• پنجشنبه / ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱:۳۲
  • دسته‌بندی: علم
  • کد مطلب: 1405011306177

نوبلیستی که واژه «درمان» را کنار «سرطان» نشاند

نوبلیستی که واژه «درمان» را کنار «سرطان» نشاند

در این گزارش نگاهی داریم به اینکه چگونه یک پژوهشگر برنده جایزه نوبل با کنجکاوی نجات‌بخش خود درمان سرطان را متحول کرد.

به گزارش ایسنا، برای دهه‌ها، درمان و ارائه مراقبت‌های مربوط به سرطان نسبتا بدون تغییر باقی مانده بود، زیرا پزشکان عمدتا به سه راهبرد اصلی برای مقابله با تومورها متکی بودند: جراحی، پرتودرمانی و شیمی‌درمانی. اگرچه نسخه‌های پیشرفته‌تر و پیچیده‌تری از این درمان‌ها با افزایش دانش دانشمندان درباره سرطان و نحوه عملکرد آن توسعه یافت، اما این مسیرهای اصلی برای شکست سرطان برای مدتی بسیار طولانی تقریبا ثابت ماندند.

به نقل از تایم، سپس درمان‌های هدفمند از راه رسیدند؛ درمان‌هایی که برای هدف‌گرفتن جهش‌های خاص در تومورها طراحی شده بودند و آن‌ها را به‌گونه‌ای دستکاری می‌کردند که دیگر نتوانند رشد کنند. اما با وجود آن‌ که این درمان‌ها نرخ بقای بسیاری از سرطان‌ها را به‌طور چشمگیری بهبود بخشیدند، اثر فراگیر و همه‌جانبه‌ای را که پزشکان انتظارش را داشتند، ایجاد نکردند.

دکتر جیمز الیسون که در سال ۲۰۱۸ جایزه نوبل پزشکی را دریافت کرد، یکی از قدرتمندترین دلایل این موضوع را آشکار کرد. الیسون در دوران کارشناسی و سپس تحصیلات تکمیلی خود در دانشگاه تگزاس در آستین، در دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، توسط یکی از استادانش با سلول‌های T آشنا شد؛ سلول‌هایی از سیستم ایمنی که در آن زمان هنوز نسبتا جدید و اسرارآمیز محسوب می‌شدند.

الیسون می‌گوید: وقتی شنیدم که این سلول‌ها در بدن گردش می‌کنند و به‌دنبال ویروس‌ها و سلول‌های آلوده، یا سلول‌هایی که باکتری واردشان شده، می‌گردند و می‌توانند آن‌ها را از بین ببرند و شاید حتی سلول‌های سرطانی را هم نابود کنند، با خودم فکر کردم، وای، این فوق‌العاده است. وقتی از استادش پرسید این سلول‌ها چگونه موارد مختلف را تشخیص می‌دهند، استادش پاسخ داد: هیچ ایده‌ای ندارم، حتی مطمئن نیستم واقعی باشند.

با این حال، الیسون کنجکاو باقی ماند و تصمیم گرفت ایمنی‌شناس شود تا پدیده‌هایی مانند سلول‌های T را بهتر درک کند. او در ابتدا به این فکر نمی‌کرد که این سلول‌ها چه نقشی می‌توانند در درمان سرطان داشته باشند، هرچند یافتن راه‌های بهتر برای درمان سرطان از زمانی که مادرش را در ۱۱ سالگی بر اثر سرطان لنفوم از دست داد، در ذهنش سنگینی می‌کرد. دیدن رنج مادرش که ناشی از درمان‌های پرتودرمانی خشن و ابتدایی آن زمان بود، او را متقاعد کرد که باید راه بهتری برای کمک به بیماران وجود داشته باشد.

الیسون کنجکاو شد بداند چه چیزی سلول‌های T منحصربه‌فرد را به حرکت درمی‌آورد. آن‌ها چگونه می‌دانند به کدام سلول‌ها باید بچسبند؟ و چگونه تفاوت میان میکروب‌های بیگانه مانند باکتری‌ها و ویروس‌ها و سلول‌های خودِ بدن را تشخیص می‌دهند؟

او بخشی از اعتبار این پیشرفت فکری را به دوره‌ای از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط دهه ۱۹۸۰ نسبت می‌دهد؛ زمانی که پس از فارغ‌التحصیلی، عضو مرکز سرطان ام‌دی اندرسون (MD Anderson) بود، اما در یک مرکز پژوهشی اقماری، چند ساعت دورتر از هیوستون، کار می‌کرد. در آن‌جا آزادی داشت کنجکاوی‌اش را دنبال کند و درگیر تعهدات معمول دانشگاهی یا وظایف اداری نبود. او می‌گوید: زمان داشتم فقط بنشینم و مدام کار کنم و فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم و هر وقت لازم بود، بلند شوم و آزمایش انجام بدهم.

او شروع به آزمایش روی موش‌ها کرد تا بیشتر درباره نحوه رویارویی سلول‌های T، سیستم ایمنی و سرطان بیاموزد. پژوهش‌هایش او را به این نتیجه رساند که صرفا تقویت سیستم ایمنی برای مقابله با سرطان کافی نیست. این فرایند دشوار است، زیرا سلول‌های سرطانی از سلول‌های طبیعی‌ به وجود می‌آیند که جهش‌هایی پیدا کرده‌اند و بدخیم شده‌اند و در نتیجه فعال‌سازی سیستم ایمنی می‌تواند سلول‌های سالم را هم همراه با سلول‌های سرطانی نابود کند.

