با فروکش کردن تدریجی شعلههای نبرد در «جنگ رمضان» و آغاز دوران بازسازی، نگاهها بیش از هر زمان دیگری به زیرساختهای فیزیکی و ترمیم خرابیها معطوف شده است؛ با این حال، کارشناسان حوزه سلامت هشدار میدهند که خطرناکترین میراث هر جنگی، نه در ویرانههای بتنی، بلکه در لایههای نادیدنی روان انسانها نهفته است. جراحتهایی که اگر در زمان طلایی خود تحت درمان و حمایت قرار نگیرند، میتوانند به بحرانهای پایدار اجتماعی معاصر بدل شوند.
جنگی که در ذهنها ادامه مییابد
مجید صابری، روانشناس و پژوهشگر تابآوری اجتماعی در گفتوگو با ایسنا، در تحلیل وضعیت سلامت روان پساجنگ معتقد است که پایان عملیات نظامی به معنای پایان تأثیرات مخرب آن بر زیست انسانی نیست.
وی با بیان اینکه تخلیه هیجانی و مدیریت اضطرابهای فروخورده باید در صدر برنامههای حمایتی قرار گیرد، تصریح کرد: جامعهای که ماهها تحت فشار تهدید و سایه سنگین فقدان عزیزان بوده، اکنون با پدیدهای به نام «خستگی عاطفی» روبهروست. در این مرحله، فرد ممکن است از حالت «بقاء» خارج شده و با فرو ریختن دیوارهای دفاعی ذهنی، با حجم عظیمی از سوگ و اندوه مواجه شود که نیازمند مداخله متخصصان است.
این متخصص تروما با اشاره به اینکه نباید سلامت روان را موضوعی حاشیهای پنداشت، تأکید کرد: امنیت روانی، ستون فقرات امنیت ملی است.
به گفته وی، اگر شهروندان نتوانند معنای جدیدی برای زندگی در دوران صلح بیابند، آسیبهای ناشی از «استرس پس از سانحه»(PTSD) میتواند بهرهوری ملی را کاهش داده و نرخ سایر ناهنجاریهای رفتاری را در بلندمدت افزایش دهد.
مدارس؛ کانونهای خط مقدم در درمان تروما
صابری بیان کرد: بخش قابل توجهی از آسیبهای روانی در حوادث اخیر، متوجه نسل نوجوان و دانشآموزانی است که شاهد اصابت پرتابهها به مراکز آموزشی و شهادت همکلاسیهای خود بودهاند. بازگشت به نیمکتهای درس نباید صرفاً با هدف جبران عقبماندگیهای تحصیلی باشد.
وی بر این باور است که کلاسهای درس در مناطق آسیبدیده همچون لامرد، لارستان و میناب، باید به «پناهگاههای امن عاطفی» تبدیل شوند؛ جایی که دانشآموز اجازه داشته باشد درباره ترسها و دلتنگیهای خود گفتوگو کند.
این روانشناس با پیشنهاد اجرای طرحهای «هنردرمانی» و «روایتگری» در مدارس، بیان کرد: معلمان در این دوره، نقشی فراتر از انتقال دانش دارند و باید به عنوان «تسهیلگران تابآوری» عمل کنند. ایجاد فضاهای مشارکتی و ورزشی میتواند به بازسازی مفهوم «امنیت بنیادین» در ذهن کودکانی که خانه یا مدرسه خود را ناامن دیدهاند، کمک شایانی کند.
از «ترومای جمعی» به سوی «رشد پس از سانحه»
وی همچنین گفت: یکی از مفاهیم کلیدی که در گزارشهای روانشناختی پساجنگ بر آن تأکید میشود، عبور از وضعیت قربانی به وضعیت سازنده است.
صابری با اشاره به ریشه ۷ هزار ساله تمدن ایران و روحیه فداکاری مردم در بحران اخیر، معتقد است که پدیده «رشد پس از سانحه» در جامعه ایرانی پتانسیل بالایی برای تبلور دارد. این رشد جمعی زمانی اتفاق میافتد که رنجهای مردم به رسمیت شناخته شده و پیوندهای اجتماعی از طریق همدردی ملی تقویت شود.
وی همچنین بر ضرورت تشکیل «شبکههای محلی سلامت روان» با مشارکت نیروهای داوطلب تأکید کرد تا دسترسی به خدمات مشاورهای برای خانوادههای شهدا و مجروحان تسهیل شود.
به باور این پژوهشگر، حضور مسئولان در میان مردم و شفافیت در برنامههای بازسازی، به عنوان اولین داروی تسکیندهنده، حس رهاشدگی را از بین برده و جای خود را به امید و همبستگی ملی میدهد؛ مولفههایی که قدرتمندترین پادزهر در برابر لرزههای روانی پس از جنگ محسوب میشوند.
انتهای پیام
