• چهارشنبه / ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۲:۵۱
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405011205733
  • منبع : نمایندگی اصفهان

یک استاد دانشگاه: مردم و هویت ملی پایه و اساس جمهوری‌ اسلامی است

یک استاد دانشگاه: مردم و هویت ملی پایه و اساس جمهوری‌ اسلامی است

ایسنا/اصفهان عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: مردم پایه و اساس جمهوری‌ اسلامی هستند و امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب نیز تأکید داشتند که به هیچ عنوان نمی‌توان جمهوری‌ اسلامی را بدون عنایت نفع و رأی مردم در اداره کشور تصور کرد.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب‌اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به دعوت امام خمینی (ره)، همه‌پرسی نظام جمهوری‌ اسلامی ایران در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در سراسر کشور برگزار شد و براساس اعلام دولت موقت، در رفراندم برگزار شده برای تغییر نظام حکومت ایران، از میان افراد واجد شرایط، ۲۰ میلیون و ۲۸۸ هزار تن (۹۸.۲ درصد آرا) به حذف سلطنت و برقراری جمهوری اسلامی ایران «بله» گفتند.

روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ تکمیل و تثبیت میثاق ملت بزرگ ایران با آرمان‌های امام امت و انقلاب شکوهمند اسلامی و روز تعیبن سرنوشت ملت رها شده از یوغ استعمار و استثمار و آغاز مسیر درخشان توسعه و آبادانی میهن اسلامی و گام بزرگی در اثبات حقانیت تاریخی ملت ایران بود. بدین‌ترتیب ۱۲ فروردین سالگرد رأی قاطع ملت ایران به پایه‌گذاری نظام جمهوری‌ اسلامی است که ثمره مبارزات ده‌ها ساله ضدطاغوتی و شعار استقلال، آزادی و جمهوری‌ اسلامی ملت ایران به بار نشست و پایه‌های سلطنت 2500 ساله شاهنشاهی فروریخت تا این روز در تقویم رسمی به‌عنوان «روز جمهوری‌ اسلامی» نامگذاری شود. در همین رابطه خبرنگار ایسنا با ابوالحسن فیاض‌انوش، عضو هیئت‌علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان گفت‌وگو کرده که متن آن را در ادامه می‌خوانید: 

ارزیابی شما از پیوند و نسبت جمهوریت و اسلامیت در طول ۴۷ سال اخیر پیروزی انقلاب

نظام سیاسی جمهوری‌ اسلامی ایران شاکله‌ای دارد که به آن «مردم‌سالاری» گفته می‌شود و محتوای آن اسلام است‌ و از بین دو ترکیب، جمهوری‌ و اسلامی تشکیل شده یا طبق بیان رهبر شهیدمان «مردم‌سالاری دینی» است. در هر نظام سیاسی چنین شاخصه‌ای وجود دارد و باید شاکله‌ای از نظام باشد که روابط مردم با حاکمیت را تعیین می‌کند و می‌تواند به‌صورت‌های مختلفی مانند سلطنت، انتخابات یا جمهوری باشد، اما مهم‌تر از آن این است که آن سلطنت یا نظام جمهوری، قرار است براساس چه ایدئولوژی، تفکر و جوهره‌فکری اداره شود.

به‌هرحال در جمهوری‌ اسلامی شیوه‌ای که در قانون اساسی ایران نهادینه و تصویب شد، هدف قرار دادن این دو مورد در یک تلفیق هماهنگ را به‌دنبال داشت و برخلاف تصورات که جمهوریت در کنار دین نمی‌تواند سازش کند و به دردسر منجر می‌شود، در کشورهای دیگر نیز به‌وجود آمده و به‌طور نمونه احزاب لیبرال‌مسیحی در برخی کشورهای اروپایی وجود دارد که جوهره‌شان از لحاظ سازوکار انتخاباتی لیبرالیستی است، اما هم‌زمان معتقدند که باید براساس اندیشه‌های مسیحی شکل بگیرد.

