علیرضا محمودی ایرانمهر در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: بودن در قالب یک ملت از ارزشمندترین مواردی است که یک فرد میتواند تجربه کند و این تفاوت بسیاری با زیستن تعدادی از افراد دارد که تنها بر اساس جغرافیا و حتی قانونی در کنار هم قرار گرفتهاند.
وی با اشاره به اینکه «ملت» حاصل یک تکریم تاریخی و شامل مجموعهای بسیار پیچیده از عوامل مختلف مانند زبان، آیین، مذهب، ادبیات و به ویژه اساطیر است و انسانها را در کنار یکدیگر قرار میدهد، خاطرنشان کرد: این موضوع از این جهت دارای ارزش است که بسیاری از پیوندهای اجتماعی در یک کشور معمولی ممکن است با یک ضربه اجتماعی به راحتی دچار فروپاشی شوند، اما اگر مجموعهای از آدمها در قالب یک «ملت» در کنار هم قرار بگیرند، این پیوندها دارای روابط چندلایه، تنگاتنگ و مستحکمی خواهند بود.
او با تاکید بر نقش ادبیات به عنوان یک ابزار مهم در انتقال فرهنگ به ملتها، اظهار کرد: به واسطه قصهگویی از دوران کودکی، یک جهان خیالی در ذهن افراد شکل میگیرد و رشد پیدا میکند. درواقع این ادبیات است که از همان ابتدا به ما حس میهندوستی و ارزشهای ملی را یاد میدهد. بخش بزرگی از این جهان به پیوندهای اجتماعی باز میگردد که از طریق ادبیات، مفهوم اصلی زندگی و همچنین ارزشهای موجود در آن به نسل کودک و نوجوان منتقل میشود.
ضرورت بازگویی و انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکان
این نویسنده با اشاره به ظرفیت بالای ادبیات در انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکان، توضیح داد: اتفاقی که در حین قصهگویی برای کودکان میافتد این است که آنها را برای مدتی از زمان حال و آنچه که در حال وقوع است، جدا میکند. قصهگویی یک امر غنی است که بیشتر از سینما و سایر رسانهها، خلاقیت و همچنین قدرت بازآفرینی به همراه دارد. ادبیات همراه با معنابخشی، باعث میشود که فرد نسبت به بحران پیش آمده، از تحمل بالاتری برخوردار باشد. در نتیجه کودکی که از مفهوم ملت و تابآوری در روزهای سخت آگاهی دارد، از لحاظ روحی و روانی به راحتی متلاشی نمیشود.
ایرانمهر ادامه داد: با توجه به پیچیدگی مفهوم ارزشهای ملی جهت آموزش به کودکان، هنرمندی افراد در انتقال این مفاهیم به آنها است. از آنجایی که اگر یک کار فرهنگی یا هنری با ظرافت بیشتر انجام شود، از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار خواهد بود؛ میتوان گفت تعداد هنرمندانی که در انتقال ارزشهای ملی از طریق هنر یا ادبیات، کار خود را درست انجام داده و یا میدهند، به نوعی محدود و کمیاب است.
او با تاکید بر اینکه امر آموزش ارزشهای ملی اساسا یک مسئله مادامالعمر است، خاطرنشان کرد: مسئله انتقال فرهنگی در افراد یک ملت از همان آغاز تا زمان مرگ، باید اتفاق بیفتد. در طی این مسیر اگر قرار باشد ارزشها حفظ شوند، باید تلاش کنیم تا به آنها چیزی اضافه شود. در صورت رهایی و بیتوجهی به امورات فرهنگی و ارزشهای ملی، تمام آن چیزی که امروز صاحب آن هستیم به مرور زمان از بین خواهد رفت.
