به گزارش ایسنا، محمد فرازمند، سفیر پیشین ایران در بحرین و ترکیه و مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه، امروز در دومین نشست علمی گروه گفتگو درباره ایران با موضوع آثار منطقه ای جنگ رمضان که به صورت مجازی با میزبانی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، با اشاره به چرایی منطقهای شدن جنگ اخیر تأکید کرد: ایران نمیخواست از پیش بازنده جنگی باشد که موجودیت، تاریخ و تمدنش را هدف قرار داده بود؛ اگر این جنگ ابعاد منطقهای پیدا نمیکرد، ایران عملاً از قبل آن را باخته بود.
وی گفت: تصمیمگیران سیاسی و راهبردی کشور از پیش اعلام کرده بودند که در صورت وقوع تجاوز، جنگ بهصورت گسترده و منطقهای گسترش خواهد یافت و این رویکرد با دقت و محاسبه اتخاذ شده بود.
چرایی منطقهای شدن جنگ
فرازمند با طرح این پرسش که چرا جنگ به سطح منطقهای کشیده شد، بیان کرد: به نظر من پاسخ این سؤال ساده است؛ ایران نمیتوانست در برابر جنگی که موجودیتش را نشانه گرفته، منفعل بماند. منطقهای شدن جنگ در واقع بخشی از راهبرد جلوگیری از شکست پیشینی بود.
وی افزود: برای تحلیل سناریوهای آینده، از جمله ترتیبات امنیتی منطقه و روابط ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس و سایر همسایگان، ناگزیر باید از همین نقطه آغاز کنیم.
الگوی رفتاری کشورهای عربی در بحرانها
مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه با اشاره به الگوی سنتی رفتار کشورهای عربی جنوب خلیج فارس در مواجهه با بحرانها گفت: این کشورها در شرایط بحرانی، رویکردی احتیاطی و صبرمحور داشتهاند.
وی در این زمینه خاطرنشان کرد: در دهه ۱۹۹۰ و پس از جنگ کویت، در دیداری میان کمال خرازی و امیرعبدالله، ولیعهد وقت عربستان سعودی، نکتهای نمادین مطرح شد که همچنان برای تحلیل رفتار عربستان قابل توجه است.
فرازمند افزود: امیرعبدالله گفته بود ما در سیاست از سبک زندگی در صحرا الهام میگیریم؛ زمانی که طوفان میشود، شتر را میخوابانیم، پشت آن پناه میگیریم و صبر میکنیم تا طوفان بگذرد، سپس مسیر خود را ادامه میدهیم. این الگو نشاندهنده رویکرد صبر و اجتناب از درگیری مستقیم در بحرانهاست.
گذار از الگوی سنتی به رویکرد تهاجمی
وی ادامه داد: با این حال، در یک دهه اخیر این الگوی سنتی تا حدی دگرگون شده است. ظهور رهبران جدیدی مانند محمد بن سلمان در عربستان و محمد بن زاید در امارات، موجب تغییر در رویکرد منطقهای این کشورها شد.
فرازمند بیان کرد: این رهبران با اتخاذ سیاستهای فعالتر و حتی تهاجمی، از جمله در جنگ یمن و برخی تقابلها با ایران، تلاش کردند از الگوی سنتی فاصله بگیرند، هرچند این رویکردها در مواردی به تنشهای جدیدی در منطقه انجامید.
نقش پایگاههای آمریکا در منطقه
سفیر پیشین ایران در بحرین با اشاره به نقش ایالات متحده در تحولات منطقه گفت: یکی از دلایل و شواهد مهم در منطقهای شدن جنگ، نقش پایگاههای آمریکا در منطقه خلیج فارس و غرب آسیاست.
وی تصریح کرد: در تحولات گذشته، از جمله در عملیاتهای اخیر، مشخص شد که این پایگاهها صرفاً نقش دفاعی ندارند، بلکه از ظرفیتهای راداری و لجستیکی آنها در عملیاتها استفاده میشود.
