به گزارش ایسنا، ریچل کارسون شاید بهترین نویسنده در مورد طبیعت در قرن بیستم باشد. اما چه کاری انجام داد که تا این حد مهم بوده است؟
امروزه از ریچل کارسون بیشتر به عنوان زنی یاد میشود که این تصور را به چالش کشید که انسانها میتوانند از طریق مواد شیمیایی، بمبها و سفرهای فضایی بدون آسیب، بر طبیعت تسلط پیدا کنند، اما او مطالعات قابل توجهی درباره زندگی اقیانوسی نیز داشته است.
کتاب جنجالی او به نام بهار خاموش (۱۹۶۲) درباره خطرات سوءاستفاده از آفتکشهای شیمیایی مانند دیکلرو دیفنیل تریکلرواتان یا ددت هشدار داد و دامنه و جهت علم مدرن را زیر سؤال برد و جنبش محیط زیستی معاصر را آغاز کرد.
ریچل کارسون چه زمانی و کجا متولد شد؟
ریچل لوئیز کارسون در روز ۲۷ مه ۱۹۰۷ در یک مزرعه خانوادگی نزدیک اسپرینگ دیل در ایالت پنسیلوانیا به دنیا آمد. مادر او ماریا فریزر مکلین و پدرش رابرت واردن کارسون بود. او دو خواهر و برادر بزرگتر از خود به نامهای ماریون متولد سال ۱۸۹۸ و رابرت مکلین متولد سال ۱۸۹۹ داشت.
ریچل زمان زیادی را صرف کاوش در مزرعه خانوادگی میکرد و همچنین به مطالعه علاقه زیادی داشت. او از آثار بئاتریکس پاتر لذت میبرد و وقتی وارد دوران نوجوانی شد، هرمان ملویل، جوزف کنراد و رابرت لوئیس استیونسون از جمله نویسندگان مورد علاقه او بودند.
ریچل کارسون چه زمانی خود شروع به نوشتن کرد؟
ریچل کارسون در سن هشتسالگی شروع به نوشتن کرد و اولین داستان خود را در مجله St. Nicholas که یک ماهنامه محبوب بین کودکان در آمریکا بود در سال ۱۹۱۸، زمانی که ۱۱ ساله بود، منتشر کرد.
ریچل در دبیرستان پارناسوس در پنسیلوانیا تحصیل کرد و در سال ۱۹۲۵ به عنوان شاگرد اول فارغالتحصیل شد.
ریچل کارسون در دانشگاه چه خواند؟
از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹، ریچل در کالج زنان پنسیلوانیا تحصیل کرد و در ابتدا زبان انگلیسی میخواند. با این حال، در سال ۱۹۲۷ رشته خود را به زیستشناسی تغییر داد و با درجه ممتاز فارغالتحصیل شد.
او موفق به دریافت بورس تابستانی در آزمایشگاه زیستشناسی دریایی وودز هول در ماساچوست شد و از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۲، ریچل در دپارتمان جانورشناسی دانشگاه جانز هاپکینز تحصیل کرد. او در سال ۱۹۳۱ دوره کارآموزی را در مؤسسه تحقیقات زیستی ریموند پرل، در دانشکده بهداشت و سلامت عمومی، در زمینه تحقیقات ژنتیک گذراند. او مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۳۲ دریافت کرد.
آغاز دوران حرفهای ریچل کارسون
در سال ۱۹۳۴، ریچل مجبور شد دانشگاه جانز هاپکینز را ترک کند تا برای کمک به خانوادهاش در دوران رکود بزرگ به دنبال کار بگردد. در سال ۱۹۳۵، زمانی که پدرش به طور ناگهانی درگذشت و ریچل مجبور شد از مادر سالخوردهاش مراقبت کند، وضعیت مالی خانواده بدتر شد. او یک موقعیت موقت در اداره شیلات ایالات متحده به دست آورد، جایی که برای یک برنامه رادیویی به نام «Romance Under the Waters» متن مینوشت.