زمانی‌که در ابتدا در ایران صحبت‌هایی بر پایه این قانون مطرح می‌شد، قرار گرفتن جمهوریت در کنار اسلامیت سوال‌برانگیز و تاحدودی پذیرش آن دشوار بود، اما تلفیق آن توسط نظام جمهوری‌ اسلامی صورت گرفت و به‌خوبی هم طی ۴۷ سال اخیر جوابگو بوده است و در دنیای مدرن که سعی می‌کردند دین در زندگی جمعی و سیاسی کنار برود، شیوه‌ای توسط جمهوری‌ اسلامی خلق شد که نشان دهد این امکان وجود دارد که ضمن پایبندی به آرای مردم، اندیشه‌ها و مبانی فرهنگی نیز از یک دین برگرفته شود. شهدای بزرگوار آیت‌الله مطهری و بهشتی، در این زمینه مطالب مفصلی گفته‌اند که می‌شود به آن‌ها نیز رجوع کرد.

پیوند جمهوریت و اسلامیت چه دستاوردهایی از لحاظ ملی و بین‌المللی داشته است؟

دستاورد ملی آن، رساندن کشور و مردم به خودباوری بود. مردم ایران تا قبل‌ از انقلاب جمهوری‌ اسلامی، دین و اعتقادات‌ خودشان را داشتند، اما احساس می‌کردند نمی‌توانند آن‌ را در صحنه عمل به حاکمیت ثابت کنند که مردم متدین بوده و حاکمیت باید سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی‌اش را براساس دین مردم تنظیم کنند. اینکه جمهوری‌ اسلامی پس از انقلاب، دین را ملاک و مبنای فعالیت‌های سیاسی‌ فرهنگی و روابط بین‌المللی قرار دارد، در درجه‌ اول نوعی خودباوری به هویت‌ملی ایران بخشید. مردم ایران که متدین و مسلمان بودند، احساس می‌کردند شاید دین نمی‌تواند در جو متلاطم بین‌المللی عرض‌اندام کند و در نهایت انقلاب‌ اسلامی و سپس جمهوری‌ اسلامی که فرزند انقلاب است و قانون اساسی که ثمره نظام به‌شمار می‌رود، به باور مردم رساند که می‌توان ضمن پایبندی به عمیق‌ترین پایه‌های هویت‌ملی که دیانت است، در صحنه ملی و بین‌المللی نیز اثرگذار بود.

در صحنه بین‌المللی نکته مهم‌تر این است که برای کشورهای دیگر نیز به الگو تبدیل شد تا کشورهای مسلمان و اهل‌سنت، احساس کردند باوجود اینکه تفکر جمهوری‌اسلامی بر پایه شیعه است، در عمیق‌ترین مبانی ازجمله توحید، قرآن، پیامبران و حتی حج که مبانی اصلی دیانت اسلام است، با آن نقطه‌ اشتراکاتی دارند و به‌دنبال آن اهالی سنت نیز به این فکر افتادند که شاید بتوان شیوه‌ای که جمهوری‌ اسلامی در نظام و حاکمیت پیاده کرده را به‌صورت ادیان دیگر به اجرا در بیاورند. به‌همین خاطر است که راشد الغنوشی در تونس حزبی خلق کرده و تلاش می‌کند شیوه جمهوری‌ اسلامی را درون حاکمیت‌اش بازتولید کند؛ یا جنبش حماس در فلسطین که برهمین اساس توسط شیخ یاسین رمضان شکل گرفت و دیگر کشورها و حاکمانی که در جهان اسلام از این الگو الهام گرفته و استفاده می‌کنند.

دستاورد وسیع‌تر که خارج از جهان اسلام است نیز رقم زدن تفکری بوده که دین می‌تواند همچنان در جهان مدرن پاسخی برای اصلی‌ترین نیازهای بشریت از جمله عدالت و ضدسلطه‌گری ایجاد کند و جذابیت‌های خاص خودش را داشته و روزبه‌روز درحال افزایش است. به‌خصوص در شرایطی که امروز ایران در آن قرار گرفته و احساس بر این است که تنها شیوه‌ای که توانسته در برابر سیطره استکبار و صهیونیست به‌خوبی خود را کارآمد نشان دهد، جمهوری‌ اسلامی است.

