• دوشنبه / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۸:۴۲
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405011708201

 ضرب و زنگ؛ سمفونی زورخانه، پژواک تاریخ ایران

 ضرب و زنگ؛ سمفونی زورخانه، پژواک تاریخ ایران

ایسنا/خراسان رضوی ورزش زورخانه‌ای، به‌ عنوان یکی از برجسته‌ترین میراث‌های فرهنگی ایران، مجموعه‌ای از آیین‌ها، ارزش‌ها و حرکاتی است که قرن‌ها سینه‌به‌سینه منتقل شده و همچنان جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ پهلوانی دارد.

این ورزش که ریشه‌های آن به سنت‌های رزمی، اخلاقی و آیینی ایران باستان بازمی‌گردد، امروز نیز در زورخانه‌ها با همان روح و اصالت گذشته اجرا می‌شود؛ جایی که احترام، تواضع، مرشد، مرام‌نامه و سلسله‌مراتب کسوت، بخش جدایی‌ناپذیر آن به شمار می‌رود.

 در چنین فضایی، هر حرکت، ابزار و آیینی معنا و فلسفه‌ای تاریخی دارد و ورزشکار نه‌ تنها جسم خود را می‌پرورد، بلکه در مسیر پرورش روح و اخلاق پهلوانی نیز قدم می‌گذارد.

مراسم و حرکات زورخانه‌ای تنها مجموعه‌ای از تمرین‌های ورزشی نیستند؛ بلکه بازتابی از فرهنگ جوانمردی، همبستگی و آمادگی جسمی و ذهنی مردان جنگاور در دوران گذشته‌اند. از لحظه‌ای که ورزشکار با احترام وارد گود می‌شود تا زمانی که با «رخصت» از مرشد حرکت خود را آغاز می‌کند، همه چیز بر پایه نظم و ارج‌گذاری به مقام پیشکسوت و کسوت شکل گرفته است. به همین دلیل است که در این ورزش، تازه‌کاران، میان‌سالان، پیشکسوتان و سادات هر یک جایگاه و حرمت ویژه‌ای دارند و ترتیب اجرای حرکات، از جمله چرخ، بر مبنای همین سلسله ‌مراتب انجام می‌شود؛ سلسله‌مراتبی که ضامن استمرار روح پهلوانی در این ورزش سنتی بوده است.

ابزارهای مورد استفاده در زورخانه نیز، برخلاف ظاهر ساده‌شان، سرشار از معانی نمادین‌اند و هرکدام به بخشی از سنت‌های رزمی دوران کهن شباهت دارند. تخته‌شنو یادآور شمشیر، میل نماد گرز جنگی، کباده الهام ‌گرفته از کمان و سنگ نماد سپر است؛ ابزارهایی که نشان می‌دهند این ورزش از دل تمرینات رزمی سربازان و پهلوانان گذشته شکل گرفته و بعدها با مفاهیم اخلاقی درآمیخته است. این شباهت‌ها تنها در ظاهر ابزار خلاصه نمی‌شود، بلکه نحوه اجرای حرکات نیز یادآور آمادگی جسمانی رزم‌آوران برای نبرد بوده است. برای نمونه، کباده ‌کشیدن حرکتی کاملاً شبیه آماده‌سازی عضلات برای کشیدن زه کمان است یا حرکات سنگ، به نوعی تقلید تمرین‌های سپردارها در میدان جنگ محسوب می‌شود.

افزون بر بُعد نمادین، هر ابزار و حرکت بخشی از نظم و زیبایی‌شناسی زورخانه را نیز رقم می‌زند. از ضرب‌آهنگ مرشد که با صدای ضرب هماهنگ می‌شود تا لحظه‌هایی که ورزشکاران با چرخیدن در گود نمایش مهارت، تعادل و کسوت خود را نشان می‌دهند، همه در قالب یک سنت منسجم اجرا می‌شوند؛ سنتی که در عین سادگی، لایه‌های عمیقی از فرهنگ ایرانی را در خود جای داده است. حتی ریزترین آداب، مانند نحوه گرفتن میل یا ترتیب نشستن ورزشکاران کنار گود، ادامه همان ارزش‌های اخلاقی است که پهلوانانی چون پوریای ولی را به نماد جوانمردی تبدیل کرد.

