اکبر نصراللهی در گفتوگو با ایسنا، با تبیین علل هدف قرار گرفتن دانشگاهها و نخبگان در جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: دانشگاهها در خط مقدم «تولید قدرت ملی» قرار دارند؛ به همین دلیل، هم بهعنوان هدف حملات دشمن و هم بهعنوان بازیگر تولید دانش و روایت نقشآفرین بوده و هستند.
وی افزود: حمله به مراکز علمی و دانشگاهی صرفاً یک اقدام فیزیکی یا امنیتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان دشمن برای تضعیف «سرمایه دانشی» و «اقتدار نرم» کشورهاست؛ چراکه دانشگاهها موتور تولید علم، فناوری و گفتمانسازی هستند و نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به قدرت ملی دارند.
حمله به دانشگاهها نشانه استیصال دشمن است
نصراللهی با اشاره به پیشرفتهای علمی کشور اظهار کرد: این اقدامات نشانه فشار و استیصال دشمن است؛ پیشرفتهای علمی ایران در سالهای اخیر، انحصار تولید دانش را به چالش کشیده، قدرت بازدارندگی کشور را افزایش داده و به الگویی الهامبخش برای سایر کشورها تبدیل شده است. از این رو، حمله به دانشگاهها واکنشی عصبی به این دستاوردهاست، نه نشانه قدرت.
دانشگاهها محور بازسازی و بازاندیشی ملی در پساجنگ
این استاد دانشگاه درباره نقش دانشگاهها در دوره پساجنگ تصریح کرد: با فرض پایداری آتشبس یا حتی پایان جنگ، کار اصلی دانشگاهها تازه آغاز میشود و این نهادها باید به محور بازسازی و بازاندیشی ملی تبدیل شوند؛ از بازسازی زیرساختها و تقویت تابآوری گرفته تا تحلیل علمی رخدادها، مستندسازی تجربیات و تولید دانش کاربردی در حوزههای مختلف.
رویکرد فعال دانشگاه آزاد در روایتسازی علمی جنگ
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه با اشاره به فعالیتهای دانشگاه آزاد اسلامی در روایتسازی علمی و مسئولانه از جنگ تحمیلی سوم گفت: دانشگاه آزاد اسلامی با اتکا به رهنمودها و تأکیدات ریاست دانشگاه، رویکردی فعال و چندلایه را در مواجهه با این تحولات در دستور کار قرار داده است؛ این رویکرد هم ناظر به حضور مؤثر و مسئولانه در میدانهای اجتماعی در کنار مردم، دولت و سایر بخشهای حاکمیتی است و هم بر ساماندهی جریان منسجم علمی و پژوهشی برای فهم دقیق ابعاد این پدیده استوار است.
وی هدف این اقدامات را تولید دانش و نظریهپردازی، ثبت و مستندسازی تحولات، ارتقای آگاهی عمومی و تبیین واقعیتها برای افکار عمومی در سطح ملی و بینالمللی دانست و افزود: معاونتها و واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی برنامهریزی گستردهای را برای مطالعه، تحلیل و تبیین ابعاد گوناگون این جنگ در حوزههای سیاسی، اجتماعی، رسانهای و فرهنگی آغاز کردهاند.
جنگها در میدان روایتها تعیین تکلیف میشوند
نصراللهی در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به ماهیت جنگهای جدید گفت: در دنیای امروز، جنگها بیش از آنکه در میدان نظامی تعیین تکلیف شوند، در «میدان روایتها» و نبرد شناختی شکل میگیرند و رسانهها به بازیگران اصلی این عرصه تبدیل شدهاند.
وی ادامه داد: رسانههای غربی در جنگ اخیر عملاً بهعنوان قرارگاه و اتاق عملیات عمل کردند و با سه راهبرد «شوک ادراکی»، «گزینشگری و سانسور هدفمند» و «تطبیق روایت با واقعیت میدان» تلاش کردند ادراک عمومی را مدیریت کنند.
برخی رسانههای فارسیزبان در مسیر اهداف دشمن حرکت کردند
این استاد دانشگاه افزود: برخی رسانههای فارسیزبان نیز از نقش حرفهای فاصله گرفته و در قالب «اتاق عملیات روانی» عمل کردند و با تولید نفرت، جهتدهی اخبار و حتی ارائه اطلاعات حساس، در مسیر اهداف دشمن حرکت کردند.