فرازمند ادامه داد: با وجود این، ایران تاکنون بهصورت گسترده وارد مرحله هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه نشده و این موضوع بهدلیل ملاحظات همسایگی و مدیریت تنشها بوده است.
وی افزود: مواردی مانند حمله محدود به پایگاه آمریکا در العدید قطر یا پاسخ به پایگاه عینالاسد، نمونههایی از واکنشهای کنترلشده ایران هستند، اما هنوز تصمیمی برای عبور از این سطح و ورود به درگیری گستردهتر اتخاذ نشده است.
ایران برای جنگ بعدی بانک اهداف دقیق آماده کرده است
سفیر پیشین ایران در بحرین و ترکیه، با اشاره به تحولات پس از جنگهای اخیر تأکید کرد: جنگ ۱۲ روزه موجب شد ایران در پیشبینیهای خود برای درگیریهای آتی، بهصورت جدیتری وارد عمل شود و بانک اهدافی دقیق و از پیش طراحیشده را برای مواجهه احتمالی با آمریکا و اسرائیل آماده کند.
وی گفت: تصمیمگیری در سطوح راهبردی به این سمت رفت که در صورت تکرار حملات از سوی آمریکا و اسرائیل، دیگر به مواضع سنتی برخی همسایگان مبنی بر بیطرفی یا غیرتهاجمی بودن پایگاههای آمریکا توجه نشود و این پایگاهها بهعنوان اهداف مشروع مورد نظر قرار گیرند.
تغییر رویکرد ایران نسبت به پایگاههای آمریکا
فرازمند با بیان اینکه روایت بیطرفی پایگاههای آمریکا در منطقه واقعیت ندارد، اظهار کرد: ایران به این جمعبندی رسید که این روایتها غیرواقعی است و در صورت لزوم، نهتنها این پایگاهها بلکه سایر منافع آمریکا در منطقه نیز میتوانند هدف قرار گیرند.
وی افزود: پس از حدود نیمقرن بررسی و تردید درباره استفاده از اهرمهای راهبردی، ایران ناگزیر شد به گزینههایی مانند تنگه هرمز نیز بهعنوان یک ابزار فشار نگاه جدیتری داشته باشد؛ چراکه در غیر این صورت، در چنین جنگی از پیش بازنده محسوب میشد.
هدفگیری موجودیت و هویت ایران در جنگ
مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه با اشاره به ماهیت جنگهای اخیر تصریح کرد: این جنگ صرفاً یک تقابل سیاسی نبود، بلکه موجودیت، هویت و تمدن ایران را هدف قرار داده بود و به همین دلیل، شکست در آن میتوانست تبعاتی فراتر از یک شکست معمول داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: شواهد عینی در جریان جنگ نشان داد که آمریکا بدون هیچگونه ملاحظهای از پایگاههای خود در منطقه استفاده کرده و حتی این موضوع را بهصورت علنی نیز مطرح و مستند کرده است.
افشای نقش عملیاتی پایگاههای آمریکا
فرازمند گفت: در جریان جنگ، نهتنها استفاده از پایگاهها انکار نشد، بلکه اسناد و تصاویر متعددی نیز از سوی مقامات آمریکایی منتشر شد که نقش عملیاتی این پایگاهها را تأیید میکرد.
وی ادامه داد: از جمله این موارد، انتشار تصاویری از تجهیزات آسیبدیده در پایگاههای منطقه و همچنین شواهدی از فعالیتهای نظامی از مناطق مختلف شبهجزیره عربستان بود که نشان میداد این پایگاهها درگیر مستقیم عملیات هستند.
نقش سنتکام و عدم امکان بیطرفی
سفیر پیشین ایران در بحرین با اشاره به نقش فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بیان کرد: از نظر تحلیلی نیز نمیتوان تصور کرد که آمریکا در منطقه غرب آسیا وارد جنگ شود، اما سنتکام بیطرف باقی بماند.
وی افزود: حوزه مأموریت سنتکام از اقیانوس هند تا شمال آفریقا و دریای مدیترانه را در بر میگیرد و اگر قرار باشد در چنین جنگی از ظرفیتهای آن استفاده نشود، اساساً فلسفه حضور آن زیر سؤال میرود.
