به گزارش ایسنا، کاوه ایرانمهر در یادداشتی تنها چند ساعت از برکناری رندی جورج رئیس ستاد مشترک نیروی زمینی ارتش آمریکا و پم باندی دادستان کل این کشور و قبل از حملات پیشین به صنایع پتروشیمی ایران به نخبگان اقتصادی و فناوری و سیاسی آمریکا نوشته است.
این سیاست پژوه در شرایط امروز تحلیل استراتژیک سیاستگذاری و تصمیم سازی در انتخاب آمریکا و اروپا میان «پذیرش شرایط ایران در صلح» یا «شکست از چین» را در چند فصل توضیح داده است.
متن این یادداشت در زیر میآید:
فصل نخست
1. نتیجه تنها چند ماه ادامه جنگ با ایران و بسته بودن تنگه هرمز، سقوط بازارهای مالی آمریکا خواهد بود.
2. هزینه های این سقوط در بلند مدت برای آمریکا بیشتر و به شکست آمریکا در برابر چین منجر خواهد شد.
3. واکنش ایران به هر حرکت رادیکال آمریکا، قطعا نابودی غیرقابل بازگشت همه زیرساخت های انرژی منطقه است. بعید نیست ایران حتی در اولین مواجهه با نیروی زمینی آمریکا سیاست نابودی زیرساخت های انرژی را در پیش گیرد.
4. حتی اگر ثانیهای بعد از حمله ایران به زیرساختهای انرژی جنگ پایان یابد، تخریب زیرساختهای انرژی معادل استمرار دست کم بیش از یک سال بسته بودن تنگه هرمز و در نتیجه سقوط بازار و شکست آمریکا و اروپا از چین است.
5. دستیابی آمریکا به هر پیروزی ای در سرزمین ایران و یا تخریب زیرساخت های ایران در هر سطحی، هرگز سقوط بازار و شکست اقتصاد آمریکا و غرب را در برابر چین جبران نخواهد کرد. افزون بر آنکه هیچ کس هنوز از سلاح های استفاده نشده ایرانی نیز آگاهی ندارد. و قدرت ایران در این زمینه نیز یک معماست و مشخص نیست که چه تهدیدی متوجه حتی سرزمین آمریکا است.
نتیجه:
ادامه جنگ از سوی آمریکا با هر سناریویی، حتی با فرض موفقیت در پدید آوردن یک اجماع جهانی و تجمیع تمام قدرت نظامی جهان، به معنای شکست آمریکا و اروپا در برابر چین و تأثیر آن مخرب تر از تأثیر چند بمب هسته ای خواهد بود. نه تنها عصر حجری شدن بلکه خاکستر شدن ایران نیز این شکست را جبران نمی کند.
فصل دوم
1. نابود کردن زیرساختهای انرژی درمنطقه با سادهترین سلاحهای یک قرن پیش امکان پذیر است.
2. بستن تنگه هرمز حتی با سلاح های قرن نوزدهم و حتی با مین های دست ساز امکان پذیر است.
3. ورود نیروی زمینی نظامی آمریکا و رادیکال ترین حملات نظامی به ایران، نمی تواند این بخش از ظرفیت نظامی ایران را که برآمده از موقعیت سوق الجیشی آن است از میان ببرد.
نتیجه؛
الف – قدرت ایران هم در بستن تنگه هرمز و هم در تخریب زیرساخت های انرژی منطقه نابودناشدنی است.
ب - بازگشت تنگه هرمز به رژیم سابق و شکست ایران در این زمینه دست کم بدون شکست آمریکا در برابر اقتصاد چین تنها یک توهم است.
ج – ایران پساجنگ قدرت مطلق و تعیین کننده بلامنازع رژیم حقوقی تنگه هرمز است. در اینجا حق وتو در دست تنها یک کشور است و تمام جهان ناگزیر از تبعیت از یک قدرت بلامنازع خواهد بود.
