• شنبه / ۸ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۰:۳۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405010803279

رمان«‌بی‌چهرگان»؛ روایتی آمیخته با ادبیات و موسیقی از خبرنگاران ایران باستان

رمان«‌بی‌چهرگان»؛ روایتی آمیخته با ادبیات و موسیقی از خبرنگاران ایران باستان

ایسنا/خراسان رضوی یک نویسنده گفت: با مطالعه و پژوهش منابع، می‌توان آثار ادبی زیادی درمورد فرهنگ و تمدن ایران باستان به نگارش درآورد. رمان «بی‌چهرگان» نمونه‌ای از همین دست و تلاشی برای احیاء و یادآوری موضوعی فرهنگی از دوران اشکانیان درباره «گوسان‌ها» است. گوسان‌ها درواقع شبیه خبرنگاران امروزی بوده‌اند که پس از حضور در اتفاقات مهم تاریخی، وقایع را همراه با شعر و آواز برای غایبان بازگو می‌کردند.

علیرضا محمودی ایرانمهر در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: انگیزه و ایده اصلی خلق رمان تاریخی «بی‌چهرگان» به دوران نوجوانی‌ام باز می‌گردد، زمانی که تلاش داشتم لحظات بزرگ و حیاتی تاریخ تمدن ایران باستان را در قالب یک داستان بازگو کنم. نزدیک به دو دهه مشغول مطالعه بیش از ۲۰۰ جلد از منابع و مستندات تاریخی درمورد اشکانیان بودم تا بتوانم زمینه‌های شکل‌گیری این رمان را فراهم کنم.

وی ادامه داد: داستان این رمان در رابطه با یک پدر و پسر قصه‌گو است که با نام «گوسان» در داستان شناخته می‌شوند. این دو نفر در قرن یکم پیش از میلاد و در جریان جنگ «حران» میان ارتش شاهنشاهی اشکانیان و سپاهیان روم، همراه سربازان ایرانی می‌شوند تا بتوانند هر آنچه که در طی نبرد رخ می‌دهد را مشاهده و در فرصتی دیگر برای مردم روایت کنند.

او افزود: این گوسان‌ها که در ادامه از آنان با نام «خنیاگر» یاد می‌کنیم، درواقع شبیه به خبرنگاران امروزی بودند که با حضورشان در جریان اتفاقات مهم تاریخی، وقایع را همراه با شعر و آواز برای غایبان بازگو می‌کردند؛ در این مسیر برخی از اتفاقات که از اهمیت بالاتری برخوردار بودند، از ماندگاری بیشتری در اذهان عمومی برخوردار می‌شدند. در بررسی نمونه‌های امروزی در این زمینه نیز با عاشیق‌ها در آذربایجان و پرده‌خوانان و نقالان در ایران مواجه می‌شویم که همگی به نوعی میراث‌دار گوسان‌ها بوده‌اند.

اهمیت بهره‌گیری از داده‌ها و مستندات جهت خلق شخصیت‌های تاریخی در داستان‌

این نویسنده با اشاره به دشواری تبدیل یک شخصیت تاریخی به یک شخصیت داستانی، تاکید کرد: این امر بدون شک نیازمند بهره‌گیری از داده‌ها و مستندات تاریخی است؛ درمورد سرگذشت اشکانیان نیز در مقایسه با مستندات دوران هخامنشیان و ساسانیان، پژوهش‌های اندکی صورت گرفته است. درواقع ما اشخاص مهم و برجسته این دوره از تاریخ را به شکلی ساده و مختصر می‌شناسیم یعنی درباره بسیاری از آنها مانند «ارود دوم»، پادشاه اشکانی و یا حتی «سورنا» اطلاعات داریم اما در رابطه با جزئیات زندگی‌شان از دانش اندکی برخوردار هستیم.

محمودی ایرانمهر ادامه داد: بخش گسترده‌ای از پژوهش‌های شکل گرفته از این دوره باستانی به نویسندگان خارجی همچون «یوزف ولسکی»، نویسنده کتاب «شاهنشاهی اشکانیان» مربوط می‌شود هرچند که از آثار پژوهشگران ایرانی مانند «مشیرالدوله پیرنیا» و «محمدجواد مشکور» نیز نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. یکی دیگر از افرادی که به صورت تخصصی بر روی گوسان‌ها مطالعه داشته، شخصی به نام «مری بویس» است که اتفاقا در جریان گردآوری منابع کتاب، از آثار او بهره بردم.

او با تاکید بر این که شاهنامه، حامل گستره عظیمی از تاریخ ملی ایران باستان است، یادآور شد: در این اثر ارزشمند نیز اگرچه به صورت مختصر اما به دوره اشکانیان اشاره شده است. موضوعی که حائز اهمیت است این است که ادبیات اشکانیان به شدت بر ادبیات ادوار تاریخی پس از آن تاثیرگذار بوده است. به عنوان مثال شاهنامه که بخش گسترده‌ای از آن شامل ابیات و داستان‌های حماسی و پهلوانی می‌شود، الهام گرفته از وقایع زمان اشکانیان است. در بحث اشعاری که بعد از ورود اسلام به ایران مانند حافظ و سعدی سروده شده‌اند هم شاهد این هستیم که تحت تاثیر ادبیات و فرهنگ کهن ایران باستان بوده‌اند.