چنین ویژگی‌هایی باعث شده ورزش زورخانه‌ای نه‌ تنها مجموعه‌ای از حرکات ورزشی، بلکه نماینده بخشی مهم از هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان باشد؛ ورزشی که هم به قدرت جسمانی می‌پردازد و هم به تربیت اخلاقی.

یک پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، در توضیح اهمیت ورزش زورخانه‌ای گفت: این رشته نه تنها یک میراث ورزشی، بلکه بخشی از فرهنگ ملی‌ـ‌مذهبی ایرانیان است؛ فرهنگی که بر تواضع، احترام به سادات و پیشکسوتان، ذکرهای مذهبی و دعاخوانی استوار شده است.

حمید ضیایی، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: هرچند درباره‌ ریشه‌های دقیق این ورزش نمی‌توان نظری قطعی ارائه داد، اما شواهد نشان می‌دهد ابزارهای مورد استفاده در زورخانه، چه «میل» و «کباده» باشد و چه «سنگ» و «تخته‌شنو»، همگی یادآور ادوات جنگی ایران باستان هستند یا دست‌کم از آن‌ها الهام گرفته‌اند.

وی با بیان اینکه موسیقی و ضرب زورخانه جزئی جدایی‌ناپذیر از آیین پهلوانی است و هر حرکت ورزشی نیز نام و پیشینه‌ای دارد، اخلاق و احترام را بنیان ورزش زورخانه‌ای دانست و افزود: تمام ساختار این ورزش بر منش پهلوانی، مردمداری، گذشت و نوع‌دوستی شکل گرفته است. سابقه نشان می‌دهد که ورزشکاران زورخانه نه ‌فقط در گود، بلکه در اجتماع نیز با چنین ویژگی‌هایی شناخته می‌شدند.

 ضرب و زنگ؛ سمفونی زورخانه، پژواک تاریخ ایران

 ضیایی یادآور شد: در گذشته مردم حتی مشکلات شخصی خود را با اطمینان خاطر نزد پهلوانان مطرح می‌کردند و آنان نیز بی‌هیچ چشم‌داشتی برای رفع نیاز افراد تلاش می‌کردند.

وی در ادامه به مراسم گلریزان به ‌عنوان یکی از رسوم دیرینه اشاره و اظهار کرد: گلریزان از گذشته تا امروز به‌ عنوان نمادی از همدلی و حمایت اجتماعی در زورخانه‌ها برگزار می‌شود. پهلوانان و معتمدان محل که سخنانشان برای مردم حجت بوده پس از ورزش، لنگ را میان حاضران می‌چرخاندند تا هرکس در حد توان خود کمکی کند.

این پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، با بیان اینکه مهم‌ترین اصل این مراسم، حفظ کرامت فرد نیازمند بوده و به همین دلیل تنها پهلوان از هویت او آگاه می‌شده است، خاطرنشان کرد: فرهنگ یاری‌رسانی و پاسداشت آبروی انسان‌ها ریشه‌ای عمیق در تاریخ ایران دارد و ورزش زورخانه‌ای همچنان یکی از روشن‌ترین جلوه‌های آن است.

ضیایی، در توضیح جایگاه گود زورخانه و نظم سنتی آن اعلام کرد: معماری این فضا تنها یک بخش فنی از زورخانه نیست، بلکه حامل پیام آشکاری از فروتنی و احترام است.

وی گفت: گود زورخانه همیشه چند پله پایین‌تر از محیط اطراف ساخته می‌شود تا ورزشکار، هنگام ورود، ناخودآگاه در جایگاهی فروتر از مهمان و تماشاگر قرار گیرد؛ این افتادگی بدنی و نمادین، بخشی از روح پهلوانی است.

