۱۴ فروردین روز پایان زندگی خیر مسیحی است که نیکیهایش تنها تأسیس «کارون» نبود؛ «آرسن میناسیان» پیش از آنکه نخستین داروخانه شبانه روزی کشور به نام کارون را در رشت راه اندازی نماید، نامش بهعنوان یک نیکوکار در گیلان زبانزد شده بود؛ او نه پست و مقامی داشت و نه مال و منالی. آخرین روزهای زندگیاش در آسایشگاهی گذشت که خود از بانیان تاسیسش بود و تا زمانی که زنده بود، زندگی خود را وقف کمک به سالمندان و معلولینی کرد که پشت و پناهی نداشتند.
آرسن میناسیان، در سال ۱۲۹۵ شمسی در یک خانواده مسیحی در رشت به دنیا آمد و ۱۴ فروردین ماه ۱۳۵۶ سبکبار از این دنیا رفت. ۴۹ سال از فقدان او میگذرد. اما هر سال پایان تعطیلات نوروزی، بسیاری که حتی در زمان حیات او به دنیا نیامده بودند، بر سر مزارش گرد هم آمده و به یاد نیکیهایش، تأکید میکنند که «انسانیت» برترین دینداری و «نیکنامی» بهترین رهتوشه جهان آخرت است.
تصویر او هنوز در داروخانه کارون در ابتدای خیابان علم الهدی بر بیماران لبخند میزند. گویا هنوز چشمانش بیخوابیهای شبانه را تاب آورده و به فکر یاری رساندن به بیمارانی است که تنگدستی، تاب از آنها ربوده است ولی امید دارند که دستی هست که یاریگر آنها باشد.

در احوالات کودکی آرسن میناسیان نوشتهاند که از ابتدا قلب رئوفی داشت. در کودکی وقتی بچهای ژنده پوش را در سرما میبیند، کت خود را به او هدیه میدهد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت گذراند و در جوانی دو سالی به شهر قزوین رفت و در یکی از داروخانههای این شهر، داروسازی را آموخت.
بعد از بازگشت، او حرفه داروسازی را در رشت دنبال کرد و داروهای خود را با قیمت پایین و یا رایگان در اختیار مردم بیبضاعت قرار میداد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم که بیماری تیفوس و تیفوئید در گیلان بیداد میکرد، آرسن میناسیان تا پاسی از شب بیدار میماند تا بتواند داروهای بیشتری بسازد. گاه به تهران میرفت تا بتواند مواد اولیه مورد نیاز را تهیه کند. تلاشهای او موجب شد تعداد زیادی از مردم رشت از بیماریهای ناشی از جنگ جهانی از مرگ نجات یابند اما خود بسیار مقروض شده بود.
بعضی از داروسازان علیه او به استاندار و فرماندار و رئیس بهداری شکایت کردند که میناسیان جریان عادی داد و ستد را بر هم زده و دیگر داروسازان را به سمت ورشکستگی سوق داده است. خدمات انسان دوستانه وی موجب شد، دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری داروساری اعطا نماید. او توانست اولین داروخانه شبانه روزی ایران یعنی «کارون» را در سال ۱۳۱۹ تأسیس کند.
وی عایدات داروخانه کارون را به نیازمندان میبخشید. نیکیهای بی دریغ آرسن موجب شده بود بسیاری از خیرین و بازرگانان وجوهات خود را به او دهند تا هر طور صلاح میداند خرج کند.
نیکیهای بی حد او اعتماد عمومی را نسبت به وی افزایش داده و از سوی مردم مسلمان رشت، مدتی به عنوان عضو « انجمن شهر» انتخاب شد. حتی زمزمه شهردار شدن وی نیز بود، ولی میناسیان نپذیرفت.
مشاهده وضعیت زنان و مردان سالمندی که سرپناهی نداشته و گاه و بیگاه به او مراجعه میکردند، او را رنج میداد. فکر تاسیس آسایشگاه سالمندان اولین بار توسط آرسن میناسیان به «دکتر حکیمزاده» مطرح شد و با کمکهای مردمی و اهدای زمینی از سوی مرحوم استقامت نخستین آسایشگاه خیریه و سالمندان کشور در رشت ساخته شد.
آرسن میناسیان ثروتمند نبود ولی دختران زیادی به واسطه جهیزیه اهدایی او به خانه بخت رفتند. او با متمولان چنان رفتار میکرد که خواستههای کمک دوستانه وی را برآورده میکردند.
مردم گیلان زمانی را به یاد میآورند که کارگران کارخانه «گونی بافی» رشت با خانوادههایشان برای احقاق حقوق خود در چمن میدان شهرداری رشت دست به اعتصاب غذا زدهاند. اطراف میدان از پلیس پر بود و کسی جرأت نزدیک شدن به اعتصاب کنندگان را نداشت. تنها آرسن بود که با زنبیلهایی از خرما و نان و پنیر و شیشههای شیر به طرف میدان میرفت. نه پلیس و نه ماموران ساواک کسی جرات نمیکرد مانعش شود.

روز اول پلیس ملتمسانه از آرسن خواست که زیاد در بین اعتصاب کنندگان نماند و آرسن در کمال خونسردی گفت: شکایت مرا پیش استاندار ببر و بگو آرسن برای بچههای وسط میدان شیر برده است.
میناسیان تا زنده بود، پدر معنوی بسیاری از بی پناهان رشت بود. وقتی در سال ۱۳۵۳ داروخانه کارون را به دیگری واگذار کرد، پس از آن تمام وقت خود را صرف سالمندان و معلولان رشت کرد. در آن زمان دکتر حکیمزاده برای ساخت آسایشگاه کهریزک به تهران دعوت شده بود و مدیریت آسایشگاه را به آرسن سپرد.
تعطیلات نوروزی سال ۱۳۵۶ که پایان یافت، خنده بر لبان دوستداران «آرسن خاچاطور میناسیان» یخ بست و ساعت ۱۰ شب ۱۴ فروردین یکی از تلخترین اتفاقات در تاریخ رشت در آسایشگاه سالمندان رقم خورد. آرسن میناسیان که از مدتها قبل دچار بیماری بود، در حین خدمت و در همان آسایشگاه جان سپرد.
تشییع جنازه وی یکی از باشکوهترین تشییع جنازههایی بود که رشت به خود دید. در مراسم او علاوه بر ارامنه مقیم رشت و شورای خلیفهگری ارامنه، دستههای زنجیر زنی و سینه زنی مسلمانان نیز برای مشایعت آمده بودند. هر سال ۱۴ فروردین، حیاط مدرسه ارامنه مملو از جمعیتی میشود که برای پاسداشت نام و یاد یک نیکوکار بر سر مزار «آرسن خاچاطور میناسیان» گرد هم میآیند.
انتهای پیام