آمادگی ۵۰ ساله برای تقابل منطقهای
فرازمند با تأکید بر اینکه این جنگ ریشه در آمادگیهای طولانیمدت دارد، گفت: حدود پنج دهه است که بازیگران اصلی این معادله، شامل ایران، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس، برای چنین تقابلی آماده میشوند.
وی تصریح کرد: ساختارهای دفاعی و امنیتی کشورهای عربی منطقه نیز بر پایه تهدیدانگاری ایران شکل گرفته و پایگاههای نظامی موجود در منطقه، از ابتدا با مأموریت مقابله با ایران طراحی شدهاند.
تستهای مکرر برای جنگ محدود
وی با اشاره به تحولات پیش از جنگ اخیر افزود: در چند مقطع تلاش شد تا امکان محدود نگه داشتن درگیریها آزموده شود، از جمله پس از حمله به سفارت ایران در دمشق در سال ۱۴۰۳، ترور اسماعیل هنیه و همچنین ترور سیدحسن نصرالله، اما این روند در نهایت به جنگ ۱۲ روزه و سپس تشدید درگیریها منجر شد.
اجتنابناپذیر بودن درگیری
فرازمند در ادامه تأکید کرد: با توجه به مجموع این شرایط، این جنگ را باید اجتنابناپذیر دانست.
وی گفت: من همواره معتقد بودهام که در نهایت، احتمال شکلگیری یک نزاع گسترده میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس وجود دارد و روند تحولات نیز در همین مسیر قابل تحلیل است.
وابستگی امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس به آمریکا ادامه خواهد داشت
سفیر پیشین ایران در بحرین و ترکیه، با اشاره به آینده ترتیبات امنیتی منطقه تأکید کرد: برخلاف برخی تحلیلها، وابستگی کشورهای عربی خلیج فارس به آمریکا دچار تغییر اساسی نخواهد شد، چراکه این کشورها گزینه جایگزین مؤثری در اختیار ندارند.
وی گفت: ساختار امنیتی این کشورها بهگونهای شکل گرفته که عملاً برونسپاری امنیت به قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، به یک رویه پایدار تبدیل شده و امکان جایگزینی آن در کوتاهمدت وجود ندارد.
ریشههای شکلگیری پایگاههای آمریکا در منطقه
فرازمند با اشاره به تاریخچه استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اظهار کرد: برخی از این پایگاهها اساساً با هدف مقابله با ایران ایجاد نشده بودند، بلکه در بستر تحولات دهه ۱۹۹۰ و پس از جنگ خلیج فارس شکل گرفتند.
وی افزود: برای مثال، پایگاه هوایی امیر سلطان در عربستان با هدف کنترل منطقه پرواز ممنوع در عراق ایجاد شد و پایگاه العدید در قطر نیز در پی تغییرات ساختاری در استقرار نیروهای آمریکایی و رقابتهای منطقهای توسعه یافت.
وی ادامه داد: پایگاههای آمریکا در کویت نیز محصول همان شرایط پس از جنگ عراق هستند، اما بهمرور مأموریت این پایگاهها به سمت مهار و تقابل با ایران سوق پیدا کرد.
نبود کنترل کشورهای میزبان بر مأموریت پایگاهها
مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه تصریح کرد: کشورهای میزبان عملاً هیچ کنترلی بر نحوه استفاده آمریکا از این پایگاهها ندارند و حتی اگر ارادهای هم برای اعمال چنین کنترلی وجود داشته باشد، توان اجرای آن را ندارند.
وی گفت: همین مسئله یکی از نقاط ضعف جدی در راهبرد امنیتی این کشورها بهشمار میرود.
تردید در کارآمدی پایگاهها برای تأمین امنیت
فرازمند با اشاره به تحولات اخیر افزود: نخستین نشانههای تردید نسبت به کارآمدی این پایگاهها، در جریان درگیریهای اخیر آشکار شد؛ جایی که این پایگاهها نتوانستند از کشورهای میزبان در برابر تهدیدات محافظت مؤثری انجام دهند.