شکل هندسی گودها نیز بی‌دلیل انتخاب نشده است. گودها ممکن است دایره، ۶ ضلعی، هشت‌ضلعی یا ۱۲ ضلعی باشند و هرکدام معنایی نمادین دارند؛ از ۶ گوشه‌ مضجع امام حسین(ع) گرفته تا عدد هشت به نیت امام رضا(ع) و ۱۲ ضلعی که یادآور ۱۲ امام(ع) است. ابعاد گودها بر اساس فضای معماری هر زورخانه طراحی می‌شود، اما جایگاه‌ها در همه‌ آن‌ها قواعد مشترکی دارد.

این پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، با اشاره به سلسله‌مراتب در گود گفت: جایگاه سادات و پیشکسوتان در بخشی قرار می‌گیرد که با توجه به مکان سردم مشخص می‌شود. سردم همان سکوی مرشد است؛ جایی که ضرب زورخانه نواخته می‌شود و ریتم و نظم ورزش از آنجا هدایت می‌گردد. در مقابل سردم که پایین‌ترین نقطه‌ گود محسوب می‌شود، ورزشکاران تازه‌کار یا آنچه در گذشته «نوچه» نامیده می‌شد، می‌ایستند. سایر ورزشکاران نیز بر اساس سابقه و کسوت، دور تا دور گود در جایگاه‌های مشخص قرار می‌گیرند.

ضیایی درباره‌ رخصت‌طلبی به عنوان یکی از آداب مهم این ورزش افزود: رخصت یعنی اجازه؛ و در زورخانه این اجازه باید از مرشد و سپس پیشکسوت گرفته شود. تا مرشد اجازه ندهد، هیچ ورزشکاری حق ورود به گود را ندارد.

وی تأکید کرد: ورود نیز باید از روبه‌روی سردم انجام شود و هیچ ورزشکاری مجاز نیست از گوشه‌های دیگر وارد گود شود؛ چراکه این مسیر پایین‌ترین قسمت گود است و انتخاب آن نیز نشانه‌ای دیگر از ادب و افتادگی است.

این پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، افزود: حتی آغاز هر حرکت ورزشی نیز بدون گرفتن رخصت امکان‌پذیر نیست. ورزشکار باید نخست از مرشد و سپس از پهلوان یا کهنه‌کار اجازه بگیرد. این سلسله‌ مراتب بخشی از هویت زورخانه است و باعث می‌شود احترام، هم در فضا و هم در رفتار ورزشکاران جاری بماند.

ضیایی تأکید کرد: معماری گود و آیین‌های مرتبط با آن، بازتابی از فرهنگی است که پهلوانی را نه صرفاً به عنوان قدرت بدنی، بلکه به عنوان اخلاق و فروتنی می‌شناسد.

وی در توضیح یکی از مهم‌ترین بخش‌های ورزش زورخانه‌ای اعلام کرد که «چرخ» نه‌تنها پایان‌بخش جریان تمرین است، بلکه سلسله‌مراتب کسوت ورزشکاران را نیز آشکار می‌کند.

این پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، اظهار کرد: چرخ معمولاً در لحظات پایانی اجرا می‌شود و پس از آن میان‌دار دعا می‌خواند تا ورزش خاتمه یابد. این حرکت از تازه‌کارترین نفر شروع می‌شود و سپس سایر ورزشکاران، به ترتیب سابقه، از مرشد رخصت می‌گیرند و وارد میدان می‌شوند.

ضیایی گفت: امتیازاتی که ورزشکاران هنگام چرخ دریافت می‌کنند، نشان‌دهنده‌ مرتبه‌ ورزشی آنان است. برای ورزشکاری با سابقه‌ ۲ یا ۳ سال، مرشد هنگام چرخیدن منکری می‌دهد؛ یعنی ذکر لعن به یکی از دشمنان اهل‌بیت. با افزایش تجربه، ورزشکار وارد مرحله‌ صلواتی می‌شود و ذکر صلوات همراه چرخ او شنیده می‌شود.