این برنامه یک مجموعه آموزشی هفتگی در ۵۲ قسمت بود که بر زندگی آبزیان تمرکز داشت و هدف آن ایجاد علاقه عمومی به زیستشناسی ماهیها بود. ریچل همچنین شروع به ارسال مقالاتی بر اساس تحقیقاتش برای نشریات محلی کرد. پس از موفقیت این برنامه، از او خواسته شد مقدمهای برای یک بروشور اداره شیلات آمریکا بنویسد.
پس از قبولی در آزمون خدمات کشوری و کسب امتیاز بالاتر از سایر داوطلبان، ریچل در سال ۱۹۳۶ یک موقعیت شغلی تماموقت بهعنوان زیستشناس آبزیان در سطح مبتدی به دست آورد. او دومین زنی بود که در یک موقعیت حرفهای تماموقت در اداره شیلات آمریکا استخدام شد. وظایف اصلی او شامل تحلیل و گزارش دادههای جمعیت ماهیها و نوشتن مطالب برای عموم مردم بود.
در ماه ژانویه سال ۱۹۳۷، خواهرش درگذشت و ریچل تنها نانآور خانواده شد و از مادر و دو خواهرزادهاش مراقبت میکرد. در ماه ژوئیه سال ۱۹۳۷، مقالهای از او با عنوان زیر دریا «Undersea» در مجله Atlantic Monthly منتشر شد.
پیشرفت حرفهای
ریچل در سال ۱۹۴۵ در ساختار سازمانی حیاتوحش ایالات متحده ارتقاء دریافت کرد و سرپرست یک گروه کوچک نویسندگان شد. در همین زمان بود که برای اولین بار با موضوع ددت آشنا شد.
در سال ۱۹۴۹، او به سردبیر ارشد انتشارات تبدیل شد. این موقعیت جدید به او اجازه داد زمان بیشتری را در میدان بگذراند و آزادی بیشتری در انتخاب پروژههای نوشتاری داشته باشد.
آیا کسی میتواند باور کند که ممکن است چنین بارانی از سم را بر سطح زمین فرو بریزد، بدون آنکه آن را برای تمام حیات نامناسب کند؟ نباید آنها را «حشرهکش» نامید، بلکه باید «زیستکش» نامیده شوند.
تا این زمان، او کار روی مطالب کتاب دوم خود را آغاز کرده بود و همچنین تصمیم آگاهانهای برای گذار به نویسندگی تماموقت گرفته بود.
دومین کتاب ریچل، دریا پیرامون ما بود که در روز ۲ ژوئیه ۱۹۵۱ توسط انتشارات دانشگاه فورد منتشر شد. این کتاب به مدت ۸۶ هفته در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار داشت و ریچل برای آن دو جایزه دریافت کرد. همچنین به او دو دکترای افتخاری اعطا شد.
این موفقیت به ریچل امنیت مالی داد و به او اجازه داد شغلش را ترک کرده و نویسنده تماموقت شود.
ریچل اجازه ساخت یک فیلم مستند بر اساس این کتاب را داد، اما از فیلمنامهای که توسط نویسنده، تهیهکننده و کارگردان اروین آلن نوشته شده بود، رضایت نداشت. او معتقد بود که این فیلمنامه از نظر علمی خجالتآور است و فضای کتاب را به درستی منتقل نمیکند. با وجود اینکه او حق بررسی فیلمنامه را داشت، اما در محتوای نهایی هیچ اختیاری نداشت و این موضوع باعث بروز ناهماهنگیهای علمی زیادی در مستند شد. با این حال، این فیلم در سال ۱۹۵۳ جایزه اسکار بهترین مستند بلند را دریافت کرد. این تجربه باعث شد ریچل دلزده شود و دیگر هرگز حقوق اقتباس سینمایی آثار خود را واگذار نکند.
در اواسط دهه ۱۹۵۰، علایق ریچل به سمت حفاظت از محیط زیست گرایش پیدا کرد و او با چندین گروه حفاظت از محیط زیست از جمله گروه حفاظت از طبیعت (The Nature Conservancy) همکاری کرد.

