• پنجشنبه / ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۹:۱۲
  • دسته‌بندی: پژوهش
  • کد مطلب: 1405011306104

در یک مطالعه پژوهشی عنوان شد

سلامت روان کودکان، قربانی اجتناب‌ناپذیر جنگ‌ها

سلامت روان کودکان، قربانی اجتناب‌ناپذیر جنگ‌ها

بروز بحران‌هایی نظیر جنگ، نه‌تنها به ویرانی‌های گسترده و بعضا غیر قابل جبران منجر می‌گردد، بلکه می‌تواند به قیمت نابودی روح و روان انسان‌ها و بروز مشکلات خاص در این زمینه تمام شود. محققان کشور در همین زمینه، پژوهشی را با محوریت کودکان و با تمرکز بر جنگ ۱۲ روزه انجام داده‌اند.

به گزارش ایسنا، در شرایط بحرانی مانند جنگ، ابعاد سه‌گانه سلامت کودکان یعنی بعد جسمانی، بعد روانی-هیجانی و بعد شناختی-آموزشی به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرند. آسیب‌های جسمانی ناشی از تخریب زیرساخت‌ها و محدودیت دسترسی به خدمات درمانی و تغذیه، اختلال در کارکردهای شناختی به دلیل قطع دسترسی به آموزش و فضاهای رشد ذهنی و آسیب‌پذیری فزاینده بعد روانی، از پیامدهای این شرایط هستند. مطالعات نشان می‌دهند که اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در کودکان جنگ‌زده به طور میانگین ۴۷ درصد، افسردگی حدود ۴۳ درصد و اضطراب حدود ۲۷ درصد است و مواجهه مستقیم با خشونت با مشکلات روان‌شناختی مانند PTSD، اضطراب و افسردگی ارتباط قوی دارد.

اضطراب مزمن ناشی از هشدارهای مداوم حمله و ناامنی، سلامت روان کودکان را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. تجربه مداوم خشونت حتی می‌تواند منجر به اختلال استرس مزمن یا CTSD شود که ماهیت تجمعی و مستمر آسیب را بهتر بازتاب می‌دهد. آسیب‌های وارده به سلامت روان کودکان پس از جنگ‌ها، پایدارترین و عمیق‌ترین نوع آسیب محسوب می‌شوند که نیازمند مداخلات روانی-اجتماعی تخصصی، چندسطحی و محیط‌محور هستند. بنابراین، بازبینی مطالعات موجود در زمینه سلامت روان کودکان در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، برای تدوین سیاست‌های حمایتی و درمانی ضروری است.

در همین راستا، سعیده سادات شبیری، پژوهشگر مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار با همکاری دو محقق از همین دانشگاه، مطالعه‌ای را در خصوص ارزیابی اثرات جنگ ۱۲ روزه بر سلامت روان کودکان کشور انجام داده‌اند.

جنگ ۱۲ روزه، درگیری میان اسرائیل و ایران بود که در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شمسی با حمله هوایی اسرائیل به اهداف نظامی و مناطق مسکونی ایران آغاز شد. این حملات منجر به کشته شدن بیش از هزار نفر، از جمله فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای ایران، و همچنین جان باختن تعداد زیادی از غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، گردید.

نتایج این تحقیق که به شیوه مرور روایتی انجام شده است، نشان می‌دهند که کودکان در معرض جنگ با خطر بالای ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال استرس مزمن (CTSD)، اضطراب ناشی از فقدان والدین و مواجهه رسانه ای با تصاویر خشونت آمیز روبه رو هستند. این اختلالات با علائمی همچون اضطراب پایدار، کابوس، پرخاشگری، اختلال در تمرکز، ترس از آینده و افت عملکرد تحصیلی همراهند.

بنا بر گفته‌های شبیری و همکارانش، «از دیدگاه فیزیولوژیک، استرس مزمن منجر به افزایش سطح کورتیزول، سرکوب ایمنی و التهاب سیستمیک می شود که استعداد ابتلا به بیماری ها را افزایش می دهد. عوامل خطر اصلی شامل مواجهه مستقیم با خشونت، فقدان حمایت خانوادگی، فقر، و جابجایی اجباری هستند. این در حالی است که حمایت والدین، محیط امن، مداخلات روانی/اجتماعی و آموزش مهارت های مقابله ای از عوامل محافظتی محسوب می شوند».

آن‌ها معتقدند: «در جنگ ایران و اسرائیل که ابعاد نظامی، رسانه ای و اقتصادی را هم زمان در بر داشت، پیامدهای روانی پیچیده تر و گسترده ترند. بر این اساس، طراحی مداخلات چندسطحی شامل پایش روانی کودکان، آموزش تاب آوری، ارتقای سواد رسانه ای و ترکیب حمایت های روانی، پزشکی و تغذیه ای ضروری است».

نتایج این مرور تأکید می‌کنند که کاهش آسیب های روانی جنگ در کودکان، نیازمند سیاست گذاری جامع و هماهنگی بین بخشی در سطح ملی و بین المللی است.

به بیان مجریان این تحقیق، «کودکان آسیب‌پذیرترین گروه در شرایط جنگ هستند و اثرات روانی و جسمانی جنگ بر آن‌ها می‌تواند تا بزرگ‌سالی تداوم یابد. درواقع سلامت روان کودکان در جنگ‌ها نه‌تنها یک موضوع فردی، بلکه چالشی اجتماعی و جهانی است که بی‌توجهی به آن می‌تواند پیامدهای بین نسلی به دنبال داشته باشد».

بر اساس این تحقیق که نتایج آن در مجله «طب نظامی» وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بقیه اله (عج) منتشر شده‌اند، در بحران‌هایی مانند جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ماهیت ترکیبی جنگ نظامی، رسانه ای و اقتصادی باعث افزایش شدت آسیب‌های روانی و ضرورت طراحی مداخلات چند لایه شده است. لذا بنا بر نظر شبیری و همکاران محقق‌اش، «ایجاد نظام پایش روانی کودکان، آموزش سواد رسانه ای، خدمات آموزشی و بهداشتی، ایجاد فضاهای امن و پایدار و مداخلات تخصصی روان شناختی برای پیشگیری و کاهش پیامدهای روانی جنگ در نسل های آینده ضروری است. از این رو پژوهش‌های آینده باید بر شناسایی عوامل محافظتی و تقویت تاب‌آوری کودکان تمرکز کرده و مداخلاتی مبتنی بر شواهد و فرهنگ بومی جامعه، طراحی و اجرا نمایند».

انتهای پیام