وی خاطرنشان کرد: با این حال، واکنش برخی کشورهای منطقه نه فاصله گرفتن از آمریکا، بلکه تلاش برای دریافت تضمینهای امنیتی بیشتر از این کشور بوده است.
کشورهای عربی؛ بازندگان نسبی تحولات اخیر
وی با اشاره به تحلیلهای مطرحشده در محافل منطقهای گفت: این دیدگاه که کشورهای عربی خلیج فارس از بازندگان این تحولات بودهاند، تا حد زیادی قابل تأمل است.
فرازمند افزود: یکی از دلایل این امر آن است که راهبردهای امنیتی این کشورها عملاً آنها را در معرض پیامدهای جنگ قرار داده، بدون آنکه از مزایای واقعی امنیتی برخوردار شوند.
بیاطلاعی از تصمیمات کلان آمریکا
وی ادامه داد: نکته مهم دیگر این است که آمریکا در تصمیمگیریهای کلان، از جمله آغاز جنگ یا برقراری آتشبس، مشورتی با این کشورها انجام نمیدهد.
فرازمند تصریح کرد: حتی در مواردی، مقامات ارشد این کشورها نیز از تصمیمات نهایی آمریکا بیاطلاع بودهاند که این مسئله نشاندهنده محدودیت نقش آنها در معادلات راهبردی است.
چالش ادراک از قدرت ایران
سفیر پیشین ایران در بحرین با اشاره به برخی اظهارات مقامات منطقهای گفت: در مقاطعی این تحلیل مطرح شده که عدم اقدام نظامی میتواند به افزایش جسارت ایران منجر شود، اما تحولات میدانی نشان داده که ارزیابی از توان و رفتار ایران نیازمند بازنگری جدی است.
وی افزود: اگر ایران بتواند توانمندیهای راهبردی خود، از جمله ظرفیتهای دفاعی و ابزارهای بازدارنده را حفظ کند و همزمان ابزارهای جدیدی را نیز بهکار گیرد، معادلات امنیتی منطقه بهطور قابلتوجهی تغییر خواهد کرد.
چشمانداز امنیتی؛ تداوم وابستگی و نبود گزینه جایگزین
فرازمند در ادامه تأکید کرد: کشورهای عربی خلیج فارس در شرایط پیچیدهای قرار دارند؛ از یکسو با تردیدهایی درباره کارآمدی ساختار امنیتی فعلی مواجهاند و از سوی دیگر، گزینه عملی جایگزینی برای آن ندارند.
وی گفت: در چنین شرایطی، بهنظر میرسد روند برونسپاری امنیت ادامه یابد و این کشورها همچنان به تکیه بر قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، وابسته باقی بمانند.
کشورهای عربی خلیج فارس فاقد سنت استقلالطلبی امنیتی هستند
سفیر پیشین ایران در بحرین و ترکیه، با تشریح ریشههای وابستگی امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس گفت: در این کشورها اساساً سنتی از جنبشهای ملی و استقلالطلبی به معنای کلاسیک شکل نگرفته و ساختارهای سیاسی آنها از ابتدا بر پایه توافق قدرتهای بزرگ شکل گرفته است.
وی گفت: بسیاری از این کشورها پیش از استقلال، بخشی از امپراتوریها بودند و پس از آن نیز در چارچوب ترتیبات بینالمللی و منطقهای به استقلال رسیدند؛ بهگونهای که برخی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و برخی دیگر در پی خروج بریتانیا از شرق سوئز در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل گرفتند.
نبود خودکفایی امنیتی و تداوم وابستگی
فرازمند با بیان اینکه این کشورها نهتنها تمایلی، بلکه توان لازم برای استقلال امنیتی را نیز ندارند، اظهار کرد: حتی در صورت رفع تهدیدات خارجی، رقابتها و بیاعتمادیهای درونمنطقهای آنها را ناگزیر به اتکا بر یک قدرت خارجی میکند.
وی افزود: برای مثال، استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در برخی کشورها، صرفاً با هدف مقابله با ایران نبوده، بلکه در مواردی ناشی از نگرانی این کشورها نسبت به یکدیگر بوده است.
