• دوشنبه / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۵:۲۴
  • دسته‌بندی: قم
  • کد مطلب: 1405011708631

در بیستمین نشست «در میدان» مطرح شد؛

راهکارهای عملی برای مدیریت تروما و تبدیل رنج به رشد پس از سانحه

راهکارهای عملی برای مدیریت تروما و تبدیل رنج به رشد پس از سانحه

ایسنا/قم یک روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان گفت: گذشت زمان به تنهایی تضمین‌کننده بهبود نیست و اگر فرد اقدامی برای درمان انجام ندهد، آسیب‌ها تنها ته‌نشین می‌شوند؛ بنابراین کلید عبور از بحران در «پذیرش شجاعانه واقعیت»، بازسازی امید به عنوان ستون فقرات تاب‌آوری و تمرکز بر خودمراقبتی پیش از کمک به دیگران نهفته است تا بتوانیم با معنابخشی به رنج، نه تنها ترمیم شویم بلکه رشد کنیم.

عاطفه عربی، در بیستمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی در میدان با عنوان «از تروما تا مولفه‌های رشد پس از سانحه در شرایط بحرانی» که ۱۷ فرودین‌ به‌صورت مجازی به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم برگزار شد، گفت: بحران‌ها دارای سطوح متفاوتی هستند که می‌تواند منجر به بروز آسیب‌های روانی همچون اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود؛ در بزنگاه‌هایی نظیر جنگ و دفاع مقدس، تمام تجربیات روانی و رفتاری پیشین فعال شده و ثابت می‌کند که بدن هرگز فراموش نمی‌کند و همین امر برای ذهن نیز صدق دارد. این خاطرات و آسیب‌ها به اشکال گوناگونی خود را نشان می‌دهند.

این روانشناس افزود: تروما زمانی رخ می‌دهد که یک بحران یا رویداد دردناک، جان فرد را تهدید کند یا وی را در معرض خطر قرار دهد. حتی اگر فرد مستقیماً در صحنه بمباران یا جنگ حضور نداشته باشد، اما صرفاً با مشاهده مداوم اخبار، تصاویر، صداها و تصاویر مرتبط در فضای مجازی، تحت تأثیر قرار گیرد، داده‌های ذهنی او دچار تغییر شده و اثرات تروما را تجربه خواهد کرد.

این پژوهشگر حوزه سلامت روان اضافه کرد: این آسیب‌ها طیف وسیعی دارند، از سطح پایین‌تر که شامل شکستن اعتماد به دیگران، والدین، کودکان یا دوستان است، تا سطح بالاتر که در آن امنیت جانی، مالی و مرزهای روانی فرد کاملاً درهم می‌شود. در موارد حاد، این وضعیت می‌تواند به شکل روان‌پریشی ناشی از سانحه و اختلال PTSD نمود پیدا کند.

وی با اشاره به عوامل متعددی که در شدت تأثیرگذاری این حوادث وجود دارد، گفت: هرچه فرد به واقعه نزدیک‌تر باشد و آسیب مستقیم بیشتری ببیند، تأثیر عمیق‌تری خواهد داشت. دومین مولفه، تفاوت در تجربه است و تهدید شدن جان خود فرد در مقابل دیدن تهدید شدن جان دیگران، تجربه‌ای متفاوت ایجاد می‌کند.

عربی ادامه داد: بسیاری از خانواده‌هایی که بستگان‌شان را در جنگ از دست داده‌اند، دچار عذاب وجدان شدید می‌شوند و مدام خود را سرزنش می‌کنند که چرا زنده مانده‌اند. علاوه بر این، متغیرهای دیگری نیز همانند سن، مرحله رشدی و زمان در این فرآیند نقش ایفا می‌کند.

وی افزود: گذشت زمان به تنهایی تضمین‌کننده ترمیم نیست، اگر زمان به صورت منفعلانه سپری شود و فرد اقدامی برای درمان انجام ندهد، تنها باعث ته‌نشین شدن و سرکوب احساسات می‌شود و نه بهبودی. بنابراین درک دقیق این عوامل برای مدیریت و درمان پیامدهای روانی بحران‌های ملی ضروری است.

این روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان گفت: اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) فراتر از یک واکنش فیزیولوژیک صرف است؛ پدیده‌ای پیچیده که تحت تأثیر متغیرهای فردی و محیطی شکل می‌گیرد و شدت آن هنگام تهدید جان خود یا نزدیکان، بسته به ویژگی‌های هر فرد متفاوت خواهد بود.

مردان در معرض «تروماهای بقا» قرار دارند

وی افزود: آمارها نشان می‌دهد که مردان به دلیل حضور پررنگ‌تر در خطوط مقدم نبرد و مواجهه مستقیم با خطرات جانی، بیشتر در معرض «تروماهای بقا» قرار دارند، در حالی که زنان اگرچه ممکن است کمتر در صحنه‌های مستقیم جنگ باشند، اما تجربه روانی عمیق‌تری از تروما را درک کرده و احتمال ابتلا به اختلالات ناشی از آن در آنان نیز بسیار بالاست.

عربی اظهار کرد: یکی از خطرناک‌ترین جنبه‌های تروما، عدم آگاهی فرد از وضعیت فعلی‌اش است؛ افرادی که تحت موج انفجار یا حوادث مشابه قرار گرفته‌اند، ممکن است دچار واکنش‌هایی شوند که برای ناظران عجیب به نظر می‌رسد (مانند گرفتگی گوش، قفل شدن فک یا تشنج)، زیرا آن‌ها در واقع در حال «زندگی دوباره» لحظه ترسناک هستند و ذهن و بدنشان زمان را فراموش کرده، دقیقاً همان لحظه سال‌های پیش را اکنون تجربه می‌کنند.

وی با بیان اینکه واکنش هر فرد به بحران جنگ تابعی از ترکیبی پیچیده از عوامل است، تصریح کرد: برخی افراد با داشتن تاب‌آوری بالا و امید به آینده واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند، اما کسانی که سوابق کودکی دشوار، تجربیات آسیب‌زا قبلی (مانند تصادفات شدید، مرگ نزدیکان یا خشونت) داشته باشند، آسیب‌پذیری بیشتری دارند و میزان معنویت و سخت‌گیری‌های روانی نیز در نحوه مدیریت این فشارها نقش حیاتی ایفا می‌کند.

این روانشناس بیان کرد: در دل این روزهای تلخ، حضور سربازان، نیروهای امدادی و حتی حیوانات نجات مایه امیدواری است و نام بردن از «انسان‌نماها» اشاره به کسانی دارد که با ایثار خود، تصویر جهان را از جایگاهی ناامن به مکانی امن تبدیل می‌کنند.

چالش تغییر باورهای بنیادین در بحران جنگ 

وی در ادامه با اشاره به دگرگونی سه‌گانه شناختی گفت: بحران‌های بزرگی مانند جنگ، باورهای بنیادین فرد را دستخوش تغییر می‌کنند؛ باوری که «من توانمندم» فرو می‌ریزد، تصور «انسان خیرخواه بودن» به چالش کشیده می‌شود و دنیا دیگر آن مکان امن و قابل پیش‌بینی نیست که این تغییرات حتی اگر فرد ظاهراً سالم به نظر برسد، در لایه‌های عمیق روان او اثر می‌گذارد.

عربی تصریح کرد: برخی افراد به دلیل سابقه افسردگی، اضطراب یا تروماهای پیشین آسیب‌پذیری بیشتری دارند و علائم بروز تروما طیف وسیعی شامل لرزش، تعریق، کابوس‌های شبانه، دندان‌قروچه، غم شدید، انزوا و رفتارهای غیرمنطقی ناگهانی (مانند جیغ زدن یا گرفتن گوش‌ها) را در بر می‌گیرد که نشان‌دهنده فعال‌شدن مجدد سیستم دفاعی بدن است و تشخیص دقیق این موارد نیازمند بررسی تاریخچه زندگی، سن و بستر فرهنگی هر فرد است.

این روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان گفت: یکی از پرسش‌های بنیادین این روزها این است که چرا همه افراد در مواجهه با یک بحران واحد واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند؟ پاسخ در تعامل پیچیده میان ساختارهای روانی، باورهای بنیادین و مهم‌تر از همه، تاب‌آوری نهفته است.