لزوم آگاهی نویسندگان معاصر با ادبیات ملی ایران
ایرانهمر افزود: اگر قرار باشد به عنوان یک ملت در این جهان باقی بمانیم و استوار باشیم، راهی به جز ادبیات به همراه مفهوم ذاتی آن به عنوان یک ابزار قوی با قابلیت تاثیرگذاری بر نسل آینده، در اختیار نداریم. به عنوان مثال اگر شاهنامه فردوسی سروده نمیشد، بسیاری از مفاهیمی که امروز در اختیار داریم و میشناسیم، دیگر وجود نداشت. البته که آثار ادبی دیگری نیز به نگارش درآمدند که شاید با کمتوجهی و بیمهری روبهرو بودند اما به طورکلی نقش خود را به خوبی ایفا کردند. به عنوان مثال میتوان از «یادگار زریران» نام برد که درواقع زیست امروز ما به این آثار وابسته است و همچنان قابل مطالعه و استفاده هستند.
او با اشاره به اینکه اساس ادبیات مدرن به عنوان یک نهاد اجتماعی در واقع با کارکرد اجتماعی همراه است، تصریح کرد: ادبیات مدرن قطعا باید در ادبیات کلاسیک و ملی ریشه داشته باشد. بنابراین اگر بخواهیم کار فرهنگی درستی انجام دهیم باید آثار کلاسیک را به خوبی بشناسیم؛ چراکه به نحوی تمامی اینها هویت ما را شکل داده است.
وی یادآور شد: ابوالقاسم فردوسی یک هنرمند خارقالعاده است که توانسته یک اثر چندوجهی خلق کند. در شاهنامه به موارد مختلفی از جمله روانشناسی، دیدگاههای سیاسی که تا به امروز قابل استفاده هستند همچنین راهکارهای فلسفه و حکمت اشاره شده است. متن کهن شاهنامه بدون دخل و تصرف و یا حتی برگرداندن ابیات آن به زبان روان، از قابلیت تاثیرگذاری بالایی برخوردار است و این دقیقا همان کارکردی است که ادبیات باید داشته باشد.
این نویسنده خاطرنشان کرد: با وجود شاهنامه فردوسی در تاریخ ادبیات ایران، ما شاهد نمونه آشکار ملتی هستیم که از دیرباز دارای اسطوره است و این حاصل تجربهای طولانی از زندگی بشر است. اگر در یک ملت پیوندهای قویتری وجود داشته باشد، در شرایط بحرانی زیست بهتری وجود خواهد داشت؛ چنین جامعهای از امکان بقای بالاتری نیز برخوردار خواهد بود.
ضعف نهادهای آموزشی و تربیتی در آموزش ارزشهای ملی و فرهنگی
محمودی ایرانهمر افزود: اگر بخواهیم نگاهی به عملکرد آموزش و پرورش در طول ۱۲ سال تحصیلی در رابطه با آموزش ارزشهای ملی داشته باشیم، میتوان گفت کتب درسی تا حدودی وظیفه خود را انجام دادهاند هرچند که در این مسیر نقاط ضعف بزرگی وجود دارد. امروز بهنظر میرسد بسیاری از نوجوانان، جوانان و حتی کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند، با الفبای سادهی زیست در یک ملت آشنایی ندارند. این موضوع را از طریق سوالاتی مبنی بر اینکه چرا باید ایران را حفظ کرد؟ و یا اگر ایران روزی تجزیه شد، به من چه ارتباطی دارد؟ میتوان دریافت کرد که این خود بیانگر فقدان آگاهی و همچنین گسست دردناک تاریخی است.
او علت تفکر چنین افراد همچنین وضعیتی که به آن دچار هستیم را به دلیل بیاطلاعی نسبت به مسائل ابتدایی دانست و گفت: در مرحله اول سوال این نیست که چرا چنین پرسشهایی از سوی برخی از جوانان مطرح میشود بلکه سوال اصلی این است که چرا تا به امروز پاسخ درست و مناسبی داده نشده است! در طی این سالیان بخشی از این وظیفه مهم بر عهده وزارت آموزش و پرورش بوده است. البته این به آن معنا نیست که این نهاد به هیچ عنوان کاری نکرده است بلکه در بین نسل جوان، افرادی را میتوانیم مشاهده کنیم که عاشقانه میهن خود را میپرستند و حاضرند برای حفظ آن هر کاری نیز انجام دهند.
انتهای پیام