کارکرد درونمنطقهای پایگاههای خارجی
مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه تصریح کرد: در مواردی مانند قطر، انگیزه میزبانی از پایگاههای خارجی، نگرانی از عربستان سعودی بوده و در کویت نیز چنین نگاههایی نسبت به موازنه با همسایگان وجود داشته است.
وی گفت: در بحرین و امارات متحده عربی نیز همین منطق قابل مشاهده است و این موضوع نشان میدهد که ساختار امنیتی منطقه، علاوه بر تهدیدات بیرونی، تحت تأثیر رقابتهای درونی نیز قرار دارد.
نگاه نخبگان عرب به تقابل با قدرتهای بزرگ
فرازمند با اشاره به برخی دیدگاههای نخبگان سیاسی عرب افزود: در تحلیلهای آنها، تقابل با قدرتهای بزرگ بدون در نظر گرفتن موازنه قوا، رویکردی پرهزینه تلقی میشود و بر ضرورت واقعگرایی در این حوزه تأکید دارند.
وی خاطرنشان کرد: این نوع نگاه نشان میدهد که آنها بیش از هر چیز بر ملاحظات قدرت و موازنه تأکید دارند، نه بر استقلال کامل در حوزه امنیتی.
سناریوهای جایگزین برای ترتیبات امنیتی
سفیر پیشین ایران در بحرین با اشاره به سناریوهای مطرحشده برای آینده امنیت منطقه گفت: یکی از گزینهها، حرکت به سمت الگوی ترکیبی در تأمین امنیت است؛ به این معنا که کشورهای منطقه بهجای اتکای صرف به آمریکا، بهدنبال تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود باشند.
وی افزود: این الگو میتواند شامل همکاری همزمان با اروپا یا برخی قدرتهای منطقهای مانند ترکیه، پاکستان یا مصر باشد، اما این گزینهها نیز با محدودیتهای جدی مواجهاند.
محدودیت گزینههای جایگزین
فرازمند ادامه داد: اروپا در شرایط فعلی توان و تمایل لازم برای ایفای نقش مؤثر امنیتی در منطقه را ندارد و تجربه حضور برخی بازیگران منطقهای نیز نشان داده که نقش تعیینکنندهای در تأمین امنیت ایفا نکردهاند.
وی تصریح کرد: حتی گزینههایی مانند همکاری همزمان با قدرتهایی چون روسیه یا چین نیز با موانع جدی روبهروست؛ از جمله نبود سابقه همکاری مشترک امنیتی میان این قدرتها با آمریکا در یک منطقه واحد.
تداوم ناگزیر اتکا به آمریکا
وی تأکید کرد: در مجموع، کشورهای عربی خلیج فارس ناگزیر خواهند بود همچنان به آمریکا بهعنوان ستون اصلی امنیت خود تکیه کنند، هرچند ممکن است در کنار آن بهدنبال تنوعبخشی محدود نیز باشند.
تغییر جایگاه ایران در معادلات منطقهای
فرازمند با اشاره به تحولات اخیر گفت: ایران پس از این تحولات، در سطح متفاوتی از معادلات منطقهای قرار گرفته و نقش و جایگاه آن در مقایسه با گذشته تغییر کرده است.
وی افزود: این تحول، ضرورت ایجاد نوعی توازن جدید میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس را دوچندان میکند.
چشمانداز روابط ایران و کشورهای منطقه
سفیر پیشین ایران در بحرین در ادامه با اشاره به آینده روابط ایران با همسایگان جنوبی اظهار کرد: برخلاف برخی نگرانیها، بازسازی روابط با کشورهای خلیج فارس دشوار نخواهد بود.
وی گفت: این کشورها بیش از هر چیز منطق قدرت را درک میکنند و تجربه نشان داده که تلاشهای پیشین برای بهبود روابط از مسیرهای نرم و دیپلماتیک، بهتنهایی کافی نبوده است.