ج - پایان این جنگ بدون صلح و تسلیم آمریکا و تمام کشورهای حامی آمریکا در جنگ ممکن نخواهد بود. پذیریش این واقعیت برای آمریکا و متحدان نظامی اش در منطقه شاید بسیار بغرنج باشد، اما:
الف – تأخیر در پذیریش این واقعیت به شکست بیشتر هژمونی آمریکا در جهان منجر خواهد شد.
ب - عدم پذیرش این واقعیت به معنای شکست بغرنج تر آمریکا در جنگ اقتصادی با چین خواهد بود.
فصل سوم
1. برخی از زیرساختهای ایران فرسوده یا با بهرهوری پایین و گاه بسیار پایین است، اما هژمونی ایران در تنگه هرمز نزدیک به مطلق و در اوج شکوه خود است. ایران قطعا هزینه بازسازی خود را با پیشرفتهترین تکنولوژیهای جهان از کشورهای حامی ارتش آمریکا خواهد گرفت. هزینه تخریب زیرساختها برای ایران صفر نیست، بلکه نوسازی صنایع ایران یا مصادره شرکتهای مشابه در کشورهای حامی ارتش آمریکا در جنگ، ارزش افزوده بالایی برای ایران خواهد داشت. بزرگترین بازنده بازی تخریب زیرساخت های ایران کشورهای حامی آمریکا خواهند بود و این خود به معنای شکست بزرگتر در هژمونی آمریکا است.
2. مشروط کردن عبور کشتی های حامل نفت و گاز کشورهای حامی ارتش آمریکا در جنگ از تنگه هرمز به تخصیص درآمد فروش نفت و گاز آن به بازسازی زیرساختهای ایران، با عالیترین سطح تکنولوژی جهان میتواند از کمترین مطالبات ایران برای دستیابی به یک صلح پایدار در منطقه باشد.
3. تنها جایگزینی نیروگاههای گازی با نیروگاههای خورشیدی با درآمد حاصل از فروش نفت کشورهای حامی آمریکا در جنگ در منطقه به معنای آن است تخریب زیرساختهای ایران، منجر به آزادشدن بخش قابل توجهی از انرژی فسیلی جهت صادرات خواهد شد.
4. قدرت مطلق و بلامنازع ایران پساجنگ در منطقه به گونه ای است. رژیم جدید تنگه هرمز تنها نمی تواند محدود به وضع عوارض بر کشورها و الزام به استفاده از خدمات بانکرینگ ایرانی بماند، ایران میتواند از امروز رژیم حاکم بر تنگه هرمز را به جای جبران هزینهها و خسارتهای هر تخریبی در زیرساخت های خود، جریمههای بازدارنده بزرگ تا دهها و صدها برابر هزینه هر تخریب تغییر دهد.
5. ایران می تواند صلح را مشروط به بازگشت تمام داراییهایی بلوکه شده و مصادره شده ایران و تعیین سرنوشت هر دعوایی در خصوص اموال ایران در دادگاه های ایران نماید. و آمریکا و دولت های غربی موظف به بازگرداندن تمام اموال توقیف شده حتی در شکایت های بخش خصوصی کشورهای خویش به ایران خواهند شد. آمریکا و دولتهای غربی هیچ راهحلی برای در تنگنا قرار دادن ایران جز پذیرش سقوط بازارهای مالی و شکست در جنگ اقتصادی با چنین نخواهند داشت.
6. ایران میتواند از امروز با وجود تهدیدهای آمریکا، در رژیم جدید تنگه هرمز، حتی بدون تخریب نیروگاههای خود، شرط عبور نفت کشورهای حامی آمریکا در جنگ را تخصیص درآمد آن ها به ورود پنلهای انرژی خورشیدی به ایران برای تضمین امنیت انرژی خود کند.
7. ایران به راحتی می تواند توافق برای ساخت پروژه عظیم ایران رود و اتصال خلیج فارس و دریای خزر را به عنوان شرط صلح مطرح کند.
8. قدرت مطلق منطقه میتواند شرط صلح را بازگشت تمام مسیرهای ترانزیتی به ایران و احیای جاده ابریشم اعلام کند.