در طول قرن اخیر و حداقل پس‌ از شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در ۱۹۴۸ به‌ بعد، انواع‌واقسام تفکرات برای مقابله با این رژیم صهیونی ازجمله احزاب کمونیستی، مارکسیستی و ناسیونالیستی شکل گرفت و احساس شکستی که در آن‌ها به‌وجود آمد، باعث شد تا صحنه مبارزه را ترک کنند. فلسطین نیز در جنبش‌های عرفات یا سایر جنبش‌ها، پس‌از مدتی به این نتیجه رسیدند که جوابگو نیست.

با این وجود شیوه‌ای که جمهوری‌ اسلامی همواره پیش گرفته و ارائه کرده، حتی برای افرادی که به دین اسلام نیز باور ندارند، جذاب است و می‌توان در فضای‌مجازی توسط آزادی‌خواهان جهان دید، چرا که احساس می‌کنند آخرین پناهگاه یا سدی که مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفته، جمهوری‌ اسلامی است و اگر این جنبش با شکست مواجه شود، سیطره نظام اهریمنی‌ صهیونیستی وسیع‌تر از همیشه خواهد شد و به‌همین علت همدلی زیادی در جهان نسبت به جمهوری‌ اسلامی ایجاد شده است.

مهم‌ترین ویژگی‌ها و شاخص‌های برجسته جمهوری اسلامی در سپهر داخلی و بین‌المللی را در چه می‌دانید؟

در حوزه داخلی، اصلی‌ترینش ایجاد مدلی از هم‌زیستی اقوام و مذاهب مختلف است؛ آن‌هم باوجود اینکه مبنای حکومت دینی است. همیشه در سطح جهان این تفکر وجود دارد که اگر حکومت دینی شد، حقوق اقلیت‌هایی مانند مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان یا عاشوریان که به دین رسمی پایبند نیستند، ضایع و اجحاف می‌شود. درصورتی‌که جمهوری‌ اسلامی از پایه شکل‌گیری و قانون اساسی‌اش، برای هرکدام از این‌ها باوجود اینکه تعدادشان خیلی هم کمتر از حدنصاب که یک نماینده داشته باشد بود، یک نماینده در مجلس تصویب کرد و متعهد شده که هرکدام از این اقلیت‌ها می‌توانند یک یا دو نماینده داشته باشند.

درحالی‌که جمعیت چهار الی پنج میلیونی مسلمانان در کشور فرانسه که مدعی می‌شوند مهد دموکراسی و آزادی هستند، یک نماینده مستقل در مجلس ندارند و چنین امتیازی را برای مسلمانان خود قائل نیست. خصوصا باتوجه به تفکری که داعش در دوران جدید ایجاد کرده و مذهب اسلام را خشن، تنگ‌نظرانه و تبعیض‌آلود نسبت به افکار خارج‌ از اسلام قلمداد می‌کند. هرچند جمهوری‌ اسلامی نشان داده می‌توان یک دین بر مبنای اسلام باشد و در کنارش، حقوق اقلیت‌ها نیز محفوظ بماند.

اخیراً در یکی از نشریات ترجمه‌شده اروپایی عنوان کرده بودند باوجود اینکه جمهوری‌ اسلامی با اسرائیل درحال جنگ است، باورشان نمی‌شود کلیمیان در ایران با آزادی کامل به زندگی‌شان ادامه می‌دهند. اگر در یک فضای دیگری بود و یک کشور غربی با کشور اسلامی می‌جنگید، تمام مسلمانان در آن کشور در معرض اتهام و توطئه قرار می‌گرفتند؛ همان‌طور که پس‌از ۱۱ سپتامبر نیز دیدیم که بسیاری از مسلمانان آمریکا، صرفا به‌خاطر دین‌شان، به همکاری با تروریست‌ها متهم شده و از حقوق اولیه خود محروم شدند. بنابراین در حوزه داخلی، مهم‌ترین دستاورد جمهوری‌ اسلامی این بوده که می‌تواند حکومت دینی داشته باشد، اما اجحاف دینی نکند.