لزوم بازتعریف روابط بر اساس موازنه قدرت
فرازمند خاطرنشان کرد: در شرایط جدید، درک متقابل از توانمندیها و ابزارهای راهبردی، از جمله ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران، میتواند زمینهساز شکلگیری روابطی واقعبینانهتر در منطقه باشد.
وی در ادامه تأکید کرد: کشورهای عربی خلیج فارس اکنون به این جمعبندی نزدیکتر شدهاند که ایران در سطح متفاوتی از معادلات منطقهای عمل میکند و این واقعیت، بر نحوه تعاملات آینده تأثیرگذار خواهد بود.
کشورهای عربی بهدنبال عادیسازی روابط با ایران خواهند بود
سفیر پیشین ایران در بحرین و ترکیه، با اشاره به چشمانداز روابط منطقهای تأکید کرد: کشورهای عربی خلیج فارس بهطور حتم بهدنبال بازگشت به شرایط عادی در روابط با ایران خواهند بود و نشانههای این رویکرد نیز قابل مشاهده است.
وی گفت: در تحولات اخیر، بهجز امارات که اقدام به اخراج سفیر ایران کرد، سایر کشورها چنین سطحی از تنش دیپلماتیک را تجربه نکردند؛ حتی عربستان سعودی نیز برخلاف رویه گذشته، بهسمت قطع کامل روابط نرفت و صرفاً اقداماتی محدود، مانند اخراج برخی وابستگان، انجام داد.
درک منطق قدرت در روابط منطقهای
فرازمند با تأکید بر اینکه کشورهای منطقه منطق قدرت را بهخوبی درک میکنند، اظهار کرد: این درک میتواند زمینهساز بازسازی روابط در دوره پساجنگ باشد، مشروط بر آنکه ایران نیز در نحوه تعاملات خود، رویکردی واقعبینانه و مبتنی بر موازنه اتخاذ کند.
پرهیز از سازوکارهای جمعی در تعامل با همسایگان
مدیرکل پیشین اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه تصریح کرد: یکی از نکات مهم در بازسازی روابط، پرهیز از ورود به سازوکارهای جمعی است که ایران در یکسو و مجموعه کشورهای حاشیه خلیج فارس در سوی دیگر قرار گیرند.
وی گفت: تجربه نشان داده که این کشورها با وجود اختلافات متعدد، در مواجهه با ایران ممکن است بهصورت یکپارچه عمل کنند و چنین سازوکارهایی عملاً به تجمیع مطالبات آنها علیه ایران منجر میشود.
اولویت تعاملات دوجانبه
فرازمند افزود: در این چارچوب، ایران باید مسائل خود را بهصورت دوجانبه و جداگانه با هر یک از کشورهای منطقه دنبال کند، نه از طریق چارچوبهای چندجانبه که میتواند به پیچیدهتر شدن مطالبات منجر شود.
وی خاطرنشان کرد: در بسیاری از موارد، ورود به سازوکارهای جمعی باعث میشود مطالبات برخی کشورها از زبان دیگران مطرح شود و این امر نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه بر پیچیدگی آنها میافزاید.
الگوی رفتاری قدرتهای بزرگ
سفیر پیشین ایران در بحرین با اشاره به الگوی رفتاری قدرتهای جهانی گفت: کشورهایی مانند آمریکا، روسیه و چین نیز تعاملات مهم خود را عمدتاً بهصورت دوجانبه پیش میبرند و چارچوبهای جمعی بیشتر جنبه نمادین دارند.
وی افزود: این الگو میتواند در تنظیم روابط منطقهای ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت بازتعریف جایگاه ایران در منطقه
فرازمند در ادامه تأکید کرد: با توجه به تحولات اخیر، ایران در سطح جدیدی از معادلات منطقهای قرار گرفته و باید متناسب با این جایگاه، سیاستهای خود را تنظیم کند.
فرازمند گفت: در شرایط جدید، انتظار میرود کشورهای منطقه بهجای رقابت در تقابل با ایران، بهسمت رقابت در همکاری و تعامل با ایران حرکت کنند و این امر میتواند به کاهش تنشها و شکلگیری نظم باثباتتر در منطقه منجر شود.
انتهای پیام
