهده تعیین تاریخی که این عید در نزد ایرانیان برقرار شده، عاجز است و ایرانیان امروز مثل ایرانیهای چندهزار سال قبل و حتی آرینهای قبلتر از آنها، روز اول فروردین را که اولین روز اعتدال بهاری و یکسان شدن شب و روز و پیرانهبندی و خودآرائی نیم کره شمالی زمین است، عید میگیرند.
مستوفی، از خوردن سبزی پلو با ماهی در شب قبل از عید نوروز می نویسد و خوردن رشته پلو تا در سال جدید رشته امور را بتوان در دست گرفت.
وی درباره اهمیت سفره هفتسین میگوید: «این سفره عید سفره خانوادگی بود. بزرگتر خانه مینشست، افراد خانواده به دور او جمع میشدند، توپ تحویل که صدا میکرد، بین آنها تبریک و روبوسی رد و بدل میشد. بزرگترها به کوچکترها عیدی میدادند، شربت و شیرینی صرف میکردند، آقا و خانم و آقا کوچکها و خانم کوچکها به خدمتکارهای خانه عیدی میدادند. سفره عید جمع میشد و بساط پذیرایی دید و بازدید گسترده میگشت. در تالار یا اتاق آبرومند خانه، مجموعههای شیرینی که هریک ۶ رنگ شیرینی در بشقابهای لب تخت بلور یا چینی مثل هرم چیده شده بود، می گذاشتند. گلدانهای نرگس و سنبل و جامهای پر از بنفشه و ظرفهای سبزه، در طاقچهها، لای اسباب چراغ خودنمایی میکرد.
همه به دیدن همدیگر میرفتند، حیثیت اجتماعی اشخاص تکلیف را معین کرده بود محترمین تا سه روز در خانه مینشستند و بعد از سه روز به بازدید میرفتند. برعکس اشخاص نسبتا پایینتر که در سه روز اول دیدن میکردند، بعد از آن برای دریافت بازدید، در خانه مینشستند و در هر حال تا روز سیزده دید و بازدید عید به موقع بود. اگر کسی برحسب تصادف به خانهای وارد میشد که صاحبخانه حضور نداشت، حکماً قایم مقامی از طرف او نشسته و از واردین پذیرایی میکرد و وقتی صاحبخانه میآمد، گزارش میداد که بازدید آنها فراموش نشود. همه باید وارد مجلس شوند و شیرینی و شربت بخورند.
انتهای پیام
