سیما قدرتی در بیست و سومین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که با همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، با بیان اینکه درک کودکان از جنگ بر اساس سن متفاوت است، اظهار کرد: کودکان سهساله درک شناختی از جنگ و مواردی مانند سوگ ندارند، اما از نظر احساسی کاملاً آن را درک میکنند و نشانههای هیجانی والدین را درونی میکنند.
وی گفت: کودکان ۳ تا ۶ سال، جزئیات را درک نمیکنند، اما کلیات را میفهمند و درک محدود آنها بیشتر با صداها، تصاویر و واکنش اطرافیان همراه است و از همین طریق دچار احساس ترس و نگرانی میشوند.
این روانشناس با بیان اینکه در این سن، قدرت خیالپردازی کودکان بسیار بالاست و ممکن است در ذهن خود مسائل را چند برابر بزرگتر و ترسناکتر ببینند، افزود: واکنشهای آنها نیز میتواند به صورت چسبیدن به والد، گریه، شبادراری و ترس از جدا شدن بروز کند.
قدرتی بیان کرد: در سن ۷ تا ۱۲ سال، یعنی دوره دبستان، کودک میفهمد که جنگ واقعی است و سؤالهای زیادی میپرسد و نگرانی او این است که چه اتفاقی برای خانوادهاش میافتد. در این سن، شکایتهای جسمی مانند دلدرد، سردرد و تهوع بدون علت پزشکی نیز ممکن است دیده شود.
وی با بیان اینکه در دوره نوجوانی، یعنی از ۱۳ سال به بالا، که تفکر انتزاعی شکل میگیرد، تصریح کرد: نوجوانان اخبار و تحلیلها را دنبال میکنند و در این سن استرس به صورت خشم، اضطراب، ناامیدی، احساس بیعدالتی یا بیمسئولیتی افراطی مشاهده میشود. در این دوره، یک مکانیسم دفاعی نیز شکل میگیرد که در درازمدت آسیب میبیند.
این روانشناس اظهار کرد: اصول صحبت کردن با کودک درباره جنگ این است که ابتدا از خود کودک سؤال پرسیده شود، سوالاتی مانند اینکه تو چه شنیدی؟ چه چیزی ذهنت را درگیر کرده است؟ در زمان توضیح، باید توضیحات ساده، کوتاه و بدون جزئیات ترسناک باشد و حقیقت گفته شود، اما همراه با پیام امنیت باشد.
قدرتی در ادامه اضافه کرد: همچنین باید به احساس کودک اعتبار داده شود، احساس او نامگذاری شود، به او اجازه سؤال دادن داده شود و اگر پاسخ سؤال را نمیدانیم، صادقانه گفته شود. همچنین تا حد امکان نیز نباید کودک را در معرض اخبار و تصاویر ترسناک قرار داد.
وی گفت: صحبت کردن درباره ترس بسیار تأثیرگذار است؛ زیرا نوعی مواجهه با ترس محسوب میشود. یکی از راهکارهای دیگر، تکنیک نقاشی کردن ترسها است و در صورت امکان میتوان از تصاویر آماده برای رنگآمیزی استفاده کرد تا کودک بتواند ترس خود را با نقاشی بیان کند.
این روانشناس در ادامه با بیان راهکارهای مدیریت استرس در زندگی روزمره افزود: یکی دیگر از راهکارهای مدیریت استرس، حفظ روتینهای روزانه و دادن حق انتخاب به کودکان است.
قدرتی با تأکید بر ساختن نقشه امنیت تصریح کرد: بعضی از درمانگرها اقدام به ساختن «نقشه امنیت» میکنند؛ منظور از نقشه امنیت، تعیین کردن آدمها و مکانهایی است که فرد در کنار آنها یا در آن جاها احساس امنیت میکند. هدف اصلی از استفاده از این تکنیک این است که به فرد یادآوری شود حتی در شرایط بحران نیز همواره مجموعهای از انسانها و مکانها وجود دارند که به او حس امنیت و آرامش میدهند.
این روانشناس با بیان اینکه یکی دیگر از تکنیکهای موثر در این زمینه، «قصهدرمانی» است، بیان کرد: که از طریق داستانهایی که کودک با آنها همانندسازی میکند، انجام میشود. در این روش، اگر برای کودک زیر هفت سال داستان میگویید، بهتر است شخصیت داستانی یک حیوان باشد، اما برای کودکان بالاتر از هفت سال، باید از شخصیت داستانی مورد علاقهشان استفاده کرد و داستان را کاملاً متناسب با سن کودک روایت کرد.
قدرتی در پایان با اشاره به بازی دیگر که به کاهش استرس کودک منجر میشود، تصریح کرد: همچنین بازی «نام بردن احساس» نیز میتواند بسیار مفید و مؤثر باشد. هدف از این بازی، افزایش آگاهی هیجانی کودک و کمک به او برای بیان کردن احساساتش به جای بروز رفتارهای انفجاری است که در نهایت منجر به کاهش اضطراب و سردرگمیهای کودک میشود.
انتهای پیام
