حجتالاسلاموالمسلمین علی بنایی رئیس دانشگاه طلوع مهر قم در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است نوشت: جنگها و رخدادهای بزرگ تاریخی در ظرف زمان خود شکل میگیرند، فراز و فرود مییابند و سرانجام به پایان میرسند؛ اما آنچه یک حادثه را در حافظه ملتها ماندگار میکند، تنها وقوع آن نیست، بلکه نحوه روایت آن برای نسلهای بعد است. هر رخداد بزرگ پس از پایان میدان نبرد وارد عرصهای تازه میشود؛ عرصهای که میتوان آن را «جبهه روایت» نامید. امروز، در حوادثی چون جنگ تحمیلی رمضان، نبرد دوازدهروزه و حملات مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی، میتوان گفت سه جبهه اصلی در برابر دشمن شکل گرفته است.
جبهه نخست، جبهه رزمندگان اسلام و میدان مقاومت است؛ جایی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با قدرت، دلاوری و جانفشانی در برابر دشمن ایستادهاند و پایه اصلی دفاع ملی را شکل میدهند.
جبهه دوم، جبهه حضور و پشتیبانی مردمی است. مردم در خیابانها، میدانها، تجمعات شبانه، محلهها، روستاها و شهرها با شور مثالزدنی حضور یافتهاند و حمایت و همدلی خود را با رزمندگان و ملت ایران اعلام کردهاند. این حضور اجتماعی، روح تازهای در بدنه مقاومت دمیده و نشان داده است که ملت ایران همچنان پایدار و متحد است. اما فراتر از این دو جبهه، ضرورت مهم دیگری نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد:
ثبت و نگهداری صحنههای کمنظیر این روزها. صحنههایی همچون حضور گسترده مردم از کودکان تا سالخوردگان، زن و مرد، پیر و جوان؛ راهپیماییهای خودرویی و حرکت موتورسواران؛ کودکان پرچمبهدست؛ موج پرچمهای برافراشته در خیابانها؛ کولهپشتیهای نمادین دانشآموزان میناب؛ حضور علما و بزرگان در میان جمعیت؛ نقش بستن تصاویر رهبران انقلاب و سرداران شهید بر در و دیوار و بر شیشه خودروها؛ و پرچمهایی که بر ماشینها، پشتبامها و دست مردم برافراشتهاند. اینها تصاویر زنده، پرمعنا و ماندگاری هستند که باید دقیق و صحیح ثبت شوند تا برای آینده باقی بمانند.
و اینجا جبهه سوم شکل میگیرد؛ جبهه روایت. در این میدان، مسئولیت بر دوش اهل قلم، نویسندگان، پژوهشگران، خبرنگاران، مستندسازان و هنرمندان است. آنان باید با دقت، صداقت و احساس مسئولیت تاریخی، این لحظههای حساس را ثبت، تحلیل و روایت کنند.
اهل قلم و بیان باید ابعاد دفاع و اهمیت آن را برای مردم تبیین کنند و اهل هنر و رسانه جلوههای بیبدیل این دفاع جانانه را به تصویر بکشند تا آشکار شود نسل جدید انقلاب با انگیزهای عمیق، امید به آیندهای روشن و ایمانی استوار، در حال خلق حماسههایی تازه است.
تجربه تاریخ نشان داده است که ماندگاری حوادث بزرگ بیش از همه به روایت صحیح آنها بستگی دارد. اگر روایت صادقانه باشد، حماسهها الهامبخش نسلهای آینده خواهند شد؛ اما اگر دچار تحریف، حذف یا تفسیرهای جهتدار شوند، حقیقت در غبار زمان گم خواهد شد. بنابراین ثبت دقیق اسناد، خاطرات شاهدان و روایتهای میدانی ضرورتی انکارناپذیر است.
پس از پایان میدان نبرد، میدان روایت آغاز میشود؛ میدانی که در آن قلمها، دوربینها و حافظههای تاریخی نقشآفرین میشوند. حفظ حقیقت این روزهای سرنوشتساز و انتقال درست آن به آیندگان، مسئولیتی است که بر دوش همه اهل فرهنگ، هنر و رسانه قرار دارد.
انتهای پیام