در حوزه بین‌المللی، بازگشت دین به عرصه سیاست، اصلی‌ترین دستاورد جمهوری‌ اسلامی بوده است. در دوران مدرنیته که در حوزه سیاسی دستاورد آن جدایی دین از سیاست است یا در تعبیر دیگر به آن سکولاریسم نیز می‌گویند، صرفا پذیرفتنی نبود ‌که بتوان دین را دوباره در ساحت زندگی برگرداند و خیلی‌ها از آن‌زمانی که نیچه گفته بود «خدا مرده است یا ما خدا را کشتیم»، تقریبا به این تفکر رسیده بودند که دین دیگر جایی در زندگی اجتماعی و سیاسی ندارد.

اصلی‌ترین پیامی که جمهوری‌ اسلامی و قانون اساسی‌اش به جهان اعلام کرد این بود که ادعای به پایان رسیدن دین، کامل اشتباه بوده و دین آغاز رویش مجدد خود را می‌بیند. از آن زمان که جمهوری‌ اسلامی چنین نویدی داد بیشتر از ۴۷ سال می‌گذرد، اما در همان زمان امام خمینی(ره) به‌عنوان رهبر انقلاب اعلام کردند که سال‌ها زمان نیاز است تا این حکومت به یک درخت تنومند تبدیل شود و برای آزادی‌خواهان سراسر جهان به یک الگو تبدیل خواهد شد.

مردم، ملت و هویت‌ملی در جمهوری‌ اسلامی چگونه تفسیر و معنا می‌شود؟

باتوجه به اینکه جمهوری‌ اسلامی در قسمت اول به جمهوریت تاکید می‌کند، شکی در آن نیست که اگر مردم نادیده گرفته شوند، دیگر هویت جمهوری‌ اسلامی متزلزل خواهد شد. مردم پایه و اساس جمهوری‌ اسلامی هستند و اگر اراده کنند، اسلام را به کارآمدی خواهند رساند. اسلام به خودیِ خود نمی‌تواند یک نظام اجتماعی را اداره کند، مگر اینکه مردم پذیرفته باشند و موافق حرکت جمهوری‌ اسلامی در نظام و حکومت باشند.

نکته ظریف که همین چند ماه اخیر در آن قرار گرفتیم این بود که رهبر شهیدمان فرمودند اگر برای جمهوری‌ اسلامی مشکلی به‌وجود بیاید که شاید منظورشان شهید شدن شخص خودشان بود، این مردم هستند که این کشور را نجات خواهند داد و جالب‌تر اینکه در نخستین پیام منتشرشده توسط آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدیدمان، به آن تاکید شد که در فاصله‌زمانی شهادت پدرشان تا انتخاب رهبر جدید، این مردم بودند که مملکت را نه اداره، بلکه رهبری کردند.

بنابراین هویت جمهوری‌ اسلامی به‌صورت تنگاتنگ به حضور و بصیرت مردم آمیخته شده است و اگر این حضور و بصیرت ضعیف یا کمرنگ شود، جمهوری‌ اسلامی به دردسر خواهد افتاد. از اصلی‌ترین مواردی که دو رهبر پیشین‌مان روی آن تاکید داشتند این بود که به هیچ عنوان نمی‌توان جمهوری‌ اسلامی را بدون عنایت نفع و رأی مردم در اداره کشور تصور کرد.

