امیر الهامی در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: پس از مطالعه آثار عطار، نوعی شجاعت برخاسته از معنویت و عرفان در آدمی جان میگیرد. با ژرفنگری در جهانبینی این شاعر گرانقدر، مشاهده میکنیم که مفاهیمی چون نترس بودن و عرفان، نه تنها در کنار یکدیگر قرار میگیرند بلکه نسبتی عمیق و درهمتنیده با یکدیگر دارند.
وی افزود: در تاریخ، بیان برخی از حقایق، کاری بس دشوار بوده است. بسیاری از باورها و اندیشههایی که به ویژه در حوزه مباحث عرفانی و اخلاقی مطرح میشده است، به راحتی با برچسبهایی چون الحاد و زندقه مواجه میشدند.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی خاطرنشان کرد: در تاریخ خودمان شاهد هستیم که عارفان بسیاری مورد نکوهش قرار گرفتهاند، افرادی چون عینالقضات همدانی را به اتهام الحاد، تکفیر کردهاند، منصور حلاج را به دار آویختند و سهروردی را آواره دیار خود ساختند. بنابراین، عطار با تاریخی مواجه بود که در آن هر کسی که سخنی متفاوت از میل صاحبان قدرت در حوزه عرفان بر زبان میآورد، با مشکل روبرو میشد.
الهامی به راهکار عطار برای عبور از این موانع اشاره کرد و گفت: در چنین شرایطی، عطار چارهای جز استفاده از زبان تمثیل نداشت. زبان تمثیل، تواناییهای خاص خود را دارد اما خود این زبان نیز محدودیتهایی را به همراه دارد. به نظر میرسد عطار، پس از سنایی، نخستین کسی است که توانست این محدودیتها را با لحن «حماسه عرفانی» از میان بردارد.
او افزود: منظور از حماسه عرفانی این است که ما با عطاری روبرو هستیم که به راحتی دغدغههای عمیق خود را مطرح میکند. برای مثال، هنگامی که او به نام دین و خدا میپردازد، میگوید «نام خدا، نان است». این حرف، سخنی بسیار بزرگ است و بیانگر تحول عرفانی شگرفی است که در کلام عطار میتوان مشاهده کرد.

شجاعت کلام عطار در بیان مفاهیم حساس در زمانهای دشوار
این پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی با تاکید بر شجاعت عطار در طرح مسائل اجتماعی و اقتصادی، به داستان «پادشاه لخت» اشاره کرد و گفت: عطار در این داستان، موضوعی را مطرح میکند که بسیاری از افراد حتی جرأت بیان آن را نداشتند. در حکایت دیگری در زمان قحطی که زندگان، مردگان را میخورند، عطار از زبان مردی دیوانه میگوید «چون نداری رزق کمتر آفرین». این حرف، در جهانی که با یک جمله، سهروردی را آواره دیار خود میکرد، نیازمند تحول و بیباکی بسیار بوده است. البته عطار، با احتیاط عمل کرده و با خلق شخصیت دیوانه، توانسته بود تا حدی از شدت تعصبات جلوگیری کند اما با این حال، این تحول و بیباکی در کلام او موج میزند.
وی با بیان اینکه حرفهای عطار، حرفهای نویی بوده است که پیش از او گفته نشده بود، افزود: عطار میراثدار جریانی نوپا بود. سنایی اندیشههای عرفانی را به شعر وارد کرده بود و عطار این اندیشهها را پرورش داد. بنابراین اگر بپذیریم که عطار توانست با زبان حماسی خود، محدودیتهای زبان تمثیل را از میان بردارد، متوجه خواهیم شد،که حجمی از تحول و بیباکی که پس از کلام او در مواجهه با جهان پیرامون در ما ایجاد میشود، قابل توجه است.
این مدرس زبان و ادبیات فارسی، خاطرنشان کرد: همانطور که فردوسی در مواجهه با حاکمان و امیران، لحنی حماسی و تحولآفرین در ما ایجاد میکند، عطار نیز در جهان درون انسان و در طرح پرسشهای بنیادین وجودی، بیانی سرشار از شجاعت را پس از خود در زبان شاعران ما به ارمغان گذاشت.
جایگاه ویژه عرفان در اندیشه عطار؛ تقاطع تجربه شخصی و اقتضائات عصر
الهامی توضیح داد: نگاه ما به عرفان پیش از حمله مغول با دوران پس از آن تفاوت بنیادینی دارد. در دوره پیش از مغول، مباحث عرفان نظری و عملی مطرح بود اما پس از حمله مغول، شاهد رویکردی متفاوت هستیم. روحیه تسلیم در برابر تقدیر و دور شدن از درگیریهای اجتماعی، از مشخصههای این دوران است.
وی به تمایز رویکرد عطار از این روند عمومی اشاره کرد، دلایل آن را دوگانه برشمرد و افزود: دلیل نخست، خود نام «عطار» است. پیش از عطار، این واژه بیشتر به معنای شغل عطرفروشی بود، چنانکه در گلستان سعدی نیز دانایان همچون عطار «به معنای دقیق و باطنبین» در مقابل نادانانِ پرهیاهو «مانند قاضی» قرار میگیرند اما پس از عطار، این واژه بار معنایی و جایگاهی خاص یافت.

