مقابل عمارت سه طبقه تلفنخانه رشت که بایستید، از رنگی که بر جداره سیمانی نشسته، میتوان فهمید که تازه سفید شده است. از آن بهتر، آبی نیلی نشسته بر درب و پنجرههای چوبی عمارتی است که در سال ۱۳۱۱، حاج آقا «کریماُف» در رشت ساخت. عمارتی که نمادی از نسل جدید ارتباطات برای مردم بود. سازهای که ابتدا کاربری آن «تلفنخانه» بود و بعدها با تغییراتی در بام و نصب چند دکل «رادیو» را هم به خانههای مردم آورد.
بنایی که پس از بهمن ۱۳۵۷، با رفتن مالک اصلی و دست به دست شدنهای متعدد، در سازهاش تغییرات غیراصولی رخ داد. حالا از آن ورودی وسیع و گشوده خبری نیست. ورودی که با دو راه پله نیم دایره به طبقه دوم میرفت و سقف مشبک آن بر زیبایی عمارت میافزود.

ورودی اصلی متاسفانه مسقف و انبار شده و راه پلهای باریک ما را به طبقه دوم میرساند. درب چوبی نیلی رنگ در طاق هلالی قرارگرفته و نردههای مشبک و پیچ در پیچ بر زیبایی آن افزوده است. در را باز میکنم، سالنی وجود دارد که هنوز بوی رنگ میدهد. در چوبی دیگری به بالکن روبه خیابان باز میشود. روی بالکن میایستم، رنگ کهنگی، حلبهای زنگزده بام و سیمان تبله کرده ساختمان روبرو، نشان از قدمت بنا میدهد. روی سردرب، نوشته رنگ و رو رفته «توانا بود، هرکه دانا بود» را میبینم و همین کافی است تا متوجه شویم ساختمان روبروی تلفنخانه رشت، زمانی مدرسه بوده است.

پیش از ورود به طبقه سوم، یک دستگاه تلفن قدیمی به دیوار نصب شده و دست خطی از «رحیم کوچصفهانی». سندی که توضیح میدهد پدرش در سال ۱۲۹۴ تلفن را به رشت آورده و ۱۷ سال بعد با ساخت این عمارت باشکوه، تلفنخانه صاحب ساختمان مستقلی میشود و بعدها امتیاز تلفن به دولت واگذار شده است.
از راه پله چوبی و مارپیچ به طبقه سوم میروم. طبقهای که بعدها با آمدن تلفن به منازل، کاربری جدیدی یافت. این بار «رادیو» وسیله ارتباطی جدیدی شد و اکنون من در طبقهای هستم که روزگاری برنامههای رادیو رشت از همینجا ضبط میشد.

راهاندازی رادیو رشت ابتکاری از سوی شادروان «جهانگیر سرتیپپور» بود و تیمی ۴۵ نفر از کارکنان رادیو که حالا تصویر آنها را میتوان بر دیوار عمارت دید. اگرچه اکنون صدای بزرگان موسیقی گیلان همچون عاشورپور، منوچهر ویسانلو، ناصرمسعودی و... در این ساختمان ضبط نمیشود، ولی رادیوی قدیمی پیشخوان صدای آنها را برای بازدیدکنندگان پخش میکند.
افرادی که حالا به ساختمان رادیو رشت میآیند که دو سالی است کاربری جدیدی یافته؛ با این حال نشستن پشت میز و صندلیهای «رستوران تلفنخانه» تنها صرف چای و رشته خشکار گیلانی نیست. تورق در روزنامههایی است که زمانی در رشت چاپ میشد و یا دیدن عکسهایی از شاخصترین مشروطهخواهان گیلان همچون میرزا حسین خان کسمایی، دیدن تفنگهای سرپری که مبارزان جنبش جنگل استفاده میکردند و تصویر سرتیپپور که در سال ۱۳۳۴ اداره رادیو را در رشت راهاندازی کرد. مردی که هرچند بارها قبای انجمن شهر، شهردار و نماینده مجلس را پوشید، اما اقدامات فرهنگیاش با گذر زمان ثابت کرد «دوصد گفته را چون نیم کردار نیست».

