در سالهای اخیر اصطلاح «جنگ روایتها» بیش از گذشته در فضای رسانهای و سیاسی شنیده میشود؛ مفهومی که به رقابت روایتها و روایتسازی میان طرفهای درگیر اشاره دارد. در چنین فضایی، تشخیص واقعیت از میان حجم بالای اخبار و روایتها برای افکار عمومی دشوارتر شده است.
در همین زمینه، امین طیب طاهر کارشناس حوزه رسانه و جنگ روانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نمونههایی از روایتسازی در منازعات نظامی گفت: امروز گفته میشود جنگ، جنگ روایتهاست؛ برای مثال در ماجرای ادعای نجات خلبان یک جنگنده آمریکایی، آمریکاییها از نجات خلبان سخن میگویند و در مقابل نیز روایتهای دیگری درباره سرنوشت او مطرح میشود. در چنین فضایی این پرسش مطرح است که چگونه میتوان به واقعیت نزدیک شد و رسانهها ناخواسته وارد عملیات روانی نشوند.
روایتسازی؛ بزرگ کردن رخدادهای کوچک
وی در ادامه با اشاره به سابقه عملیات روانی در جنگها گفت: نخست باید دید چه چیزی واقعاً جدید است. آیا در گذشته عملیات روانی یا استفاده از رسانه وجود نداشت؟ قطعاً وجود داشت. برای مثال در جنگ کویت نیز وقتی یک هواپیمای آمریکایی هدف قرار گرفت، این موضوع در رسانهها بازتاب گستردهای پیدا کرد، اما تأثیر واقعی آن بر روند کلی جنگ بسیار ناچیز بود.
کارشناس حوزه رسانه افزود: رسانهها گاهی یک اتفاق کوچک را بسیار بزرگ میکنند یا برعکس، یک اتفاق بزرگ را کوچک جلوه میدهند. این همان کارکرد روایتسازی است که میتواند ذهنیت افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
رسانه مکمل میدان است
وی تأکید کرد: در نهایت آنچه تعیینکننده است، میدان واقعی جنگ است. رسانه بیشتر بهعنوان مکمل میدان عمل میکند؛ ابزاری نرم برای روایتسازی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی. برای مثال ممکن است درباره نجات یا اسارت یک خلبان روایتهای زیادی ساخته شود و حتی بعدها فیلمهای سینمایی درباره آن ساخته شود، اما در عمل باید دید چنین رخدادی چه تأثیری بر نتیجه واقعی جنگ یا مذاکرات دارد.
طیب طاهر ادامه داد: روایتها گاهی از دل همین رخدادهای محدود ساخته میشوند و در رسانهها گسترش پیدا میکنند. حتی ممکن است بعدها در قالب فیلمها و آثار فرهنگی بازتولید شوند و تصویری خاص از یک واقعه ارائه دهند.
گسترش بیسابقه دامنه رسانهها
وی با اشاره به تفاوت شرایط امروز با گذشته گفت: عملیات روانی در تاریخ جنگها سابقه طولانی دارد، اما تفاوت امروز در گستره رسانههاست. در گذشته شاید یک رسانه چند هزار مخاطب داشت، اما امروز رسانهها بهواسطه فضای مجازی به مخاطبان جهانی دسترسی دارند.
کارشناس حوزه رسانه و جنگ روانی ادامه داد: اکنون هر پیام رسانهای میتواند سه گروه مخاطب داشته باشد؛ نخست مخاطبان داخلی، دوم مخاطبان طرف مقابل یا دشمن، و سوم کشورها و افکار عمومی دیگری که ناظر این درگیری هستند. بنابراین هر روایت رسانهای میتواند بر طیف گستردهای از مخاطبان در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد.
دسترسی محدود به میدان و اتکا به روایتهای رسمی
طیب طاهر در بخش دیگری از سخنان خود درباره دشواری دستیابی به واقعیت در شرایط جنگی گفت: در چنین شرایطی تصور اینکه رسانهای کاملاً مستقل بتواند واقعیت میدان را بهطور کامل گزارش کند، چندان واقعبینانه نیست؛ زیرا دسترسی مستقیم به میدان جنگ بسیار محدود است.
وی افزود: خبرنگار نمیتواند آزادانه وارد مناطق نظامی شود و اطلاعات را از نزدیک بررسی کند. در نتیجه رسانهها ناگزیرند تا حد زیادی به گفتههای سخنگویان رسمی یا منابع نظامی تکیه کنند.
کارشناس حوزه رسانه در ادامه با اشاره به مسئله اعتماد عمومی به رسانهها گفت: یکی از چالشهای مهم در این شرایط، نحوه اطلاعرسانی رسانههای داخلی و تأثیر آن بر اعتماد عمومی است. گاهی اطلاعات با تأخیر یا بهصورت کلی منتشر میشود، در حالی که رسانههای خارجی تلاش میکنند روایت خود را با سرعت و جزئیات بیشتری منتشر کنند.
وی تأکید کرد: در چنین فضایی اگر روایت اول از دست برود، ممکن است افکار عمومی به سمت منابع دیگر سوق پیدا کند. به همین دلیل مدیریت روایت و اطلاعرسانی دقیق، سریع و مسئولانه اهمیت بسیار زیادی دارد.
انتهای پیام
