فریدون سلیمانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: راهبرد آمریکا در آغاز جنگ رمضان بر ستونهایی شامل ترور سر هرم سیاسی و نظامی کشور، شکلدهی آشوبهای خیابانی، سوار شدن هستههای تروریستی بر موج آشوبها، ورود گروهکها از مرزهای شمالغرب و جنوبشرق به کشور و راهاندازی جنگ شهری و داخلی استوار بود.
وی ادامه داد: در صورت موفقیت این ۲ دولت متخاصم یعنی آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی در گامهای یاد شده، در ادامه توان آمریکا و اسرائیل صرف زدن زیرساختها، اقدامات هراسافکنانه و ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی میشد.
این استاد دانشگاه فرهنگیان عنوان کرد: با وجود موفقیت نسبی این دول متخاصم در ترور افراد مؤثر از جمله رهبر شهیدمان و برخی از فرماندهان ارشد نظامی ازجمله رئیس ستادکل نیروهای مسلح، فرماندهکل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزیر دفاع و دیگر عزیزان ما، آنان در شکلدهی آشوبهای خیابانی به واسطه حضور حماسی و مسئولانه ملت در خیابانها ناکام ماندند.
وی بیان کرد: ورود گروهکها به کشور هم با اقدامات پیشدستانه و البته از قبل پیشبینی شده نیروهای مسلح در نطفه خفه شد و پیش از ورود آنان به جغرافیای سرزمینی ایران زیر ضربات کوبنده نیروهای مسلح قرار گرفتند.
این دکترای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک خاطرنشان کرد: مدیریت شرایط پیش آمده در ساعات نخستین این یورش نامشروع دشمن آمریکایی-صهیونی، کشور را بهجای ورود به شرایط بحرانی، وارد فرصتی بزرگ تحتعنوان همبستگی و انسجام ملی کرد، به نحوی که راهبرد آشوب خیابانی خنثی و بیاثر شد و زیباترین جلوههای انسجام ملی در ایران رقم خورد و هر سلیقه و اندیشه سیاسی، فرهنگی، دینی، مذهبی، قومی و زبانی کنار گذاشته شد و هر آن کس که دل در گروی نام ایران داشت در زیر پرچم ایران در برابر دشمنان متجاوز ایستاد و همه در کنار هم یکصدا شدند.
آمریکا در جنگ رمضان به بنبست بسته بودن تنگه هرمز رسید
سلیمانی تصریح کرد: هر چند که آمریکا قدرت هواپایه و دریاپایه بسیار قوی دارد، اما امروز ابر ناوهای آمریکا کجا هستند؟ ناو آبراهام لینکلن و ناو جرالد فورد آمریکا کجا هستند؟ زدن سر هرم یا ترور رهبران سیاسی و نظامی بهعلت داشتن ساختار قوی و منسجم در نظام اداری و سیاسی ایران به شکست انجامید، چندین جنگنده، پهپاد و موشکهای مدرن این ۲ دولت متجاوز هم مورد اصابت و هدفگیری سامانههای پدافندی ایران قرار گرفتند، تمام سامانههای پدافندی از تاد تا پاتریوت هم نتوانستند آسمان رژیم اسرائیل و پایگاههای آمریکا در شیخنشینهای خلیجفارس را از گزند موشکها و پهپادهای ایرانی در امان و مصون بدارند.
این استاد دانشگاه فرهنگیان اظهار کرد: زدن دبستان، دبیرستان، دانشگاه، بیمارستان و مناطق غیرنظامی مگر چیزی بهجز درماندگی و استیصال دشمن در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده بود.
وی افزود: آمریکا در جنگ رمضان به بنبست دیگری بهنام بسته بودن تنگه هرمز هم رسید که پیش از جنگ رمضان عبور و مرور در آن آزاد بود.
قدرتهای صنعتی جهان نیازمند منابع نفت و گاز منطقه خلیجفارس هستند
سلیمانی در خصوص پیامدهای بسته بودن تنگه هرمز برای دشمنان عنوان کرد: در جهان پساجنگ سرد، اقتصاد نقشی تعیین کننده دارد، تا جایی که از ترکیب اقتصاد و ژئوپلیتیک، واژه نوینی بهنام ژئو اکونومی خلق شده و به نوعی جهان امروز، جهان رقابتهای ژئو اکونومی است.