9. ایران به عنوان تعیینکننده آینده هژمونی منطقه در بالاترین سطح و به طور مطلق به راحتی می تواند پایان عصر تحریم خود را اعلام کند و تضمین هر گونه تخطی از آن را وضع جریمه های بزرگ و بستن تنگه علیه متخلفان خواهد بود.
10. ایران میتواند جریمه تخریب دهها هزار منزل مسکونی و تأسیسات زیرساختی انرژی خود را مشروط به انتقال تکنولوژی و خطوط ساخت خط تولید پنل ها و تجهیزات انرژی نو و ساخت قطعات مدولار و پارامتریک مسکن در ایران و بازسازی و انتقال تکنولوژی و افزایش بهره وری پالایشگاه های خود با هزینه کشورهای حامی آمریکا در جنگ کند.
در نتیجه از امروز هر اندازه در پذیرش مطالبات ایران تأخیر کنید؛
الف - هژمونی و مطالبات ایران بیشتر و موقعیت آمریکا و غرب و شرکای منطقهایاش در توافق ضعیفتر خواهد شد.
ب - استراتژی تخریب زیرساختهای ایران، نه تنها بازدارنده نخواهد بود بلکه به بازسازی کیفی تر ایران منجر خواهد شد. تخریب زیرساخت های ایران به معنای افزایش هزینه کشورهای حامی آمریکا در جنگ برای بازسازی ایران و استمرار سناریوی شکست هژمونیک و تحقیر آمریکا در خواهد بود.
ج - بقای کشورهای عربی حامی آمریکا در صلح هر چند در سایه هژمونی ایران، به مراتب بهتر از هزینه های بزرگ و نابودی احتمالی آن ها در فرسایشی شدن یا رادیکال شدن جنگ است. از این رو از هر منظری تسریع در پذیرش شرایط صلح ایران و عدم تخریب زیرساخت های ایران، حتی برای کشورهایی که محکوم به پذیرش هژمونی ایران پس از جنگ هستند؛ بسیار بهتر از استمرار جنگ است.
د - قدرت سوق الجیشی ایران بالاتر از قدرت صدها بمب هستهای است. شکست آمریکا و اروپا در برابر چین نیز به مراتب پرهزینه تر از خسارت های یک یا چند بمب هسته ای است. پس درک آن که ایران قدرت مطلق و بلامنازع منطقه است امر پیچیده ای نیست.
ذ- جنگ با ایران خصلت منحصربه فردی در تاریخ جنگ دارد. استمرار آن و فرسایشی شدنش به نحو غیرقابل توصیف و لحظهای مطالبات و هژمونی ایران را افزایش خواهد داد و از هر جهت به نفع ایران و به زیان آمریکا و اروپا و کشورهای عربی حامی آمریکا خواهد بود. تخریب زیرساختهای ایرانی تنها یک استراتژی برای طولانی ترشدن و فرسایشیتر شدن بیشتر جنگ و افزایش هزینه آن برای آمریکا و شرکایش و سختگیرانهتر شدن رژیم وضع شده از سوی ایران بر تنگه هرمز است و هیچ دستاوردی برای آمریکا و اروپا نخواهد داشت.
توصیه های سیاستی
استراتژی تخریب زیرساختهای ایران را متوقف کنید. این استراتژی تنها بازی ترامپ برای پوشش شکست بزرگ آمریکا در منطقه است. اما حاصل آن به تخریب بیشتر هژمونی آمریکا و بازسازی تکنولوژی زیرساخت های ایران با هزینه شرکای آمریکا در جنگ و استمرار داستان شکست هژمونی آمریکا منجر خواهد شد.
این بازی، قدرت و مطالبات ایران را به مراتب بیش از حد تصور و به نحو غیرقابل انتظاری افزایش خواهد داد. نتیجه آن قطعا به نفع آمریکا و اروپا نیست و صلح را پیچیده تر و هزینههای آن را برای شما بیشتر خواهد کرد. تخریب زیرساخت های ایران به عنوان کشوری که عنصر تعیینکننده در شکست یا موفقیت آمریکا و اروپا در جنگ اقتصادی با چین آینده است، پرریسک ترین تصمیم نظامی آمریکاست. ورود نیروی زمینی آمریکا به ایران به مراتب پرریسک تر و پرهزینه تر و خطرناک تر خواهد بود.