وی افزود: تروما تنها بر ذهن اثر نمی‌گذارد، بلکه سازه‌های وجودی انسان را متزلزل می‌کند؛ باورهایی که فرد نسبت به خود، جهان و آینده دارد ممکن است فرو بریزد و حتی گاهی باورهای دینی نیز تحت تأثیر قرار گیرند. تجربه مراجعانی که احساس آسیب دیدن در باورهای معنوی خود داشته‌اند، نشان می‌دهد که بازسازی این سازه‌ها نیازمند کمک تخصصی و بازگشت به ریشه‌های ایمانی است تا تاب‌آوری دوباره شکل بگیرد و هدف نهایی رسیدن به «رشد پس از سانحه» باشد.

عربی اظهار کرد: تاب‌آوری به معنای عدم آسیب‌پذیری نیست، بلکه هنر موج‌سواری بر امواج زندگی است. وقتی بحران مانند طوفانی ناگهانی ما را به اقیانوس پرتاب می‌کند، اگر ساکن بمانیم غرق می‌شویم، اما تاب‌آوری یعنی افزایش انعطاف‌پذیری روانی برای شناور ماندن و حرکت کردن در دل آشوب.

امید؛ نگرش ذهنی فعال برای نجان جان انسان

وی با بیان اینکه امید ستون فقرات تاب‌آوری است، تصریح کرد: امید در روانشناسی تنها یک آرزو نیست، بلکه یک نگرش ذهنی فعال و سپاهی از احساسات مثبت و کارآمد است که زمانی که حس می‌کنیم به آخر خط رسیده‌ایم، جان ما را نجات می‌دهد. رسانه‌ها گاهی با تمرکز بر اخبار منفی تلاش می‌کنند امید را نابود کنند، اما واقعیت آنجاست که مردم در خیابان‌ها کنار هم جمع شده، همدلی می‌کنند و با نگاه حمایتگر به یکدیگر انرژی می‌دهند.

عربی با اشاره به اولین قدم در مسیر تاب‌آوری، ابراز کرد: اصلی‌ترین عامل کاهش تاب‌آوری، عدم پذیرش واقعیت است. تا زمانی که فرد نپذیرد که بحران رخ داده و نیاز به تغییر دارد، نمی‌تواند وارد فاز درمان و رشد شود. بنابراین، نخستین گام، پذیرش صادقانه و بدون مقاومت در برابر واقعیت تلخ است و همان‌طور که اشاره شد، این اتفاق برای همه ما می‌افتد، به شرطی که مقاومت نکنیم؛ تاب‌آوری، هنر پذیرش، انعطاف و حرکت رو به جلو در دل طوفان است.

این روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان گفت: رسیدن به رشد پس از سانحه مستلزم عبور از مرحله انکار و پذیرش شجاعانه واقعیت است؛ انرژی روانی نباید صرف مکانیسم‌های دفاعی اولیه یا سرکوب احساسات شود، چرا که این روش‌ها در مواجهه با بحران‌های پیچیده کارایی ندارند و فرد تاب‌آور، واقعیت تلخ را همان‌گونه که هست می‌پذیرد.

وی افزود: شهید شدن هموطنان، شنیدن صدای بمباران در شب و ویرانی شهرها انکار نمی‌شود، بلکه فرد می‌پرسد: «اکنون چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» این پذیرش، کلید ورود به مرحله راه‌حل‌محوری است؛ جایی که فرد به جای پرسیدن «چرا من؟» یا «چه گناهی مرتکب شدم؟»، دارایی‌ها، امکانات و منابع خود را مرور کرده و برای عبور از بحران برنامه‌ریزی می‌کند.

رنج معنادار در ایام بحران؛ عاملی برای رشد افراد

عربی اظهار کرد: رشد پس از سانحه هرگز به معنای نادیده گرفتن درد یا کوچک شمردن آن نیست. ما در حال حاضر در تعطیلاتی هستیم که با دل‌های شکسته سپری می‌شود و لذت گذشته را ندارد، اما این به معنای توقف زندگی نیست. رنجی که کشیده می‌شود، اگر «معنا» پیدا کند، به سوختی برای رشد تبدیل می‌شود و انکار رنج یا ناارزش پنداشتن آن، مانع اصلی رشد است. وقتی به رنج معنا می‌دهیم، تغییرات مثبت روان‌شناختی رخ داده و فرد قوی‌تر از قبل بیرون می‌آید.