وی بیان کرد: خلیجفارس که از آن بهعنوان انبار شماره یک انرژی جهان یاد میشود، تأمینکننده سهم در خور توجهی از نیازمندیهای انرژی بسیاری از کشورها بهویژه کشورهای صنعتی در جهان است، بسیاری از مناطق و قدرتهای صنعتی از اروپا، ژاپن، چین و هند تا دیگر قدرتهای نوظهور صنعتی نیازمند منابع نفت و گاز منطقه خلیجفارس هستند.
این دکترای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک خاطرنشان کرد: یکی از اهدافی که آمریکا همواره و بهویژه در سالهای اخیر و در دوران پسا جنگ سرد و جنگ رمضان دنبال میکرده و میکند، افزون بر حفظ برتری، چیرگی و یا هژمونی رژیم اسرائیل در غرب آسیا، کنترل بر منابع نفت و گاز منطقه است تا بتواند جدا از دسترسی به ثروت، رقیبان اقتصادی خود نظیر اروپای غربی، چین، آسیای جنوبی و دیگر اقتصادهای نوظهور را کنترل کند.
وی تأکید کرد: تنگهها برای بسیاری از کشورها در تمام دنیا منبع کسب درآمد و عوارض هستند، تنگه هرمز هم میتواند به محل کسب درآمد و دریافت عوارض برای ۲ کشور در ۲ سوی این تنگه یعنی ایران و عمان تبدیل شود، البته ایران بهدنبال مدیریت هوشمند تنگه و نه بستن آن است، این دو موضوع را نباید با یکدیگر خلط کرد، مدیریت هوشمند برای همه کشورهای جهان و بستن تنگه هرمز برای کشورهای متخاصم و همپیمانان آنان از اهداف و برنامههای ایران است.
سلیمانی تصریح کرد: وابستگی جهان بهویژه جهان صنعتی عیانکننده اثر ایجاد محدودیت جهت ورود و خروج نفتکشها از تنگه هرمز است، قطعاً یکی از دلایل عدم همراهی بخش بزرگی از همپیمانان آمریکا در این یورش نامشروع آمریکایی-صهیونی مسئله بسته شدن تنگه هرمز و پیامدهای آن بر اقتصاد این کشورهاست.
وی اظهار کرد: اروپا هنوز نتوانسته خودش را از پیامدهای جنگ اوکراین نجات دهد، چه برسد به اینکه بخواهد با بحرانی به مراتب عمیقتر از بحران جنگ اوکراین، آن هم با کشوری به دیرینگی و با وزن ژئو پلیتیکی ایران روبهرو شود.
این استاد دانشگاه فرهنگیان ادامه داد: به عقیده بنده تنگه هرمز و مدیریت هوشمند آن و یا بستن آن ابزاری در دست ایران جهت ادامه جنگ رمضان است، قطعاً بخشی از مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز بر همین گزاره استوار خواهد بود که عبور و مرور از این تنگه برای آمریکا، رژیم اسرائیل و همپیمانان این دو رژیم و نه برای دیگر کشورها ناامن باشد.
رفتارهای آگاهانه مردم ایران، بخشی از تمدن این ملت است
وی در خصوص پیام حضور مردم در میدان برای دشمنان عنوان کرد: حدود ۴۰ روز از جنگ میگذرد و ما حتی یک شب را بدون حضور مردم در خیابان سپری نکردهایم، همه ملت ایران از چهار گوشه ایران، از خراسان تا خوزستان، از آذربایجان و کردستان تا سیستانوبلوچستان، دو شعار کلیدی را دنبال میکنند که پیوند حس ایرانی و باورهای مذهبی آنهاست، ملت ما شعار سر میدهند «چو ایران نباشد تن من مباد» و «هیهات منا الذله».