در اوایل سال ۱۹۵۷، یکی از خواهرزادههای ریچل در سن ۳۱ سالگی درگذشت و پسرش، راجر، را یتیم گذاشت. ریچل علاوه بر مراقبت از مادر پیرش، راجر را به فرزندی پذیرفت و مسئولیتهای بیشتری را بر عهده گرفت.
در اواخر سال ۱۹۵۷، او از نزدیک طرحهای پیشنهادی برای سمپاشی گسترده با آفتکشها را دنبال میکرد؛ از جمله طرح وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) که قصد ریشهکن کردن مورچههای آتشین را داشت.
برنامههای سمپاشی، به ویژه با استفاده از هیدروکربنهای کلردار و ارگانوفسفاتها، در حال افزایش بود. در سالهای باقیمانده عمرش، تمرکز اصلی حرفهای ریچل بر خطرات استفاده بیش از حد از آفتکشها بود.
کتاب بهار خاموش داستانی واقعی بود که با استفاده از ترکیبی از مثالهای برگرفته از بسیاری از جوامع واقعی که در آنها استفاده از ددت باعث آسیب به حیات وحش، پرندگان، زنبورها، حیوانات کشاورزی، حیوانات خانگی و حتی انسانها شده بود، نوشته شد. ریچل از آن به عنوان مقدمهای بر موضوعی بسیار پیچیده و بحثبرانگیز علمی استفاده کرد.
هدف علم، کشف و روشن کردن حقیقت است اگر در کتاب من درباره دریا شعری وجود دارد، به این دلیل است که هیچکس نمیتواند صادقانه درباره دریا بنویسد و شعر را نادیده بگیرد.
این کتاب تأثیری فراموشنشدنی بر خوانندگان گذاشت و حتی رئیس جمهور جان اف کندی آن را در تابستان ۱۹۶۲ خواند. البته منتقدان براساس همین کتاب، ریچل را متهم کردند که او یک داستاننویس داستان است و نه دانشمند، اما بهار خاموش در ماه اوت فوراً به پرفروشترین کتاب و پربحثترین کتاب در دهههای اخیر تبدیل شده است.
کارسون با استفاده از منابع فراوان خود در علوم فدرال و تحقیقات خصوصی، بیش از ۶ سال را صرف مستندسازی تحلیل خود مبنی بر سوءاستفاده انسانها از آفتکشهای شیمیایی قدرتمند و پایدار، قبل از اطلاع از میزان کامل آسیب بالقوه آنها به کل موجودات زنده، کرد.
دغدغه ریچل در کتاب «بهار خاموش» آینده سیاره و تمام حیات روی زمین است. او انسانها را فرا میخواند تا مسئولانه، با دقت و به عنوان نگهبانان زمین عمل کنند.
ریچل انتظار انتقاد داشت، اما انتظار نداشت که شخصاً توسط صنایع شیمیایی و متحدانش در داخل و خارج از دولت مورد انتقاد قرار گیرد.
او سالهای آخر عمر خود را با شجاعت تمام تا زمان مرگ نابهنگامش در سال ۱۹۶۴، صرف دفاع از حقیقت نتیجهگیریهایش کرد.
کتاب «بهار خاموش» الهامبخش جنبش زیستمحیطی مدرن بود که یک دهه بعد به طور جدی آغاز شد. این کتاب به عنوان متنی زیستمحیطی که «جهان را تغییر داد» شناخته میشود.
ریچل توسط صنایع شیمیایی و برخی در دولت به عنوان یک هشداردهنده مورد حمله قرار گرفت، اما شجاعانه صحبت کرد تا به ما یادآوری کند که ما بخش آسیبپذیر جهان طبیعی هستیم که در معرض همان آسیبهایی هستیم که بقیه اکوسیستم در معرض آن قرار دارد.
کارسون در سال ۱۹۶۳ در کنگره شهادت داد و خواستار سیاستهای جدیدی برای محافظت از سلامت انسان و محیط زیست شد.