وی افزود: ورزشکاران باسابقه، ترکیبی از هر دو را دریافت می‌کنند و به آنان «منکری و صلواتی» گفته می‌شود. به رده‌های بالاتر نیز «ضرب همراه با منکری و صلواتی» تعلق می‌گیرد و مرشد این ذکرها را با ریزنوازی ضرب اجرا می‌کند. اوج این سلسله‌ مراتب جایگاه «صاحبان زنگ» است؛ همان پیشکسوتان و کهنه‌کارانی که هنگام چرخیدن، علاوه بر ضرب و ذکر، صدای زنگ زورخانه نیز نواخته می‌شود. آخرین کسانی که در گود می‌چرخند، سادات هستند. حتی اگر سال‌های ورزششان کمتر از دیگران باشد، احترام ویژه آنان سبب می‌شود چرخشان در نهایت اجرا شود و جایگاهشان نیز همیشه در بخشی قرار دارد که اصطلاحاً زیر سردم نامیده می‌شود.

 ضرب و زنگ؛ سمفونی زورخانه، پژواک تاریخ ایران

ضیایی در ادامه به سایر ابزارهای ورزش زورخانه اشاره کرد و درباره‌ تخته‌شنو گفت: این ابزار که گاهی «تخته شنا» نیز نامیده می‌شود، از نظر ریشه‌شناسی احتمالاً به «شنودن» نزدیک‌تر است.

وی توضیح داد: در گذشته افرادی که شنوایی تیز داشته‌اند، گوش را روی زمین می‌گذاشتند تا صدای حرکت سپاه دشمن را بشنوند. به همین دلیل، حرکت فرود آمدن پاها روی تخته‌شنو ممکن است برگرفته از همین مفهوم باشد. تخته‌شنو را نماد «شمشیر» می‌دانند.

این پژوهشگر آیین‌های ورزش‌های باستانی، در توضیح میل، بیان کرد: میل در اصل ریشه‌ای مغولی دارد و در گذشته برای نوعی طبل جنگی نیز استفاده می‌شده است. میل نماد «گرز» است. میل‌ها با دو روش اصلی اجرا می‌شوند؛ یکی میلِ سرنوازی که با حرکت نرم و همراه با ضرب انجام می‌شود و دیگری میل سردست که سرعت بالاتری دارد و کاملاً تابع ریتم مرشد است.

وی همچنین درباره‌ کباده اظهار کرد: این ابزار با شکل کمانی و حلقه‌هایی که روی آن قرار گرفته‌اند، یادآور سلاح «کمان» در نبردهاست. کباده را بالای سر می‌گیرند و به چپ و راست می‌برند. این حرکت که به آن کباده ‌زدن یا کباده‌ کشیدن گفته می‌شود، از حرکات اصلی زورخانه است.

ضیایی در ادامه به سنگ اشاره و تصریح کرد: ابزاری چوبی و ضخیم که در میانه گود و روی لنگ پهن‌ شده اجرا می‌شود. ورزشکار دراز می‌کشد، دو سنگ را در دست می‌گیرد و حرکت را آغاز می‌کند. نوعی از سنگ گرفتن نیز به صورت نیم‌چرخ انجام می‌شود که در آن دست‌ها و پاها هم‌زمان در جهتی مخالف می‌چرخند.

وی با بیان اینکه سنگ در سنت زورخانه نماد «سپر» است و یادگار تمرینات جنگی به شمار می‌آید، خاطرنشان کرد: توالی حرکات، آداب رخصت‌طلبی و مفهوم نمادین ابزارها نشان می‌دهد ورزش زورخانه‌ای تنها یک تمرین بدنی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از سنت‌ها و ارزش‌هایی است که از دوران کهن تا امروز با احترام منتقل شده است.