مطالبات ایران را با تخریب زیرساختها و اشتباه بزرگ حمله زمینی به ایران افزایش ندهید. هیچ صلحی بدون پاسخگویی شرکا و کشورهای حامی آمریکا و پذیرش کامل هژمونی ایران از سوی آن ها ممکن نخواهد بود. آمریکا و کشورهای همپیمان او محکوم به انتخاب میان پذیرش شرایط ایران در صلح یا شکست در جنگ اقتصادی با چین هستند.
در چنین صلحی آمریکا در منطقه نخواهد ماند، تمام پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه در اختیار ایران قرار خواهد گرفت؛ و عدم پذیریش هژمونی ایران بر منطقه به معنای از دست رفتن هژمونی آمریکا و اروپا در برابر چین خواهد بود. دیر یا زود در نهایت آمریکا، غرب و شرق ریسک پذیریش مطالبات ایران را نخواهد پذیرفت و به همه مطالبات ایران پاسخ خواهد داد. اما هرچه این کار زودتر انجام گیرد، به نفع آمریکا، اروپا و شرکایش و کم هزینهتر خواهد بود.
جهان آینده خواهناخواه، محکوم به تسلیم و وابستگی به قدرت سوق الجیشی ایران در منطقه است. قدرتی که به مراتب از قدرت برآمده از بازدارندگی صنایع هایتک موشکی ایران و حتی بمب هسته ای بزرگتر است. ایران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه به بمب هستهای نیازی نخواهد داشت و این نگرانی دیگر توهمی بیش نیست. تسلط ایران بر تنگه هرمز و مشروط کردن صلح به احداث ایران رود، و کانال ارتباط خلیج فارس به دریاری خزر به عنوان بزرگترین پروژه عمرانی جهانی، بازگشت تمام مسیرهای ترانزیتی به ایران و احیای جاده ابریشم، قدرتی برای ایران به بار خواهد آورد که از ده ها بمب هسته ای بالاتر است. ایران در بالاترین سطح قدرت منطقه ای، امن ترین و بهترین بستر سرمایه گذاری خواهد بود. سرمایه گذاری و استفاده از ظرفیت های توسعه اقتصادی ایران آینده برای غرب یک فرصت بزرگ برای رشد و توسعه خواهد بود.
جنگ را آمریکا را آغاز کرده است؛ اما صلح را جهان باید ایجاد کند. صلح مشروط به همکاری های گسترده بین المللی و پذیرش شرطهای اقتصادی ایران از سوی تمام کشورهای توسعه یافته و آمریکا و کشورهای حامی ارتش آمریکا در منطقه است.
ادامه جنگ با ایران یک انتخاب استراتژیک میان شکست آمریکا از ایران یا شکست آمریکا و اروپا از چین است. اما نتایج پذیرش شرایط ایران در صلح، خود به فرصتی برای آمریکا و غرب تبدیل خواهد شد. توسعه ایران و احداث ایران رود از مصرف انرژی فسیلی و تخریب محیط زیست و گرم شدن جهان خواهد کاست و برای تمام جهان پرثمر خواهد بود. تنها احداث ایران رود میتواند منجر به کاهش هزینههای حمل و نقل و توسعه جهان و صرفهجویی هایی بزرگ در مصرف انرژی برای جهان شود. ایران آینده به یکی از بزرگترین مراکز تولید انرژی خورشیدی برای تأمین انرژی توسعه صنعت انرژی بر هوش مصنوعی تبدیل خواهد شد و یکی از بزرگترین چالش های جهان را حل خواهد کرد.
تسریع در صلح به معنای کاهش هزینه های کشورهای عربی حامی ارتش آمریکا در جنگ نیز خواهد بود. رادیکال شدن جنگ اما حتی می تواند به نابودی همیشگی آن ها منجر شود. راه حل آن ها تلاش برای توسعه جنگ نیست، بلکه پذیرش هژمونی ایران است.
انتهای پیام