همه با اشتیاق کار می‌کنند و هیچ‌کس برای پول وارد این کار نمی‌شود. این کار را می‌کنی چون عاشقش هستی، اما باید بتوانی آن را انجام بدهی.

الیسون دریافت که علاوه بر فعال ‌کردن سیستم ایمنی، بدن باید ترمزِ سامانه‌ای را که سلول‌های T برای محافظت از سلول‌های بدن دارند نیز آزاد کند؛ سامانه‌ای که سلول‌های سرطانی از آن سوءاستفاده می‌کنند تا خود را از شناسایی ‌شدن به‌عنوان تومور پنهان کنند.

او می‌گوید: این ترمز، ارتش سلول‌های ایمنی را که بدن ساخته بود، خاموش می‌کرد، پیش از آن‌که فرصتی برای از بین بردن واقعی تومور پیدا کنند. این ایده‌ای بود که من داشتم.

این اطلاعات و یافته‌ها به توسعه داروهایی منجر شد که به «مهارکننده‌های ایست‌بازرسی» (checkpoint inhibitors)  معروف‌اند؛ گروهی جدید از داروها که آغازگر عصر ایمنی‌درمانی در درمان سرطان شدند. اما مدتی طول کشید تا شرکت‌های داروسازی این ایده را بپذیرند و آن‌ها در ابتدا تمایلی به آغاز آزمایش‌های انسانی نداشتند. الیسون می‌گوید کلید قانع‌کردن آن‌ها این بود که بفهمند ایمنی‌درمانی یک موفقیت فوری و یک‌شبه نیست، بلکه به زمان نیاز دارد تا سیستم ایمنی آموزش ببیند و برای مبارزه با سرطان آماده شود.

در نهایت، یک شرکت کوچک خطر آزمایش نخستین مهارکننده ایست‌بازرسی را پذیرفت و بعدها شرکت‌های بزرگ داروسازی نیز وارد میدان شدند. در سال ۲۰۰۶، زمانی که الیسون در مرکز سرطان Memorial Sloan-Kettering در نیویورک بود، او با نخستین بیماری که با دارویی مبتنی بر پژوهش‌هایش درمان شده بود ملاقات کرد؛ بیماری که عضوی از شرکت‌ کنندگان مطالعات اولیه این درمان بود.

این بیمار که شارون بل‌ وین نام داشت در ۲۲ سالگی به سرطان پوست پیشرفته مبتلا شده بود و به او گفته بودند که نباید برای تشکیل خانواده برنامه‌ریزی کند یا انتظار طول عمر زیادی داشته باشد. پس از دریافت دارو، پزشکانش با شگفتی دیدند که تومورهایش ناپدید شده‌اند. الیسون پس از شنیدن داستان او به گریه افتاد و اکنون، نزدیک به ۲۰ سال بعد، بل‌وین صاحب خانواده‌ خودش است و الیسون همچنان با او در تماس است. الیسون می‌گوید: چند هفته پیش با او صحبت کردم. حالش خوب است و بچه‌اش دارد آماده‌ رفتن به دانشگاه می‌شود.

ایمنی‌درمانی اکنون بخش مهمی از مراقبت‌های سرطان است و در درمان تعداد فزاینده‌ای از سرطان‌ها نقش دارد. پزشکان همچنین در حال بررسی راه‌هایی برای بهینه‌سازی قدرت مهارکننده‌های ایست‌بازرسی هستند؛ از جمله ترکیب آن‌ها با درمان‌های دیگر و نیز استفاده زودتر از آن‌ها در روند بیماری، مثلا پیش از جراحی، برای کاهش احتمال بازگشت سرطان و کم ‌کردن میزان تهاجمی‌ بودن جراحی مورد نیاز بیماران.

آینده این حوزه روشن به نظر می‌رسد، اما الیسون نگران است که محدودیت‌های اخیر در تامین بودجه پژوهش‌های پایه زیست‌پزشکی توسط دولت ترامپ، مسیر دستاوردهای بعدی در درمان سرطان را مسدود کند.

او می‌گوید: در طول ۲۷ سال، من به ‌طور مداوم یک کمک‌هزینه پژوهشی از مؤسسه ملی سلامت داشتم. هر سه تا پنج سال باید آن را تمدید می‌کردم و رقابت شدید بود. تمام کارهای من، از گیرنده سلول T گرفته تا آزمایش‌ها روی موش‌ها، تا حدی با این کمک‌ هزینه‌ها پشتیبانی می‌شد. اما حالا این‌طور شده که از هر ۲۵ یا ۳۰ نفر، فقط یک نفر بودجه می‌گیرد. این واقعا ترسناک است. افرادی که اکنون در اوج توان کاری‌شان هستند و همچنین افراد باهوشی که در حال ورود به این حوزه‌اند، باید بدانند چیزی وجود دارد که از آن‌ها حمایت کند. همه با اشتیاق کار می‌کنند و هیچ‌کس برای پول وارد این کار نمی‌شود. این کار را می‌کنی چون عاشقش هستی، اما باید بتوانی آن را انجام بدهی.

اگر می‌خواهید ببینید پژوهش‌های دکتر الیسون چگونه زندگی بیماران را تغییر داد ویدئوی زیر را از دست ندهید.

انتهای پیام