وی با بیان اینکه این فرآیند تنها وابسته به باورها نیست، بلکه عملکرد مغز نیز نقشی حیاتی دارد، تصریح کرد: مغز انسان دارای انعطاف‌پذیری عصبی است و حتی کسانی که سواد نظامی یا سیاسی ندارند، در دل بحران مهارت‌هایی مانند فرماندهی، پدافند و آفند را می‌آموزند. این توانایی یادگیری، نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری ذاتی ماست که اجازه نمی‌دهد در برابر ضربه بشکنیم.

این کارشناس با اشاره به مدیریت ترس گفت: یکی از مهم‌ترین درس‌ها شناخت و پذیرش ترس است. انکار ترس نشانه ضعف نیست، بلکه به رسمیت شناختن آن، اوج شجاعت است؛ ترس در برابر تهدید جانی واکنشی کاملاً طبیعی و انسانی است و نکته کلیدی این است که اجازه ندهیم این ترس، ما را فلج کند یا به سمت تصمیم‌گیری‌های هیجانی سوق دهد.

وی با توضیح تعادل سیستم‌های مغزی افزود: باید میان آمیگدال (مرکز ترس و هیجان) و کورتکس (مرکز منطق و تفکر) تعادل برقرار کرد. در لحظات حساس، ابتدا ترس را بپذیریم و سپس با استفاده از منطق، اقدامات ایمنی (مانند دراز کشیدن و محافظت از گردن) را انجام دهیم.

عربی با تأکید بر نقش هویت ملی و کهن‌الگوهای ایرانی، تصریح کرد: ما ملتی هستیم که در کهن‌الگوهای جمعی و داستان‌های بین‌نسلی خود، نمادهای مقاومت داریم. داستان پدری که چوب‌های تکی را می‌شکند اما دسته چوب را نمی‌شکند، نمادی از قدرت همدلی و اتحاد است و شاهنامه به ما آموخته است که ملت ایران هرگز روی زمین خم نمی‌شود تا تکه نان بردارد و تحقیر را نمی‌پذیرد.

این روان‌شناس گفت: تلاش‌ها برای تخریب هویت ملی ما با مقاومتی پرشورتر از هر زمان دیگری روبرو شده است؛ هموطنان ما بیش از پیش دریافته‌اند که ارزش واقعی در همدلی، انسجام و مفید بودن کنار یکدیگر نهفته است و حضور پررنگ زنان و مردان غیور در میدان‌های امنیتی و اجتماعی، نمادی از این پیوند ناگسستنی است.

وی افزود: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که حدود ۲۷ درصد از افراد با وجود داشتن ویژگی‌های تاب‌آوری بالا، همچنان ممکن است علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه کنند، اما همزمان دچار «رشد پس از سانحه» (PTG) نیز می‌شوند. در حالت PTSD ترس فعال می‌شود، باورهای بنیادین فرو می‌ریزد و فرد دچار علائم ماشه‌ای می‌شود، اما در حالت (PTG) فرد همان تروما را تجربه کرده، توانسته با افزایش تاب‌آوری تغییرات مثبت روان‌شناختی ایجاد کند و به جای انکار، به رنج خود معنا دهد.

کنار هم بودن و پیوندهای اجتماعی؛ کلید بقا

وی با بیان اینکه ملتی با تمدن هزاران ساله آموخته که «کنار هم بودن» کلید بقاست، تصریح کرد: ما مدیریت زمان و منابع را در سخت‌ترین شرایط بلدیم و اگرچه گاهی امنیت کمتر شده، اما در پیوندهای اجتماعی و حضور در مساجد و میدان‌ها، امنیت روانی و جسمانی بیشتری حس می‌کنیم. اصل داروینیستی «بقای نژادهای قوی‌تر» در اینجا به معنای «بقای گروهی» است.