انتخاب عنوان «بی‌چهرگان» جهت روایت نقاب‌هایی بر هویت‌ واقعی گوسان‌ها

وی درباره نحوه انتخاب عنوان «بی‌چهرگان» برای کتاب، توضیح داد: نام اصلی گوسان‌ها در هیچ جایی ذکر نشده است و آنان همواره نقابی بر چهره داشتند که هویت‌شان را پنهان می‌کرد. این دقیقا نقطه تمایز بین نمایش غرب و شرق است. در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم که نمایشنامه «ادیپ شاه» اثر «سوفوکل» نویسنده مشهور یونانی در شهرهای مختلف ایران اجرا می‌شده است که این بر اساس واقعیت است. در این رمان تمامی وقایع به شیوه واقعگرا روایت شده است. در تئاتر غربی بازیگران به روی صحنه می‌آمدند و به همراه گروه موسیقی و همسرایان به اجرا و روایت می‌پرداختند در صورتیکه گوسان‌ها با ماسک و موسیقی به قصه‌گویی مشغول می‌شدند.

محمودی ایرانمهر با تاکید بر همنشینی موسیقی و ادبیات در ایران از دیرباز، تصریح کرد: با نگاهی بر تاریخ ادبیات ایران باستان می‌توان دریافت کرد که همواره با موسیقی درآمیخته بوده است. حتی با شکل‌گیری ادبیات دری، جایگاه موسیقی و ادبیات برابر شده است به طور مثال رودکی به عنوان یک شاعر و خنیاگر، اشعار خود را با استفاده از اوزان به شیوه‌ای سروده است که برای اجرا مناسب است نه صرفا نگارش در کتاب و مطالعه ساده آن.

او با اشاره به اینکه در جریان جنگ حران هر سرباز ایرانی یک شیپور به همراه داشته است تا با نواختن آن(البته به صورت جمعی)، سپاهیان رومی را دچار ترس و وحشت کند، اظهار کرد: در حقیقت ما حتی در تاریخ جنگ‌ها نیز با موسیقی رزمی و حماسی روبرو هستیم. همچنین می‌توان نتیجه گرفت، قصه‌گویی هم امری بوده که بدون موسیقی انجام نمی‌شده است. البته موسیقی انواع دیگری نیز داشته است که نشان از اهمیت آن حتی در دوران پس از اسلام دارد.

این نویسنده خاطرنشان کرد: در جریان خلق یک رمان تاریخی نمی‌توان از همان لحن و زبانی استفاده کرد که داستان در همان بازه زمانی رخ می‌دهد، چراکه هم برای نویسنده و هم برای مخاطب چالش‌هایی برای فهم درست، پیش می‌آید. بنابراین باید مشابه کاری که فردوسی انجام داد، زبانی را انتخاب کرد تا برای خوانندگان مناسب و قابل درک باشد.

لزوم توجه تخصصی به اصول نگارش رمان‌های تاریخی

وی افزود: با توجه به نگارش انگشت‌شمار رمان تاریخی در ایران، وجود یک طرح و پلات اصولی، سوژه جذاب، شخصیت‌پردازی مناسب و رعایت قواعد داستان‌نویسی باعث می‌شود تا با بهره‌گیری از داستان‌های اساطیری و فرهنگی، این نوع از آثار رشد پیدا کنند. از نمونه‌های موفق رمان تاریخی می‌توان به «بازی تاج و تخت» اشاره داشت البته که در اینجا فیلمنامه سریال یک مقوله مجزا و متفاوت است اما باید به این نکته توجه داشت که اشخاص این کتاب فانتزی هستند و همگی واقعیت تاریخی ندارند.  

محمودی ایرانمهر که رتبه نخست جایزه ملی ادبیات حماسی نیز را دریافت کرده است، گفت: جشنواره‌هایی که با محوریت ادبیات ملی و حماسی برگزار می‌شوند از امتیازات بالایی برخوردار هستند. حماسه، برادر دوقلو تراژدی است و به طورکلی تراژدی در ادبیات به ویژه ادبیات مدرن نقش مهمی ایفا می‌کند. اگر جشنواره‌های ادبی در مرحله اول اعتبار خود را حفظ کنند، در ادامه می توانند موجب انتقال این اعتبار و مقبولیت به نویسندگان و شاعران شوند.

او افزود: البته من در پروسه نگارش آثار خود، هیچگاه معیارها و شرایط راهیابی به جشنواره‌های مختلف را در نظر نگرفته‌ام اما به نظرم رویدادهایی از این قبیل، موجب می‌شوند کمبودهایی که در فضای حفظ، رشد و پرورش ادبیات ملی و حماسی وجود دارند، تا حدودی از بین بروند. چیزی که در حین نگارش یک اثر تاریخی دارای اهمیت بوده این است که مخاطب پس از مطالعه آن با سوالاتی جدید مواجه شود و تلاش کند دیدگاه خود را نسبت به قبل گسترش دهد.

انتهای پیام