بهار با شکوفههایش به باغ تاریخی«اکبرخان» آمده، اما صدای «قاشق زنی» و «دورازنی» سفالهای کوزهای از بام عمارت تاریخی «کلاه فرنگی» شنیده نمیشود. باغی که بعدها یکی از بوستانهای رشت شد، در تمام فصول زیباست اما وقتی بهار به «پارک شهر» میرسد، امید جوانه زده را در نگاه هر بینندهای میتوان دید.
باغ تاریخی«اکبرخان بیگلربیگی» زمانی تنها برای استفاده شخصی و مهمانان ویژه بود. در میانه سالهای ۱۲۷۸-۱۲۷۷ که جاده رشت منجیل تعریض میشد، اکبرخان احداث قطعه سنگر - کهدم را برعهده گرفت و پس از پایان کار با ایجاد «نواقلی» و دریافت عوارض از چارپایان و وسایل نقلیه ثروتی بهم زد. سپس داروغه رشت و بعد اجارهدار گمرکات گیلان و مازنداران شد.
باغ او «قلمستان بزرگی بود که قسمتبندی، درختکاری و خیابانهای متقاطع آن و غرس نهالهایی از درختان آزاد زیر نظر شخص اکبرخان صورت گرفت و بعدا عمارتی به نام «کلاه فرنگی» به آن اضافه شد. پس از فوت اکبرخان که از طرف پادشاه وقت عنوان بیگلربیگی تحصیل کرده بود. اموالش به دوتن از برادرزادههای وی که با دختر و همسر او ازدواج کردند، به ارث رسید. باغ و عمارت کلاه فرنگی به صادق خان محتشم الملک دامادش رسید و از آن پس نام آن باغ «محتشم» شد. باغ محتشم در زمان سلطنت رضا شاه در قبال بدهی مالیاتی به وزارت دارایی واگذار و سپس به شهرداری فروخته شد. شهرداری رشت نیز با ایجاد اصلاحاتی آن را تبدیل به پارک شهر نمود و از آن پس تفرجگاه عمومی شد.»(نقل از کتاب «نامها و نامدارهای گیلان» تالیف جهانگیر سرتیپپور، ص:۴۹ و ۵۰)

حالا هرکس که به پارک شهر میآید، درختان آزادی را در باغ میبیند که تنه قطورشان بیانگر قدمت قجری آن است. بسیاری از این درختان در اثر بیتوجهی خشک شده و توسط هنرمندان، دست مایه آثار هنری چوبی شده است.
مهمترین اثر بهجامانده در این باغ، عمارت کلاه فرنگی نزدیک به رودخانه گوهر رود است.
«معماری عمارت، از خانههای بادکوبه آذربایجان الهام گرفته است. عمارت در اصل چهار طبقه است، ولی از نمای خارجی سه طبقه بهنظر میرسد. طبقه سوم زیر طبقه چهارم قرار گرفته، شباهت طبقه بالایی این عمارت به «کلاهسیلندری» موجب شده این بنا به «عمارت کلاهفرنگی» معروف شود. عمده مصالح بنا، از چوب و ایوان طبقه اول و دوم با ستونهای چوبی تراشخورده تزئین شده است. بام سفال پوش و حلب دامنه، تزئینات ویژهای دارد. پنجرهها و راه پلههای عمارت، چوبی است. کف اتاقها، پلکوبی و طبقه آخر دورتادور پنجرههای چوبی دارد.
این باغ تنها قلمستان دور از شهر بود که در سال ۱۲۵۰خورشیدی و در دوران ناصرالدین شاه قاجار توسط اکبرخان بیگلربیگی خریداری شد. اکبرخان «عمارت کلاهفرنگی» را جهت اسکان تابستانه و محل پذیرایی از مالکان و رجال ساخت.