عربی با اشاره به خطر خودسرزنشی تصریح کرد: فعال بودن وجدان اخلاقی ما اغلب باعث می‌شود خودمان را سرزنش کنیم، اما باید بدانیم که این خودسرزنشی، مانع درمان است و یکی از مهم‌ترین درس‌های این دوران، تمرین «خودشفقتی» است.

این روان‌شناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان گفت: در این روزهای دشوار، زبان گفتگوی ما با خودمان، ارزشمندترین دارایی ماست و نباید فراموش کنیم که زندگی تنها یک صحنه یا فریم از فیلم بزرگتر وجود است؛ حقیقتی تلخ اما رهایی‌بخش که هیچ پایداری در امور دنیوی وجود ندارد و همه چیز در بی‌ثباتی است.

عربی اظهار کرد: شاهنامه و سیره ائمه(ع) به ما قهرمانان واقعی را آموخته‌اند. قهرمان کسی نیست که ترس ندارد، بلکه کسی است که در دل ترس، همدلی را فراموش نمی‌کند.

وی با بیان اینکه بحران‌ها و ترس‌ها ذهن را به سمت گذشته یا آینده پرتاب می‌کنند، تصریح کرد: در این حالت «آمیگدال» فعال شده و «کورتیزول» ترشح می‌کند و راه حل آن مشاهده‌گری آگاهانه است؛ اجازه دهید افکار منفی و هیجانات در ذهن جاری شوند، اما درگیر آن‌ها نشوید و مانند ناظری ایستاده باشید که جریان فکری خود را رصد می‌کند.

این کارشناس با توضیح فرمول سه مرحله‌ای گفت: باید بررسی کنید چه فکری دارید، چه باوری پشت آن است، چه احساسی فعال شده و چه رفتاری نشان می‌دهید تا بتوانید نبرد ذهن را مدیریت کنید.

وی با اشاره به نقش ژنتیک و تاب‌آوری ملی، بیان کرد: تحقیقات نشان می‌دهد که ژن‌های مرتبط با کورتیزول و سروتونین و سابقه خانوادگی نیز در میزان تحمل تروما نقش دارند، اما مهم‌تر از ژنتیک، «تاب‌آوری» است؛ افتخار ملت ایران تنها در زمین نخوردن نیست، بلکه در توانایی بلند شدن پس از هر سقوط است و ما نسل کسانی هستیم که بارها در برابر بحران‌ها ایستادند و با همدلی و اتحاد، کشور و انسان‌هایی بهتر ساختیم.

این کارشناس در ادامه به اهمیت خودمراقبتی پیش از خدمت به دیگران پرداخت و گفت: در شرایط بحرانی، نیروهای نظامی، انتظامی و پزشکی جان‌فشانی می‌کنند و وظیفه ما این است که با «خودمراقبتی» بار اضافی بر دوش آن‌ها نگذاریم.

وی با اشاره به تقویت ایمان و معنویت ، اضافه کرد: در این روزها، مفهوم شهید و حضور در حرم‌های مطهر به عنوان کانون‌های امید و آرامش عمل می‌کند و این اقدامات، پایه‌های ایمانی و فرهنگی را تقویت کرده و به افراد کمک می‌کند تا خشم و ناامیدی خود را مدیریت کنند.

عربی افزود: افرادی که از دل تروما عبور می‌کنند، معمولاً قدردان زندگی هستند و با دیدگاهی جدید به جهان نگاه می‌کنند و حتی اتفاقات کوچک را نعمت می‌دانند و تحقیقات نشان می‌دهد حدود ۵۰ درصد افرادی که تروما را تجربه می‌کنند، می‌توانند به «رشد پس از سانحه» دست یابند.

وی یادآور شد: دقایق و ساعت‌های اولیه پس از وقوع حادثه حیاتی‌ترین زمان برای مداخله است و با به کارگیری مولفه‌هایی مانند همدلی بدون قضاوت، تشویق به حرکت‌های کوچک، حفظ پیوندهای اجتماعی، مراقبت از خود و تقویت امید واقع‌بینانه، می‌توانیم نه تنها به عزیزان خود کمک کنیم، بلکه جامعه‌ای تاب‌آورتر بسازیم و بیاییم امروز، فردا و هر لحظه، با عشق و آگاهی، گامی به سوی رشد برداریم.

انتهای پیام