• پنجشنبه / ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱:۲۵
  • دسته‌بندی: خراسان شمالی
  • کد مطلب: 1405012714404

روزهای نجات، شب‌های همدلی؛ قصه امدادگرانی که پای ایران ماندند

روزهای نجات، شب‌های همدلی؛ قصه امدادگرانی که پای ایران ماندند

ایسنا/خراسان شمالی در میانه دود و آوار جنگی که ناعادلانه به کشور ما تحمیل شد، امدادگران و داوطلبان جمعیت هلال‌احمر نه تنها خالصانه به دل خطر زدند، بلکه با دل‌هایی پر از اندوه و امید، همزمان نقش امدادگر، همدل و حتی پشتیبان اجتماعی را ایفا کردند؛ روایت‌هایی که از دل میدان انفجارهای دشمن و شب و روزهای نبرد با دشمن بیرون آمده، تصویری فراتر از یک عملیات امدادی صرف را نشان می‌دهد.

وقتی صدای انفجار و عبور جنگنده‌ها بر فراز شهر شنیده می‌شود، بسیاری از مردم به دنبال پناهگاهی امن هستند؛ اما در همان لحظه، امدادگران هلال‌احمر به سمت محل اصابت‌ها می‌روند. مصطفی رحیمی، امدادگر داوطلب هلال‌احمر، از نخستین روزهای حملات در صحنه حضور دارد و در میان آوار، مجروحان و خطر بمباران‌های دوباره، امدادرسانی می‌کند. روایت او، تصویری از روزهایی است که امدادگران در میان آژیرها و انفجارها، برای نجات جان انسان‌ها تلاش می‌کنند.

مصطفی رحیمی یکی از سرپرست تیم امدادی هلال احمر خراسان شمالی هست که در جنگ رمضان برای امدادرسانی در ابتدای جنگ رمضان به تهران اعزام شد که در گفت و گو با ایسنا، می‌گوید: نکته اولی که در این جنگ به چشم می‌خورد موضوع تلفات غیرنظامی هاست که ۹۰ درصد از افرادی که در این جنگ به شهادت رسیده غیرنظامی و زن و بچه بوده اند و این همان هدیه ای بوده که ترامپ  بر روی  سر زن و بچه‌های مردم ریخته است.

وی به ماموریت خود در این جنگ در شهر تهران اشاره می کند؛ یکی از سخت‌ترین مأموریت‌هایی که داشتم یک ساختمان مسکونی سه طبقه بود که مورد اصابت قرار گرفته و فروریخته بود. ما وارد آوار شدیم تا عملیات جست‌وجو و نجات انجام دهیم. در این ساختمان حدود ۳۰ نفر به شهادت رسیده بودند.

تلخ‌ترین قسمت این ماموریت این بود که شهدای پیدا شده در این ساختمان همه تکه تکه شده بودند و ما در این عملیات موفق شدیم فقط پیکر سه شهید را به طور کامل پیدا کنیم. و متاسفانه در این عملیات دست یک کودک که سن او کمتر از یک سال بود پیدا شد.

این روزها در این مأموریت‌ها، امدادگران نخستین گروهی هستند که به محل حادثه می‌رسند و باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن برای نجات مصدومان اقدام کنند: در یکی از اصابت‌ها ما اولین تیمی‌بودیم که به محل رسیدیم. خانواده ها منتظر بودند تا افراد خانواده هایشان که در ساختمان بودند از زیر آوار به بیرون منتقل شود در آن میان مادری دنبال فرزندش به نام پژمان می‌گشت و می‌گفت پسرم در این ساختمان است. بعد از تلاش‌های فراوان توانستیم پژمان را از زیر آوار پیدا کنیم و من کمی زودتر از پیکر این شهید از محل آوار خارج شدم که آن مادر من را دید و گفت پژمان را پیدا کردید و به او گفتم چه بگویم. مادر متوجه شد که پیکر پسرش پیدا شده است و دوباره به من گفت زنده نیست. چیزی نداشتم که به این مادر بگویم اما او من را بغل کرد و تشکر کرد که حداقل توانسته ایم پیکر پسرش را برایش پیدا کنیم.

من تجربه آواربرداری‌های زیادی را در زلزله ها داشتم اما چیزی که در این میان کار امدادگران هلال احمر را سخت‌تر می‌کرد این است که ساختمانی که مورد اصابت قرار گرفته دوباره بعد از حدود ۲۰ دقیقه دیگر مورد اصابت قرار می‌گرفت و این امر کار آواربرداری و امدادرسانی امدادگران هلال احمر را خیلی سخت‌تر می‌کرد.

مهمات دو زمانه از دیگر مواردی است که کار امدادگران را سخت‌تر می‌کند. تعدادی از مهمات بعد از اصابت دوباره بعد از ۲۰ دقیقه منفجر می‌شدند. گروه‌های چک و خنثی قبل از اینکه امدادگران وارد ساختمان شوند بررسی‌های لازم را انجام می‌دهند تا اگر مهمات عمل نشده ای وجود داشته باشد خنثی کنند اما گاهی اوقات ممکن بود این مهمات پیدا نشوند و عملیات چک و خنثی انجام نشود.

با وجود همه خطرات و خستگی‌ها، آنچه به امدادگران انرژی می‌دهد، همراهی و قدردانی مردم است: چیزی که واقعاً به ما نیرو می‌داد، محبت مردم بود. خیلی‌ها وقتی ما را در لباس امدادی می‌دیدند جلو می‌آمدند و خسته نباشید می‌گفتند. بعضی‌ها برایمان غذا می‌آوردند. یادم هست در یکی از عملیات که خارج شدم یک خانم ساندویچ هایی را آماده کرده بود که یکی از به من داد اما چون دستهایم کثیف بود نتوانستم آن را قبول کنم اما آن خانم به اندازه یک لقمه از آن ساندویچ جدا برای من جدا کرد و گفت حداقل این یک لقمه را بخور که اقدام این خانم من را به یاد مادر خودم انداخت که وقتی می‌خواستیم با عجله از منزل خارج شویم همیشه به اندازه یک لقمه ساندویچ آماده می‌کرد و داخل دهانمان می‌گذاشت.

مردم وقتی ما را می‌دیدند با احترام و مهربانی صحبت می‌کردند. همین باعث می‌شد خستگی از تنمان بیرون برود.

با وجود خطر حملات دوباره، امدادگران همچنان در حالت آماده‌باش باقی مانده‌اند و عملیات‌های جست‌وجو و آواربرداری ادامه دارد: ما همچنان در میدان هستیم و مردم را تنها نمی‌گذاریم. تجربه جنگ قبلی به ما کمک کرده بود که نقاط ضعفمان را بشناسیم و تجهیزاتمان را آماده کنیم. البته این جنگ خطرناک‌تر بود، چون بارها پیش می‌آمد که هنگام امدادرسانی دوباره همان محل را هدف قرار می‌دادند. با این حال ما کارمان را انجام می‌دهیم. مردم هم همیشه کنار ما هستند.

انتهای پیام