 ورزش پهلوانی یکی از کهن‌ترین سنت‌های فرهنگی ایران

ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای که یکی از کهن‌ترین و پربارترین سنت‌های فرهنگی ایران محسوب می‌شود، فراتر از یک فعالیت بدنی صرف، مجموعه‌ای از آیین‌ها، اخلاقیات و ارزش‌های اصیل ایرانی را در خود نهفته دارد. این ورزش که ریشه‌های آن به دوره‌های پیش از اسلام و سنت‌های جنگاوری و جوانمردی در میان ایرانیان باستان بازمی‌گردد، در طول قرن‌ها تکامل یافته و با درآمیختن با آموزه‌های دینی و اخلاقی، به شکلی که امروز می‌شناسیم، درآمده است. زورخانه، به عنوان پایگاه این سنت، نه تنها مکانی برای پرورش جسم، بلکه مدرسه‌ای برای تربیت روح و اخلاق پهلوانی است؛ جایی که در آن، ورزشکاران (که با عنوان ورزشکار یا پهلوان شناخته می‌شوند) در کنار تقویت بنیه جسمانی، آداب و رسوم خاصی را نیز فرا می‌گیرند که بر پایه‌های احترام، تواضع، ایثار، مردانگی و کمک به نیازمندان بنا شده است.

حسین نوروزی، یکی از پیشکسوتان باستانی‌کار خراسان رضوی گفت: ورزش پهلوانی تنها به قدرت بازو و توان بدنی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه پهلوانی واقعی در گروی غلبه بر نفس اماره و رعایت اصول اخلاقی است.

وی تأکید کرد: زورخانه، بیش از آنکه یک باشگاه ورزشی باشد، یک خانقاه یا تکیه‌گاه معنوی است که در آن، ورزشکاران در کنار تمرینات جسمانی، خود را برای خدمت به جامعه و دستگیری از مستمندان آماده می‌کنند. در فرهنگ پهلوانی، دستگیری و نَوال(کمک به نیازمندان) از مهم‌ترین فضایل محسوب می‌شوند و زورخانه محلی برای تمرین این روحیه است. بسیاری از باستانی‌کاران نامدار در طول تاریخ، علاوه بر مهارت‌های ورزشی، به دلیل بزرگواری، سخاوت و خوی نیکوی انسانی‌شان نیز شهره بوده‌اند و نامشان در تاریخ به عنوان پهلوانانی ماندگار ثبت شده است.

نوروزی همچنین به اهمیت کسوت در ورزش زورخانه‌ای اشاره کرد و گفت: نظم و سلسله‌مراتب در زورخانه، نشان‌ دهنده احترام به تجربه و سال‌ها تلاش در این وادی است. کسی که سال‌ها در این راه کوشیده، تجربه‌ بیشتری دارد و این تجربه، چه در مهارت‌های فنی و چه در پختگی اخلاقی، ارزشمند است.

وی ادامه داد: اهمیت ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای را باید در جامعیت آن جستجو کرد؛ جایی که پرورش جسم، تزکیه روح، تعالی اخلاق و حفظ میراث فرهنگی در هم تنیده شده‌اند. این ورزش، گنجینه‌ای گران‌بها از هویت ملی و معنوی ایران است که تلاش برای حفظ و اشاعه آن، وظیفه‌ای همگانی محسوب می‌شود.

این پیشکسوت باستانی‌کار بیان کرد: ما باید قدر این میراث گران‌بها را بدانیم و آن را نه فقط به عنوان یک ورزش، بلکه به عنوان مکتبی از زندگی به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

پهلوانی، تنها در گود زورخانه خلاصه نمی‌شود، بلکه در تمام شئونات زندگی از جمله در صداقت، در دستگیری از نیازمندان، در حفظ حرمت دیگران و در ایستادگی در برابر ظلم باید تجلی یابد.

انتهای پیام