سلیمانی بیان کرد: این کنشگری سیاسی ایرانیان شگفت انگیز نیست، چرا که وقتی گفته میشود تاریخ از ایران آغاز میشود، و یا وقتی عنوان میشود ایران قبله عالم ژئوپلیتیک است، این گزارهها ریشه در پیشینه تمدنی و جایگاه ژئوپلیتیکی ملت و این کشور دارند، بنابراین آگاهانه رفتار کردن و رفتارهای خودآگاهانه بخشی از ویژگیها و ریشههای تمدنی این ملت است.
این دکترای جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک خاطرنشان کرد: ملت ایران در دو سده گذشته مانند بسیاری از کشورها و مناطق زیر فشار رقابتهای استعماری بودند، ما جنگ اول و دوم جهانی را تجربه کرده و تجربه اشغال کشور در این دو جنگ را داشتهایم، ما جنبش ملی شدن صنعت نفت و شکست آن و کودتای ۲۸ مرداد را با دخالت خارجی تجربه کردهایم. قراردادهای تحمیلی، جنگهای تحمیلی، تحریمها، فشارهای رسانهای و امروز هم سیاست منزویسازی ایران از سوی غرب بهویژه آمریکا به بهانه برنامه هستهای، نفوذ منطقهای، حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر، درست است که مردم ایران را زیر فشارهای سنگین اقتصادی برده و دستکم بخشی از ملت ایران را درگیر جنگ شناختی کرده است، اما از طرف دیگر دیرینگی و خودآگاهی ملی ایران به درک این ملت از دلایل اصلی این فشار کمک کرده است.
وی تأکید کرد: ملت ایران به نتیجه رسیده که فشارهای غرب به ایران نه بهخاطر برنامه هستهای، حقوق بشر، نفوذ منطقهای و یا حمایت از تروریسم است، بلکه دلایل پشت پرده بسیار محکمتری دارد، از جمله یکی از دلایل جدی فشار غرب بر ایران، روند صلح خاورمیانه و تلاش آمریکا جهت تأمین امنیت مهمان ناخوانده منطقه یعنی اسرائیل است که در جایگاه شریک راهبردی واشنگتن در غرب آسیا است و بهعنوان یاغیترین رژیم در نظام بینالملل شناخته میشود.
سلیمانی تصریح کرد: دلیل دیگر آمریکا تسلط بر منابع نفت و گاز منطقه در راستای کنترل بازار انرژی و مهار رقبایش ازجمله چین است، دلیل دیگر نیز واهمه آمریکا و غرب از اسلام بهویژه اسلام سیاسی بهواسطه ظرفیت تمدنسازی آن است.
وی اظهار کرد: از سوی دیگر افزون بر دیرینگی تاریخی و فرهنگی ملت ایران و آراسته شدن آن با فرهنگ مقاومت و تن ندادن به ذلت، با پیروزی انقلاب اسلامی با الگوی نوینی از مردمسالاری تحتعنوان مردمسالاری دینی روبهرو شدهایم، البته هنوز تا قله این الگوی نوین بسیار فاصله داریم، اما تا همین حد هم که پیش رفتهایم، نمیتوانیم مشارکت مردم را در ارکان نظام سیاسی انکار کنیم.
این استاد دانشگاه فرهنگیان عنوان کرد: نقش مردم در نظام سیاسی ایران بسیار پررنگ است، این مردم در انتخابات شوراهای شهر و روستا، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس شورای اسلامی نقش مستقیم و در تعیین رهبری نقش غیرمستقیم دارند، همه اینها نشانگر سهیم بودن مردم در تصمیمگیریها است، به نوعی ما در ایران با الگوی حکمرانی مردمپایه روبهرو هستیم.
سلیمانی در پایان یادآور شد: امروز هم برای پیروزی و مقاومت در برابر باند جنایتکار و بدنام اپستین، ملت ایران سنگ زیرین آسیاب بوده و در صف نخست مقاومت قرار دارند، تمام نقشهای دیگر از بالاترین سطح سیاسی تا پایینترین آن، به واسطه زمانشناسی و حضور میدانی ملت ایران نمایان است.
انتهای پیام