کتابهای ریچل کارسون

ریچل در طول زندگی خود، ۴ کتاب منتشر کرد که همگی به آثار پرفروش تبدیل شدند. هر یک از این کتابها به نوعی شیوه نگرش ما به خودمان و جهان اطرافمان را تغییر دادند و همچنان در حال چاپ هستند.
درگذشت ریچل کارسون
ریچل به دلیل ابتلا به زخم دوازدهه و به دنبال آن چندین عفونت، برای هفتهها در بستر بیماری بود.
درست زمانی که در حال بهبودی کامل بود، در ماه مارس متوجه کیستهایی در پستان چپ خود شد. این موضوع باعث شد که او تحت عمل جراحی برداشت پستان قرار گیرد که پزشکش آن را اقدامی پیشگیرانه توصیف کرد و درمان دیگری لازم ندانست.
اما تا ماه دسامبر، ریچل متوجه شد که تومور بدخیم است و سرطان به سایر بخشهای بدن گسترش یافته است.
در ماه ژانویه سال ۱۹۶۴، ریچل به یک ویروس تنفسی مبتلا شد، در حالی که از قبل نیز به دلیل سرطان پستان و آثار درمان آن ضعیف شده بود. وضعیت سلامتی او همچنان رو به وخامت رفت و در فوریه، به کم خونی شدید ناشی از درمان پرتودرمانی نیز مبتلا شد. در ماه مارس، سرطان به کبد او گسترش یافت.
سرانجام در چنین روزی در روز ۱۴ آوریل سال ۱۹۶۴، ریچل کارسون در سن ۵۸ سالگی، بر اثر ابتلا به ترکیبی از سرطان و نارسایی قلبی، در خانهاش در سیلور اسپرینگ، مریلند، درگذشت.
خانه دوران کودکی ریچل در اسپرینگدیل پنسیلوانیا، که اکنون با نام «خانه ریچل کارسون» (Rachel Carson Homestead) شناخته میشود، در فهرست ملی مکانهای تاریخی ثبت شده است؛ به این معنا که به دلیل اهمیت تاریخیاش شایسته حفظ و نگهداری است.
همچنین چندین مجسمه از ریچل وجود دارد؛ یکی از آنها یک تندیس در فضای باز است که ریچل را در حالی که روی یک نیمکت نشسته نشان میدهد و در تاریخ ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۳ در پارک ساحلی وودز هول در ماساچوست آمریکا نصب شده است.

مجسمههای او محدود به آمریکا نیستند و در آرژانتین نیز مجسمه او ساخته شده است.
در سال ۱۹۷۳، ریچل به تالار مشاهیر ملی زنان آمریکا (National Women’s Hall of Fame)راه یافت که یک مؤسسه آمریکایی تأسیس شده در سال ۱۹۶۹ است.
دیگر افتخارات شامل مواردی همچون: نامگذاری کشتیهای تحقیقاتی به نام او، نامگذاری مراکز آموزشی به افتخار او، جایزه ریچل کارسون، جایزه کتاب ریچل کارسون و مؤسسه «بهار خاموش» (Silent Spring Institute) است.
در سال ۱۹۹۴، مؤسسه بهار خاموش تأسیس شد که نام آن به افتخار ریچل کارسون انتخاب شده است.
این مؤسسه یک سازمان پیشرو در تحقیقات علمی است که به بررسی ارتباط میان مواد شیمیایی موجود در محیط روزمره ما و سلامت زنان، با تمرکز بر پیشگیری از سرطان پستان میپردازد.
ریچل کارسون پس از مرگ نیز افتخارات متعددی از سوی نهادهای دولتی، سازمانهای حفاظت از محیطزیست و مؤسسات آموزشی در سراسر جهان دریافت کرد. یکی از مهمترین آنها مدال آزادی ریاستجمهوری است؛ بالاترین افتخاری که به یک غیرنظامی در ایالات متحده اعطا میشود. این مدال در روز ۹ ژوئن ۱۹۸۰ به او اهدا شد.
منابع:
- وبسایت دیسکاور وایلدلایف
- وبسایت دانشگاه لوتری پسیفیک
- وبسایت تاریخ زنان
انتهای پیام