با توجه به تجربیات ۴۷سال اخیر و تحولات اخیر ازجمله جنگ رمضان، چه آینده‌ای برای جمهوری‌ اسلامی در عرصه‌ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی متصور هستید؟

جنگ رمضان که درون آن قرار گرفتیم، یکی از تبعاتی بود که بخشی‌از آن به داخل کشور برمی‌گردد؛ بیش‌از ۴۷سال است که با آمریکا به‌خاطر زیاده‌خواهی این کشور نبرد و رویارویی داریم که از کودتای ۲۸مرداد آغاز شده و تا همین امروز تداوم یافته و سوالی که به‌وجود می‌آید این است که آمریکا چرا پس‌ از ۴۷سال، زمان فعلی را وقت مناسبی برای حمله به ایران انتخاب کرده است؟ ایران سال‌های پیشین ضعیف‌تر بود، اما چرا قبلا به جنگ با ایران نیامده بود و نوچه‌هایی مانند صدام را روانه میدان می‌کرد؟

نکته‌ای که وجود دارد این است که آمریکا گمان برده بود عناصر و عوامل مُخِل وحدت و نفوذی‌هایش در ایران دست بالا را گرفته‌اند و می‌تواند روی آنان حساب کرده و به اهدافش برسد و همان تعبیری است که رهبر انقلاب نامش را کودتا گذاشتند.

بدین ترتیب آمریکا احساس کرد بخشی‌ از حاکمیت، مدیریت و بدنه‌اجرایی کشور با خط‌مَشی اصلی جمهوری‌ اسلامی ساز ناکوک می‌زنند و این زمان را برای حمله به ایران انتخاب کرد. به‌همین علت جنگ رمضان اگر به فرجام نهایی‌اش برسد که به‌عبارتی پیروزی ایران باشد، یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باید انجام داد این است که متوجه شویم چه‌کسانی زمینه‌ساز این شرایط برای دشمن بودند و فضا، ذهنیت و توهم را برای دشمن ایجاد کردند که جریان‌های مُخِل وحدت و دوقطبی‌سازانی که در کشور هستد، دست‌شان خیلی بالاست و می‌توانند با حساب روی آنان، کار را پیش ببرند.

چنین افرادی در آینده‌ای نه‌چندان دور باید حساب پس دهند و پس‌از جنگ، یکی از اصلی‌ترین وظایفی که حاکمیت باید در قبال مردم داشته باشد و به‌نوعی بدهکار مردم است، افرادی که در مباحث مدیریتی قرار داشتند و متاسفانه منافع ملی را رعایت نکرده و دائماً با وعده‌های فریبنده‌شان تحت‌عنوان مذاکره و گفت‌وگو، ظرفیت‌های کشور را معطل کرده، فریاد توده‌های مردم را بلند و تورم را تشدید کردند و دشمن را به این طمع انداختند که به ایران حمله کند، تکلیف‌شان مشخص شود.

البته که رهبر شهیدمان هم فرمودند کمر کودتا شکسته شده، اما کودتاگران هنوز هستند و این یکی از اصلی‌ترین چشم‌اندازهای پس‌از جنگ محسوب می‌شود. در زمان فعلی دوران وحدت را پشت‌سر می‌گذاریم و نمی‌توان پرونده این مسائل را گشود و پس‌از جنگ باید تکلیف افرادی‌ که از داخل کشور و بدنه حاکمیت به وحدت ملی‌مان ضربه زدند مشخص شده و پرونده‌شان برای همیشه مختومه شود، همچنین اگر ایران جنگ رمضان را با دست برتر و پیروزی تمام کند، در حوزه اقتصاد نیز گشایش‌های شگرفی شکل می‌گیرد. ظرفیت‌هایی مانند تنگه‌هرمز که از آن غافل بودیم و هیچ‌گاه استفاده نمی‌کردیم شناخته شده و می‌توان از حالا به‌ بعد با تعرفه‌هایی که بر عبور و مرور کشتی‌ها گذاشت، بخش بزرگی از درآمد اقتصادی‌مان هم‌تراز با صادرات نفت از آنجا تامین شود و همچنین تحریم‌هایی که با لغو آن به‌شدت برای ایران راه‌گشا خواهد بود. درنهایت چنانچه جنگ هرچه زودتر با پیروزی ایران به پایان برسد، چشم‌انداز ۱۴۰۵ از لحاظ اقتصادی بسیار متفاوت خواهد بود و دو دهه تاخیرمان در حوزه اقتصاد را جبران خواهد کرد.

انتهای پیام