شهرام صفری، مالک جدید بخشی از عمارت تلفنخانه میگوید: هدف من احیای یکی از بناهای مهم این شهر است که تنها سازه نیست، بلکه ساختمانی است که بخشی از تاریخ این شهر را ساخته است. مالکیت اصلی این ساختمان نوههای حاج آقا کوچصفهانی هستند و مالکان فعلی عمدتا سرقفلدار و یا اجارهدار هستند. اگرچه پس از انقلاب، برخی از اجارهداران در سازه مداخلاتی داشته و بنا را از اصالت نخست خود دور کردند. با این حال تلاش من این بوده که با خرید بنا بتوانم این عمارت باشکوه را احیا نمایم.
وی با اشاره به هزینههای سنگین احیا و مرمت از یک سو و کسادی کسب و کار در بحران اقتصادی فعلی افزود: با اینکه در جنگ اخیر، سیل عظیمی از هموطنان به گیلان پناه آوردند، اما وضعیت کسب و کار کافهها و رستورانها، نه تنها رونق نیافت، بلکه هزینهها را هم تامین نکرد. بالا رفتن اقلام خوراکی از یک سو و کاهش درآمدها باعث شد حتی در تعطیلات نوروز نیز دخل و خرج رستوران تلفنخانه همخوان نباشد.

شهرام صفری که شغل اصلیاش جز رستورانداری است، با درآمدش توانسته بخشی از طبقه دوم را نیز خریداری نماید. او درباره تغییرکاربری بخش دوم میگوید: ایده من راهاندازی یک فضای فرهنگی است. سالن وسیع طبقه دوم این امکان را میدهد که بتوان از این مکان برای اجرای نمایشگاهها و نشستهای فرهنگی و هنری بهره برد و امیدواریم آرامش به زودی به کشور بازگردد و بتوانم از مجموعه اسنادی و روزنامههایی که شخصا طی سالها جمعآوری کردهام، برای ارتقای سطح فرهنگی رشت تلاش کنیم.
به گزارش ایسنا در کتاب «خانههای تاریخی رشت، تالیف مهری شیرمحمدی» در خصوص تلفنخانه رشت آمده: «حاج آقا کریماف» در سال ۱۲۹۴ در یکی از حجرههای سرای محتشم هشت دستگاه تلفن برای استفاده مردم رشت راه اندازی کرد. «کم کم که مردم با فواید تلفن آشنا شدند، ناگزیر شبکه تلفن گسترش یافت. از این زمان بود که نام حاج آقا (معروف به کریم اف) که شناسنامه کوچصفهانی گرفته بود، با تلفن همراه شد. مشارالیه ساختمان محکمی تحت نظر معماران آلمانی ساخت و مرکز تلفن و امور اداری آن در یکجا قرار گرفت و دفتر شخصی کوچصفهانی نیز در همان ساختمان مستقر شد و در زیر ساختمان نیز چند باب مغازه احداث کرد.

کوچصفهانی مردی دانا و کارآمد و علاقمند به کارهای جدید و تازه بود و در رشت مردی شاخص و محتشم و مورد وثوق بود. این مرد با ذوق و همت با دریافت ماهی ۶ تومان (شصت ریال) بابت اشتراک، به مردم ولایت خود تلفن داده بود و این نرخ و راه و رسم تا حکومت دکتر مصدق ادامه داشت. در آن زمان با رعایت موازین قانونی و پرداخت خسارت، تلفنخانه رشت از حالت شخصی و خصوصی به مالکیت ملی درآمد.


میگویند کوچصفهانی برای آوردن دستگاه تلفن به آلمان سفر کرده بود و زمان این مسافرت خیلی پیشتر از جنگ بینالملل اول است که ویلهم پادشاه آن سرزمین بود. به هرجهت دستگاهی از روسیه خریداری کرد و کار خود را با دو نفر با نامهای «گریشا و سیمون» بهعنوان سیمکش تلفن و راننده شروع کرد. در آغاز سه رشته سیم در شهر رشت کشید که این سیمها به منزل سردار معتمد، سپهدار رشتی (آخرین رئیس الوزراء قاجار) در محل استقرار نماینده دولت مرکزی در رشت متصل شده بود. اولین محل نصب هم سرای محتشم و زیر تجارتخانه پدرم بود. مردم برای تماشای دستگاهی که صدا را منتقل میکند و طرفین صدای یکدیگر را بشنوند، از هم سبقت میگرفتند.
بعد فوت پدرم من (رحیم) و برادرم، مسئولیت اداره تلفن خانه گیلان را عهدهدار شدیم. در سال ۱۳۲۱ بازرسی تلفن گیلان به من سپرده شد وقتی تلفن ملی شد من و برادرم طبق قانون کارمند دولت شدیم».

انتهای پیام