رسانههای داخلی نیازمند ارتقای حرفهای و بازسازی اعتماد هستند
نصراللهی در ارزیابی عملکرد رسانههای داخلی بیان کرد: رسانههای داخلی اگرچه نسبت به گذشته فعالتر عمل کردند و در تقویت انسجام ملی نقش داشتند، اما همچنان نیازمند ارتقای حرفهای، عبور از هیجانزدگی، تقویت تحلیلمحوری و بازسازی اعتماد عمومی هستند.
وی با انتقاد از برخی رفتارهای رسانهای افزود: پوشش هیجانی حضور مسئولان در شرایط تهدید، بدون توجه به ملاحظات امنیتی، میتواند تبعات جدی داشته باشد و رسانهها باید در چنین مواردی نقش مسئولانه، انتقادی و مطالبهگرانه ایفا کنند.
لزوم مدیریت ارتباطی جامعه در شرایط پساآتشبس
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه با اشاره به شرایط روانی جامعه در وضعیت پساآتشبس گفت: جامعه در حال حاضر با ترکیبی از شوک، نگرانی، ابهام و خشم مواجه است و اگر این وضعیت بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به فرسایش اعتماد عمومی منجر شود.
وی تأکید کرد: در این شرایط، مداخله ارتباطی سریع، شفاف، صادقانه و اقناعی ضروری است و رسانهها باید همزمان واقعیتها را تبیین و هیجانات جامعه را مدیریت کنند.
آتشبس به معنای پایان تقابل نیست
نصراللهی در ادامه با بیان اینکه آتشبس به معنای پایان تقابل نیست، اظهار کرد: تجربه نشان داده است که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند نیست و احتمالاً از آتشبس بهعنوان راهبردی دیگر برای رسیدن به اهداف خود استفاده خواهد کرد؛ بنابراین نباید جامعه را به پایانیافتگی کاذب رساند.
لزوم پرهیز از خوشبینی به آتشبس و بیاعتمادی به وعدههای دشمن
اکبر نصراللهی در ادامه این گفتوگو تأکید کرد: مردم در عین اعتماد به مسئولان و حمایت از تصمیمات آنان، نباید به آتشبس دلخوش باشند و به دشمنان و وعدههای آنان اعتماد کنند؛ چراکه بیاعتباری این تعهدات بخشی از رفتار تثبیتشده آنهاست.
روایت پیروزی باید بر شکاف «هدف–نتیجه» متمرکز باشد
وی با اشاره به نقش رسانهها در تبیین روایت پیروزی اظهار کرد: روایت پیروزی باید مبتنی بر مدل «هدف–عملکرد–نتیجه» باشد و شکاف میان اهداف اعلامی دشمن و نتایج واقعی میدان، بهصورت مستند و اقناعی برای افکار عمومی تبیین شود.
نصراللهی ادامه داد: در سطح اهداف، آمریکا و رژیم صهیونیستی صراحتاً و مکرر با اهدافی چون تغییر نظام جمهوری اسلامی، تجزیه ایران، نابودی توان دفاعی، جلوگیری از پیشرفت، خروج اورانیوم غنیسازیشده، تسلط بر تنگه هرمز، اشغال جزیره خارک و حتی نابودی تمدن ایران و بازگرداندن کشور به شرایطی شبیه «عصر حجر» وارد میدان شدهاند.
وی افزود: اما در سطح نتایج، آنچه در عمل رخ داد و مورد مشاهده جهانیان قرار گرفت، نشان داد که با وجود استفاده گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی از تمامی ظرفیتها و پایگاههای نظامی و همچنین همراهی متحدان بینالمللی و منطقهای، انسجام داخلی ایران حفظ و حتی تقویت شد، توان بازدارندگی کشور تداوم یافت و اهداف کلیدی آنها محقق نشد.
این استاد مدیریت رسانه تصریح کرد: حتی اقداماتی مانند ترور همزمان مقامات عالیرتبه نظامی و سیاسی نیز نتوانست به تحقق اهداف اعلامی آنها منجر شود و در نهایت، طرف مقابل ناگزیر به پذیرش آتشبس و ورود به مسیر مذاکره شد؛ بنابراین، روایت پیروزی باید بر «شکاف میان اهداف و نتایج» بهصورت مستند، مقایسهای، مستمر و اقناعپذیر متمرکز باشد.
ضرورت حرکت رسانهها از هیجانمحوری به تحلیلمحوری
نصراللهی در پایان خاطرنشان کرد: رسانههای داخلی برای موفقیت در این دوره باید از هیجانمحوری به سمت تحلیلمحوری حرکت کنند، مرجعیت کارشناسی را تقویت کنند و با تولید روایتهای مستند، واقعبینانه و اقناعی، همزمان به تقویت امید، هوشیاری و انسجام ملی بپردازند.
انتهای پیام