این مدرس زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: دلیل دوم و مهمتر این است که عطار، رویکرد عاری از مسئولیت اجتماعی عرفای دوران خود را که پس از حمله مغول رواج یافته بود، الزاما دنبال نمیکند. او نگاهی مسئولانه به جریانهای عارفانه دارد و عرفان را صرفاً یک رفتار شخصی تلقی نمیکند. در نگاه عطار، عارف فردی است که در محیط اطراف خود تأثیرگذار بوده و اطرافیان را به جریان فکری خود دعوت میکند. همین امر سبب میشود که پرداختن به جمعهای عارفانه در زمان عطار، پس از حمله مغول، به یک پیوست اجتماعی تبدیل شود.
الهامی توضیح داد: عطار خود را از زندگی اجتماعی جدا نمیبیند. او در دل جامعه میزیسته و 850 داستان و حکایت او، جملگی از بطن جامعه برخاسته است. قهرمانان داستانهایش طیف وسیعی را در بر میگیرند، از مردهشور و زن و طبیب گرفته تا دلقک؛ این تنوع قهرمانان در زبان عطار، به نوعی با تعهد اجتماعی عارف پیوند خورده و نشان میدهد، که عرفان در اندیشه او، جدای از زندگی جمعی و مسئولیتهای اجتماعی نیست.
بررسی رویکردهای عطار در بیان مفاهیم عرفانی و روشهای بهرهگیری از آنها
وی با بیان اینکه اگر نتوانیم مفاهیم عرفانی و اخلاقی عطار را با زبان و نیازهای زندگی کنونی پیوند بزنیم، بزرگداشت او سودی نخواهد داشت، خاطرنشان کرد: دو رویکرد اصلی در مواجهه با آثار عطار وجود دارد؛ رویکرد اول بهرهگیری اخلاقی و واقعگرایانه است که بر استخراج درسهای اخلاقی و انسانی از داستانهای عطار که قابلیت انطباق با چالشهای امروز را دارند، تمرکز دارد.
الهامی ادامه داد: دومین رویکرد اصلی در مواجهه با آثار عطار، ژرفای عرفانی در مسیر اخلاق و اجتماع است که به عمق عرفانی کلام عطار و بازتاب آن در مسیر زندگی اخلاقی و اجتماعی امروز میپردازد. همچنین درحکایتی از بایزید بسطامی، که در آثار عطار نیز آمده است، بایزید پس از ۱۰۰ سال عبادت و سلوک، در طلب دیدار خداوند، در نهایت با خود خویش روبرو میشود. این حکایت، کلیدی برای درک مفهوم «خودشناسی» به عنوان والاترین دانش است.

این پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی با طرح این پرسش که مخاطب امروز چقدر خود را میشناسد و بر چه اساس برای آینده خود برنامهریزی میکند، یادآور شد: بسیاری از داستانهای عطار، با محتوای زندگی امروز قابل تطبیق است و میتواند در پروندههای روانشناسی، جامعهشناسی و فرهنگ عامه وارد شده و پاسخگوی نیازهای انسان معاصر باشد. ما باید به این جنبه از خودشناسی در آثار این شاعر توجه کنیم و در پی پاسخ به این باشیم که واقعا چقدر خود را میشناسیم.
الهامی در تشریح رویکرد عرفانی عطار، توضیح داد: بخشی از این رویکرد، عرفانی انزواطلبانه است که در آن، فرد گوشهای از دنیا را برگزیده و تنها به عبادت خداوند میپردازد. همچنین این رویکرد نوعی «جهاد اکبر» و مبارزه با نفس است که رهاورد آن فردی و شخصی است.
این دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی با اشاره به این نقل قول از شیخ ابوسعید ابوالخیر در «اسرار التوحید» که میگوید عارف کسی است که با وجود حضور در زندگی اجتماعی، همواره خداوند را در نظر دارد، تاکید کرد: این امر نیازمند تحول، بی باکی و شجاعت است. عرفان عطار، رویکردی تحولآمیز و اجتماعی دارد. دادههای عرفانی عطار زمانی معنا مییابند که فرد در متن جامعه حضور داشته باشد و تحلیلگرانه با مسائل برخورد کند.
انتهای پیام