«کلاه فرنگی»، نوعی عمارت با سبک خاصی از معماری بود که معمولا در وسط باغها و تفرجگاه بهعنوان سرپناه ساخته میشد. قدمت این عمارت با کمی فاصله، کمتر از قدمت باغ میباشد. عمارت وسط باغ تا پیش از انقلاب، محل پذیرایی از رجال دولتی بود. اوایل انقلاب متروک ماند و متاسفانه یک بار هم دچار حریق شد. سپس شهرداری آن را مرمت کرد و در سال ۱۳۷۴عمارت کلاه فرنگی را در اختیار اداره کل میراث فرهنگی گیلان قرار داد. ولی درب عمارت همچنان بسته بود. یک سال پس از این واگذاری و در سال ۱۳۷۵ عمارت کلاهفرنگی، به شماره ۱۷۶۴ در فهرست آثار ملی ثبت میشود و در سال ۱۳۹۵ بهعنوان ساختمان اداری پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی و در تاریخ ۱۹بهمن۱۴۰۰ بهعنوان موزه «رشتیدوزی» تغییرکاربری مییابد.» (نقل از کتاب «خانههای تاریخی رشت» تالیف مهری شیرمحمدی، ص:۹۳)

این روزها هرکس به باغ محتشم میرود، سفالهای خزه بسته بام را میبیند و گیاهان رشد کرده بر سقف و آبراه طبقات عمارت کلاه فرنگی. لازم به ذکر است پوشش بام بناهای گیلان در گذشته با الوارهای چوبی شیبدار ساخته میشد. سپس با «نی خیزران» پوشیده و در نهایت دو ردیف سفال کوزهای روی آن میچیدند. سفالها سالی یک بار «قاشق زنی» و «دورازنی» میشد تا ضمن تمیزی مانع از نفوذ رطوبت گردد.

حرفه سفالچینی یکی از مشاغل سنتی بود که با از بین رفتن معماری بومی گیلان، در حال نابودی است. در سالهای اخیر «سفال کوزهای» هم به سیاق گذشته تولید نمیشود و تنها چند استادکار«سفالچین» در قید حیات هستند و سفال مورد نیاز مرمت را از سفالهای خانههای در حال تخریب خریداری میکنند.
«مهدی مولایی لنگرودی»، یکی از معدود اساتید سفالچین است که در سالهای اخیر بام بیشتر بناهای تاریخی بهجامانده را مرمت کرده است. او «قاشق زنی» و «دوراز زنی» را نخستین گام در حرفه سفال چینی دانسته و توضیح میدهد: سفال لولهای به مرور زمان خزه میبندد، گرد و خاک و دانه گیاهان بر سفال نشسته و بارندگی باعث رشد گیاهان در لابهلای سفالها میشود. در گذشته حداقل هرچند سال یک بار، یک دور تمام سفالهای بام را برچیده و داخل آنها را با قاشق چوبی تمیز میکردند تا از گرد و خاک و خزه پاک شود، سپس سفالها را دوراز یا واگردانی کرده و دوباره از نو میچیدند.

یعنی سفالی که قبلا از قسمت مقعر روی نی قرار گرفته بود، برداشته و برعکس میچیدند و سفالهای بالا که رنگش کدر و سیاه شده بود، برگردانده و در سطح زیر کار چیده میشد و سفالهای زیر را که در اثر بخار و رطوبت سقف به سفیدی میزند، بالای کار میچینند. چند بار که باران میآمد، دوباره سفالها تمیز و رنگش قرمز میشد.
واگردانی سفال در اصل بازبینی سقف هم بود. هرجا سفال شکسته شده باشد، باید تعویض گردد درغیر این صورت باعث نفوذ رطوبت شده و به مرور زمان الوارهای چوبی سقف را پوسانده و باعث چکه در بام میشود.
اکنون هر کس به باغ تاریخی محتشم برود، به عیان میتواند خزه و گیاهان روییده بر سفالهای سرخ عمارت کلاه فرنگی را ببیند و اگر واگردانی سقف انجام نشود، ممکن است نفوذ رطوبت نه تنها به خود این عمارت تاریخی بلکه به گنجینه «موزه رشتی دوزی» هم آسیب وارد نماید.
منابع: (کتاب «نامها و نامدارهای گیلان» از جهانگیر سرتیپپور، رشت: نشر گیلکان، چاپ اول: ۱۳۷۱) و (کتاب «خانههای تاریخی رشت» از مهری شیرمحمدی، رشت: نشر آهیل، چاپ چهارم: ۱۴۰۳).

انتهای پیام
